زمان انتشار : ۲۲ جدی ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۲:۴۷ | کد خبر : 252236 | چاپ

چین و امنیت جاده ابریشم

شفقناافغانستان- پیرمحمد ملازهی؛ تحلیلگر مسائل جنوب آسیا در نوشتاری با عنوان چین و امنیت جاده ابریشم در روزنامه اعتماد نوشت، گمانه‌زنی‌هایی که در مورد ایجاد یک پایگاه نظامی چینی در پاکستان طی هفته‌های گذشته مطرح می‌شود، حتی اگر صحت آنها از سوی دولت چین هم تایید نشود، با توجه به تحولات جاری در منطقه به واقعیت نزدیک هستند. چین در کنار سرمایه‌گذاری ۵۴ میلیارد دلاری که برای طرح یک جاده و یک کمربند که قرار است بر اساس کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) کاشگر را در خاک چین به بندر گوادر سواحل پاکستان متصل کند، در کنار تاسیسات دریایی تجاری که گوادر می‌سازد، یک پایگاه دریایی بزرگ هم در این منطقه ایجاد می‌کند. چنین پایگاهی دومین پایگاه نظامی دریایی چین در خارج از مرزهای این کشور خواهد بود. در حال حاضر چین یک بندر نظامی کوچک فعال در جیبوتی ورودی مدخل باب‌المندب تاسیس کرده است. به نوشته مطبوعات پاکستان، قرارداد دومی میان پاکستان و چین برای میزبانی از ناوهای نظامی چینی در سواحل پاکستان امضا شده است و قرار است یک پایگاه نظامی دیگر در منطقه جیوانی ساخته ‌شود. باتوجه به رقابت‌هایی که در اقیانوس هند با هندوستان از یک سو و ایالات متحده امریکا از سوی دیگر دارد، ساخت چنین پایگاه‌های نظامی توسط چین به هیچ‌وجه دور از انتظار یا عجیب نیست.

مسیر خلیج‌فارس به اقیانوس هند، یکی از اصلی‌ترین مسیرهای تامین انرژی برای چین محسوب می‌شود و امنیت این مسیر یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های چین در بلندمدت است. در عین حال قرار است بین بندر گوادر در پاکستان و شهر کاشگر در خاک چین، خط لوله‌ای برای انتقال گاز طبیعی صادراتی عمان و خلیج فارس تاسیس شود. تضمین اهداف و برنامه‌های بلندمدت چین در منطقه، وابسته به حضور نظامی و امنیتی چین در منطقه خواهد بود. در کنار این موضوع باید در نظر داشت که فقط بخشی از مسیر «یک کمربند-یک جاده» جاده زمینی است. مسیر زمینی ابتکار چین یکی از آسیای مرکزی می‌گذرد و با عبور از قرقیزستان و ترکمنستان، از طریق ایران به عمان متصل می‌شود، که به احیای جاده ابریشم مشهور است، دیگر جاده قره‌قرون است که از کاشگر چین به گوادر است. اما بخش دریایی این مسیر را نباید فراموش کرد، مسیر مروارید، بخش دریایی ابتکار «یک کمربند- یک جاده» است که بر اساس آن کشورهایی مانند سریلانکا، میانمار و ویتنام در ایجاد یک خط دریایی تجاری تا بندر گوادر در پاکستان در این مسیر قرار گرفته‌اند. دولت چین چه این موضوع را رسما تایید کند یا نه، نمی‌توان تردید کرد که منافع چین در ایجاد یک بندر نظامی در سواحل پاکستان برای تامین امنیت مسیر دریایی ابتکار یک جاده – یک کمربند است. من اطلاعی از این موضوع ندارم که آیا چین و پاکستان، برای ساخت چنین بندر نظامی، نظر ایران را جویا شده‌ باشند و بعید می‌دانم که اصولا توافق یا مخالفت جمهوری اسلامی ایران بتواند نقش موثری در ایجاد چنین پایگاه نظامی بازی کند. نباید فراموش کرد که درست روبه‌روی بندر جیوانی در پاکستانی، نیروی دریایی ایران هم برنامه‌ای برای ایجاد یک بندر نظامی در بندر پسابندر دارد. پسابندر در خلیج گواتر و روبه‌روی شبه‌جزیره جیوانی، درست در مدخل ورودی دریای عمان واقع شده است. واقعیت این است که با افزایش اهمیت استراتژیک مسیر اقیانوس هند به دریای عمان، چه از طریق کریدور چین به پاکستان و چه از طریق کریدور هند به ایران، کشورهای منطقه برای تامین امنیت نظامی این مسیر اهمیت بیشتری قائل خواهند شد. با این وجود هیچ بعید نیست که هماهنگی‌هایی میان سه کشور وجود داشته‌باشد. مشخصا من قبلا هم گفته‌ام که در این منطقه امریکا انتخاب خود را کرده است. سیاست واشنگتن در جنوب آسیا کاملا تغییر کرده است. اگر استراتژی جدید امریکا را در مورد افغانستان و جنوب آسیا در مورد جنوب آسیا بار دیگر مرور کنیم، می‌بینیم که واشنگتن پاکستان را در موقعیت بسیار سختی قرار داده است. انتخاب نهایی دولت کنونی امریکا در جنوب آسیا هندوستان بود. در استراتژی جدید امریکا از هندی‌ها خواسته شد علاوه بر کمک‌های اقتصادی و سیاسی به کابل، پشتیبانی و حمایت نظامی و تسلیحاتی از افغانستان را نیز در دستور کار قرار دهند. بر اساس تازه‌ترین تحولات، قرار است که هندی‌ها ماموریت ساماندهی نیروی هوایی ارتش افغانستان را از جمله در حوزه‌های آموزش خلبان‌ها و تکنسین‌ها، برعهده گرفته‌اند. در این شرایط با افزایش نفوذ اصلی‌ترین رقیب منطقه‌ای پاکستان در منطقه با حمایت واشنگتن، باعث شده است که اسلام‌آباد در موقعیت بسیار سختی قرار بگیرد. اسلام‌آباد باید در این شرایط تصمیم بگیرد و انتخاب کند که آیا باید تسلیم شرایط امریکا شود یا راه دیگری را انتخاب کند. موضع کنونی رییس‌جمهور امریکا در برابر پاکستان این است که ما تاکنون ٣٣ میلیارد دلار در اختیار پاکستان قرار داده‌ایم و این کشور سر ما کلاه گذاشته و هیچ چیزی در مقابلش در اختیار ما نگذاشته، در عوض مخالفان ما از جمله شبکه حقانی و طالبان را تقویت کرده است. این مساله پیچیده‌ای برای پاکستان است، امنیت ملی و منافع پاکستان در این شرایط بسیار شکننده شده است. هر چه نفوذ هند در افغانستان بیشتر شود، پاکستان بیشتر احساس می‌کند که در محاصره هندوستان قرار گرفته است. به شکل طبیعی پاکستانی‌ها باید به دنبال این باشند که با کشورهای رقیب امریکا وارد مذاکره و همکاری شوند. ایران اصلی‌ترین همسایه پاکستان محسوب می‌شود که بیش از ١٠٠٠ کیلومتر مرز مشترک میان دو کشور وجود دارد و منطقه بلوچستان در مرز دو کشور به لحاظ امنیتی و نظامی برای پاکستان از حساسیت بالایی برخوردار است. از سوی دیگر چین و روسیه دیگر رقبای بزرگ امریکا در عرصه جهانی هستند که پاکستان تلاش می‌کند تا روابط خود را با آنها گسترش دهد. هر چند که پاکستان با نزدیک شدن به مسکو و پکن به دنبال حل مشکلاتی است که به دلیل ریاست‌جمهوری ترامپ بر آنها تحمیل شده، اما واقعیت این است که ذهنیت حاکم بر پاکستان، نوعی ذهنیت غربی است. ارتش پاکستان به عنوان اصلی‌ترین پایگاه قدرت در این کشور بر اساس نظام غربی ایجاد شده است و تمام ژنرال‌های پاکستانی یا در بریتانیا آموزش دیده‌اند یا در امریکا. این ذهنیت به سادگی عوض نمی‌شود و به این زودی نمی‌توان انتظار داشت که کل مسیر پاکستان تغییر کند و به سمت ایران، روسیه و چین برود. به هر حال تلاش‌هایی خواهد شد و چانه‌زنی‌هایی میان اسلام‌آباد و واشنگتن برای حل مسائل فیمابین انجام می‌شود. در واقع نزدیک‌تر شدن پاکستان به سه کشور ایران، چین و روسیه به نوعی اهرم فشار بر واشنگتن برای گرفتن یا بازپس‌گرفتن امتیازهای پیشین است. نهایتا قطع کامل روابط نظامی و امنیتی میان امریکا و پاکستان، به لحاظ عملی امکان‌پذیر نیست. در حال حاضر بیشترین تدارکات و تجهیزات نظامی مورد نیاز در افغانستان، از طریق بندر کراچی در پاکستان به خاک این کشور منتقل می‌شود. هر چند اسلام‌آباد تهدید کرده است که با ادامه فشارهای امریکا ممکن است در تصمیم برای استفاده از بندر کراچی توسط امریکا تجدیدنظر کند، اما عملا چنین کاری از سوی پاکستان بعید به نظر می‌رسد. حقیقت این است که دو کشور به یکدیگر نیاز دارند، نه امریکا بدون حضور پاکستان توانایی استمرار حضور نظامی در افغانستان را خواهد داشت و نه پاکستان بدون کمک‌های امریکا توانایی تامین امنیت خود را دارد. نیاز متقابل باعث می‌شود که دو کشور تا حدی پیش نروند که مناسبات دو جانبه امنیتی و نظامی کاملا قطع شود. نیاز امریکایی‌ها به دسترسی دریایی به خاک افغانستان باعث می‌شود که تنها گزینه آنها برای حمل و نقل تدارکات ارتش امریکا، استفاده مسیر پاکستان باشد، چرا که نه امکان‌پذیر است که از طریق آسمان تمامی تجهیزات مورد نیاز ارتش امریکا در افغانستان منتقل شود و نه راه دیگری برای امریکا وجود دارد.

 

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام