چشم‌اندازی به آیندۀ افغانستان
پربازدیدترین اخبار (شش ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (۲۴ ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (هفت روز اخیر)

تن بی‌نور ستارگان

- پیام آفتاب

پیام آفتاب
6 ماه پیش

چشم‌اندازی به آیندۀ افغانستان

وضعیت افغانستان با گذشت زمان پیچیده و مبهم می گردد. جنگ ها و کشمکش های سیاسی به گونۀ روز افزون افزایش می یابد و نهادهای دولتی هم با بحران مشروعیت مواجه گردیده و آینده نیز تاریک و در هالۀ ابهام قرار دارد. رهبران دولت وحدت ملی افغانستان در آغاز مأموریت خویش، برخی تعهدات و وعده هایی به مردم و جامعۀ جهانی سپرده بودند که تا کنون بخشی از آن را عملی نتوانسته اند. برخلاف موعد توافق نامۀ سیاسی تشکیل حکومت وحدت ملی، اصلاحات انتخاباتی نیمه تمام باقی مانده است؛ لویه جرگۀ قانون اساسی برگزار نشده و با گذشت بیشتر از دو سال از عمر دورۀ شانزدهم پارلمان، تاریخ برگزاری انتخابات پارلمانی نامشخص می باشد. انتخابات شوراهای ولسوالی - که برای برگزاری لویه جرگه با اهمیت می باشد - نیز تدویر نیافته است. از یک سو بحران مشروعیت سیاسی و اجتماعی و از جانب دیگر، گُسترش روز افزون نا امنی و خشونت ها نگرانی ها را نسبت به آیندۀ این کشور بالا برده است. نزدیک به دو ونیم سال از عمر حکومت وحدت ملی می گذرد؛ اما هیچ برنامه یی به منظور برگزاری انتخابات پیش روی ریاست جمهوری وجود ندارد. با این وضع، تحلیل ها بر این است که احتمالاً به دلیل ناامنی ها و نبود امکانات و هزینه های لازم، انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری با تأخیر برگزار شود. عده یی از منتقدان باور دارند که رهبران حکومت اراده یی به برگزاری انتخابات ندارند. افغانستان در حال حاضر با چالش های بی شماری دست وپنجه نرم می کند. افزایش نا امنی ها نا امنی در یک ونیم سال پسین در افغانستان افزایش یافته و شمار تلفات نیروهای امنیتی این کشور به مراتب بیشتر شده است. بر بنیاد گزارش نهادهای بین المللی، دولت افغانستان به 40 درصد جغرافیای خویش حاکمیت ندارد. هرچند برخی منابع این رقم را 50 درصد و حتا بیشتر از آن می دانند. پس از مرگ رهبران طالبان انتظار می رفت، این گروه تضعیف گردد و به حاشیه رانده شود؛ اما برعکس طالبان با گذشت زمان قدرت نمایی کردند و به مبارزۀ مستقیم و رویاروی با نیروهای افغانستان پرداختند. طالبان - به استثنای بخش کوچک مرکز ولایت- بر جغرافیای ولایاتی مثل هلمند، ارزگان و برخی مناطق در شمال افغانستان کنترل دارند. اکنون، تنها طالبان نیستند که با دولت افغانستان مبارزۀ مسلحانه می کنند، بل که داعش نیز به عنوان یک گروه تروریستی جهانی، فکر تسلط و صف آرایی در میدان افغانستان را در سر می پروراند. نبرد داعش در افغانستان بیشتر رویکرد فرامنطقه یی دارد و عمدتاً متمرکز به کشورهای آسیای مرکزی و روسیه می باشد. اما باورها بر این است که داعش به لحاظ فکری، قومی و اجتماعی در افغانستان استقبال نخواهد شد. حتا جریان های افراطی مثل طالبان با این گروه مخالف هستند. از داعش تصویر بسیار زننده و نفرت انگیزی در جامعۀ افغانستان وجود دارد. با وجود این که داعش در برخی مناطق سر برآورده است، اما به نظر نمی رسد همانند طالبان بتواند در لایه های اجتماعی افغانستان نفوذ کند. زیرا در تضاد با نشنلیزم افغانی است. البته افغانستان برای جلوگیری از رشد و سربازی گیری داعش نیازمند همکاری جامعۀ بین الملی است. جنگجویان خارجی در افغانستان بیشتر از طالبان متمایل به داعش هستند. بنابراین، کشورهای بزرگ به ویژه امریکا و روسیه باید در برابر داعش مبارزۀ مشترک، مصمم و پی گیر داشته باشند و به تفاهم برسند. ارادۀ کابل نیز در زمینۀ نابودی هراس افگنان داعش اهمیت بنیادین دارد. چشم اندازی به انتقال سیاسی فضای سیاسی افغانستان همچنان انتخاباتی است. در شرایطی که هنوز پس لرزه های انتخابات پرتنشِ 2014 باقی است، بحث انتخابات پارلمانی و شورای ولایتی، سرخط خبرهای افغانستان شده است. از چندسال بدین سو، اذهان عمومی در افغانستان درگیر انتخابات بوده است. مسلم است که احزاب سیاسی، نهادهای سالم انتخاباتی و حق تعیین سرنوشت و حاکمیت مردم از پیش نیازهای یک نظام مردم سالار می باشد. اما به نظر می رسد در زمینۀ توسعۀ سیاسی و حضور احزاب سیاسی ملی و نیرومند در پانزده سال پسین کارهای در خور صورت نگرفته است. انتخابات افغانستان همواره با چالش و بحران مواجه بوده است. انتخابات گذشتۀ ریاست جمهوری افغانستان را تا مرز یک جنگ تمام عیار داخلی به پیش برد. با وجود تجربه های تلخ گذشته دولت وحدت ملی برای جلوگیری از تکرار تنش های سیاسی- انتخاباتی کاری نکرده است. بر بنیاد قانون اساسی، دولت افغانستان باید انتخابات ریاست جمهوری را در سال 2019 برگزار کند و قدرت را به گونۀ مسالمت آمیز انتقال دهد. اگر به دلایل سیاسی، اقتصادی و امنیتی زمینۀ برگزاری انتخابات مساعد نباشد، وضعیت برای افغانستان فاجعه بار تمام خواهد شد. برخی پژوهشگران پیش بینی می کنند که اگر حکومت آینده از طریق لویه جرگه، ادارۀ موقت و یا هم روش های غیردموکراتیک روی کار آید، بحران دامن گیرتر و هرج و مرج گسترده خواهد شد. با این وضع، تنها راه پیش روی دولت برگزاری انتخابات است. اما برگزاری انتخابات در شرایطی که 60 درصد جغرافیای افغانستان با خشونت و نا امنی مواجه است، کار آسانی نخواهد بود. بنابراین، پیش بینی می شود بحران سیاسی در 2019 وسعت یابد. در پانزده سال پسین حکومت های افغانستان از طریق انتخابات روی کار آمد؛ اما از نداشتن مشروعیت لازم رنج می برد. اتهامات گستردۀ تقلب در چند دوره انتخابات پایه های اجتماعی و عمومی نظام را سست کرده است. با این حال، اگر قرار باشد در آینده حکومتی روی کار آید که از قاطبۀ مردم نماینده گی نکند، بحران همه گیر خواهد شد. حکومتی که از راه های غیر انتخابات روی کار آید، برای گروه های سیاسی، جریان های اپوزیسیونی و مخالفان نظامی کشور، دلیل و استدال خوبی برای مقابله با دولت شکل خواهد گرفت. در توافق نامۀ تشکیل حکومت وحدت ملی بر تغییر نظام سیاسی این کشور تأکید شده بود. ناظران معتقدند که یک راه عمدۀ جلوگیری از هرج و مرج سیاسی تغییر نظام سیاسی و ایجاد صدارت در این کشور می باشد. تغییر نظام هم وابسته به برگزاری انتخابات پارلمانی، شورای های ولسوالی و لویه جرگه است. با تغییر نظام سیاسی، احتمالاً کشمکش های انتخاباتی نیز فروکش خواهد کرد. به هرو، تحت هر شرایطی، جامعۀ جهانی و رهبران سیاسی افغانستان باید از فروپاشی سیاسی در این کشور جلوگیری کرده و بقای نظام را تضمین نمایند. تعامل با منطقه و جهان وضعیت افغانستان به گونۀ مستقیم متأثر از تحولات جهانی است. افغانستان در پانزده سال پسین بیش از حد متکی به جامعۀ جهانی به ویژه امریکا بوده است. در مناسبات حاکم سیاسی در افغانستان در یک دهه و اندی کمتر جایگاهی به کشورهای تأثیرگذار منطقه قایل بوده اند. روابط افغانستان با کشورهای منطقه تحت تأثیر روابط امریکا با این کشورها تنظیم و مدیریت شده است. این مسأله، عامل اصلی ناخشنودی کشورهای منطقه بوده است. پژوهشگران پیوسته تأکید کرده اند که افغانستان باید در سیاست خارجی خویش جانب بی طرفی را رعایت کند و زمینۀ مداخلات و دست اندازی های کشورهای بیرونی را در امور خویش فراهم نسازد. جابجایی قدرت در امریکا امیدهای تازه یی را به وجود آورده تا مگر واشنگتن رویکرد و سیاست خویش را در قبال کشورهای منطقه تغییر دهد و از این طریق به بهبود وضعیت در افغانستان کمک نماید. گسترش همکاری ها با کشورهای منطقه می تواند به بهبود وضعیت در این کشور بیانجامد. از سوی دیگر، چگونگی مناسبات افغانستان با کشورهای منطقه و جهان به گونۀ مستقیم به اقتدار داخلی دولت بستگی دارد. به میزانی که دولت در افغانستان تقویت پیدا کند، زمینۀ جنگ های نیابتی کم خواهد شد. اگر دولت قوی باشد، ابزارهای نفوذ کشورهای منطقه و جهان، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خواهد بود. کشورها تلاش خواهند ورزید برای تأثیرگذاری در انتخابات با نیروهای سیاسی قدرت مند داخلی ارتباط داشته باشند. اما اگر افغانستان به سمت فروپاشی پیش برود، ابزارهای نفوذ بیشتر اطلاعاتی، نظامی و جنگی خواهد بود. زعامت سیاسی آیندۀ افغانستان افغانستان بیشتر از هر چیزی از نداشتن رهبری یک پارچه، قدرت مند و با نفوذ رنج می برد. به همین دلیل، جابجایی قدرت در این کشور پیچیده و غیرقابل پیش بینی است. رهبری کنونی افغانستان تلاش ورزیده است تا کنترل نهادهای انتخاباتی را به دست داشته باشد. این مسأله هشداری است به آنانی که رویای رسیدن به قدرت سیاسی از مجرای انتخابات را در سر می پرورانند. با این وضع، به نظر می رسد چهره های مطرح انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری متشکل از دو تیم حاکم در قدرت خواهند بود. آنچه مایۀ نگرانی است، شفافیت پروسۀ انتخابات می باشد. علی رغم نقش گروه های داخلی، تصمیم گیرندۀ اصلی در تعیین زعامت سیاسی افغانستان برعهده خارجی ها بوده است. کشورهای منطقه و جهان نیز هر کدام در پی نفوذ در دستگاه سیاسی افغانستان می باشد. اما با وجود اختلافات کشورهای تأثیرگذارِ مثل امریکا، روسیه و چین، آنها در پی به قدرت رسانیدن گروه های تندرو، افراطی و رادیکال در افغانستان نیستند. همسایگان افغانستان دیدگاه های متفاوتی در این خصوص دارند. ایران علاقمند نیست که از گروه های افراطی حمایت کند. افراطی ها بیشتر از هر کشور منافع ایران را صدمه خواهند زد. تهران ترجیح می دهد یک چهرۀ معتدل در انتخابات آیندۀ افغانستان روی صحنه بیاید. اما پاکستان با توجه به استراتژی براندازانۀ خویش در افغانستان، علاقمند است که چهره های سنتی، افراطی و تندرو وارد عرصه شوند. چون آنها قادر به مدیریت و کنترل کشور نخواهند بود و در نتیجه اهداف پاکستان تأمین خواهد شد.

خبر در سایت اصلی


هشتگ:   

چشم‌اندازی

 | 

آینده

 | 

افغانستان

 |