زمان انتشار : ۱۹ قوس ,۱۳۹۵ | ساعت : ۲۳:۳۰ | کد خبر : 172768 | چاپ

یکی از 5 گنجینه برتر جهان/میراث شکوه و عظمت تاریخ افغانستان+تصاویر

شفقنا افغانستان_گنجینه  کوشانیان ( 20هزار و 618 پارچه طلای ناب ) ارزشمند ترین گنجینه جهان و یکی از پنج گنجینه برتر جهان است که میراث تمدن پر افتخار کوشانیان در این سرزمین می باشد.

کوشانیان یا همان «هزاره های کنونی» با تمدنی کهن و تاریخی سراسر قدمت و جلال و شکوه بر خطه ی این مرزو بوم نقش آفرینی ها نموده اند و یادگاهار به میراث گذاشته اند. تا نسل حاضر ببالند بر غنای فرهنگی سراسر شکوه افتخار نیاکانشان.

تاریخی سراسر عظمت و شکوه  که یاد آور سالهای قدرت و جلال مردمانی در این سرزمین است.

  • عده ای متعصب فاشیست در طی سالها با عناوین رئیس و مورخ پژوهش سرای تاریخ افغانستان  تمام تلاششان را نمودند تا تاریخ گذشته این سرزمین را به گونه ی دیگری رقم بزنند. امروزه نیز متاسفانه عده ای مقلد همچنان جلودار این حماقت تاریخی مضحکشان  میباشند، تا با دست و پا زدن در منجلاب بی هویتی شان از تارو پود و اندیشه ی گذشته ی نیاکان ما  تارو پودهای جعل هویتی شان  را با ریسمان دروغ وصله زنند و ببالند بر غنای شکوه و عظمت نداشته شان، تا کنون موفق نشده اند چیز ارزشمندی بر قامت بی هویتشان جز افزایش کشت گلهای کوکنار،جنگ، فقر، نا امنی، خشونت، و توهش و جهالت داشته باشند و تولیدات غده های سرطانی طالب و داعش را به جامعه افغانستان عرضه نمایند. 
  • در یک قرن اخیرمتاسفانه جهالت وعقده ی  نداشتن هویت تاریخی و زبان قدیمی عده ای فاشیست را تعمداً به نابود کردن نسخ خطی،سنگ نوشته های قدیمی،بناهای قدیمی، نقاشی های ارزشمند و مجسمه های تاریخی وادار نمود. اینان با ساختن تاریخی سراسر وهم انگیز و خیالی چند دهه ای سعی نمودند اذهان عمومی را به غنای ارزشمندی هویت نداشته ی شان منحرف نمایند.
  • آثار توهمی همانند کتابچه شعر، نسخ خطی و پته خزانه و …  را تولید نمودند و به معرفی آن همت تمام ورزیدند. ادعای دروغین این مسئولین فاشیست  پژوهش سرای تاریخ افغانستان  هم چون عبدالحی حبیبی و همقطارانش درهیچ جای معتبری مشاهده نشد و هیچ آزمایشی برصحت تائید  ادعای کذبشان صورت نگرفت ،جز چند صباحی فریب اذهان عمومی و ساختن تاریخی دروغین برای نیاکان خیالی شان  نتیجه ای عایدشان نشد. 

اینان غافل از این بودند که هر لحظه ای ممکن است اثری از دل این خاک سر بر آورد و گذشته ی پر رمز و رازش را معرفی نماید. 

یکی از این آثار نفیس و گرانبها در آغازدوران سیاه جنگ های داخلی خانمانسوزدهه هفتاد  کشف و ضبط گردید.

با ارزش ترین گنجینه جهان که در سال 1978میلادی توسط گروه باستان شناسی افغانستان- شوروی در طلا تپه شبرغان در شمال افغانستان پیدا شد 

در نخستین روزهای سال1978میلادی ویکتورسریانیدی، باستان شناس نامدارشوروی بالای همین تپه بالای شهر شبرغان ایستاده بود.ناگهان اندیشه ای در او پدید آمد وهمین فکر سبب شد که بزرگ ترین گنجینه جهان پس از 2000 سال ابهام پیدا شود .درجریان این 2000 سال بسیاری از جهان گشایا ن و شاهان و حتی بسیاری ازماجراجویان به دنبال این گنج در این بخش جهان می گشتند.

اما هیچ کس نمی دانست که گنجینه بزرگ باختر که میراث حاکمیت دوران یونان باختر که پس از تصرفات اسکندر است در کجاست.

بسیاری در بلخ به دنبال این گنجینه می گشتند و بسیاری هم متیقن شده بودند که وجود چنین گنجی افسانه ای بیش نیست.ویکتورسریانیدی به این نتیجه رسید که در کنار معبد3000ساله ای که در کنارتپه طلا قراردارد باید گورهای شاهان و شاهزادگان قرارداشته باشد.

در اوایل زمستان سال 1978میلادی افغانستان دریک حالت بحرانی قرار داشت.پس از کودتای هفت ثور و سقوط دولت محمد داوود خان در یک سال دو رهبر حکومت کشته شدند.

در جای جای افغانستان گروه های چریکی برای مقابله باحکومت به میدان آمده بودند و حکومت انقلابی از شوروی تقاضای کمک کرده بود.یک روز قبل از آنکه ارتش سرخ شوروی وارد افغانستان شود،سریانیدی توانست با یافتن یک پارچه طلا، توانست به یافتن یکی ازبزرگ ترین و باارزش ترین گنجینه های طلای جهان دست یابد.

در این روز سریانیدی با دیدن این پارچه طلای ناب نخستین گور را پیدا کرد.در این گور که یک تابوت سرباز که با پوست حیوانات پوشیده شده بود قرارداشت و برفراز ان یک بام موقتی ساخته شده بود.

در داخل تابوت یک شه بانوی کوشانی که سرتاپا با طلا مزین شده بود آرام گرفته بود.گروه مشترک افغانستان- شوروی به رهبری سریانیدی که ده سال رابه دنبال تپه های آی خانوم به دنبال بقایای تمدن پوشانی به کاوش مشغول بود باور نمی کرد که به گنجینه باختر دست یافته است.

گورها یکی پس از دیگری پیدا می شدند.گروه سریانیدی هفت گور را پیدا کرد که در آنها 6 شه بانوی 15 تا 45 سال و یک شاهزاده کوشانی دفن بودند.گمان می رفت که همه شاهزادگان در یک زمان مرده باشند. آنان موقع رفتن به گورهایشان تحفه های شگفت انگیز طلایی با خود داشتند.نه یکی و دوتا بلکه 20هزار و 618 پارچه طلای ناب را با خود به گورهایشان برده بودند.

این آثار در شکلهای کوپیت ها یا خدایان عشق ماهیان و جانوران افسانه ای به گونه ای هنرمندانه طراحی و با سنگ های قیمتی گوهرنشانی شده بودند.اجساد زنان داخل این گورها طوری به نظر می آمدند، که هنگام مرگ خیلی تزیین شده بودند.در این قبرها صدها صفحه مختلف الشکل طلایی که بر روی لباسهای زنان مذکور به طورمحکم دوخته شده بودند به دست آمدند.

اما این همه آثار هنری بی همتا از طلای ناب چگونه پدید آمده بود؟

بر بنیاد یافته های تاریخ ،تمدن یونان باختری پس ازفتح باختر توسط اسکندر مقدونی در 327پیش از میلاد بنا نهاده شد و رفته رفته این منطقه به یکی از مناطق تمدن خیز آن زمان مبدل شد.

پس از ان صحرا نشینان جلگه های آسیای میانه به طرف جنوب به حرکت درآمدند.آنان در قلمرو یونان باختری قدرت را به چنگ آوردند و شاهنشاهی بزرگ کوشانیان را بنیاد نهادند.

با گذشت زمان این صحرا نشینان آسوده حال شدند و با تاجرانی که از سوریه به چین سفر می کردند،مالیات بستند و با بازرگانانی که در جاده مشهور ابریشم می گذشتند به تجارت پرداختند.

آنان از این راه طلای زیادی اندوختندو هنر زرگری و کنده کاری طلا را رواج دادند.به این ترتیب بودکه آوازه گنجهای فراوان باختر به سراسر جهان رسید.
اما این گنج در بدترین زمان ممکن کشف شد.ویکتورسریانیدی در یک وضعیت بحرانی قرار داشت.اوضاع امنیتی هر روز بدتر می شد و انان باید با سرعت کار می کردند.باستان شناسان هر روز به ثبت و عکس برداری اثار می پرداختند و در پایان کار آثار را در یک اتاقک لاک و مهر شده که در مراقبت جدی قرارداشت می گذاشتند.

اما هیولای جنگ باستان شناسان را نگذاشت که کارشان را تمام کنند آنان در حالی که تازه گور هفتم را یافته بودند مجبور شدند کاوشهایشان را نیمه کاره رها کنند وآثار بدست آمده را برداشته به کابل بروند.اما هیچ کس ندانست که در گور هفتم چه بود!

پس از ترک باستان شناسان این گور باسرعت تاراج شد وکاوشهای غیر فنی دیگر این منطقه را به کلی ویران کرد و به این ترتیب باستان شناسان موفق نشدند که با کاوش و جستجوی بیشتر در گورهای پیدا شده در مورد زندگی و باورهای سلسله کوشانیان تحقیق کنند.

گنجینه طلای باختر به موزه کابل منتقل شد و ثبت گردید.اگرچه سریانیدی اصرار داشت تا پایان جنگ این گنجینه به یونسکو سپرده شود و در یک کشور بیطرف نگهداری شود اما این تقاضا پذیرفته نشدو سریانیدی به اتحاد شوروی بازگشت.

در سال 1989میلادی ده سال از کشف باارزش ترین گنجینه جهان می گذشت،اما اوضاع افغانستان بدتر از هر زمان دیگر بود.قشون سرخ افغانستان راترک کرده بود و حکومت افغانستان دریک حالت متزلزل قرار داشت.و هر آن ممکن بود که سقوط کند.

پس گنجینه طلای باختر را باز هم خطر بزرگی تهدید می کرد.اما یک فرد دور اندیش که اوضاع مملکت را بیش از هر کسی می دانست به فکر نجات بزرگ ترین ثروت کشورش و جهان افتاد. او داکتر نجیب الله رییس جمهور وقت بود.

داکتر نجیب الله در یک عملیات فوق سری گنجینه طلای باختر را از موزیوم کابل به خزانه بانک مرکزی برد که دروازه ای به ارگ ریاست جمهوری دارد و امن ترین نقطه در کشور است انتقال داد.

او هر پارچه از طلا را در میان پنبه پیچید و میا ن صندوقهایی کهنه گذاشتودر گاوصندوق بانک مرکزی افغانستان و در یک زیر زمین سه طبقه ای که یک شاهکار معماری است قرارداد این زیر زمین با پیچیده ترین تدابیر امنیتی توسط یک شرکت المانی در زمان نادر خان ساخته شده بود.و گاو صندوقی دارد که توسط هفت قفل محافظت می شد.

وبرای بازکردن این گاو صندوق باید تمامی هفت کلید موجود باشد تا قفل ها به ترتیب باز شوند.اگر کلیدی بدون ترتیب به داخل قفلها انداخته شود،کلید داخل قفل گیر می کند و امکان باز شدن گاوصندوق از بین می رود.
داکترنجیب شخصا صندوقها را مهرو لاک کردو هفت کلید گاوصندوق را به هفت تن از معتمدان بانک ملی سپرد و از انها تعهد گرفت که درب گاوصندوق راجز برای رییس جمهور یا یک رهبر قانونی افغانستان به روی هیچ کس دیگری نگشایند.

پس از آن کم کم شایعه گم شدن گنجینه باختر بالا گرفت،شماری می گفتند که روسها این گنجینه رابا خود برده اند و شماری هم می گفتند که داکتر نجیب آنها را به روسها فروخته است.و این آوازه ها زمانی اوج گرفتند که حکومت داکتر نجیب سقوط کرد اما او درباره گنجینه باختر خاموشی اختیار کرد.

با شدت گرفتن جنگ های تنظیمی در کابل هیچ کس نمی دانست که برسر گنجینه باختر چه آمده است.حتی آوازهایی از فروش این آثار در بازارهای جهانی پخش شدندو شماری می گفتند که این طلاها آب شده و برای خرید سلاح مصرف شده است.

این اوازه ها جهان را و بیشتر ویکتور سریانیدی را ناراحت می کرد .با پیروزی طالبان اوضاع از این هم بدتر شد.درنخستین روزهای حاکمیت طالبان داکترنجیب که نگهبان باارزش ترین گنجینه جهان بود با برادرش به دست طالبان کشته شد و در چهارراه اریانا به دار آویخته شد.

گروه طالبان تمامی عکسها و مجسمه های باستانی را نمادی از بت پرستی دانست و تمامی تابلوها و مجسمه های هنری را که به دستشان افتاد نابود کردند.

با فروپاشیدن تندیسهای بودا در بامیان دیگر امیدی برای مخفی ماندن گنجینه باختر وجود نداشت اما طالبان چندین بار به سراغ زیر زمین بانک مرکزی رفتندوکارمندان راتهدید کردندکه در گاو صندوق راباز کنند اما از هفت نفری که کلید را داشتند فقط یک نفر در بانک مانده بود و همه هفت نفر به مناطق دیگر جهان گریخته بودند.

تنها کلیدی که دست این کارمند بود چون کلید اول نبود کلید بند ماندو کارمند بانک مرکزی به جرم همکاری نکردن با طالبان بیش از سه ماه را در زندان طالبان ماند.

طالبان چندین بار کوشش کردند که درب گاو صندوق راباز کنندو حتی خواستند که درب را منفجر سازند اما تمام کوشش های طالبان برای انفجار درب این گاو صندوق بی نتیجه ماند.

سرانجام در دوم می سال2003میلادی،حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و اشرف غنی احمد زی، وزیر مالیه وقت به خزانه بانک مرکزی رفتند.

آنها تصور می کردند که پشت این درها به ارزش نود میلیون دالر شمش های طلا خواهد بود و از اینکه به جز یک تن از هفت تنی که کلیدها را داشتند در افغانستان نبودند متخصصی از شرکت سازنده گاوصندوق از المان خواسته شده بود.وی هر هفت قفل را باز کرد در این میان یک تن بیشتر از همه قلبش می تپید و یکتور سریانیدی با موهای سفید و با گذشت بیست و شش سال بسیار مضطرب بود و نمی دانست که چه چیزی خواهد دید.

اما در کنار 90 میلیون دالر شمش طلا ،صندوقهای فولادی با مهرداکتر نجیب الله وجود داشتند.وقتی این صندوقها گشوده می شوند سریانیدی با حیرت می بیند که گنجینه باختر میان آنها محافظت شده است.

گنجینه برتر جهان

گرانبها

گنجینه باختر

گنجینه گرانبها

گنجینه باختر

گنجینه باختر افغانستان یکی از بزرگترین گنجینه های قدیمی و تاریخی جهان است

 

انتهای پیام 

www.af.shafaqna.com

 

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام