زمان انتشار : ۱۷ اسد ,۱۳۹۶ | ساعت : ۰۲:۱۹ | کد خبر : 217765 | چاپ

یک تصویر و هزار پیام/ زن، زن است نه ابزار برای زندگی: حمیرا هستی در گفت‌وگو با شفقنا

شفقناافغانستان- زن و نقاشی؛ دو مفهومی که حامل زیبایی و لطافت و نظیف بودن را در ذهن انسان مجسم می سازد. اما همین دو مفهوم در جوامع سنتی، با مشکلات و چالش های زیادی مواجه بوده و می باشد. افغانستان یکی از کشورهای است به شدت سنتی و بسته. زنان افغانستانی با آنکه نیمی از نفوس این جامعه را تشکیل می دهد، از حقوق و وجایبی که باید به عنوان یک انسان مستقل برخوردار باشند، نیستند. حق تحصیل، حق کار، حق ورود به کانون های فرهنگی – اجتماعی هنوز هم برای بسیاری از زنان افغانستانی یک تابوی وحشتناک است. اما هستند زنانی که تابوهای زیادی را شکسته و سدهای زیادی را از جلو شان برداشته و به پله های از رشد و بالندگی و موفقیت، در ابعاد مختلف زندگی – اجتماعی، سیاسی، هنری، فرهنگی و اقتصادی دست یافته اند.

حمیرا هستی، یکی از هنرمندان مجرب و ورزیده ای است که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده و با عبور از سد های آهنین، در راه اعاده حقوق زن و شناساندن زن به عنوان یک انسان در جامعه افغانستان مبارزه نموده است. خبرنگار شفقنا افغانستان،‌ مصاحبه‌ی اختصاصی با وی انجام داده که توجه شما را به آن معطوف می داریم:

شفقنا: خود را معرفی کنید؟

حمیرا هستی: من حمیرا فیاضی هستم اما تخلص هنری من “هستی” است و دوستانم مرا بنام هستی می شناسند. بیشتر از 5 سال می شود که کارهای هنری انجام می دهم و یک کارگاه کوچک هنری بنام “رویای هستی” دارم که مشغول کارهای هنری و آموزش نقاشی در آن می باشم. در کنار نقاشی و کارهای هنری، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق در یکی از دانشگاه های شخصی می باشم. در سال 1372 در شهر کابل متولد شدم و سکونت اصلی من از ولایت غزنی، ولسوالی جاغوری می باشد و فعلا هم در شهر کابل زندگی می کنم.

شفقنا: از چه زمانی به هنر نقاشی روی آوردید و چه چیزی باعث شد تا مجذوب این هنر شوید؟

حمیرا هستی: از سال 1390 شروع به آموختن هنر نقاشی کردم و اولین استادم در این راه، مرحوم استاد غلام محمد راهی بود. دقیقاً از زمانی که یک دختربچه‌ی کوچک بودم، علاقه‌ی شدیدی به هنر نقاشی داشتم و همیشه تمام فکرم به طراحی و کشیدن اشکال خورد و کوچکی که دَور و بَرم بود، بودم. در حدی که در تمام دوران مکتب بیشترین توجه ام به مضمون رسامی و نقاشی بود تا به سایر مضامین درسی. باید اعتراف کنم که من یک شاگرد خوب و لایق در مضامین درسی ام نبودم. من بیشتر یک رویا پرداز بودم که با مدادرنگی ها و دفترچه‌ی نقاشی ام زندگی می کردم. من آموختن نقاشی را در کورس های شخصی شروع کردم. به دلیل شدت علاقمندی من نسبت به این هنر، توانستم هنر نقاشی را در مدت زمان بسیار کوتاه بیاموزم و چیز های زیادی را یابد بگیرم و رسامی نمایم.

وقتی از حمیرا هستی در مورد سبک وی در هنر نقاشی پرسیدم، گفت: من مثل همه هنرمندان دیگر کشور از سبک ریالیزم شروع کردم و بیشترین کارهای هنری من به این سبک می باشد. اما از یک سال قبل شروع به کارهای معاصر و چیدمان هنری کردم و دو ماه قبل هم نمایشگاهی با چیدمان هنری داشتم.

از حمیرا هستی پرسیدم: از کشیدن و نقاشی کردن چه چیزی بیشترین لذت را میبری و چرا؟

هستی گفت: به نظر من یک هنرمند همه چی را باید زیبا ترسیم کند و زیبایی ها را به نمایش بگذارد. اما یک هنرمند همانطوری که زیبایی ها را به نمایش می گذارد، می تواند زشتی ها و بدی ها را هم به تصویر بکشد. هنر بیشترین تاثیر را روی جامعه و فرهنگ دارد. من بیشتر با کشیدن حیوانات و انواع گل ها لذت می برم و عاشق رنگ ترکیب کردن و لمس رنگ ها با دستانم هستم.

از حمیرا هستی در مورد نمایشگاه های که برگزار نموده و اینکه با برگزاری نمایشگاه ها به دنبال چه هدفی بوده است، پرسیدم. گفت: نمایشگاه های گروهی زیادی تحت عناوین مختلف برگزار نموده ام و مهمترین هدف من از برگزاری این نمایشگاه ها، به تصویر کشاندن هنر نقاشی، معرفی سبک های مختلف هنری، معرفی هنرمندان جوان و تازه کار و به تصویر کشاندن آثار جدید هنرمندان بوده است. آخرین نمایشگاه من که دو ماه قبل برگزار شد تحت نام “فرار از دیگران” بود. این یک نمایشگاه متفاوت و با ایده‌ی متفاوت بود. سه اثر هنری مانند “زمین گِلی ترَک خورده”، “دَر و دیوار کهنه و قدیمی” و “خشت های خام” بود.

از وی پرسیدم که چرا “فرار از دیگران”؟ گفت: در مورد اسم نمایشگاه باید بگویم موضوع این نمایشگاه “زن و جنگ” بود ویا تاثیرات جنگ بالای زنها. همانطور که می‌دانیم، زن ها اساس خانواده را تشکیل می دهند و برای همین، در هر مورد تاثیر گذارتر، انعطاف پذیرتر و آسیب پذیرتر هستند. زنان در کشور من مدام در حال نقش بازی کردن هستند تا دیگران را شاد نگه دارند. همیشه بخاطر خوشی و خواست های خانواده، از خود و خواسته های خود می گذرند. فرار از دیگران در اصل یعنی فرار از جَو موجود جامعه برای زنان. در این نمایشگاه ما زن را با دیوارهای ترک خورده ولی استوار و مستحکم به نمایش گذاشتیم. با درِ نمیه باز برای ورود به روشنایی و خروج از تاریکی ها. زمین ترک خورده که تشنه محبت و عشق است، تا لحظه ای خودِ خودش باشد بدون هیچ نقشی، برای خود و از خود باشد.

حمیرا هستی در مورد اولین سوژه‌ی نقاشی خود و اینکه چرا این سوژه را انتخاب نموده بود، گفت: اولین سوژه هنری من زن بود و بیشتر دوست دارم روی زیبایی های زنان کار کنم و هر آنچیزی که به زنان متصل اند و به نحوی به زنان ربط دارند. گفتم چرا زنان؟ گفت: همانوطر که می دانیم، زنان بیشتر در جامعه‌ی ما مورد خشونت قرار می گیرند. در برخی موارد و در برخی از نقاط کشور، مردان زنان را ابزارِ بیش نمی دانند و یک وسیله برای رفع نیازهای شان فکر می کنند. در کشور من به زنان و زیبایی های زنان اهمیت قایل نمی شوند و این زیبایی ها مدام زیر تکه های بزرگ به نام چادر و برقع پنهان می شوند تا به گفته بعضی ها، مورد تحریک مردان جامعه قرار نگیرند. زن در کشور من حق صحبت کردن را ندارد. حق انتخاب و حق زندگی ندارند و از حقوق اجتماعی مساویانه با مردان محروم اند. به نظر من نباید اجازه داده شود تا این زیبایی ها پنهان شوند. من بیشتر با سوژه های زنانه می خواهم زیبایی های زنانه و حقوق زنان را به نمایش بگذارم.

حمیرا هستی در جریان کارها و مبارزات خود برای شناساندن زن به عنوان زن، با مشکلات و چالش های زیادی مواجه بوده است. از سد های درونِ خانه و فامیل گرفته تا تابوهای حاکم در جامعه، و از دیدگاه سنتی دوستان گرفته تا نادیده انگاری اعضای فامیل، هیچ کدامِ آنها نتوانسته مانع پیشرفت و علاقمندی حمیرا هستی در خصوص هدف و نیتی که برای خود ترسیم کرده بود، شود. وی می گوید: در این مدت با مشکلات زیادی مواجه شده ام. به طور مثال: زمانی که من شروع به آموختن هنر نقاشی کردم، تمام اعضای خانواده‌ی من مخالف بودند و فکر می کردند؛ نقاشی و هنر یعنی وقت تلف کردن و این رشته‌ی خوبی برای من نیست. گاهی از سوی خانواده و دوستان نزدیکم رد می شدم و کسی به هنر و استعدادم باور نمی کردند و نداشتند. تا اینکه با مرور زمان و خلق آثار هنری ام، به همه نشان دادم  که من برای این کار خلق شده ام و راه درخشانی در این زمینه خواهم داشت و با موفقیت های مزیدی به پیش خواهم رفت.

شفقنا: حکومت تا هنوز چه کمک و همکاری های در خصوص این هنر شما با شما انجام داده است؟

هستی: من فکر می کنم که هنر، خصوصا هنر نقاشی از جایگاه خاصی درکشور ما برخوردار نیست. مردم و جامعه ما آنقدر درگیر فقر و مشکلات امنیتی و دغدغه های زندگی هستند که علاقه ای به هنر و هنرمند ندارند. حکومت هم بیشتر روی مسائل دیگر تمرکز دارد تا هنر و هنرمندان. حکومت تا حالا هیچگونه همکاری با ما هنرمندان نداشته است.

حمیرا هستی در مورد دیدگاه مردم نسبت به هنر نقاشی، خصوصا به هنرمندان زن و دختر، گفت: از شروع کارهای هنری من 5 سال می گذرد. در اوایل با مشکلات زیادی مواجه بودم اما با مرور زمان و سپری شدن چندین سال، این مشکلات تاحدودی کم رنگ تر شد. دید مردم هم به مرور زمان تغییر کرده و اکنون کار هنری و آموزش هنر مثل نقاشی و موسیقی برای دختران کشور ما، تابو و بد نیست.

شفقنا: با هنر نقاشی خود چه پیامی را می خواهید به مخاطبین خود بیان نمایید؟

هستی: من بیشتر روی قدرت زنان، هنجارهای جامعه و همه آن چیز هایی که برای زنان کشور ما منع هستند را می خواهم از طریق هنرم به مردم، جامعه و جهانیان نشان بدهم. پیام من داشته ها و توانایی های زنان کشورم است. چرا؟ چون زن در جامعه‌ی بسته وسنتی افغانستان همیشه دست‌کم گرفته شده و توانایی های زنان، آنچنانی که هست به نمایش گذاشته نشده است. زنان در برخی موارد، از توانایی های به مراتب بهترتر و بیشترتر نسبت به مردان برخوردار هستند و این توانایی ها باید پرورش یابد و برای مردم نشان داده شود.

شفقنا: خواست شما از مردم، مسئولین دولتی و خصوصا جوانان چیست؟

هستی: خواست من از مردم این است که به سوی آرزوها و خواسته های خود پرواز کنند. نگذارند چیزی مانع پیشرفت و خوشی های شان شود. از مسئولین می خواهم هنر و قدرت هنر را دست کم نگیرند. این کشور پر از داشته های هنری و فرهنگی است که نباید فراموش شود. از جوانان می خواهم خود شان را بیابند و خود شان باشند، دست از تلاش و کوشش بر ندارند و برای آینده ای درخشان بجنگند.

شفقنا: یکی از آرزوهای که همیشه در مورد آن فکر می کنید، چیست؟

هستی: یکی از مهمترین آرزوهای من این است که بتوانم رشته هنر نقاشی را در یکی از دانشگاه های بزرگ و معتبر چهان به صورت مسلکی تر و پیشرفته تر بیاموزم و با یک سبک جدید کارهای هنری ام را به مردم معرفی کنم. از حمیرا هستی خواستم تا در مورد یکی از بهترین و یکی از بدترین خاطرات خود برای ما بگوید. گفت: بدترین خاطره‌ی من در دنیای هنری ام، از دست دادن استاد بزرگوارم “غلام محمد راهی” است که هرگز فراموش اش نخواهم کرد. او یکی از بهترین و با مسئولیت ترین استادانی بود که در تمام این مدت دیده بودم و افتخار شاگردی شان را داشتم. خاطرات خوب فراوانی دارم. هنر خود، خوشی ها و زیبایی ها است اما بهترین اش برایم روز افتتاح نمایشگاه “فرار از دیگران” و دیدن کارهای هنری ام و رسیدن به هدف ام بود.

شفقنا: آخرین درد دل خود را با مخاطبین خود شریک سازید؟

هستی: امیدوار هستم روزی هنر هم به اندازه رشته های دیگر در افغانستان ارزش داشته باشد و قبولی در رشته هنر، یک افتخار باشد نه دلیل نمره کم آوردن در امتحان کانکور.

خبرنگار: ا.س.احمدی

انتهای پیام

www.af.shafaqna.com

 

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام