نوجوانی‎که برای رسیدن به آرزوهایش در پیاده‎روها نقاشی می‎کشد
پربازدیدترین اخبار (شش ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (۲۴ ساعت اخیر)

تونل کنی زیر ارگ!

- افغان پی پر

پربازدیدترین اخبار (هفت روز اخیر)

مشاور در امور برچی؟!

- افغان پی پر

تونل کنی زیر ارگ!

- افغان پی پر

طلوع
شنبه 23 جدی 1396

نوجوانی‎که برای رسیدن به آرزوهایش در پیاده‎روها نقاشی می‎کشد

نوجوانی‎که برای رسیدن به آرزوهایش در پیاده‎روها نقاشی می‎کشد Rajab.Taieb شنبه, 01/13/2018 - 18:51 Author نرگس موسوی افغانستان در پیاده روهای شهر بی تفاوت به رفت وآمدها و نگاه‎های عابران می نشیند و ساعت‎ها نقاشی می‎کشد. می‏گوید بامدادها زودتر از همسن سال‎هایش که به مکتب می‎روند، از خانه بیرون می‎زند و در گوشه‎یی از پیاده رو پل سرخ کابل، برایش جا خوش می‎‏کند. چند عدد قلم، چند ورق سفید و یک دستگاۀ وزن سنج بساط جمشید هفده ساله را می‎سازند. می‎گوید ناچار است برای تأمین خرج فامیلش، دستگاه وزن سنج را نیز با خود بگرداند و از هرعابری که بخواهد خودش را وزن کند، ده افغانی بگیرد و به این ترتیب به درآمدش در روز بیافزاید: «در اوایل پدرم نمی ماند. زیاد مانع می شد؛ کتابچه هایم را سوختاند. باز من از پشت کلکین می دیدم یک نفر رسامی می کرد، خیلی خوش داشتم که من هم رسام شوم.» در افغانستان به ویژه در شهر کابل، نوجوان/کودکانی از این دست کم نیستند؛ بربنیاد آمارهای وزارت کار و اموراجتماعی، دست کم دو میلیون کودک و نوجوان در کشور کار می‏کنند. ناداری و فقر جمشید را نیز ناچار ساخته بساط نقاشی و رسامی اش را روی جاده‎ها بیاورد تا اگر عابری بخواهد تصویرش نقاشی شود، از او پولی بگیرد و شب برای مادر و برادرانش نان بخرد. او می گوید: «روز یک ونیم صد دوصد الی دونیم صد کار می کنم روزهای که در کورس مدل می مانند اونا ره کار می کنیم ناوقت می شود. ساعت های چهار بجه که بیایم پنجاه روپه تا هفتاد روپه کار می کنم.» جمشید صبح زود از خانه می برآید و نیمه‎های شب بر می‎گردد. نوریه مادر جمشید، می‎گوید دلش نمی خواهد که پسرش بجای رفتن به مکتب و آموزش گاه، وقتش را در جاده های پایتخت بگذراند، اما ناداری و درمانده‎گی اورا مجبور می سازد: «پدرش رضایت نداشت. چون کرایه خانه میدهیم، گفت برو در بیرون کار کن من گفتم من خودم کار می کنم اما، بچه ام درس خودرا بخواند، تحصیل خودرا پیش ببرد.» جمشید می‎گوید، به نقاشی علاقۀ بیش از حد دارد و تلاش می کند این هنر را به گونۀ رسمی آموزش ببیند. در فضای اختناق و ناامید کنندۀ کابل، جمشید اما به آینده اش امیدوار است. او از جاده های آلودۀ شهر کابل، افق روشنی را می بیند.

خبر در سایت اصلی


سیلاب در شمال هند

- صدای افغان

سید در شمال هند

- صدای افغان

تونل کنی زیر ارگ!

- افغان پی پر
هشتگ:   

نوجوانی‎که

 | 

برای

 | 

رسیدن

 | 

آرزوهایش

 | 

پیاده‎روها

 |