زمان انتشار : ۶ قوس ,۱۳۹۵ | ساعت : ۰۰:۴۸ | کد خبر : 169544 | چاپ

اگر خوبى و بدی هر دو از جانب خداوند است پس چرا در بعضى آیات بدى ها به انسان نسبت داده شده است؟

شفقناافغانستان -حضرت آیت‌الله العظمی سبحانی به پرسشی درباره نسبت دادن خوبى و بدی به خداوند پاسخ گفته است.

به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

س:اگر خوبى ها و بدیها (خیر و شر) هر دو از جانب خداوند است پس چرا در بعضى آیات(مانند ۷۹ سوره نساء) بدى ها به انسان نسبت داده شده است؟

پاسخ:
: جواب این شبهه با توجه به نسبى بودن «بلا» و «شر» بسیار روشن است، زیرا هر نوع «شر » و «بلا» حتى مار و عقرب از این نظر که وجودى از خدا گرفته اند و به صورت پدیده هاى جهان درآمده اند، سراسر خوب و زیبا هستد. این موجودات در صورتى عنوان «بدى» به خود مى گیرند که آنها را با انسان مقایسه کنیم، و به ناسازگارى آنها حکم نماییم. در این موقع است که مى گوییم مار و عقرب بلاى جان انسان است.
اگر در آیه نخست همه پیروزیها و شکستها، کامیابى ها و ناکامى ها، بارانها و سیلها را از آن خدا مى داند از این نظر است که هر پدیده اى از آن نظر که موجود است سهمى از حسن و زیبایى دارد قهراً از جانب خدا است دیگر در این ظرف نمى توان آن را سیئه و بد نامید. اگر هم قرآن در آیه نخست آن را «سیئّه» خوانده است، مى خواهد با زبان مخاطب سخن گوید، زیرا مادامى که مقایسه اى در کار نباشد موجودى به بدى توصیف نمى گردد بلکه سراسر حسن خواهد بود. از این جهت در آیه نخست، همگى را از آن خدا مى داند.
در صورتى مى توان نام آن را «سیئه» گذارد که یک نوع نسبتى میان آن و زندگى انسانها به میان آید مثلاً قدرت دشمن به ضرر طرف دیگر تمام گردد باران مایه خرابى خانه اى شود در این ظرف است که باید نام آن را «سیئه» نهاد در این موقع است که مردم مى گویند بلایى نازل گردید.
در چنین صورت خدا، سیئه را به خود انسان نسبت مى دهد و مى گوید: ( وما أصابک من سیئه فمن نفسک ) چرا؟ براى این که در این ظرف نمى توان اعمال بد و گذشته و دیرنه ى انسان و کوتاهى هاى او را در این گرفتارى بى تأثیر دانست و یا نادیده گرفت، زیرا شکستها و ناکامى ها و بلاها و گرفتارى ها معلول کوتاهى هاى فردى و اجتماعى انسان است.
جوان الکلیست یا معتاد، در انتظار یک رشته مصائب است. ملتى که در مسیر سیل ها، سیل بندى نمى سازد و در نقاط زلزله خیز، خانه هاى ضد زلزله اى برپا نمى کند یک چنین جامعه مقصر، در کمین بلاهاى خانمان برانداز مى باشد از این نظر که خداوند در آیه دوم مى فرماید:
( وما أَصابک مِنْ حَسَنَه فَمِنَ اللّه وَما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَه فَمِنْ نَفْسِکَ… ).
«آنچه از نیکى ها به تو مى رسد از ناحیه خدا است. و آنچه از بدى به تو مى رسد از ناحیه خود تو است». پیامبران خدا پیوسته گروهى را که وجود پیامبران را به فال بد مى گرفتند و بدى ها و ناکامى ها را از ناحیه آنان مى دانستند، مذمت مى کردند و مى گفتند:
( قَالُوا طَائِرُکُمْ مَعَکم أَئِنْ ذُکِّرْتُمْ… ).( [۱])
«سرنوشت شما که نتیجه اعمالتان مى باشد با شما است اگر متذکر گردید».
اگر در این آیه دیگر مى گوید:
( …أَلا إِنّما طائرهُمْ عِنْدَ اللّه وَلکنَّ أَکثَرَهُمْ لا یَعْلَمُون ).( [۲])
«سرنوشت آنها نزد خداست و بیشتر آنها نمى دانند».( [۳])
مقصود این است که خداوند بزرگ در پرتو علم و آگاهى وسیعى که دارد از سرنوشت شما مطلع است.
نکته ى قابل ملاحظه این است که در آیه نخست مى گوید: سرنوشت شما با شما است ( طائرکم معکم ) زیرا اعمال انسان سازنده سرنوشت انسان مى باشد ولى آنجا که از علم محیط خدا نسبت به سرنوشت انسان، سخن مى گوید در آنجا مى گوید: سرنوشت شما نزد خدا است( إِنّما طائرکُمْ عِندَ اللّه ).
قرآن در آیات دیگر حالات و اعمال پیشین انسان را علت گرفتارى ها و دگرگونى ها مى داند چنان که مى فرماید:
( وَما أصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَه فَبِما کَسَبَتْ أَیدیکُمْ وَیَعْفُوا عَنْ کَثیر )( [۴])
«هر مصیبتى به شما برسد به خاطر یک رشته کارهایى است که انجام داده اید و از بسیارى عفو مى کند».
و در آیه دیگر مى فرماید:
( …إِنَّ اللّهَ لا یُغََِیّرُ ما بِقَوم حتّى یُغَیِّروا ما بِأَنْفُسِهِمْ… ).( [۵])
«خداوند وضع گروهى را دگرگون نمى کند مگر این که آنان قبلاً وضع خود را دگرگون سازند».( [۶])،( [۷])
[۱] . یس/۱۹.
[۲] . اعراف/۱۳۱.
[۳] . آیه ۴۷ سوره نمل نیز به همین مضمون است.
[۴] . شورى/۳۰.
[۵] . رعد/۱۱.
[۶] . آیه ۵۳ سوره انفال هم قریب به این مضمون است.
[۷] . منشور جاوید، ج ۲، ص ۳۱۳ ـ ۳۱۵.

انتهای پیام

www.af.shafaqna.com

انتهای پیام

af.shafaqna.com