همه جا آسمان یکرنگ است، مهاجر یعنی آدم بی وطن!

کشته شدن بیش از ۲ هزار تروریست در شاخه زیتون توسط ارتش ترکیه

حمله انتحاری به یکی از مراکز بسیج مردمی در کرکوک

دیدار استادان دانشگاه هرات و نمایندگان شورای متخصصان با رئیس جمهور

وزارت داخله:اکثر فیرهای هوایی از خانه‌های بزرگان و مقامات دولتی صورت گرفته است

برگزاری نشست زنان کشورهای عضو تاپی به ابتکار زنان افغان

حمایت جوانان و اعضای جامعه مدنی هرات از برنامه‌های زیربنایی رئیس‌جمهور

حمله راکتی النصره در سوریه با ۱۴ کشته و زخمی

گسترش پوپولیسم از طریق رسانه های اجتماعی

چرا زنان دستانی سردتر و مردان بینی بزرگ تری دارند؟‎

اشرف غنی، سکولار یا دین‌مدار؟

افتتاح نخستین فارم پرورش مرغ های نسلی در ولایت تخار+تصاویر

برگزاری جلسه شورای عالی توسعه شهری به ریاست رئیس جمهور غنی در ولایت هرات

تصاویر: ۴ طرح جلد یک مجله‌ی بریتانیایی برای «نزاع شیعی-سنی»

زرداری از نخست وزیر پاکستان شکایت کرد

دیدار اشرف غنی با ورزشکاران هراتی

نیکلسون:بلند پروازی های طالبان کاهش یافته است

گزارش تصویری مسابقات اسکی در بامیان

28 تروریست در زون شمال و شمال شرق کشور کشته و زخمی شدند

برگزاری مسابقات اسکی بین ولایت های مختلف در بامیان+تصاویر

آمریکا: دروازه صلح برای آن عده از طالبان که از خشونت دست می‌کشند و قانون اساسی افغانستان را می‌پذیرد، باز خواهد بود

ترامپ متهم به دریافت هدایا از دولت های خارجی شد

گزارش تصویری نشست رهبران جهادی در کابل

اشتراک عبداالله در نشست سالانه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

نرخ مبادله پول افغانی در برابر اسعار خارجی/ یکشنبه 6 حوت 1396

گزارش تصویری اختلاف بر سر نشستن رهبران جهادی در چوکی اول بر سر گرفتن باج از جامعه جهانی

رهبران احزاب سياسی با برگزاری نشستی خواستارحضورشان در انتخابات افغانستان توسط جامعه جهانی شدند

تقدير والی دايكندی از ورزشكاران رزمی كار+تصاویر

افغانها به صلح نياز دارند؛ نه ترامپ!!!

بررسی مشکلات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی منطقه خوشک در دایکندی

حکم پرداخت هدیه بیمه عمر به بیمه گذار/ پاسخ حضرت آیت‌الله سیستانی

بروز یک جنگ ژئوپولیتیک در لبنان

واژگونی و آتش گرفتن اتوبوس در مصر با۳۰ کشته و زخمی + تصاویر

حاکم دبی به دنبال استخدام سازنده امید با حقوق نجومی+ تصویر

۵۴ کشته و زخمی در حمله داعش به یگان مبارزه با تروریسم عدن+ تصاویر

تکذیب خبر کشته‌شدن رهبر جنبش انصارالله یمن

تصویب قطعنامه شورای امنیت برای برقراری آتش‌بس در سوریه

ترور معاون پیشین مجلس سنا در کابل

با ورزش جلوی سرماخوردگی را بگیرید

عروسان داعش به اروپا باز می گردند

شورای سراسری هزاره های اهل سنت خواستار حضور در ساختار حکومتی شدند+تصاویر

دیدار اعضای انجمن اجتماعی نگرش نو با معاون رئیس جمهور+تصاویر

دیدار وزیر دولت در امور خارجه هند با صلاح الدین ربانی+تصاویر

رئیس جدید صحت عامه بامیان به صورت رسمی معرفی شد+تصاویر

آگهی استخدام جالب حاکم دبی با حقوق نجومی+ تصویر

توییت اشرف غنی درباره حملات انتحاری امروز در افغانستان

سران سعودی، امارات و قطر با ترامپ دیدار می کنند

خوراکی هایی که سطح سدیم خون را تنظیم می کنند

نشانه هایی که ثابت می کند شما بدنی ناسالم دارید

بیزنس اینسایدر: جایگاه ولیعهد عربستان علیرغم آنچه نشان می دهد، متزلزل است

عبدالله: امیدواریم کشورهای دخیل در پروژه تاپی «صادقانه» گام بردارند

لیبی میزبان بیش از ۷۰۰ هزار مهاجر غیرقانونی است

سی ان ان: داعشی ها از بازداشتگاه های تحت حمایت آمریکا در سوریه فرار کردند

غنی: افغان بودیم، افغان هستیم و تا ابد افغان خواهیم ماند

شورای عالی صلح:با گروه‌های که دست به کشتار مردم می‌زنند در میدان نبرد تسویه حساب می شود

صدور اولین محموله هوایی میوه و قالین به قزاقستان

گفت و گوی وزرای خارجه روسیه و ازبکستان در مورد کنفرانس صلح افغانستان

ترور مدیر مالی فرمانده پولیس غزنی

وزیر خارجه ایران:خطر داعش همچنان منطقه و جهان را تهدید می‌کند

اعلام همکاری ناتو برای دفاع از حقوق کودکان در هرات

سه حمله انتحاری با 23 کشته و زخمی در افغانستان

مشاور سابق ترامپ به پرداخت رشوه به مقامات اروپایی متهم شد

خوراکی‌هایی که اعصاب شما را تقویت می‌کنند

دیپلماسی خانوادگی ؛سفر دختر ترامپ به کره

چرا سازمان های تروریستی میل به گسترش دارند؟

ترامپ: تلاش می‌کنم طاسی سرم را پنهان کنم

پناهجویان افغان مقیم هند با چه مشکلاتی روبه رو هستند؟

رئیس جمهور: بعد از تکمیل کجکی دوم در هلمند،سطح آب اضافه خواهد شد

دو کودک در انفجار ماین جاسازی شده در پروان کشته و زخمی شدند

اشرف غنی: بازارهای آسیای مرکزی برای میوه قندهار باز می شود+تصاویر

کشته شدن ۵ نظامی امریکایی در فراه

سقوط پاسگاه ارتش در فراه؛ بیش از ۲۰ سرباز کشته شده‌اند

سفر طولانی زنان از دید دوربین عکاسان در بامیان + تصاویر

عدم حضور اسماعیل خان و عثمانی در مراسم تاپی

لیلام ۱۸ میلیون دالر توسط بانک مرکزی در افغانستان

نرخ مبادله پول افغانی در برابر اسعار خارجی/ شنبه 5 حوت 1396

آغاز عملیات‌ گسترده نظامی در ولایت‌های بلخ و فاریاب

آغاز جشنواره بازی های زمستانی در بامیان + تصاویر

حمله انتحاری با موتر بمب‌گذاری شده در ولسوالی نادعلی هلمند

برای اشتغال زایی بانوان در غزنی ۹۹سبزخانه توزیع شد + تصاویر

اجرای یک اوپرا برای اولین بار در عربستان+ تصاویر

قزاقستان میزبان کنفرانس علمای کشورهای اسلامی

برخورد خودرو به حفاظ امنیتی کاخ‌سفید

خبرگزاری فرانسه: انفجار ۳ بمب در مرکز استان مسلمان‌نشین میانمار

فوری: حمله انتحاری در هلمند

دانش:افراط گرایی در زمینه‌های دینی و مذهبی آفت اجتماعی است

سنگ تهداب لابراتوار کنترل کیفیت دارو در هرات گذاشته شد

حمله انتحاری در نزدیکی سفارت آمریکا در کابل/7 کشته و زخمی

فوری: انفجار مهیبی در کابل

اشتباه پزشکی سالیانه ۲۲ هزار انگلیسی را می‌کشد

سفارت آمریکا ۲۴ اردیبهشت به قدس منتقل می‌شود

فیفا به روسیه برای برگزاری ایمن جام‌جهانی فوتبال اعتماد دارد

کناره گیری دو مقام ارشد کاخ‌سفید

ژن‌هایی که زمان مرگ افراد را مشخص میکنند!

جراحی بزرگترین تومور مغزی جهان + عکس

چگونه با کمک سرکه سیب شکم‌تان را آب کنید؟

انتقال محمود عباس به بیمارستانی در آمریکا

تحریم ژنرال‌های ارتش میانمار توسط اتحادیه اروپا

انتقال محمود عباس به بیمارستان آمریکایی

معرفی بزرگترین بسته تحریم‌های آمریکا علیه کره‌شمالی توسط ترامپ

کشف پهپاد ساخت آمریکا در مخفیگاه داعش در الانبار

جمعه 18 حمل 1396 | 20:11

همه جا آسمان یکرنگ است، مهاجر یعنی آدم بی وطن!

شفقنا افغانستان/پرونده غربت بی انتها- مهاجرت برای خیلی افراد بخشی دردناک از زندگی است، هیچ انسانی دوست ندارد سرزمین مادری خود را ترک کند و به جایی برود که با مردمانش غریبه است.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، در ادامه سلسله مصاحبه های موضوعی با عنوان غربت بی انتها، اینبار با یک دانشجوی رشته گرافیک و مقیم سوئد به گفتگو نشسته ایم.
محمد اصالتا اهل ولایت دایکندی است، پدرش در زمان کمونیست ها به سرنوشت نامعلومی دچار شده و بعد از گذشت این همه سال هنوز معلوم نیست که چه بر سرش آمده است، حتی در لیست پنج هزار نفری از شهدایی که در دوران کمونیست ها به شهادت رسیدند اثری از نام و نشان پدر محمد نیست.
از او درباره زندگی اش می پرسم، می گوید : من خیلی کودک بودم که خانواده ام به ایران آمدند، البته پدرم در افغانستان ماند و ما بهمراه خانواده کاکایم عازم ایران شدیم.
من پدرم را خیلی کم به یاد می آورم، چون در آن سالها خیلی کوچک بودم و درک درستی از مسایل نداشتم.
در ایران خانواده ما همگی کارگری می کردند، یادم هست زمستانها به کارهای داخل خانه مثل پسته شکستن و جالباسی درست کردن و پنبه ریسی و … مشغول بودیم و تابستانها به سر کوره آجرپزی می رفتیم.
من در تمام طول این سالها درس را رها نکردم و برخلاف بقیه برادران و خواهرانم به درس مشغول بودم، اما متاسفانه به دلیل شرایط بد اقتصادی بقیه اعضای خانواده تحصیل را رها کردند و به کارهای دیگر مشغول شدند.
در ایران وضعیت ما تعریفی نداشت، از لحاظ اقتصادی بشدت در سطح پایین قرار داشتیم و این باعث شده بود که همیشه در حسرت یک دست لباس نو بمانیم.
در مدرسه بخاطر اینکه لباس مناسب نداشتم چندین بار توبیخ شدم، من مجبور بودم با لباسهای خانگی به مدرسه بروم چون واقعا خانواده پول نداشت تا برایم لباس مناسب بخرد و بعد از چندین مرتبه توبیخ شدن، بالاخره مادرم چادر سیاهش را پاره کرد و برای من و برادرم شلوار دوخت، من هر بار این خاطره یادم می آید، نمی توانم جلوی اشک خودم را بگیرم، این تلخ ترین خاطره ای است که من در تمام زندگی خودم داشته ام.
بهرترتیب ما بزرگ شدیم و هر کدام پی سرنوشت خودمان رفتیم و در تمام این سالها هم خبری از پدرم نبود و ما هم کم کم باور کردیم که دیگر باید از او قطع امید کرد، احتمالا او در همان سالها در یکی از جنگها کشته شده و یا اینکه برای همیشه ما را فراموش کرده و به جای دیگری رفته است.
من به هر زحمتی بود به دانشگاه رفتم و تمام هزینه های تحصیل را هم خودم می دادم، نصف روز را کار می کردم و نصف دیگر روز را درس می خواندم و همیشه هم جزو دانشجوهای ممتاز دانشکده بودم.
من به رشته گرافیک علاقه داشتم و بخاطر همین خیلی زود بعد از فارغ التحصیل شدن توانستم کار مناسب برای خودم پیدا کنم.
وقتی موج مهاجرت به اروپا آغاز شد من مقداری پس انداز برای خودم داشتم که برای عروسی ام در نظر گرفته بودم، اما این سفر به اروپا آنقدر جذاب و جالب بود که حاضر بودم تمام پس اندازم را برای این سفر خرج کنم.
من با تمام مشکلاتی که در ایران داشتم و سختی هایی که بعنوان مهاجر تحمل کرده بودم، زندگی نسبتا خوبی نسبت به خیلیهای دیگر داشتم.
بسیاری از هموطنان ما در ایران به کارهای سخت مشغول هستند و بخش کمتری از جامعه مهاجر وارد کارهای تخصصی می شوند و من جزو دسته ای بودم که شغل مناسب و موقعیت خوبی برای خودم ساخته بودم.
با این وجود از زندگی در ایران رضایت کامل نداشتم و همین مساله باعث شد تا برای یک مهاجرت دیگر آمادگی بگیرم.
قبل از آمدن مادرم به من گفت از تمام فرزندانم راضی هستم و خوشحالم که همه تان توانسته اید به یک جایی برسید و صاحب عقل و شعور باشید، الان هم که تصمیم به رفتن گرفته ای مانعت نمی شوم و برایت دعا می کنم که به خیر و سلامت به هدفت برسی.
من با مقدار پولی که داشتم دل را به دریا زدم و به ترکیه آمدم، در ترکیه زیاد توقف نکردم و خیلی زود به یونان رسیدم و از آنجا خودم را به سوئد رساندم، خدا را شکر من در زمانی به اینجا آمدم که تازه موج مهاجرت شروع شده بود و وضعیت به سختی الان نبود.
بعد از انجام مصاحبه و روزی که قبولی ام را گرفتم احساس می کردم صاحب همه چیز شده ام، در فکر و ذهنم نقشه های زیادی برای آینده و زندگی ام کشیده بودم و هر روز با شور و شوق زیادی به کورس زبان آموزی می رفتم و با تمام وجود جذب شرایط جدید شده بودم.
بعد از گذشتن حدود یک سال من توانستم زبان سوئدی را به صورت کامل یاد بگیرم و در یک رستوران مشغول به کار شوم.
این یک آغاز خوب برای من بود، اما راستش وقتی به این فکر می کردم که در رستوران کار کردن خیلی هم جالب نیست کمی اذیت می شدم و فکر می کردم اشتباه کرده ام.
من در یک مدت بشدت دچار افسردگی شدم و این افسردگی تا جایی ادامه یافت که می خواستم قید همه چیز را بزنم و به ایران برگردم، اما مادرم مانع برگشتنم شد و من مجبور بودم وضعیت بوجود آمده را تحمل کنم.
برخلاف دیگران که با خانواده مهاجرت می کنند، من یک مرد تنها بودم و بخاطر همین تنهایی خیلی اذیت می شدم و بارها تصمیمات غیرعاقلانه گرفتم که خدا را شکر همه شان به خیر گذشت.
اولین مساله ای که ما در اینجا بعنوان مشکل با آن روبرو هستیم، تفاوت فرهنگهاست، این تفاوت فرهنگی شاید به ظاهر زیاد مهم نباشد اما در عمل خیلی آزاردهنده می شود و در برخی موارد آدم را عذاب می دهد.
زندگی در غرب باید با سبک زندگی غربی باشد، یعنی ما باید کم کم یاد بگیریم که طبق عرف و شیوه غربیها زندگی کنیم، وگرنه هم خودمان اذیت می شویم و هم جامعه ما را نمی پذیرد.
اولین مساله دینداری و بی دینی است، ما در یک جامعه دینی بزرگ شده ایم و جد و آبادمان دیندار بوده اند، اما در غرب دین زیاد مساله مهمی نیست و فقط به کلیسا خلاصه می شود و مناسک مذهبی در جامعه خریدار چندانی ندارد، برعکس ما که دینداری در تمام شهرها و خانه ها و خیابانهایمان وجود دارد و دیده می شود.
ما از طرفی نمی توانیم از دینداری خودمان عبور کنیم و از طرفی وقتی در جامعه ای زندگی می کنیم که دینداری ما برایش مهم نیست، قدری اذیت می شویم، ولی باید اینرا بپذیریم که در غرب دین به یک امر کاملا خصوصی تبدیل شده و هر انسانی می تواند در خلوتگاه خودش یا مراکز دینی به فعالیت دینی خود بپردازد.
مساله دیگر این است که ما در جهان سوم بزرگ شده ایم و اینجا یعنی جهان اول، معیارها و طرز تلقی ها و همه چیزش با آنجا متفاوت است و چه بسا ارزشهایی که در اینجا ضدارزشند و ضدارزشهایی که در اینجا ارزشمند هستند.
در جهان سوم ما بدنبال کسب مقام و کرسی هستیم و قدرت یک ایده آل است، در حالیکه در غرب قدرت سیاسی داشتن هیچ ارزشی ندارد و همه در برابر قانون یکسانند.
در کشورهای ما اگر شما نماینده پارلمان یا وزیر باشید براحتی می توانید خلاف قانون عمل کنید و کسی هم به شما کاری ندارد، اما اینجا اگر صاحب منصب باشی، بیشتر از بقیه مکلف به رعایت قانون هستی و بیشتر از دیگران زیر ذره بین قرار داری و اگر دست از پا خطا کنی رسانه ها بشدت انتقاد می کنند.
ما از آغاز ورود به این جامعه متوجه می شویم که در همه جا قانون حرف اول را می زند و همه باید قانون را رعایت کنند و نظم اجتماع را بهم نریزند و فرقی هم نمی کند که شما مهاجر باشید یا یک سوئدی!
البته مهاجرت به غرب مزایایی هم دارد که در مرحله اول کسب یک تابعیت جدید و آسوده شدن از خاطر اقامت قانونی است و دوم اینکه شما اینجا دغدغه نان نخواهید داشت و در بدترین شرایط دولت از شما حمایت می کند.
من بارها با خودم به این مساله فکر کرده ام که ای کاش این امکاناتی که در اینجا برای مهاجرین فراهم است، در ایران برای ما فراهم می شد تا ما مجبور نباشیم به یک کشوری مهاجرت کنیم که هیچ سنخیتی با فرهنگ و آیین آن نداریم.
اگر ایران این مساله را بپذیرد که مهاجرت یک پدیده اجتماعی است و یک مهاجر می تواند همانند سایر اتباع یک کشور به رشد و پیشرفت کشور کمک کند، وضعیت ما اینگونه نبود. بسیاری از مهاجرین که به اروپا می آیند خانواده شان در ایران هستند و تمام طول سال کار می کنند تا تابستان را برای دیدن فامیل به ایران بروند.
من در طول چند سالی که در سوئد زندگی کرده ام، این را فهمیده ام که آسمان خدا همه جا همین رنگ است و ما هر جایی که برویم باز هم یک مهاجر دور از وطن هستیم و تا زمانی که امنیت و آرامش به کشورمان بازنگردد، وضعیت ما به همین شکل خواهد بود.
آرزو دارم یک روزی برسد که افغانستان دارای امنیت شود و ما بتوانیم به کشور خودمان و خاک آبا و اجدادی مان بازگردیم و آنجا را آباد کنیم. البته نسل ما که عمرش را در بی سرنوشتی گذراند، شاید نسلهای بعدی ما بتوانند کشور را آباد کنند.

سیدجمال الدین سجادی
انتهای پیام

موضوعات:   عمومی ، دیدگاه ،
از دیگر سایت‌های خبری (RSS Reader)

رییس اجرایی عازم سوئیس شد

- خبرگزاری جمهور

عراق اس-400 می خرد

- افغان نیوز