یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

فایق: گزارش‌ها از دایکندی نشان‌دهنده گسترش سرکوب و فشار بر زنان در افغانستان است

شفقنا افغانستان؛ نصیراحمد فایق، نماینده دایمی افغانستان در سازمان...

تصادف مرگبار در شاهراه کابل–قندهار؛ پنج نفر جان باختند

شفقنا افغانستان - مقام‌های طالبان در میدان وردک اعلام...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ یکشنبه 27 ثور 1405

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

معذرت خواهی تبهکاران در قیامت شنیده نمی‌شود/شرح آیت الله جوادی آملی

شفقنا افغانستان-حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر خود بیان کرد:  بر اساس آیات قرآن کریم خداوند به تبهکالان در جهنم اجازه معذرت خواهی نمی‌دهد چرا که این معذرت خواهی سنگینی بار گناهشان را کم می‌کند و باعث آرامش خاطر آن‌ها می‌شود در حالی که تبهکاران و جهنمیان نباید این چنین باشند.

به گزارش خبرنگار شفقنا، حضرت آیت‌الله  جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 47 تا 52 سوره «غافر» روز ‌سه‌شنبه، 5 اسفند ماه، بیان کرد: در جریان داستان حضرت موسی و قومش سخن از مؤمن آل فرعون است که در آل فرعون است و از موسی حمایت می‌کند ولی ایمانش را کتمان می‌کند. این جریان نشان می‌دهد که تقیه برای همه زمان‌هاست و همچنین اسیر شدن دین مخصوص جریان سقیفه نیست و هر زمان که دین و فرهنگ مردم به واسطه اینکه در آن عقلانیت نیست اسیر باشد مومنان مجبورند تقیه کنند. در جلسه گذشته بیان شد که مردم زمانی عاقل می‌شوند که با حوزه یا دانشگاه در ارتباط باشند. انسان‌ها با تعلیم و تعلیل عالم می‌شوند اما این مساله در میان مردم عادی به نحو دیگر است به عبارت دیگر اگر قرار باشد چیزی را به صورت علم در میان مردم شایع کنند این کار را با تبلیغ و تکرار می‌کنند در حقیقت تبلیغ جای تعلیم را می‌گیرد و تکرار نیز جای تعلیل. یعنی اگر برای مردم چیزی را تبلیغ کردند و بعد آن را تکرار کردن آن برای مردم تبدیل به علم می‌شود.

وی ادامه داد: در این بین تنها کسانی که حق تقیه ندارند پیامبران هستند در مورد پیامبر گرامی اسلام در قرآن آمده است« فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ» اگر احدی تو را یاری نکرد تو موظفی وظیفه‌ات را انجام دهی بر خلاف امام که امام مأمور به تقیه است اما پیامبر نه مأمور به تقیه است و نه مجاز به تقیه. دلیل این مساله این است که اصل دین با رسالت است و پیامبر همواره با منکران و کافران مواجه است و اگر قرار بود این‌ها نیز تقیه کنند که دین رشد نمی‌کرد بر همین اساس است که خداوند فرمود اگر تو را احدی یاری نکرد تو باید وظیفه‌ات را انجام دهی. همین عدم تقیه است که باعث می‌شود ملحدان و کافران پیامبران را شهید کنند.

آیت‌الله جوادی آملی عنوان کرد: برای رهایی از تقیه باید جامعه را عاقل کرد، اگر این جامعه حوزوی یا دانشگاهی بود که با تعلیم و تعلیل دستش پر است و عامه مردم نیز اگر گوششان به حرف علما، فقها، دانشمندان، مراجع و مراکزی فکر بود نیز دستشان پر است. این چنین مردمی همانطور که حضرت علی (ع) در نامه‌اش به مالک به آن اشاره کرده است عمود و ستون نظام هستند « إِنَّمَا عِمَادُ اَلدِّينِ وَ جِمَاعُ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَلْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ اَلْعَامَّةُ مِنَ اَلْأُمَّةِ» بنابراین همانطور نماز ستون دین است ستون سیاست و نظام مردم هستند البته مردمی که با تعلیم و تعلیل بار آمده باشند نه با تبلیغ و تکرار.

وی ادامه داد: مطلب دیگری که در این آیات بیان شده است محاجه اهل جهنم است، همانطور که بارها بیان شد فضای جهنم و آخرت فضای علم است نه ایمان، در دنیا انسان عالم می‌شود در مقدمات علم آزاد است اما زمانی که برهان اقامه شد دیگر مضطر به قبول است چرا که در مقابل امر ضروری و بدیهی قرار گرفته است به عبارتی وقتی کسی در مقابل این مساله قرار می‌گیرد که 2 ضرب در 2 چهار می‌شود نمی‌تواند بگوید که من این را نمی‌خواهم بفهمم چرا که این شخص در حقیقت فهمیده است. بنابراین وقتی که برهان ارائه شد و مطالب ضروری و بدیهی به فرد ارائه شد او نمی‌تواند بگوید نفهمیدم چرا که او فهمیده و پاسخی برای آن نداشته اما می‌تواند ایمان نیاورد چرا که بین ایمان و عمل یعنی عقل نظر و عقل عمل فاصله است. بر این اساس انسان با یک امر ضرروی و یک امر اختیاری روبروست فهم او در مقابل برهان ضروری است اما عمل او و ایمان او به آن برهان و امر ضروری اختیاری است. بنابراین ایمان اجبار پذیر نیست ممکن است کسی را مجبور کنند که چیزی بنویسد یا بگوید ولی قلب که باید باور کند اجبار پذیر نیست حتی در جهنم. به همین دلیل است که در جهنم ایمان نیست و اینکه ایمان نیست به این معنی نیست که آن‌ها در قیامت و جهنم مجبور به ایمان هستند بلکه اصلاً آنجا ایمان نیست و آن‌ها تا آخر هم مستکبر خواهند بود و در درون آن‌ها استکبار است و نمی‌توانند ایمان بیاورند. بر این اساس چون جهنم جای ایمان نیست محاجه کافران نیز همانطور که در دنیا بودند اتفاق می‌افتد یعنی همدیگر را لعن و نفرین و سب می‌کنند و اینکه که ملحدان در جهنم از خداوند درخواست می‌کنند که عذاب آن‌ها را کم کند به این معنا نیست که آن‌ها ایمان آورده‌اند بلکه معنای آن این است که آن‌ها به خداوند و احاطه او بر همه چیز علم پیدا کرده‌اند اما چون آنجه جای ایمان نیست نمی‌توانند ایمان بیاورند.

این مفسر قرآن کریم بیان کرد: خداوند بعد از بیان محاجه کافران به عذاب الهی در جهنم اشاره می‌کند می‌فرماید: «وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِنَ الْعَذَابِ» اینکه در این آیه خدواند دوباره از کلمه جهنم استفاده کرده است در حالی که با ذکر ضمیر هم می‌توانست مفهوم را بفهماند به واین واسطه است که هم بر عذاب آن‌ها تاکید کند و هم به قعر جهنم و آن چاهی که عذاب آن از بقیه جاهای جهنم بیشتر است اشاره کند. اما این دعای کافران چون مؤمنانه و از روی ایمان نیست بلکه دعای عالمانه است بی اثر است آن دعایی اثر می‌کند که از روی ایمان و باور قلبی باشد نه از روی علم و در جهنم باور قلبی نیست چرا که ممکن نیست باور قلبی به توحید و وحی با جهنم جمع شوند. در حال احتضار نیز همین مساله حاکم است یعنی ممکن است انسان ائمه و فرشتگان را ببیند اما نتواند باور قلبی نسبت به آن‌ها پیدا کند. به عبارت دیگر چون در آخرت و بعد از مرگ دیگر جای ایمان نیست کافران عنوان می‌کنند که خداوند ما را به دنیا برگردان تا ایمان بیاوریم. این‌ها در حقیقت مانند یک انسان ویلچری هستند که مار و عقرب را می‌بیند اما نمی‌تواند حرکت کنند و از آن فرار کنند، این انسان دست و پای خودش را خودش بسته است.

وی اضافه کرد: بنابراین وقتی انسان وارد برزخ می‌شود فقط عمل اوست که همراه اوست و البته علم او نیز افزایش می‌یابد علمی که منجر به عمل نمی‌شود به همین دلیل وقتی که انسان می‌میرد عمل او هم منقطع می‌شود یعنی نمی‌تواند عملی انجام دهد که ثواب و عقاب در آن باشد مگر عملی که قبلاً در دنیا انجام داده است و فوائدش و ثمراتش را در برزخ می‌برد. اینکه بعد از مرگ دیگر وقت عمل و کار نیست به خاطر این است که این عمل و کار باید بر اساس قانونی باشد و آن قانون شریعت است و اگر قرار باشد که شریعت نیز در آنجا وجود داشته باشد نیاز به این است که پیامبر و رسلی در کار باشد و وقتی که پیامبر و وحی‌ای در کار باشد دیگر آنجا نمی‌تواند برزخ باشد و باید دنیای دیگری باشد. در برزخ حتی به تبهکاران اجازه عذر خواهی هم داده نمی‌شود چرا که عذر خواهی نیز باعث می‌شود که تبهکاران کمی سبک‌تر شوند آیه 36 سوره مرسلات به همین مطلب اشاره دارد « هَذَا يَوْمُ لَا يَنْطِقُونَ وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ». این مساله حتی در آیه 52 سوره غافر نیز بیان شده است « يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ؛ روزى كه ستمكاران را عذرخواهی‌شان سود نمی‌دهد، و دورى از رحمت خدا براى آنان است و دوزخ نيز كه سرايى ناگوار است براى آنان خواهد بود.»‌

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط