زمان انتشار : ۳ ثور ,۱۳۹۷ | ساعت : ۰۱:۵۶ | کد خبر : 268726 | چاپ

آیا هزاره ها مورد نسل کشی قرار گرفته است؟

شفقناافغانستان-هزاره ها به خاطر هویت قومی و نژادی خود به صورت هدفمند و سازمان یافته مورد تهاجم مسلحانه و حملات انتحاری قرار می گیرند.

با توجه به کنوانسیون منع و مجازات (ژنوساید) نسل کشی 1948 و اساسنامه های ICTY، ICTRو ICC بدون شک این کشتار وسیع و زنجیره ای که به اشکال مختلف (انتحار، گروگانگیری و قتل آنها، حمله مسلحانه بر تجمعات و اماکن عمومی این قوم و…) انجام می شود مشمول مفهوم نسل کشی است.

نسل کشی ضد انسانی ترین جرم است که بشر تا کنون مرتکب شده است، به تعبیر جناب “ویلیام شبث” نسل کشی مجرمانه ترین جرم هاست (Crime of Crime).
مطابق کنوانسیون 1948: نسل كشی به هر یك از اعمال: الف) كشتن اعضای گروه قومی، نژادی، ملی یا مذهبی؛ ب) وارد کردن صدمات جسمی یا روحی شدید به اعضای آن؛ پ) تحمیل عمدی نوعی ازشرایط خاص زندگی بر یک گروه به هدف نابودی فیزیکی بخش یاتمامیت گروه؛ ت) تحمیل اقداماتی جهت جلوگیری از زاد و ولد در گروه؛ ث) انتقال اجباری كودكان گروه به گروهی دیگر كه با هدف نابود كردن بخش یا تمامیت یك ملت، قوم، گروه نژادی یا مذهبی انجام گیرد، گفته می شود. در این تعریف منظور از بخشی ازیک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی چیست. آیا این کلمه ناظر به کیفیت هم هست؟
کلمه بخش می تواند ناظر به هردو معیار کمی و کیفی باشد. یعنی در صورتی که قصد خاص نسل کشی احراز گردد -چه اینکه بخش به معنای کمیت باشد مثلا تعداد زیادی از یک گروه قومی، نژادی، ملی یا مذهبی را به قتل رسانده باشد یا اینکه ناظر به مفهوم کیفی باشد مثلا سیاست مداران و دانشمندان و نخبگان، تاجران و سران یک گروه قومی را نابود کند- نسل کشی محسوب خواهد شد. زیرا اگر بخش خاصي از اعضاي يك گروه، که نماد و مظهر آن گروه بوده و يا تداوم زيست آنها در بقاي خود گروه مؤثر باشد مي تواند نشانگر آن باشد كه افراد مورد نظر، بخش مهمِ آن گروه را در مفهوم ماده 4 اساسنامه محکمه (ICTY) تشکیل می دهند (Krstic Case, Appeals Chamber, para12.). به عنوان مثال؛ اگر سران سیاسی و اداری، مذهبی، دانشگاهی، روشنفکران، تاجران و دیگر رهبران گروه می شود. حمله به این رهبران صرف نظر از تعداد کشته شدگان دال بر ارتکاب نسل کشی است (Jelisic Case, IT-95-10-T (14 December 1999), Para. 82).
آیا کمیت و تعداد خاصی مد نظر می باشد؟ در پاسخ به این سوال رویه قضایی محکمه بین المللی جزایی برای رواندا راهگشاست.

قضات در پرونده “آکایسو” معتقد بودند که نسل کشی ممکن است حتی با ارتکاب یکی از افعال ممنوعه علیه یک عضو از یک جمعیت تحقق یابد (بند 521 رای).

چنانکه شعبه سوم محکمه بین المللی رواندا یکی از متهمان به نام “جرارد انتاکیروتیمانا” را از جمله به دلیل کشتن یکی از اشخاص متعلق به اقلیت توتسی (چارلز اوکوبیزانا) به ارتکاب جنایت نسل کشی محکوم نمود (The prosecutor V. Eiizaphan Ntakirutimana and Gerard Ntakirutimana, Cases No. ICTR-96-10&ICTR -96-17-T,2003,Para,794).
حال، در صورتی که اعتراف مبنی بر ارتکاب چنین جرمی وجود نداشته باشد، چگونه عنصر معنوی یا رکن روانی این جرم قابل اثبات است؟

با توجه به آراء و رویه های قضایی ICTY و ICTR قراین و امارات مثبت قصد خاص به گونه ذیل قابل دسته بندی و تفکـیک می باشد.

در شعب بدوي و تجديد نظر ICTY از شواهد و امارات ذيل به عنوان دليل وجود نيت نابودي گروه قرباني توسط متهم نامبرده شده است كه عبارتند از:
1. زمينه كلي وقوع جرايم؛
2. ارتكاب اعمال مجرمانه ديگري كه به صورت سيستماتيك عليه همان گروه اعمال می شود؛
3. ميزان جرايم روي داده؛
4. هدف قرار دادن سيستماتيك قربانيان به دليل عضويت آنها در گروهي خاص؛
5. تكرار اعمال نابود كننده و تبعیض آميز (Jelisic Case, Trial Chamber, para.73; Jelisic Case, Appeal Chamber, para. 47).
محکمه ICTR نيز تقريباً از همان امارات فوق الذكر نام برده است و در قضية کاییشما و روزیندانا به موارد ديگري نيز در اين ارتباط اشاره می كند:
1. استفاده از واژگان و انجام اعمالي كه بر اساس الگوي هدفمند عمل انجام می شود.
2. هدف قرار دادن گروه قرباني يا اموال آنها به صورت فيزيكي.
3. استفاده از زبان تحقيرآميز نسبت به اعضاي گروه قرباني.
4. نوع سلاحهاي مورد استفاده.
5. ميزان آسیب هاي جسمي وارده.
6. روش برنامه ریزی و شيو ه سيستماتيك كشتار.
7. تعداد قربانيان گروه نيز مهم است (Kayishema and Ruzindana Case, Trial Chamber Sentence, para. 93).
در برخی موارد نیز از نابودی نمادهای فرهنگی به عنوان اماره جهت اثبات قصد نسل کشی استفاده شده است.

در پرونده کرستیچ محکمه جزایی بین المللی برای یوگسلاوی سابق تصریح کرده است ” که نابودی فیزیکی یا بیولوژیکی یک گروه عموما با حمله به آثار و سمبل های فرهنگی و مذهبی آن گروه توأمان خواهد بود.

این حملات را می توان مدرک و اماره ی دال بر وجود نیت نابودی فیزیکی یک گروه دانست”( KRSTIC Case, para.576). همچنین در قضیه بوسنی هرزگویین علیه صربستان و مونته نگرو هم گفته شده است که حمله و تهاجم بر اموال فرهنگي و مذهبي و سمبلهاي گروه قرباني مي تواند مدركي دال بر وجود نيت نابودي فيزيكي گروه، توسط مرتكب باشد.

چون در مواردی که اقدامات مربوط به نابودی فیزیکی یا بیولوژیکی وجود دارد، غالبا به صورت همزمان به اموال فرهنگي و مذهبي و سمبلهاي گروه قرباني نيز حمله مي شود”( Bosnia and Herzegovina v. Serbia and Montenegro Case, para. 344).

انتهای پیام

 

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام