زمان انتشار : ۲۴ عقرب ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۰:۳۷ | کد خبر : 237024 | چاپ

جلوگیری از ساخت و سازهای غیر قانونی توسط شهرداری و پولیس بامیان +تصاویر

شفقناافغانستان-جلوگیری از ساخت و سازهای غیرقانونی توسط شهرداری و پولیس بامیان صورت گرفت.

به گزارش شفقناافغانستان،شهرداری به کمک پولیس بامیان از ساخت و سازهای غیر قانونی در دره خشکک بامیان جلوگیری کرد.

انچه مایه نگرانی است، ساخت وسازهای غیرقانونی در ساحه ممنوعه اثار تاریخی (شینگ تپه، پای شهرغلغله و تپه الماس )توسط زورمندان صورت گرفته است، بامیان را در چند قدمی حذف‌شدن از فهرست میراث‌های جهانی قرار داده است.

انتهای پیام

af.shafaqna.com

یک نظر

  1. دان خشکک و هزار ویک حسن یک چشم!
    شنیدم طاهر زهیر، کمر بسته تا خانه‌های دان خشکک را ویران کند و مردمانش را بی سر و سامان. از سهم پدری من تکه زمینی دان قول کلان مانده و تکه‌های هم در ذال آباد. نمی‌دانم ارزش آن چه مقدار می‌شود. من آماده‌ام زمین‌های دان خشککم را به والی صاحب و طرفدارانش بفروشم. فقط پولش را به من نقد بدهند. من زمین‌های موروثی را با سند معتبر، شرقا، غربا، شمالا و جنوباً از زمان احمدشاه بابا الی زمان وندی‌ها با تمام رسیدهای مالیه، خدمتش تقدیم می‌کنم. من قم مستأجرم. ملک و خانه شخصی ندارم. پولش را این جا شدید نیاز دارم. تازه این فروش یک خوبی دیگر هم دارد که دغدغه های بامیانی ام را می‌خشکاند و خاطرات نیاکانم را از خشکک پاک می‌کند و دلم برای همیشه از بامیان و بامیانی‌ها، کنده می‌شود. دوست دارم برای اطمینان دلم پیش خودم باشد نه خشکک. پدرم روضه رضوان بدو گندوم بفروخت/ ناخلف باشم اگر من بجوی نفروشم. این قصه را والی صاحب و طرفدارانش و فامیل‌ها و اقوامم در دان خشکک گوش کنید خالی از فایده نیست. مردی تکه زمینی داشت. خیلی آن زمین را دوست می‌داشت و شب‌ها روی آن می‌خوابید. شبی هوا سرد شد. مرد را یخ گرفت. زمین در خوابش آمد و گفت: برو خانه. مرد گفت: نمی‌توانم تو را ترک کنم، خیلی دوستت دارم. زمین گفت: برو. تو تنها مالک من نیستی. از روزی که من آفریده شدم تا کنون، هزار و یک حسن یک چشم مالک داشتم. برو به زندگی‌ات برس.

Comments are closed.