مقتل غم بار امام حسین (ع) به روایت های مختلف

گرامیداشت ۹۹ مین سالروز استرداد استقلال افغانستان به روایت تصویر

رییس جمهور پای منار آزادی گل گذاشت؛ ماین چسبکی در برچی منفجر شد

فوری/انفجار در روز استقلال در دشت برچی

حضور آقازاده ها در انتخابات؛ خوب یا بد؟

چامسکی: ترامپ فقط به حمله به ایران می‌اندیشد

هشدار جدی از شیوع بیماری کانگو در افغانستان

دیدار کرزی با وزیر خارجه هند

آیا امام محمد باقر (ع) در کربلا حضور داشتند؟

تيزاب پاشی سکرتر رئيس مشرانو جرگه به روی يك ﺩاﻛﺘﺮ زن

اولین میزبانی بین‌المللی در خانه؛ رویارویی افغانستان و فلسطین با داوری ایران در کابل!

جشن استقلال یا ماتم ملی؛ واکنش های گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی به برگزاری جشن استقلال افغانستان

ولسوالی بلچراغ فاریاب بدست طالبان سقوط کرد

چین علاقمند بازار زعفران و جلغوزه افغانستان

اصابت دو موشک به کابل در سالروز استرداد استقلال افغانستان

روایت تکان دهنده زنان افغان از تجاوز جنسی جنگجویان داعش

افغانستان و فلسطین در یک دیدار دوستانه امروز به مصاف هم می روند

نجات ۴۷ پناهجو از آب های ترکیه

مسعود: طالبان در حال آمادگی برای حمله به کابل است

آغاز شش روز رخصتی عمومی در افغانستان

اصابت دو موشک بر شهر کابل

اگر در معامله کل وجه پرداخت نشود وقیمت ها بالا رود /فتوای حضرت آیت الله مکارم

ویدیو: اقدام تحسین برانگیز پدر مدینه لعلی

سران حکومت دروغ می گویند؛ طالبان مردم غزنی را قتل عام کردند؛ بخش دوم گفت و گوی شفقنا با عارف رحمانی

  کار آفرینی ؛ تعقیب فرصت ها و شکوفایی خلاقیت

نظر اسلام درباره ادای امانت نسبت به دشمن و بدکار

اشرف غنی: فکر تغییر نسلی، مشکل تفرقه و نفاق را حل می‌کند

داغ ترین سیاره کشف شد

اگر شما بدانید که قربانی حادثۀ انتحاری بعدی هستید، امروز چه تصمیمی می گیرید؟

۵ داعشی در ولایت ننگرهار کشته شدند

اختلافات دونالد و ملانیا/ آیا ترامپ همسرش را از امریکا اخراج می کند؟!

مردی در کابل روی نامزدش تیزاب پاشید!

عمران خان به عنوان نخست وزیر جدید پاکستان سوگند یاد کرد

ساخت دومین شهرک صنعتی در هرات

اشرف غنی: تصمیم خود در مورد آتش بس با طالبان را اعلام می کنیم

آمریکا ارتش میانمار را تحریم کرد

۳۴ هراس افگن در ولایت‌های قندز و بدخشان به هلاکت رسیدند

طالبان: آماده ایم به مناسبت عید قربان با آمریکا رودررو گفت و گو کنیم

پاکسازی بندر «آی‌خانم» از وجود طالبان

شمار قربانیان سیل در هند به ۳۲۴ نفر رسید

هلاکت ۱۸ هراس افگن در ولایت غزنی

خلیلی: از دولت و طالبان می خواهیم در روزهای عید قربان آتش بس اعلام کنند

ارتش پاکستان انتقال زخمی‌های جنگ غزنی به این کشور را رد کرد

کوفی عنان سرمنشی سابق سازمان ملل درگذشت

معنای واقعی هر رنگ گل رز چیست؟ + عکس

نرخ اسعار: ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی/27 اسد

ترامپ به دنبال خصوصی‌سازی جنگ در افغانستان

مدیرکل اتباع خراسان در پاسخ به شفقنا : نوسانات ارز تاثیری بر خروج اتباع نداشته/فقط دو نوع بیمه مجوز دارند

هلاکت ۲۵ جنگجوی طالبان در شمال کشور

چرا هزاره ستیزی؟ نوشته ای از استاد جواد خاوری

جلوگیری از ۳ انفجار در ولایت فراه

هلاکت ولسوال خودخوانده‌ی طالبان در والسوالی سیدخیل ولایت پروان

ترامپ بار دیگر ترکیه را تهدید کرد

تیراندازی دیگری در مدارس آمریکا، این‌بار در زمین فوتبال

اقدام تحسین برانگیز پدر یکی از شهدای حادثه تروریستی کورس موعود کابل

خطرات استفاده از کالسکه برای نوزادان

ادعای رئیس ارتش پاکستان: شهروندان کشته‌شده‌ی پاکستانی در جنگ غزنی، کارگر بودند

دیدار و گفت‌وگوی طالبان با مقام های اندونیزیا

بازداشت ۶ انتحاری داعش در ننگرهار

فقیرترین رئیس جمهور جهان دریافت حقوق بازنشستگی را نپذیرفت

کمیسیون شکایات انتخاباتی: حذف 35 نامزد قطعی است/ 5 تن دیگر در آستانه حذف شدن

با واحد پول ایران بیشتر آشنا شوید

ردپای نفوذ چین این بار در اروپا

چرا طالبان به «غزنی» حمله کرد؟

تمامی قربانیان حمله بر آموزشگاه موعود دشت برچی از ولایات محروم و کمتر از ۲۰ سال عمر داشتند

«زایمان عراق جدید» ، «مرجعیت نجف چگونه سیاستمداران را به خط کرد؟»: یادداشتی از فرید مدرسی

آغاز هجدمین دور مسابقات آسیایی امروز در اندونیزیا/حضور 80 ورزشکار افغان در 16 رشته ورزشی

بیش از ۱۶۰ تن در شدیدترین سیلاب هند کشته شدند

حمله افراد ناشناس به دو مسجد در بیرمنگام انگلیس

هشدار نماینده حضرت آیت الله سیستانی نسبت به شیوع جهل و نادانی در جامعه

اندوه و شرمندگی؛ واکنش پاپ به افشای آزار جنسی کودکان توسط کشیش‌های آمریکایی

ملیت‎های مختلف در سرزمین وحی+تصاویر

"عمران خان" رسما نخست‌وزیر پاکستان شد

تابلوی 450 میلیون دالری شاهزاده سعودی جعلی از آب در آمد!

۳ مخفیگاه طالبان در ولایت قندز نابود شد

ترامپ: هزینه های خود را در ترکیه کاهش می دهیم

نجات ۴۱ نفر از مهاجران افغانستان از غرق شدن در آبهای دریای اژه

علائم هشداردهنده حمله قلبی در مردان

تلفات سنگین طالبان در ولسوالی سیاه گرد پروان

چرا اجساد طالبان از غزنی به شفاخانه‌های پاکستان انتقال داده شد؟

تیم ملی فوتبال فلسطین برای دیدار دوستانه با افغانستان به کابل رسید

اشرف غنی به قوماندان امنیه غزنی رتبه جنرالی داد

هلاکت فرمانده گروه طالبان در ولایت لوگر

حزب وحدت اسلامی: حذف ۳۵ نفر از لیست کاندیدان انتخابات خلاف قانون اساسی است

"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟"/ بالاخره آقای رئیس جمهور به غزنی رفت!

قبل از مرگتان حتما به این مکان ها سفر کنید!

بمب بارسلونا در آستانه انفجار؟

مسعود: اگر انتخابات به چالش کشیده شود طرح بدیل وفاق ملی را اجرا می کنیم/ حکومت فعلی ناکارآمد است و باید اصلاح و تغییر یابد

رهبر کره‌شمالی تحریم‌ها علیه کشورش را «راهزنی» خواند

رویترز: توافق اولیه پوتین و ترامپ برای خروج ایران از سوریه

جابجایی طالبان در ولسوالی‌های اطراف غزنی / احتمال حمله مجدد آنان وجود دارد

رئال شانس چهارم قهرمانی شد!

کاخ سفید: شاید تحریم‌های ترکیه به صورت موقت لغو شود

دیوید بکهام تنها یک قدم تا آرزوی خود برای تیمداری

روش خانگی پایین آوردن تب در خانه بدون دارو + اینفوگرافی

نتایج یک نظرسنجی: ۹۴ درصد کاربران رسانه‌های اجتماعی در افغانستان از اخبار جعلی متأثر شده‌اند

نامه رحمت الله نبیل به ع و غ/ به مردم رحم کنید و برای نجات افغانستان از بحران استعفا دهید

بزرگترین چاپخانه پول جهان در چین!

مسواک های جاندار! + عکس

خواهر و برادر دوقلو که سر صنف با هم شهید شدند

اجساد ۳۸ سرباز به ولسوالی مالستان انتقال یافت

جمعه 16 میزان 1395 | 3:24

مقتل غم بار امام حسین (ع) به روایت های مختلف

شفقناافغانستان-در این قسمت مقتل امام حسین (ع)به روایت های مختلف گردآوری شده است.

مقتل الحسین ( علیه السلام ) به روایت شیخ صدوق
و نظر الحسین علیه السلام یمینا و شمالا و لایری أحدا، فرفع رأسه إلی السماء فقال: اللهم إنک تری ما یصنع بولد نبیک. و حال بنوکلاب بینه و بین الماء و رمی بسهم فوقع فی نحره و خر عن فرسه، فأخذ السهم فرمی به و جعل یتلقی الدم بکفه، فلما امتلأت لطخ بها رأسه و لحیته و هو یقول: ألقی الله عزوجل و أنا مظلوم متلطخ بدمی. ثم خر علی خده الأیسر صریعا و أقبل عدو الله سنان بن أنس الایادی و شمربن ذی الجوشن العامری فی رجال من أهل الشام حتی و قفوا علی رأس الحسین، فقال بعضهم لبعض: ما تنتظرون؟ أریحوا الرجل. فنزل سنان بن أنس [ صفحه ۱۶۹] الأیادی و أخذ بلحیه الحسین و جعل یضرب بالسیف فی حلقه و هو یقول: والله إنی لأجتز رأسک و أنا أعلم أنک ابن رسول الله و خیر الناس أبا و أما.و أقبل فرس الحسین حتی لطخ عرفه و ناصیته بدم الحسین و جعل یرکض و یصهل، فسمع بنات النبی صهیله، فخر جن فإذا الفرس بلا راکب، فعرفن أن حسینا قد قتل. و خرجت أم کلثوم بنت الحسین ]اخت الحسین[ واضعه یدها علی رأسها، تندب و تقول: وامحمداه، هذا الحسین بالعراء، قد سلب العامه و الرداء.و أقبل سنان حتی أدخل رأس الحسین بن علی علیه السلام علی عبیدالله بن زیاد و هو یقول:إملا رکابی فضه و ذهبا إنی قتلت الملک المحجباقتلت خیر الناس أما و أبا و خیرهم إذ ینسبون نسبافقال له عبیدالله بن زیاد: ویحیک! فأن علمت أنه خیرالناس أبا و أما، لم قتلته إذا؟! فأمر به فضربت عنقه و عجل الله بروحه إلی النار. و أرسل ابن زیاد قاصدا إلی أم کلثوم بنت الحسین ]اخت الحسین[ فقال لها: الحمدالله الذی قتل رجالکم، فکیف ترون ما فعل بکم؟ فقالت: یابن زیاد! لئن عینک بقلت الحسین فطالما قرت عین جده به و کان یقبله و یلثم شفتیه و یضعه علی عاتقه، یابن زیاد! أعد لجده جوابا، فإنه خصمک غدا. [۱۶۴] .

امام سجاد علیه السلام گوید: (پس از آن که یاران امام حسین علیه السلام یکی پس از دیگری شهید شدند)، امام حسین علیه السلام نگاهی به چپ و راست کرد، اما کسی را ندید. سرش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا تو می بینی که با فرزند [ صفحه ۱۷۰] پیامبرت چه می کنند.بنوکلاب میان او و آب، حایل شدند. تیری زدند که در گلویش نشست و از اسبش افتاد. تا تیر را کشید و دور انداخت کف دستش را زیر خون گرفت که پر از خون شد، سر و ریشش را با آن آغشت و گفت: من در حالی که ستم دیده و در خونم تپیده ام، به لقاءالله می شتابم، سپس بر گونه ی چپش به خاک افتاد.دشمن خدا، سنان بن انس ایادی و شمربن ذی الجوشن عامری در میان مردانی از اهل شام، پیش آمدند تا در بالای سرش ایستادند و به یکدیگر گفتند: منتظر چه هستید؟ این مرد را راحتش کنید. سنان بن انس ایادی از اسب، فرود آمد و ریش حسین علیه السلام را گرفت و با شمشیر به گلویش زد و گفت: به خدا سر از تنت جدا می کنم و خود می دانم که تو پسر رسول خدایی و از جهت پدر و مادر، برترین مردمانی.اسب حسین علیه السلام به پیش آمد و یال و کاکل خود را با خون آغشته ساخت و شروع کرد به دویدن و صیحه کشیدن. دختران پیامبر تا صیحه ی اسب را شنیدند، از خیمه ها بیرون آمدند که ناگهان، اسب بی سوار دیدند و دانستند که حسین علیه السلام کشته شده است. ام کلثوم دختر ]خواهر[ امام حسین علیه السلام هم در حالی که دست را بر سر نهاد بود بیرون آمد، او فریاد ناله می کرد و می گفت: وامحمداه! این حسین است که چنین در بیابان افتاده و عبا و عمامه اش به غارت رفته است[الف]

[الف]کتاب : مقتل الحسین ( علیه السلام ) به روایت شیخ صدوق


مقتل امام حسین(ع) از کتاب مقتل الشمس که نقل از کتاب لهوف سیدبن طاووس است

گروه پیاده لشکر ابن سعد، از راست و چپ بر باقیماندگان یاران حسین (ع) حمله کردند و آنان را نیز به شهادت رسانیدند تا آنکه سه یا چهار نفر بیش باقی نماند.حسین (ع) که چنین دید، پیراهن یمانی را طلب کرد و آن پارچه ای چنان درخشنده داشت که چشم را خیره می کرد، او برای آنکه پس از کشتنش آن پیراهن را از تنش بیرون نکنند، آنرا پاره کرد و سپس پوشید. گر چه باز هم پس از شهادتش، ابجر بن کعب آنرا ربوده و آن حضرت را عریان گذاشت، اما گویند پس از واقعه عاشورا، دو دست این مرد پست، در تابستانها همچون دو چوب، خشک می شد، و در زمستان تازه می گردید و خون و چرک از آن می جوشید، و با این نکبت زندگی کرد تا آنکه خدا او را هلاک کرد.و چون از یاران حسین (ع) جز سه تن برای آنحضرت باقی نماند، به سوی دشمن پیش آمد و به دفاع از خویش پرداخت. آن سه نفر نیز دشمنان را از پیرامون حسین (ع) پراکنده می ساختند، تا آنکه هر سه کشته شدند. و امام (ع) تنها ماند. زخمهای گران در سر و بدنش او را زمین گیر ساخته بود، ولی باز هم با شمشیر دشمنان را می زد و آنان ناگزیر به راست و چپ پراکنده می شدند. [۳۷۶] .راوی گفت: حسین (ع) آنقدر با آنان جنگید که در اثر بهم خوردن صفها، انبوه لشکر در میان حسین و خیمه ها قرار گرفتند. [۳۷۷] .
در این هنگام شمر بسرا پرده حسین (ع) حمله افکند و خود را به خیمه های [ صفحه ۲۴۵] آن حضرت رسانید و خواست تا آنها را غارت کند. [۳۷۸] .آن حضرت فریاد زد: ویلکم یا شیعه آل ابی سفیان، ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم و ارجعوا الی أحسابکم ان کنتم عربا کما تزعمون.وای بر شما! ای پیروان خاندان ابی سفیان، اگر دین ندارید و از روز بازپسین نمی هراسید، دست کم در دنیا آزادمرد باشید.گر شما را به جهان مکتب و آیین نیست لااقل مردمی آزاده به دنیا باشیدشمر با صدای بلند گفت: چه می گویی ای پسر فاطمه؟فرمود: من با شما جنگ می کنم و شما با من، زنان را در این میان گناهی نیست، پس نگذارید این خیره سرها، نادانها، و ستمگرهای شما تا هنگامی که زنده ام به حرم من حمله برند. [۳۷۹] .پس دست بردارید، زیرا ساعتی بعد همه اثاث زندگی ام در اختیار شما قرار می گیرد. [۳۸۰] .شمر گفت: پیشنهادت را می پذیرم ای پسر فاطمه! آنگاه همگی دوباره آهنگ جنگ با آن حضرت کردند.حمید بن مسلم می گوید: بخدا من مرد گرفتار و مغلوبی را هرگز ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند ولی استوارتر و دل دارتر از حسین باشد زیرا چون لشکر پیاده دشمن بر او حمله می کرد، او با شمشیر به ایشان یورش می برد، و آنان چون گله گوسفندی که از برابر گرگ فرار کند بر چپ و راست می گریختند.شمر بن ذی الجوشن که چنان دید، سوارکاران را فراخواند و آنان را در پشت سر [ صفحه ۲۴۶] نیروهای پیاده قرار داد، آنگاه به تیراندازان دستور داد: او را تیرباران کنند! آنان چندان تیر بر حسین انداختند که بدنش چون خار پشت شده بود. [۳۸۱] .در آن حال صالح بن وهب مری چنان نیزه ای بر پهلویش زد که از اسب بر زمین افتاد گونه راستش به روی خاک قرار گرفت و در حالی که می گفت: «بسم الله و بالله و علی مله رسول الله. سپس از روی خاک برخاست. [۳۸۲] .زینب چون دریافت که حسین از زین بر زمین افتاده است از خیمه ها بیرون رفت و فریاد برآورد «وا أخاه! وا سیداه،وا أهل بیتاه، لیت السماء أطبقت علی الأرض و لیت الجبال تدکدکت علی السهل» ای وای برادرم! ای وای آقایم! ای وای خاندانم! ای کاش آسمان بر زمین فرو می ریخت و ای کاش کوهها پاره پاره می شدند و بر بیابانها می پاشیدند.زینب، خطاب به عمر بن سعد فریاد زد: وای بر تو ای عمر! آیا اباعبدالله را می کشند و تو نگاه می کنی؟عمر هیچ پاسخی نداد.زینب فریاد برآورد: وای بر شما! آیا یک مسلمان در میان شما مردم نیست؟هیچ کس پاسخش نداد.در این هنگام شمر به سوارگان و پیادگان سپاه فریاد زد: وای بر شما! درباره این مرد، در انتظار چه هستید؟ مادرتان در عزای شما بگریند.پس لشکر از هر سو، به حسین حمله ور شدند، زرعه بن شریک، ضربتی بر کتف چپ آن حضرت زده و آن را از پیکرش جدا ساخت. [۳۸۳] .حسین (ع) با شمشیر خود زرعه را از پای در آورد. [۳۸۴] .و شخص دیگری ضربتی بر گردنش وارد آورده، صورت آن بزرگوار فرو افتاد. [ صفحه ۲۴۷] دیگر خسته و مانده شده بود، بگونه ای که چون می خواست برخیزد و دوباره به زمین می افتاد. [۳۸۵] .سنان بن انس نخعی نیزه ای به گودی
گلوی حضرت فرو برد و سپس نیزه را بیرون کشید و بر استخوانهای سینه اش کوبید، و در پی آن تیری نیز رها کرد، تیر بر گلوی حسین (ع) نشست، آن حضرت تیر را از گلوی خویش بیرون کشید و هر دو کف دست به زیر خون گلویش گرفت، همین که کفهایش پر از خون شد، سر و روی خود را رنگین کرد، و چنین فرمود: «هکذا ألقی الله مخضبا بدمی مغضوبا علی حقی» با همین حال که به خونم آغشته ام و حقم را غصب کرده اند خداوند را ملاقات خواهم کرد. [۳۸۶] .هلال بن نافع که خود از سربازان عمر بن سعد بوده است می گوید: من در این هنگام از میان لشکر بیرون رفتم و در میان دو صفی که حسین را در محاصره گرفته بودند بر بالینش ایستادم و او در حال جان کندن بود، بخدا سوگند هرگز آغشته بخونی را زیباتر و نورانی تر از او ندیدم، زیرا من آن چنان محو نور صورت نورانی و پیکر زیبایش شده بودم که متوجه شدم چگونه او را می کشند.حسین در آن حال آب خواست، شنیدم مردی می گفت:بخدا سوگند. آب نخواهی چشید تا به جایگاه گرم و سوزان جهنم وارد شوی و از آب گرم بنوشی!پس شنیدم که آن حضرت پاسخ داد: «یا ویلک أنا لا أراد الحامیه و لا أشرب من حمیمها بل ارد علی جدی رسول الله (ص) و أسکن معه فی داره و فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر و أشرب من ماء غیر آسن و أشکوا الیه ما أرتکبتم منی و فعلتم بی» ای وای بر تو! من نه بر آتش جهنم وارد می شوم
و نه از حمیم آن می نوشم بلکه من بر جدم رسول خدا وارد خواهم شد و در کنار او در جایگاه صدق نزد آن سلطان نیرومند خواهم [ صفحه ۲۴۸] نشست و از آبی تازه که کهنه نمی شود، خواهم نوشید و شکایت رفتار شما با من را، به آن حضرت خواهم رسانید. [۳۸۷] .هانی بن ثبیت می گوید: من از شاهدان قتل حسین (ع) بودم، و نزد سواران لشکر ایستاده بودم، که کودکی از خاندان حسین بیرون آمد و هراسان بسوی چپ و راست می نگریست ناگاه مردی از لشکریان عمر سعد را دیدم که اسب خود را رکاب زد و به آن کودک رسید و از روی اسب خم شد و آن کودک را به قتل رسانید. [۳۸۸] .

سوید بن عمرو، در اثر شدت جراحت وارده، بی هوش در میان کشتگان افتاده بود چون به هوش آمد، شنید که می گویند، حسین (ع) کشته شد، هراسان از جا برخاست و چون شمشیرش را برده بودند، کاردی را که با خود داشت به دست گرفته و ساعتی با دشمن به نبرد پرداخت تا آنکه توسط عروه بن بطاء تغلبی و زید بن رقاد، به شهادت رسید. و او آخرین فردی بود که کشته شد. [۳۸۹] .گفته اند او مردی شریف، بسار نمازگزار، و چون شیر شجاع و در جنگ پایدار بود. [۳۹۰] .[ب]

[۳۷۹] لهوف، ص ۵۲.[۳۸۰] مقاتل الطالبیین، ص ۷۹.[۳۸۱] ارشاد، ص ۲۴۲.[۳۸۲] لهوف، ص ۵۴.[۳۸۳] ارشاد، ص ۲۴۲.[۳۸۴] لهوف، ص ۵۴.[۳۸۵] لهوف، ص ۴۵. ارشاد، ص ۲۴۲.[۳۸۶] لهوف، ص ۵۴.[۳۸۷] لهوف، ص ۵۵.[۳۸۸] مقاتل الطالبیین، ص ۷۹.[۳۸۹] طبری، ج ۵، ص ۴۵۳.[۳۹۰] لهوف، ص ۴۸.[۳۷۹] لهوف، ص ۵۲.[۳۸۰] مقاتل الطالبیین، ص ۷۹.[۳۸۱] ارشاد، ص ۲۴۲.[۳۸۲] لهوف، ص ۵۴.[۳۸۳] ارشاد، ص ۲۴۲.[۳۸۴] لهوف، ص ۵۴.[۳۸۵] لهوف، ص ۴۵. ارشاد، ص ۲۴۲.[۳۸۶] لهوف، ص ۵۴.[۳۸۷] لهوف، ص ۵۵.[۳۸۸] مقاتل الطالبیین، ص ۷۹.[۳۸۹] طبری، ج ۵، ص ۴۵۳.
[۳۹۰] لهوف، ص ۴۸.

[ّب]کتاب مقتل الشمس


مقتل امام حسین (ع) به روایت از خوارزمی و طبری

خوارزمی گوید:میان او و خیمه گاه فاصله انداختند. بر سر آنان فریاد کشید: وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، پس در این دنیای خود آزاده باشید و اگر عرب هستید -آن گونه که می پندارید – به شرافت خانوادگی خود برگردید. شمر ندا داد: ای حسین! چه [ صفحه ۱۷۹] می گویی؟ فرمود: می گویم این منم که با شما می جنگم و شما با من می جنگید، زنان را گناهی نیست. سرکشان و طغیانگران و جاهلان خود را تا من زنده ام، از تعرض به خانواده ام بازدارید. شمر گفت: باشد ای پسر فاطمه! سپس شمر به همراهان خویش داد زد: از حریم خانواده ی این مرد دور شوید و سراغ خودش بروید. به جانم سوگند که هماورد بزرگواری است! مردم از هر سو به نبرد پرداختند. امام بر آنان تاخت و آنان بر امام حمله می آوردند و او در همین حال آب می طلبید تا جرعه ای از آن بنوشد. هر بار که با اسب خویش به سوی فرات می تاخت، بر او حمله می کردند و امام را از آب دور می ساختند. [۳۷۳] .

طبری گوید:هشام به نقل از عمرو بن شمر، از جابر جعفی روایت کرده است که: امام حسین علیه السلام تشنه شد و تشنگی اش شدت یافت. نزدیک شد تا آب بنوشد، حصین بن نمیر تیری افکند که بر دهان امام نشست. امام شروع کرد به گرفتن خون از دهانش و آن را به آسمان می پاشید. سپس خدا را حمد و ثنا گفت و دستان خود را جمع کرد و گفت: خداوندا! آنان را نابود کن و بر روی زمین کسی از آنان باقی نگذار.هشام از پدرش محمد بن سائب، از قاسم پسر اصبغ بن نباته، از کسی که شاهد امام حسین علیه السلام در میان لشکرش بوده روایت کرده است که: چون سپاه حسین علیه السلام شکست خورد، [ صفحه ۱۸۰] بر اسب سوار شد و به سمت فرات رفت. مردی از بنی ابان بن دارم گفت: وای بر شما! میان او و آب فاصله بیندازید تا پیروانش به سوی او نیایند. گویند: بر اسب خویش زد و تاخت. مردم هم در پی او آمدن و بین امام و فرات فاصله افکندند. امام علیه السلام فرمود: خداوندا! تشنه اش گردان. در حالی که آن مرد، تیری از تیردان خود جدا می کرد، آن را بر دهان امام حسین علیه السلام زد. امام، تیر را بیرون آورد، آنگاه مشتهای خود را گرفت و پر از خون شد. امام حسین علیه السلام گفت: خدایا! به درگاهت شکایت می کنم از آنچه با پسر دختر پیامبرت می کنند.گوید: به خدا سوگند چیزی نگذشت مگر آنکه خداوند، عطش را در جان آن مرد ریخت؛ هر چه می نوشید سیراب نمی شد. [۳۷۵] .

اصابت تیر بر پیشانی امام

ابن اعثم گوید:سپس مردی از آنان به نام ابوجنوب جعفی تیری افکند که بر پیشانی امام فرود آمد. حسین علیه السلام تیر را درآورد و کنار انداخت. خونها بر صورت و محاسن حضرت جاری شد. حسین علیه السلام گفت: خدایا! می بینی که از دست این بندگان نافرمان و طغیانگر تو در چه حالی هستم. خدایا! نابود و ریشه کنشان کن و روی زمین احدی از آنان باقی نگذار و هرگز آنان را نیامرز.گوید: سپس همچون شیری خشمگین بر آنان حمله کرد. به هر یک می رسید، شمشیری حواله اش می کرد و او را بر زمین می انداخت. تیرها از هر سو می آمد و حضرت با سینه اش از تیرها استقبال می کرد، در حالی که می گفت: ای امت بد! با امت و عترت محمد صلی الله علیه و اله و سلم چه بد رفتار کردید! آگاه باشید که پس از کشتن من، کشتن هر یک از بندگان خدا برایتان آسان خواهد بود. به خدا سوگند، امید آن دارم که خداوند با خواری شما مرا کرامت بخشد و از جایی که نفهمیدم، انتقام مرا از شما بگیرد.حصین بن نمیر فریاد زد: ای پسر فاطمه! خدا چگونه از ما انتقام می گیرد؟فرمود: قدرت شما را به جان خودتان می افکند و این گونه خونهایتان را می ریزید؛ سپس عذابی دردناک بر شما فرومی ریزد. [۳۷۶] .طبری گوید:ابومخنف از صقعب بن زهیر از حمید بن مسلم نقل می کند: [ صفحه ۱۸۱] امام حسین علیه السلام جبه ای از خز داشت، عمامه بر سر نهاده بود و خضاب بر موهای خویش زده بود و شنیدم پیش از کشته شدن، در حالی که بر روی دو پا مثل سواره ای شجاع می جنگید و مواظب تیراندازان بود و در پی فرصت برای حمله بود، بر سپاه حمله کرد، در حالی که می گفت: آیا به کشتن من یکدیگر را تحریک می کنید؟ پس از من هرگز بنده ای از بندگان خدا را نمی کشید که به اندازه ی کشتنم خشم خدا را برانگیزد. به خدا قسم امیدوارم با خواری شما خدا به من کرامت بخشد، سپس از آنجا که نفهمید، انتقام مرا از شما بگیرد. به خدا قسم اگر مرا بکشید، خداوند نیرویتان را در میان خودتان خواهد افکند و خونهایتان را خواهد ریخت. سپس هرگز از شما راضی نخواهد شد تا آنکه عذابی دردناک برایتان دهد. [۳۷۷] .[ج]
[۳۷۳] مقتل الحسین، ج ۲، ص ۳۳.[۳۷۴] مناقب، ج ۴، ص ۵۸.[۳۷۵] مقتل الحسین، مقرم، ص ۲۷۵.[۳۷۶] الفتوح، ج ۵، ص ۱۳۵.
[ج]کتاب:مقتل امام حسین علیه السلام/ گردآورنده گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام ؛ ترجمه جواد محدثی

انتهای پیام

از دیگر سایت‌های خبری (RSS Reader)

کدام استقلال؟

- افغان ایرکا