زمان انتشار : ۱۹ دلو ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۷:۲۳ | کد خبر : 258067 | چاپ

چرا حکومت اشرف غنی را فاشیستی می‌گویند؟

شفقنا افغانستان-موسوليني مي‌گويد ‘فاشيسم يك ابتكار قدرتمندانه است’ با تعريف‌هاي موسوليني، حكومت فعلي در حد و اندازه‌اي نيست كه رسما ‘فاشيست’ نامیده شود. مشخصه‌هاي يك حكومت فاشيستي بسیار دقیق تنظیم شده است. اما فاشيسم به قدري خطرناك است كه حتي گرايش به افكار فاشيستي در دولت‌مردان در دنیای امروز خطرناك دانسته می‌شود.

تمايل به ایده‌های فاشيستی در اشرف غنی و اطرافیانش شديد است، امری که قابل انکار نمی‌باشد. جالب است كه وقتي پيش از جنگ دوم جهاني، فاشيسم در آلمان و ايتاليا رشد يافته بود، حزب نازي يك دفتر تبليغاتي در كابل ايجاد نموده بود و بيشتر كارمندان حكومت و محصلان ليسه نجات را جذب مي‌كرد. بخش جوان در خاندان سلطنتي مانند سردار داود به شدت تحت تاثیر آلمان هیتلری بودند. در ايران نيز رضاشاه ايران به سمت هيتلر گرايش پيدا كرده بود. ايده‌هاي فاشيسم از آلمان به تركيه كه متحد آلمان در جنگ اول بود و به ايران و افغانستان آمد و تا هنوز مانده است. سه سال پيش اردوغان از هيتلر ستايش كرد که با انتقادهای بین‌المللی روبرو شد. در ايران و افغانستان فاشيسم نه به صورت يك ايدئولوژي رسمي بلكه به صورت ايده‌هاي پنهان در حكومت و سياست نفوذ و بسط زياد یافته است كه نمونه آن تصور راه‌حل در داشتن ‘رهبر فرهمند’ و قدرتمند مانند عبدالرحمان است. محور اصلي فاشيسم آن گونه كه موسوليني تشريح مي‌كند نيز رهبر فرهمند است.

مشخصه مهم ديگر فاشيسم گرایش شدید به ایده «ملت» است که برتر از فرد است و فرد باید قربانی ملت شود. فاشیست‌ها برای ملت تاریخ افسانه‌ای می‌تراشند. هیتلر می‌گفت تمامی دانشمندان و فیلسوفان بزرگ جهان آلمانی هستند اما برعکس بیشتر فیلسوفان تاریخ، یهودی‌اند و حتی انشتین نیز یهود بود. اشرف غنی نیز بر ۵ هزار سال تاریخ افغانستان خیلی زیاد تکیه دارد. در حالی که عمر افغانستان کنونی از ۱۸۸۱ است که حدود ۱۳۷ سال می‌شود و ایجاد افغانستان کاملا مستقل از ۱۹۱۹ است که عمر ۹۹ ساله دارد. در قرن ۱۹ افغانستان شامل چند منطقه پراکنده بود که نام واحد نداشت. و از قرن ۱۸ قبل‌تر که دوره‌های سلسلسه‌های پادشاهی و تمدنی در منطقه است و این حکومت هیچ رابطه فرهنگی و ذهنی با تاریخ واقعی این سرزمین ندارد. تاریخی که فاشیست‌ها به آن افتخار می‌کنند تاریخ جعلی است، تاریخ نه بلکه افسانه‌سرایی موهوم است و آنها نیز همین جنبه موهومی تاریخ را برای تهییج مردم نیاز دارند نه تاریخ واقعی.

كنترول و انحصار رسانه‌ها و سرکوب منتقدان و روشنفکران نیز در اولویت برنامه حکومت فاشیستی است. حکومت فاشیستی در ایتالیا و آلمان از طریق انتخابات آزاد بنا به قانون اساسی به قدرت دست یافتند اما قدرت را قبضه نمودند. قانون اساسی را به دلخواه خود تغییر دادند و دیکتاتوری قانونی را تاسیس کردند. حکومت اشرف غنی با وساطت جان کری و دور زدن قانون اساسی شکل گرفته است و هیچ تمایلی به برگزاری هیچ نوع انتخابات نشان نمی‌دهد و در پی قبضه کامل قدرت است.

فاشیست‌ها نه اپوزیسیون و نه مخالف و منتقد را نمی‌پذیرند. قدرت متمرکز را در کلیت واحد آن می‌خواهند. اشرف غنی نیز تمامی صلاحیت‌ها را در اختیار شخص خودش می‌خواهد باشد. فاشیسم باور به خون و برتری نژادی دارد. در حلقات نزدیک ارگ نیز باورهای نژادباورانه به‌شدت حاکم است. حال اگر حکومت غنی را بنا به تعریف اکادمیک دقیقا کاپی نمونه‌های«فاشیستی» خوانده نشود حداقل تمایلات فاشیستی در این حکومت در حدی شدید است که جای نگرانی دارد.

انتهای پیام

www.af.shafaqna.com

 

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام