شفقناافغانستان- علامه شهید سیداسماعیل بلخی، یک تن از چهره های بی بدیل تاریخ معاصر جهان اسلام و از رهبران نهضت جهانی اسلام در 24 سرطان 1347 پس از تحمل سالها بیماری به طرز مشکوکی به شهادت رسید.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، سیدجمال الدین سجادی، روزنامه نگار درباره سالروز شهادت این اسطوره انقلابی یادداشتی نوشته است :
علامه بلخی، نسخه شفابخش جوامع اسلامی
علامه بلخی می فرماید :
آن شیعه که سنی نیست، شیعه نیست و آن سنی که شیعه نیست، سنی نیست!
ما بلخی را نمی شناسیم، نسل جوان ما آشنایی چندانی با او ندارد، بلخی را عده ای یک انقلابی پاکباز می دانند، عده دیگر شاعری شوریده، عده ای او را سخنرانی بی همتا می دانند و عده دیگر او را عالمی عامل، برخی می گویند بلخی عارف معاصر ما بوده و عده ای هم او را سیاستمدار چیره دست می پندارند.
برای من بلخی همه اینهاست، ولی اینها نیست، بلخی هم انقلابی پاکباز است و هم شاعر شوریده، هم سخنوری دلیر است و هم عالمی فاضل، او هم عارف است و هم سالک!
بلخی را از هر سو بنگری شخصیتی قابل تامل دارد، او محصور به عصر خویش نیست، تفاوت بلخی و سایر هم قطارانش این است که او برای همه دورانها حرف برای گفتن دارد، چون او حرف حق را می زند.
آنجا که می گوید :
جوانان در قلم رنگ “شفا” نیست
دوای درد استبداد “خون” است!
مخاطب این سخن من و ما هستیم، گویا بلخی از ورای تاریخ با ما به سخن نشسته است و راه را به ما نشان می دهد.
او در عصری عَلَم مبارزه را برافراشت که هیچ را یارای مبارزه با طاغوت نبود، او سلسله جنبان نهضت های اصیل اسلامی است.
اسلام را باید از بلخی آموخت، برای او مرزهای مذهبی معنایی ندارد چه رسد به مرزهای قومی و حتی ملی!
او برای تمام محرومان دادخواهی می کند و برایش شیعه و سنی و عرب و عجم فرقی ندارد.
اندیشه بلخی یک اندیشه جهان شمول است، او دغدغه نسل بشر و انسانیت دارد نه دغدغه قوم و قبیله و مذهب!
درد امروز ما چیست؟ مگر جز تفرقه و نفاق درد بالاتری وجود دارد؟ بلخی در زمان خودش این درد را احساس می کند و همه را به وحدت می خواند، اما وحدت برای چه؟
نسخه وحدتی که بلخی می پیچد شفابخش است، چرا؟
چه کسی از تفرقه و نفاق سود می برد؟ اینکه امروز ما به یک جامعه هزارتکه تبدیل شده ایم، تفاوتهای مذهبی و قومی و نژادی و منطقه ای و …. باعث شده تا رو به فرسایش باشیم. بی شک اگر این مرزهای بی مصرف وجود نداشته باشد ما در سایه وحدت و اتحاد می توانیم حرف برای گفتن داشته باشیم.
جامعه آرمانی بلخی جامعه ای اسلامی است که در آن همه چیز بر مبنای تعهد و تخصص پیش می رود نه بر اساس روابط و وابستگی به مذهب و قوم.
بلخی احساس کرده بود که خطرناک ترین دسیسه ای که جوامع اسلامی را تهدید می کند، تفرقه است، تفرقه توطئه ای عمیق در میان توده هاست، اینکه امروز جامعه ما بی سر و سامان است و هر کس بر طبل خویش می کوبد نتیجه چند دهه توطئه و دسیسه است. ورنه انسان شیعه با انسان سنی هیچ فرقی ندارد؛ بلکه میزان سنجش تعهد و تخصص است.
بلخی در عصری سخن از انقلاب می زند که همگان زیر یوغ استبداد سکوت کرده اند، او جزو اولین فریادگران انقلاب اسلامی است و حتی زودتر از رهبران سایر بلاد اسلامی به انقلاب و قیام می اندیشد و توده ها را راهنمایی می کند.
او رهبری دلیر برای ملت خویش و حتی فراتر از آن برای جامعه اسلامی است، اما اینکه امروز از این چهره بی بدیل کمتر سخن به میان می آید کمکاری ما و نسل ماست که او را نشناخته ایم و معرفی نکرده ایم.
او در آنزمان دردهای ملت را شناسایی کرده بود و برای همه دردها نسخه های شفابخش نوشته بود و خلاصه نسخه های او می شود انقلاب و آزادی و رهایی از استعمار و استبداد.
علامه شهید بلخی در عمر کوتاه خود توانست تاثیری عمیق بر تاریخ معاصر ما بگذارد، آنگونه که تا هنوز زوایای زندگی او روز بروز آفتابی تر می شود و هر چه پیش می رویم بیشتر می فهمیم چه دردانه ای را از دست داده ایم.
بلخی اسلام شناس است، او ماهیت دین را درک کرده و جامعه را بسوی افق های روشن رهنمون می کند. او نه تنها برای ملت دردمند افغانستان، بلکه برای تمام جوامع اسلامی برنامه ریخته بود، او می خواست جوامع اسلامی در کنار هم به یک ملت یکپارچه تبدیل شوند، این را می توان از سخنان و رفت و آمدهایش فهمید.
ما بلخی را کم شناخته ایم و نتوانسته ایم او را آنطور که بوده و هست به جامعه معرفی کنیم، چه بسا اگر بتوانیم او را بشناسیم و بشناسانیم بسیاری از مشکلات امروز ما حل خواهد شد.
او در عصر جباران و طاغوتیان مردم را به قیام فرا می خواند و با اینکه خودش در زندان بسر می برد اما درد توده های دردمند را بخوبی درک کرده و نسخه ای شفابخش برای آنها می پیچد.
او سلسله جنبان نهضت های اسلامی معاصر است، چرا که با دیدی فراخ آینده را می بیند و به گواه تاریخ بعنوان اولین فریاد بلند انقلاب، علیه استبداد و طاغوت اقامه دعوی می کند :
دیگران را به فلک سبقت دانش بدوام
رفتن ما به عقب هم به دوام است اینجا
بلخیا نکبت و ادبار ز سستی پیداست
چارۀ این همه یکبار “قیام” است اینجا
بلخی بزرگ تر از آن است که تعریفش در این مجال بگنجد، این نوشتار تنها تلنگری است برای اینکه به یاد بیاوریم فریادهای مردی را که یک عمر مجاهدت و تلاش صادقانه اش تا هنوز راهنمای روشن پژوهان است.
24 سرطان سالروز شهادت علامه شهید سیداسماعلی بلخی تسلیت باد.
سیدجمال الدین سجادی
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
