زمان انتشار : ۸ میزان ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۷:۰۵ | کد خبر : 227032 | چاپ

چگونگی شهادت حضرت ابوالفضل عباس (علیه السلام)

شفقنا افغانستان-پس از شهادت یاران حضرت سیدالشهدا حضرت ابوالفضل عباس (علیه السلام) که از همه برادران خود بزرگتر بود و در شجاعت و قدرت و جمال سر آمد دیگران بود به نزد حضرت امام حسین (علیه السلام) رفت و اجازه گرفت تا به جنگ با دشمن برود.

حضرت امام حسین (ع) به ایشان فرمودند: اى برادر! تو علمدار منى و از رفتن تو لشکر من از هم مىپاشد. «حضرت عباس فرمود: اى برادر بزرگوار! سینه من از کشته شدن برادران و یاران و دوستان تنگ شده است و از زندگى ملول شده ام و آرزومند لقاى حق تعالى گردیده ام و دیگر تاب دیدن مصیبت دوستان ندارم و مى خواهم در طلب خون برادران و خویشان دمار از مخالفان برآرم.

آن امام غریب فرمود که: اگر عازم سفر آخرت گردیده اى، آبى جهت پردگیان سرادق عصمت و کودکان اهل بیت رسالت طلب کن که از تشنگى بىتاب گردیده اند.

عباس به نزدیک آن سنگین دلان بى حیا رفت و گفت: اى بى شرمان! اگر به گمان شما، ما گناهکاریم، زنان و اطفال ما چه گناه دارند؟ بر ایشان ترحم کنید و شربت آبى به ایشان بدهید.

چون دید که نصیحت و پند در آن کافران اثر نمى کند، به خدمت حضرت برگشت (۱)

عطش بسیاری اهل حرم را در برگرفته بود. حضرت امام حسین (ع) بر شتر مسناه سوار شد، به سوى فرات به راه افتاد و برادرش عباس نیز با او همراه بود پس سوارگان لشگر پسر سعد لعنه اللّه راه بر او گرفتند و مردى از بنى دارم در میان ایشان بود. پس به لشکر گفت: واى بر شما! میانه او و فرات حائل شوید و نگذارید به آب دسترسى پیدا کند. حسین علیه السلام فرمود: بار خدایا! این مرد را به تشنگى دچار کن.

آن مرد دارمى ناپاک خشمگین شد و تیرى به جانب آن حضرت پرتاب کرد. آن تیر در زیر چانه آن حضرت فرورفت. حسین علیه السّلام آن تیر را بیرون کشید و دست زیر چانه گرفت. پس دو مشت آن جناب پر از خون شد. خونها را به هوا ریخت. سپس فرمود: بار خدایا! من به تو شکایت برم از آنچه این مردم درباره پسر دختر پیغمبرت رفتار کنند. از آن سو لشگر دور عباس علیه السلام را گرفته به او حمله ور شدند و ایشان به تنهایى می جنگید.

چون به نزدیک نهر رسید، چهار هزار نامرد که بر آن موکل بودند، آن غریب مظلوم را در میان گرفتند و بدن شریفش را تیرباران کردند. آن شیر بیشه شجاعت خود را بر آن سپاه بى قیاس زد و هشتاد نفر از ایشان را با تن تنها بر زمین افکند و خود را به آب رسانید. چون کفى از آب برگرفت که بیاشامد، تشنگى آن امام مظلوم و اهل بیت او را به یاد آورد. آب را ریخت و مشک را پر کرد و بر دوش خود کشید و در حالی که جنگ می کرد، متوجه خیمه هاى حرم شد. آن کافران بى حیا سر راه بر او گرفتند و بر دور او احاطه کردند و با ایشان محاربه مى کرد و راه مى پیمود. ناگاه یزید بن ورقا از کمین درآمد و حکم بن طفیل نیز او را مدد کرد. ضربتى بر آن سید بزرگوار زدند و دست راست او را جدا کردند. آن شیر بیشه شجاعت و نهال حدیقه امامت، مشک را بر دوش چپ کشید و شمشیر را به دست چپ گرفت و جهاد مى کرد و راه مى پیمود. ناگاه حکم بن طفیل ضربتى بر او زد و دست چپش را جدا کرد. آن فرزند شیر خدا، مشک را به دندان گرفت و اسب را مى دوانید که آب را به آن لب تشنگان برساند. ناگاه تیرى بر مشک خورد و آب بر زمین ریخت و تیر دیگر بر سینه او فرود آمد و از اسب به پایین افتاد. پس ندا کرد که: ای برادر مرا دریاب.

و لمّا قتل العبّاس قال الحسین علیه السّلام:الآن انکسر ظهری، و قلّت حیلتی.

و چون عباس (علیه السلام) شهید شد حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمودند: الان کمر شکست و چاره جویی برایم سخت گردید. (۴)

ودر حدیث دیگر از حضرت امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: زید بن رقاد جهنی و حکیم بن طفیل طایی هر دو در قتل عباس بن علی شرکت داشتند. (۵)

و به روایت دیگر حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) حق تعالی به عوض دو دست، دوبال به او کرامت کرد که در یاض جنت به آن بالهای سعادت پرواز می کند. (۶)

پانوشتها

۱- موسوعه الامام الحسین (علیه السلام) ج ۴، ص ۲۳۶ – ۲۳۷ – جلاء العیون، ۶۷۸ – ۶۸۰

۲٫ موسوعه الامام الحسین (علیه السلام) ج ۴، ص: ۲۲۴، المفید، الإرشاد، ۲ / ۱۱۳ – ۱۱۴ – عنه: البهبهانی،

الدّمعه السّاکبه، ۴ / ۳۲۱ – ۳۲۲؛ القمی، نفس المهموم،/ ۳۲۹ – ۳۳۰؛ المحمودی، العبرات، ۲ / ۸۲؛ مثله

الطّبرسی، إعلام الورى،/ ۲۴۸؛ الأمین، أعیان الشّیعه، ۱ / ۶۰۸، لواعج الأشجان،/ ۱۸۲ – ۱۸۳

۳٫ موسوعه الامام الحسین (علیه السلام)، ج ۴، ص ۲۳۶ – ۲۳۷ – جلاء العیون، ۶۷۸ – ۶۸۰

۴٫ موسوعه الامام الحسین (علیه السلام) ج ۴، ص ۲۳۱ – البحرانی، العوالم، ۱۷ / ۲۸۳ – ۲۸۴، ۲۸۵؛ محمّد

بن أبی طالب، تسلیه المجالس، جلد دوم، ۳۱۰ – ۳۰۸، البهبهانی، الدّمعه السّاکبه، ۴ / ۳۲۳ – ۳۲۴ –

الجواهری، مثیر الأحزان، ۸۳ – ۸۴

۵٫ موسوعه الامام الحسین (علیه السلام)؛ ج ۴؛ ص ۲۲۱، أبو الفرج، مقاتل الطّالبیّین،/ ۵۶ – عنه: المجلسی،

البحار، ۴۵ / ۴۰؛ البحرانی، العوالم، ۱۷ / ۲۸۳

۶٫ موسوعه الامام الحسین (علیه السلام)، ج ۴، ص ۲۳۶ – ۲۳۷ – مجلسى، جلاء العیون،/ ۶۷۸ – ۸۰

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام