جامعه، معماری، تعلق
پربازدیدترین اخبار (شش ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (۲۴ ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (هفت روز اخیر)

خط خون به کابل رسید

- صدای افغان

پیام آفتاب
2 ماه پیش

جامعه، معماری، تعلق

واژه هویت در مقیاس های متفاوتی قابل بررسی و تفضیل است. در مقیاس فردی، هر فرد تعبیر و تعریفش از هویت می تواند متفاوت با دیگری باشد. یکی از صفات خاص و قابل ذکر انسان که وی را از گونه های دیگر موجودات متمایز می کند، قابلیت خودآگاهی و خودباوری اوست. سه کلمه هویت، خویشتن و شخصیت به گونه ای در ارتباط و گاه در مقابل هم قرار می گیرند. هویت شاخصه ای از شخصیت فرد است که خویشتن او را متمایز می کند. اگر دایره تحت پوشش را به مقیاس یک جامعه یا یک ملت برسانیم شاید بتوانیم هم پوشانی هایی برای بسط دادن در موضوع هویت پیدا کنیم. در این مقیاس می توان از واژه هویت ملی سخن به میان آورد؛ واژه ای که حداقل جامعه معماری خواه ناخواه به گوششان خورده است؛ به ویژه زمانی که پای پروژه هایی در میان باشد که نمود و مصداق ایرانی بودنشان بیش از هر پارامتر دیگری به چشم بیاید، مانند طراحی پاویلیون ها، سفارتخانه ها، غرفه ها یا هر فضایی که نیازمند آن باشد تا در قالب هویت، به مکانی برای انعکاس اصالت و فرهنگ یک ملت تبدیل شود. بدیهی است پیش نیاز خلق یک اثر، شناخت کامل و عمیق از ریشه ها و اصول موجود در کالبد آن اثر است. همان گونه که در هنر مجسمه سازی گفته می شود، اثری که از دل سنگ بیرون کشیده می شود درواقع در کالبد و بطن سنگ موجود است تنها کاری که انجام می شود تراشیدن و نمایش حجم حاضر است که این نیازمند نگرشی متفاوت و پیش زمینه ای غنی است؛ بنابراین هویت افشانه ای نامرئی نیست که بتوان آن را بر تنه هر اثری پاشید و آن را به عنوان نماینده یک جامعه به نمایش گذاشت. مهم تر اینکه هویت یک فرایند است، نه یک مؤلفه ثابت و مشخص. به مثابه قطاری که از سوی تمدن رها شده و در طول تاریخ در حال حرکت است. این قطار همان فرهنگ یا هویت مربوط به همان تمدن است. اگر هویت را یک فرایند به حساب بیاوریم، در این صورت به یکباره نمی توان هویت را ایجاد کرد بلکه هویتِ ما زاییده ای از تنش هایی است که در طول زمان در مقابله با مجموعه ای از ارزش ها به وجود می آید و این فرایند آنی نیست و درنهایت هویت یک فرایند ناخودآگاه است. نظریه پردازانی هستند که هویت را به عنوان امانتی که ما از پیشینیان گرفته ایم بازگو می کنند. اما این پایان کار نیست و یک قدم جلوتر افرادی هستند که به هویت رویکردی آینده نگرانه دارند و آن را سعادت و رفاه امروز و جاه طلبی برای آینده معنی می کنند. از میان این تعاریف و رویکردها آنچه واضح است این است که هویت مفهومی کثرت گرا، سیال و ناپایدار دارد و همواره در ارتباط تنگاتنگ با گزیده ای از تجسمات و تفکرات افراد است که این ارتباطات باعث پویایی، تولید و نشئت گرفتن این گونه مفاهیم و تعاریف گوناگون و گاه متناقض از هویت می شوند. در ادامه این رویکرد به هویت، مجالی هست تا به تعریف و طبقه بندی های به روزتری از آن نیز بپردازیم که در میان آنها می توان این گونه استنباط کرد که هویت به عنوان مبدأئی برای حسّ تعلق است. وسیله ای است برای اینکه مردم بتوانند خود را به عنوان عضوی از جامعه یا گروه جای دهند و جایگاه خود را در اجتماع تبیین کنند. هویت ها مجرد نیستند، ثابت نیز نیستند. الگوی جدید در رشد جمعیت، پیشرفت در حمل ونقل و یافته های نو در عرصه ارتباطات، حلقه های سنتی بین سکونت و هویت را از هم گسسته تر کرده است. حرکت و دگردیسی از ارتباط فیزیکی در جوامع اجتماعی به سمت ارتباطات مجازی و اطلاعاتی در قالب شبکه های اجتماعی که اغلب زودگذر و موقتی هستند در حال شکل گیری است. درحال حاضر هرگونه پژوهش و تحقیق دربارهٔ هویت معماری و شهرسازی، در صورتی که در قالب و زمینه تغییرات جهانی و آینده نگرانه دیده نشود، کاری بیهوده خواهد بود. همچنین بشر هویت خود را با شناخت خود و کندوکاو در محیط پیدا می کند و این شناخت، فرایندی زمان بر است. پس هرگونه شتاب یا راه میانبر در جهت تسریع در شناخت این پروسه یا تولید هویت می تواند برای جامعه و بشریت خطرناک باشد. این میانبر می تواند مانند یک نشانه یا سمبل در اثر معماری نمایان شود. یکی دیگر از ذهنیت ها و نگرش های غیرمعمول به هویت این است که مفهوم هویت همیشه و در هر زمانی در گذشته جست وجو شده است و این ذهنیت ناخودآگاه امکان ایجاد یا تصور مفهوم هویت در حال و آینده را غیرممکن می کند. در دنیای کنونی که همه چیز در حال گذر و تغییر است این گونه مفاهیم نیز مانند هویت، فرهنگ و باورهایی از این قبیل که ریشه در گذشته و پیشینه اتفاقات و داشته های ما دارند، نیز باید از این تغییر مستثنا نباشند. عوامل مؤثر در ایجاد هویت مکانی در بناهای یک شهر را می توان در اقلیم، اجتماع، توپوگرافی و اقتصاد آن منطقه به تصویر کشید. این در حالی است که در معماری امروز جدالی که بین سنتی یا مدرن بودن بناها مطرح می شود باعث کم رنگ شدن موارد گفته شده هستند. به عبارت دیگر عوامل مؤثر و تأثیرگذار معماری که تأثیر مستقیم بر هویت بنا از طریق اجتماع را دارند، در پشت تصویری از سنت یا مدرنیته محو شده اند. سؤالی که اینجا مطرح است، این است که چگونه و چه زمانی خواهیم توانست معماری مدرن و مناسب برای جامعه، اقلیم و میراث خود داشته باشیم؟ چگونه می توانیم رویکرد امروزی و مدرن معماری را حفظ کرده و درعین حال به پیشینیان نیز وفادار باشیم؟ چگونه می توانیم گذشته و تمدن خود را زنده نگه داشته و هم زمان، بخشی از تمدن رو به رشد جهان باشیم؟ این سؤالات و نمونه های مشابه آنها ازسوی پژوهشگران متعددی در عرصه معماری مطرح شده اند و بدیهی است که جواب واحدی وجود نخواهد داشت اما می توانند مسبب چالش و نگاهی دوباره و متفاوت به مقوله هویت را در پی داشته باشند. متأسفانه در نمونه های معماری امروز شاهد پدیده کلاژ هستیم. در این فرایند ایده به شکل حجمی از نمونه های مشابه خارجی بریده شده و با همان منطق در طراحی ها چسبانده می شوند. با این تصور که انتقال ایده انجام شده و نتیجه نیز به همان اندازه ای که ایده از آن به سرقت رفته است، موفق و کارآمد خواهد بود! مانند نمونه هایی که در دوبی به وسیله شهرسازان و معماران برجسته غربی بر پایه تئوری های شهرسازی آن زمان طراحی شده اند اما غافل از اینکه عنصر دیگری تحت عنوان شاخصه های هویتی و فرهنگی جا مانده است. - عطا چوخاچیان (پژوهشگر و دکترای تکنولوژی معماری دانشگاه تکنیک مونیخ) / شرق

خبر در سایت اصلی


هشتگ:   

جامعه

 | 

معماری

 | 

تعلق

 |