​پروسه صلح در انحصار غنی و حلقه اطراف وی!
پربازدیدترین اخبار (شش ساعت اخیر)

پربازدیدترین اخبار (۲۴ ساعت اخیر)

کدام استقلال؟

- افغان ایرکا

پربازدیدترین اخبار (هفت روز اخیر)

محقق مرد راست گو !

- افغان پی پر

پیام آفتاب
یک‌شنبه 14 اسد 1397

​پروسه صلح در انحصار غنی و حلقه اطراف وی!

در قرن گذشته، افغانستان کانون حوادث نسبتا بد در جنوب آسیا و آسیای میانه بوده است. سهامداران جنگ در افغانستان به مشکلات و راه حل های مرتبط با رسیدن به توافق صلح با گروه طالبان به دیده های متفاوت نگریسته اند. در سه سال اخیر اما یک پیشرفت قابل ملاحظه حاصل شده است. کابینه رئیس جمهور غنی توانسته دامنه گفت وگوهای صلح را گسترش دهد. ظاهرا، همه روی آوردن صلح در افغانستان توافق کرده اند. چالش کلان اما توجه به منافع تک تک سهامداران و توافق روی اینکه هریک چه چیزی و به چه مقداری می توانند به دست می آورد، می باشد. در این مقاله پروسه صلح غنی و مشکلات مربوط به سیاست او را بررسی می کنیم: چه کسی پروسه را رهبری می کند؟ قبل از هرچیز، رئیس جمهور غنی نباید یک مشکل اجتماعی را به شکل یک مشکل سیاسی و تخنیکی بیان کند. طرح توسعه مستبدانه رئیس جمهور مولفه های لازم برای شکل دادن یک راه حل را ندارد. غنی نباید به بهانه رشد اقتصادی حقوق و آزادی ها را محدود کند بلکه باید از طریق ایجاد اصلاحات در نهادهای حکومتی و تامین آزادی های سیاسی به پروژه های اقتصادی خود اهمیت دهد. یک راه برای انجام چنین کاری این است که رئیس جمهور از منطقه آسایش حلقه اطراف خود بیرون شده و شهروندان عادی را در پروسه صلح شریک سازد. اگر غنی خواهان حمایت مردمی از پروسه صلح می باشد، می بایست دیدگاه ها و مباحث متفاوت به شمول نظرات کسانیکه تاکنون ناکام بوده اند را در نظر بگیرد تا بتواند به قلعه محکم متخصصین اطراف خود نفوذ کرده و بر تعریف خویش از مشکل طالبان تسلط پیدا کند. در شرایط کنونی که فاصله بین دولت و مردم در حال افزایش است، غنی و تیم متخصص اطرافش و پیش بینی نیازهای مردم شاید گزینه سیاسی معتبری برای صلح پایدار نباشد. مشکل اصلی این است که پروسه صلح توسط گروه کوچکی از نخبگان سیاسی در داخل ارگ که در غرب درس خوانده اند و درک درستی از محیط اجتماعی-سیاسی افغانستان ندارند رهبری می شود. این گروه بدون اینکه اجماع نظر شهروندان را در مورد مشکلات به دست آورند، در برخورد با قضایا از راه حل های از پیش تعیین شده استفاده می کنند. غنی سعی می کند با استفاده از همان راهی که با گلبدین حکمتیار صلح کرد با طالبان نیز به توافق صلح برسد در حالیکه وابستگی طالبان با دیگر گروه های تروریستی و عقاید ایدئولوژیک سفت و سخت این گروه که جایی برای مذاکرات عمومی باقی نمی گذارد را نادیده گرفته است. غنی و حلقه اطرافش به نظر نمی رسد که در مورد حل مشکل صلح زیاد به خود زحمت دهند و متوجه باشند که طالبان در هسته خود یک گروه قوم گرا و بنیادگرای دینی مخالف پیشرفت و نوآوری ست. غنی به جای تلاش برای مشروعیت بخشیدن به راه حل های از پیش تعیین شده باید روی تقویت دموکراسی تمرکز کند. ْ چه چیزی پروسه را رهبری می کند؟ طالبان نزدیک به دو دهه است که حملات کشنده ای را علیه دولت افغانستان انجام داده، دولت کابل را دست نشانده و غیراسلامی خوانده و افغانستان را اشغال شده توسط کافران قلمداد کرده اند. دلیل اینکه طالبان بین سالهای 1992 و 1996 میلادی با دولت منتخب مجاهدین به ریاست جمهوری برهان الدین ربانی جنگیدند این بود که حکومت مجاهدین علی رغم استوار بودن بر شریعت و اصول اسلامی یک دولت با تسلط پشتون ها نبود. هدف طالبان از جنگ با دولت ربانی کمک به بهبود زندگی مردم نبود. جنگ طالبان با دولت ربانی به خوبی قوم گرایی این گروه را نشان می دهد. حتی امروز به سختی می شود باور کرد که طالبان تنها به تحقق شرایط اولیه خود که خروج نیروهای خارجی از افغانستان و اصلاح قانون اساسی برای تبدیل شدن به یک قانون شبه بنیادگرایی می باشند، اکتفا کنند. این شرایط هدف نهایی طالبان نیست. نگاهی گذرا به رویه کنونی و گذشته طالبان نشان می دهد که این گروه به چیزی غیر از یک وعده محکم دال بر احیای خواسته قدیمی که طی آن تمام گروه ها بدون پیش شرط باید تحت سلطه قوم پشتون قرار گیرند، راضی نمی شوند. خوشبختانه شرایط اجتماعی-سیاسی پسا-طالبان اکنون اگر نگوییم از بین رفته بسیار کم رنگ شده و امکان داشتن چنین شرایط ترسناکی تقریبا به صفر رسیده است. اینکه طالبان تمایلی به تمدید آتش بس با دولت کنونی کابل نداشتند نشان می دهد آنها هنوز نسبت به احیای یک سیستم سیاسی جامع مطمئن نیستند. در کنار مذاکره بدون پیش شرط و خروج نیروهای ائتلاف از افغانستان به عنوان شروط همیشگی طالبان، بسیاری از کارشناسان براین باورند که این گروه قبل از توافق به ختم کشتار مردم افغانستان ممکن است شرایط دیگری نیز وضع کنند. ​ چه باید کرد؟ راه حل های ارائه شده از سوی رئیس جمهور غنی برای شروع کار خوب است اما گزینه های سیاسی مشروع و معتبری نیستند. تاکید غنی بر قانون اساسی برای رسیدن به برخی از خواسته های رسمی روش خوبی است اما پروسه صلح با طالبان تنها زمانی می تواند معتبر و مشروع باشد که بر دموکراسی پسا-طالبان و تقویت نظام انتخاباتی پس از سال 2014 تاکید کند. حفیظ الله رجبی، پیام آفتاب

خبر در سایت اصلی


انفجار در شهر جلال‌آباد

- خبرگزاری جمهور

کدام استقلال؟

- افغان ایرکا
هشتگ:   

​پروسه

 | 

صلح

 | 

انحصار

 | 

غنی

 | 

حلقه

 | 

اطراف

 |