زمان انتشار : ۱ حوت ,۱۳۹۶ | ساعت : ۱۲:۵۲ | کد خبر : 260488 | چاپ

اگر در جامعه آرامش نیست عدالت فاطمی به حد نصاب نرسیده است

شفقناافغانستان- دکتر محمدعلی انصاری، مفسر قرآن، شارح نهج‌البلاغه، نویسنده و پژوهشگر، مدرس حوزه و دانشگاه و صاحب تفسیر مشکاه، سه مثلث عصبیت، تقلید کورکورانه و تهی بودن از ارزش های اخلاقی را ویژگی های اصلی جامعه جاهلیتی که حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه بازگو می کنند، دانست و گفت: در جامعه جاهل امنیت وجود ندارد؛ جامعه صالح آن است که در آن امنیت اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وجود داشته باشد و در حقیقت تمام مولفه ها باید امنیت لازم را داشته باشند و آرامش و صلح که زمینه رشد و تعالی را برای جامعه انسانی و بشری فراهم می کند بسیار تعیین کننده و مشخص کننده است.

او معتقد است: آنچه دلها را آرام می کند عدالت و حکمت عدالت، پیوستگی قلوب است؛ اگر در جامعه آرامش نیست پس عدالتی که حضرت زهرا(س) بر آن تأکید می کنند به حد نصاب نرسیده است.

دکتر محمدعلی انصاری در گفت وگو با شفقنا، اظهار کرد: خطبه فدکیه در حقیقت بهانه ای دست داد برای حضرت صدیقه طاهره که بتوانند نقدهای خود را به جامعه موجودشان بیان کنند و در عین حال به بیان راه گشایی نسبت به معارف الهیه داشته باشند، حضرت زهرا(س) ابتدائاً مبنا را مانند پدر بزرگوارشان و شوهر گرانقدرشان در خطابه های خودشان که آن بزرگواران هم این چنین بودند به تبین معارف یعنی راه نشان دادن به جامعه طی می کردند، لذا ایشان هم ابتدائاً با همان طول و عرض بلند و زیبایی و متانت سخن خود را از توحید الهی آغاز کردند و در عین حال با فتحی که ایشان بیان کردند که الحق باید گفت که پهلو می زند به خطبه نخستین نهج البلاغهو خطبه توحیدیه رضویه و متون کم نظیری در عالم اسلام داریم که در این سطح از فاخر بودن نسبت به توحید و بیان و مطالب توحیدی باشد چه فرازهای نخست های صدیقه طاهره این حالت را دارند، و بعد هم مرور دارند نسبت به نبوت و بعد هم نسبت به مساله معاد و اصول را کاملا طی می کند و بحث امامت و قرآن، یعنی این پنج رکن را ابتدائاً لازم می بینند که بسیار جدی و شفاف تبیین کنند.

در جامعه جاهل عصبیت ها حرف نخست را می زند

تعصب جاهلی نقطه اول سقوط جاهلیت و جامعه جاهلیت است

او به ویژگی های جامعه جاهلیت اشاره و خاطرنشان کرد: در حقیقت جامعه جاهلیتی که حضرت زهرا(س) بازگو می کنند که شما چنین بودید عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ؛ همان بیان قرآن است، یعنی جامعه ای که در آن عصبیت ها حرف نخست را می زند، به تعبیری تعصب جاهلی نقطه اول سقوط جاهلیت و جامعه جاهلیت است، نقطه دوم تقلیدهای کورکورانه و غیر عالمانه ای که در آن جامعه موج میزد، خشونت ها و کینه توزی ها و تعبیری زبان اخلاق به طور مطلق در آن جامعه یعنی اگر بگوییم ارکان سه گانه جاهلیت، اول جامعه ای که سرشار از عصبیت ها و قبیله ای و قومی است و سخت گیری و تعصب و خامی و به دنبال بحث تقلیدهای بی رویه است؛ همان روش های تقلیدی که سراسر قرآن به این سد بزرگی که مقابل پیامبر وجود داشت اشاره می کند و اجزای و ارکان اصلی به اضافه این نکته سوم که عرض کردم زوال و تهی بودن کامل از اخلاق این جامعه که گاهی در قرآن می بینیم که خداوند ردیف می کند، مثلاً در سوره مبارک قلم خداوند ۹ ویژگی را بیان می کند، بیان ویژگی های منفی و معکوس اخلاقی جامعه جاهلیت نشان از این است که این جامعه هیچ بو، رنگ و خلقی از اخلاق پسندیده ندارد و در آن دیده نمی شود. بنابراین سه مثلث عصبیت، تقلید کورکورانه و تهی بودن از ارزش های اخلاقی شاید ویژگی های اصلی جامعه جاهلیتی است که حضرت زهرا(س) بازگو می کنند.

جامعه ای که نگاه پیش روی او باورانه هست، به صلاحیت کامل رسیده است

انصاری در مورد جامعه هدایت شده و ویژگی های آن از منظر حضرت زهرا(س) گفت: جامعه ای که در آن پنج اصل اولی که بانو در خطبه فرمودند به وضوح دیده می شود، جامعه ای که آشناست با توحید ناب و سره، جامعه ای که الگوهای خود را در نبوت و رسالت یافته است، جامعه ای که سرمشق و نقشه راه او کلام الهی است، جامعه ای که نگاه پیش روی او باورانه است، جامعه ای است که به صلاحیت کامل رسیده و برخوردار از هدایت طیبه است.

ترکیب علم و عقل بهترین ترکیب و نردبان کامل ترقی و تکامل جامعه بشری در طول تاریخ بوده است

او به فاکتورهای متأثر در جاهلیت بخشیدن به یک جامعه اشاره و اظهار کرد: خداوند کلمه جاهلیت را در قرآن به کار می برد و “وَ لا تبرّجْنَ تبرّج الجاهلیه الاولی” اولین نکته ای که وجود دارد بحث معرفت است. یعنی در بحث جهل و جاهلیت، اولین حرکت در جامعه نیکبخت و سعادتمند که به صلاحیت می رسد، معرفت به علم و آگاهی است اینکه خداوند در قرآن هم هنگامی که می خواهد مردم را حتی به توحید دعوت کند نمی گوید که بگویید: لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ بلکه می گوید “فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ؛ بدان لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ را” یعنی علم، آگاهی و معرفت، این اولین نکته و اولین مولفه ای است که جامعه ای که در آن علم و آگاهی موج زند به سوی صلاحیت حرکت می کند. دوم عقلانیت و تعقل، جامعه ای که در آن بحث أَفَلَا تَعْقِلُونَ جایگاه خود را پیدا کند یعنی معیارهای عقلانی در این جامعه وجود داشته باشد که ترکیب علم و عقل بهترین و زیباترین ترکیب و نردبان کامل ترقی و تکامل جامعه بشری در طول تاریخ بوده و جامعه مطلوب این دو مولفه اصلی را دارد، وقتی علم و عقل می آید، زمینه آماده می شود برای موارد بعدی یعنی اخلاق و شریتعمداری و برای سایر مواردی که می تواند جامعه را به سعادت و صلاح برساند.

او ادامه داد: نقطه مقابل آن هم بدیهی است جامعه ای که بهره ای از عقلانیت نداشته باشد و خرافات، وهن، ظن و گمان در آن حاکم باشد. وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ؛ متاسفانه پیروی از لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ و جهل و جهالت در آن جامعه باشد رشدی در آن جامعه نخواهد بود، رشد تابع عقلانیت و معرفت علمی است، اگر رشد تابع این دو است طبعاً جامعه ای که در آن عقلانیت و علم متأسفانه آن جایگاه و رواج خود را نداشته باشد، آن جامعه به زوال و سقوط طی طریق خواهد داشت.

جامعه ای که در آن خشم و خشونت وجود دارد جاهل است

این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: مولفه هایی که حضرت زهرا برای جامعه جاهل بازگو می کنند نشان دهنده این نکته است که حضرت در عین اینکه با ادیبانه ترین و هنرمندانه ترین جملات، مباحث خود را مطرح می کنند، در آن قسمتی که حال امت را قبل از اسلام یعنی بیان جاهلیت مطرح می کنند، دو آیه قرآن به کار می برند که آن دو آیه می تواند بسیار راهگشا باشد، یکی تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ، و دیگری کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ؛ یعنی جامعه ای که در آن امنیت وجود ندارد، جامعه ای که در آن خشم و خشونت وجود دارد، دعایی که به کار می برند بسیار عجیب است و دقیقا ناظر به این بحث است: حضرت ابراهیم(ع) وقتی خانه کعبه را ساختند، گفتند که خدایا کنار این خانه را شهر کن، سپس فرمودند: هَذَا بَلَدًا آَمِنًا، اولین ویژگی که در یک تمدن وجود دارد امنیت در آن تمدن است که در جامعه جاهلیت امنیت وجود نداشت؛ جامعه صالح آن است که در آن امنیت اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وجود داشته باشد در حقیقت تمام مولفه ها باید امنیت لازم را داشته باشد و آرامش و صلح که زمینه رشد و تعالی را برای جامعه انسانی و بشری فراهم می کند بسیار تعیین کننده و مشخص کننده است.

او در پاسخ به اینکه جامعه صالح و هدایت شده به چه ترتیب و طریقی به جاهلیت خود باز می گردد؟ گفت: چنین جوامعی به آنچه رسیده اند حقیقی نیست، کاذب و مجازی است چون اینها مولفه های اصلی است، اگر علم و عقلانیت در یک جامعه ای نباشد، این جامعه اگر هر مقداری هم رشد کرده باشد، حباب است و این حباب می ترکد. در حال حاضر در بحث اقتصاد در دنیا، امنیت اقتصادی اولین پیش شرط توسعه اقتصادی است. همچنین امنیت سیاسی، اخلاقی و اجتماعی به همین صورت است اینها مقوله ای که دنیا، صاحبان فکر و فلسفه و سیاست آنها را پذیرفتند و آن را به عنوان پیش شرط امنیت در جامعه می دانند. اگر بخواهیم در یک جامعه ای توسعه اقتصادی باشد باید امنیت اقتصادی پیش شرط آن باشد، اگر بخواهیم توسعه فرهنگی باشد باید امنیت فرهنگی پیش شرط آن باشد، بحث امنیت به عنوان کلیدی بودن سخن حضرت زهرا(س) در طول هزاران سال برای بشریت به اثبات رسیده است.

آنچه دلها را آرام می کند عدالت است

انصاری در مورد کارکرد و نتایج امر به معروف و نهی از منکر و همچنین عدالت، اظهار کرد: اولین کسی که در اسلام لب باز می کند و حکمت آیین یا اسرار و احکام الهی را بیان می کند، حضرت زهرا هستند. قبل از امیرالمومنین که بعدها در نهج البلاغه از ایشان داریم بانو این کار را انجام دادند، کلمه عدلی که در آنجا مطرح می فرمایند بسیار شگفت انگیز است، «وَ الْعَدْلَ تَنْسیقاً لِلْقُلُوبِ» یعنی آنچه دلها را آرام می کند عدالت است، امنیت و آرامش اگر می خواهد در جامعه حاکم باشد از عدالت ریشه می گیرد، حضرت زهرا(س) این مبحث را به زیبایی به عنوان یک جامعه شناس و فیلسوف و حکیم الهی به گونه ای مطرح می کنند که به ذهن انسان آن روز نمی رسید.

در امر به معروف و نهی از منکر صلاح اجتماعی در نظر گرفته می شود

او افزود: حضرت زهرا(س) امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان مصلحت خداوند مطرح می کنند و می گویند که مصلحت عموم جامعه این است که امر به معروف و نهی از منکر باشد، به دلیل اینکه در امر به معروف و نهی از منکر صلاح اجتماعی در نظر گرفته می شود، بحث فردی نیست، فایده امر به معروف و نهی از منکر اصلاح اجتماعی، صلاح جامعه و تضمین سلامت اجتماعی است که همگان از این سلامت بهره مند شوند، تعبیر حضرت این است که مصلحت عمومی جامعه در گرو و منوط به گستره امر به معروف و نهی از منکر است.

حکمت عدالت، پیوستگی قلوب است

او در مورد رابطه عدالت و  پیوستگی قلوب  در کلام حضرت زهرا(س) گفت: حضرت پیوستگی قلوب را به عنوان حکمت مطرح می کنند یعنی حکمت عدالت، پیوستگی قلوب است، اگر خداوند عدل را قرار داده است به این جهت است بنابراین اگر جهل، جهل الهی است و از نظر حضرت زهرا حکمت عدالت، نظم و آرامش کشیده شدن دلهاست که محیا شدن فضا برای همه فعالیت های بعدی است، مسلم است که هنگامی که عدالت نباشد باید نقطه مقابل آن باشد، نقطه مقابل عدالت هم طبعا ظلم است و ظلم عاملی است که دلها و قلب ها و جامعه را آشفته و پریشان حال می کند و مسلماً نتیجه ای که می فرمایند، حاصل نمی شود.

این نویسنده و پژوهشگر ذبح حقیقت به بهانه مصلحت را جایز ندانست و اظهار کرد: بنا بر فرمایش حضرت فاطمه(س) مصلحت به معنای اصلاح و صلاحیت است نه به معنای مصلحت اندیشی که در ذهن جماعاتی گاه ممکن است بیاید، بنابراین موضوع متفاوت است. یعنی ایشان می فرمایند که امر به معروف و نهی از منکر اصلاح اجتماعی دارد یعنی اصلاح حقیقی جامعه را از امر به معروف و هی از منکر باید به دنبال داشته باشیم. فرزند بزرگوارشان امام حسین(ع) برای خروج از کربلا گفتند: خروج و انقلاب من به خاطر طلب اصلاح در امت جدم است؛ راهکار اصلاح و اصلاحات من در این امت، امر به معروف و نهی از منکر است. بنابراین مبحث، مبحث اصلاح و صلاحیت است نه مصلحت اندیشی که کسی بخواهد به چنین سخنی تمسک بجوید.

افراد و آحاد و ترکیب کلی جامعه، منطبق بر خواسته های حضرت زهرا(س) نیستیم

او در پاسخ به اینکه دین و اسلامی که امروز از آن سخن می گوییم در مسیری است که حضرت زهرا(س) بر آن تأکید کردند؟ گفت: مسلم بنا بر این است که در همان مسیر باشد یعنی کسی نیست که بخواهد عمداً مسیر اسلام را از آنچه بانو فرمودند تغییر دهد، هیچ مسلمانی نیست که بخواهد عامدانه چنین کند، ممکن است که به سوء رفتار و اشتباه از مسیرهایی دور شویم و آن شاخص ها را نداشته باشیم، اما همه امیدوار هستند که در این مسیر باشند، بدیهی است که نه افراد و آحاد جامعه اسلامی و نه ترکیب کلی جامعه، منطبق بر خواسته های حضرت زهرا نیستیم، اما امیدواریم با شناخت بیشتر خطاها و انطباق به الگوهایمان بتوانیم خودمان را اصلاح کنیم و بهتر در آن مسیر و آبروی اسلام باشیم.

اگر در جامعه آرامش نیست پس عدالتی که حضرت زهرا(س) می فرمایند، به حد نصاب نرسیده است

انصاری در پاسخ به اینکه با توجه به بیانات حضرت زهرا(س) در مورد جامعه صالح و جاهل، جامعه ایران تا چه میزان هدایت شده است؟ اظهار کرد: نمی توان برای این مسایل میزانی در نظر گرفت چرا که کمیتی ندارد که بتوان برای آن درصد تعیین کرد، بسیاری از صلاحیت ها و نقاط ضعفی را در جامعه می بینیم یعنی همه مسایل را باید با هم و در کنار هم دید، بالاخره جامعه ما جامعه بی ایمانی نیست، جامعه بی نماز و زکات و روزه و حج و عدلی نیست، در هرکدام از اینها ما درصدهای ضعف و قدرتی داریم؛ اگر نماز باید کبر شکنی کند و اگر در جامعه کبر دیده می شود پس ما آن نماز را به درستی نداشتیم که بخواهد کبر را از جامعه ببرد، اگر آن آرامش نیست پس عدالتی که حضرت زهرا(س) می فرمایند، به آن حد نصاب نرسیده است. این مفاهیم در جامعه ما وجود دارد، اما نکته اصلی اینجاست که چقدر این مفاهیم به نصاب فاطمی و علوی رسیده است.

انتهای پیام

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام