شریعتی؛ نواندیشِ تحول خواه
پربازدیدترین اخبار (شش ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (۲۴ ساعت اخیر)

یک سگ در آمریکا شهردار شد

- خبرگزاری جمهور

پربازدیدترین اخبار (هفت روز اخیر)

پیام آفتاب
7 روز پیش

شریعتی؛ نواندیشِ تحول خواه

اگزیستانسیالیسم یا مکتب اصالت وجود از دیدگاه پایه گذاران آن، جنبشی است با این اعتقاد که بشر، خود ماهیت و معنای زندگی خویش را می آفریند. به قول ژان پل سارتر بشر ابتدا به وجود می آید، متوجه وجود خود می شود و برای خود تعریفی پیدا می کند و همان می شود که خود می سازد (۱). شریعتی، بسیار تحت تأثیر سارتر، آلبرکامو، کافکا و دیگر نویسندگان مکتب اصالت وجودی بود. به نظر آنان می شود به همه چیز رسید، همه چیز را پیدا کرد، بر همه چیز پیروز شد. انسان، قوی یا ضعیف یا مصمم متولد نشده است بلکه قوی می شود و هوشیار می گردد. سرنوشت در وجود انسان نیست، در دور و بر یا پیرامونش است (۲). از نقطه نظر تحول درونی، شریعتی بر روی زمین به جز بازگشت به خویشتن از بُعد فردی و گفت وگوهای تنهایی و آن درخود فرورفتن ها و آن حصار درون خویش و هم چنین مطالعه، ازنواندیشیدن و تفکر مستمر و ضابطه مند هیچ چیز دیگر نمی خواست. از نقطه نظر تحول بیرونی، شریعتی با عوامل اصلی و پشتیبان رژیم اقتدارگرا و استبدادی از جمله: الف - نیروهای سرکوبگر (ساواک و سازمان اطلاعات ارتش)، ب - بورژوازی شاهی، مالی و تجاری (دربار و بازار و دلال) و ج امپریالیسم آمریکا درگیر شد و هدفش تحول در جامعهٔ ایران و ایجاد یک دولت ملت جدید بر پایهٔ ارزش های عقلانی بود. الف شریعتی با پلیس سیاسی، دستگاه سرکوب و دربار مخالف بود چرا که کارشان حذف منتقدان و مخالفان بود؛ سازمان اطلاعات ارتش و سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به طور مستقیم به سرکوب منتقدان و مخالفان می پرداختند و زیر نظر دربار عمل می کردند. دربار، ساواک و سازمان اطلاعات ارتش با برخورداری از ده ها هزار نیرو در تمام نهادهای حکومتی، احزاب، اتحادیه های کارگری، اصناف، دانشگاه ها، مطبوعات، کارخانه ها، تعاونی های روستایی و رسوخ کرده بودند. اعضای ساواک و سازمان اطلاعات ارتش در مسایل امنیتی و سیاسی اختیارات نامحدودی داشتند و در بازجویی، محاکمه، شکنجه، زندان و حذف فیزیکی از روش های متعدد و پیچیده ای استفاده می کردند. ب شریعتی مخالف بورژوازی بالا (دربار) و بورژوازی مالی و تجاری بود که متشکل از ده ها خانوادهٔ اشراف زمین دار (فئودالیسم)، بازاری، تاجر و ثروتمند بودند که درصد بالایی از شرکت ها و مؤسسه های مالی و بانکی و صنعتی و تجاری را در اختیار داشتند و مالک بودند. از جمله: خانواده لاجوردی که مالکیت گروه صنعتی بهشهر شامل ۲۲ شرکت بزرگ، صنایع غذایی بهپاک و کارخانه های مخمل کاشان را در اختیار داشت و در ۴۵ شرکت و بانک نیز سهام دار بود. همچنین خانواده خسروشاهی که مالک صنایع غذایی، صنایع پزشکی و سهام دار شرکت ها و بانک ها به ویژه بانک توسعه صنعت و معدن بود (۳). دربار با این خانواده ها و با این بورژوازی در ارتباط و شریک بود و از آن ها حمایت می کرد. ج - شریعتی مخالف وابستگی سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایران به امپریالیسیم آمریکا بود. ایران زمان محمدرضا پهلوی بزرگ ترین مشتری سلاح های آمریکایی بود (۴) و سلطهٔ فرهنگی آمریکا و دخالت همه جانبهٔ این کشور در امور داخلی ایران پایهٔ اصلی قدرت شاه را تشکیل می داد. از نقطه نظر روشِ تغییر و تحول بیرونی ، شریعتی و دیگر روشنفکران دینی و نواندیش برای رسیدن به هدفشان که همان تغییر و تحول نظام به یک دولت ملت جدید بر اساس ارزش های عقلانی بود، ابتدا به جای بسیج توده ای بر اصلاحات از بالا تأکید کردند و دموکراسی مشروطه را نظام حکومتی مناسبی می دانستند و انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت را نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران قلمداد می کردند. اما از آن جا که نظام پهلوی دوم، تن به اصلاحات نداد، روشنفکران پیش گفته به ویژه دکتر شریعتی در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی (دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی) با تأکید گزینشی بر اسلام، آن را در قالب یک ایدئولوژی اسلامی و انقلابی عرضه کردند و نقش مذهب در مبارزه برای کسب قدرت را پررنگ نمودند و مردم و علما را به صحنهٔ مبارزه و سیاست آوردند. ابعاد یا وجوه اصلی ایدئولوژی اسلامی و انقلابی، دشمنی با استبداد داخلی و استعمار خارجی و تأکید بر فکر و فرهنگ و اقتصاد محلی و بازگشت به خویشتن و بازگشت به اسلام در بُعد اجتماعی آن بود. شارح یا مفسر این ایدئولوژی هم خود شریعتی بود که در فاصله سال های یاد شده، در پاریس، مشهد و تهران (حسینیه ارشاد) به سخنرانی پرداخت و خیل عظیمی از دانشجویان و جوانان را به سمت خود جلب کرد. از دیدگاه شریعتی، اسلام آرمان ها و ارزش های لازم برای تأسیس یک نظم نوین را فراهم آورده است. از همین رو او برای ایجاد یک نظم و اجتماع جدید سیاسی برخی از مفاهیم سنتی تشیع را از نو صورت بندی کرد. اجتماع سیاسی جدید او حول اقتدار کاریزماتیک اولیه شیعه که با امام علی (ع) و یارانش (ابوذر، عمار، مالک، سلمان و ) شناسایی می شد، بنا شده بود. (۵) شریعتی در جست و جوی اخلاقِ ستیز و عنصر معنوی به عنوان محور دولت ملت جدید بود و در همین راستا کوشید از این دیدگاه سنتی که درعصر غیبت، اطاعت از حکومت جائر دنیوی را تا ظهور حضرت مهدی (عج) می پذیرد، فاصله بگیرد (۶). به نظر شریعتی، عصر غیبت نه دورهٔ انتظار منفعلانه بلکه عصر آزادی انسان است و در آن سرنوشت انسان به خودش واگذار شده و خودش مسوول هموار کردن مسیر ظهور مجدد امام و تحقق عدالت و برابری است و از آن جا که مردم نایبان خداوند بر روی زمین و مسوول هستند موظفند از میان خود رهبری برگزینند و او را به مقام امامت برنشانند (۷). پی نوشت: (۱). آلبرکامو، خوشبخت مردن، ترجمه قاسم کبیری، تهران، نشر جامی، ۱۳۸۸، ص ۳. (۲). پیشین، ص ۱۵۲. (۳). حسین بشیریه، زمینه های اجتماعی انقلاب ایران، ترجمه علی اردستانی، تهران، نشر نگاه معاصر، ۱۳۹۳، ص ص ۷۱ ۷۲. (۴) بنگرید: پیشین، ص ص ۶۲ ۶۵. (۵). علی شریعتی، امت و امامت، تهران، انتشارات حسینیه ارشاد، ۱۳۴۹، ص ۲۰. (۶). -------------، انتظار، مذهب اعتراض، تهران، ۱۳۵۰، ص ص ۲۵، ۲۷ و ۴۳. (۷). -------------، شیعه، تهران، ۱۳۵۸، ص ص ۱۶۸ ۱۶۷ و ۲۴۹. *** حسن سلامی

خبر در سایت اصلی


یک سگ در آمریکا شهردار شد

- خبرگزاری جمهور
هشتگ:   

شریعتی

 | 

نواندیشِ

 | 

تحول

 | 

خواه

 |