شفقنا افغانستان- جان اگلند،دبیرکل ادارهی مهاجرت ناروی که مجلهی تایمز در سال 2006 او را در جملهی «صد مرد تأثیرگذار در جهان» قرار داد،می نویسد:
همانطور که جنگ راهحل موقتی ندارد، برای چندین دهه نقض حقوق زنان نیز راهحل انسانی وجود ندارد. رهبران بینالمللی در هفتهی جاری در کنفرانس لندن گرد هم آمدند تا در مورد مسایل افغانستان بحث کنند و ما بار دیگر بیانیههای مشابه در مورد حمایت از افغانستان و تجدید تعهدات به مردم این کشور، بهویژه زنان و دختران را شنیدیم. شریکان بینالمللی افغانستان وعده دادند که کمکشان به کشور را در طول «دههی تحول» ادامه خواهند داد؛ اما آنها همچنین تأکید کردند که با تکمیل شدن مأموریت نظامی ناتو، انتظار دارند افغانستان سر پای خود بایستد.
این پیام، خوبیهای خود را دارد. کمک کنندههای بینالمللی با اعطای میلیاردها دالر به افغانستان، در چارچوب کمکهای خارجی، سخاوتمند بودهاند. در جریان خشونتها، تعداد بیشماری از افغانها و خارجیها جانهایشان را از دست دادهاند. با تکمیل شدن انتقال نظامی، در افغانستان نیز حکومت جدیدی تحت ریاست جمهوری اشرف غنی بهوجود آمده است؛ اشرف غنی که برای کشورش آرزوهای بلندی دارد و در زمینهی حمایت و توانمندی زنان و دختران تعهدات قوی کرده است.
من نیز به عنوان کسی که بهطور منظم از این کشور جنگزده دیدار میکنم، باور دارم که افغانستان استعداد، انعطافپذیری و تمایل به تغییر از فقر به شگوفایی را دارد. در افغانستان دستآوردهای چشمگیری وجود دارند که اغلب نادیده گرفته شدهاند. در زمان حاکمیت طالبان، سالها، افغانستان کشور فراموششدهی جهان بود. نقض حقوق بشر بومی بود و با سرازیر شدن میلیونها تن از مردم این کشور به عنوان پناهنده به ایران و پاکستان، از جمعیت این کشور کاسته شد. زنان از مکتب و کار بازداشته شدند و به ازدواجهای زودهنگام وادار شدند. امروزه، بسیاری از پناهندگان به کشورشان بازگشتهاند. میلیونها دختر به مکتب میروند و تعداد بیسابقهای از زنان تحصیلات عالیشان را فرامیگیرند. اکنون در افغانستان رهبران فرهیختهی سیاسی، پولیس و قاضی زن وجود دارند و برای نخستین بار در موکراسی جوانش، افغانستان یک بانوی اول برجسته و فعال دارد که از حقوق بیجاشدگان داخلی کشور دفاع میکند.
کارهای ناتمام
اما همانطور که به پیشرفت اذعان میکنیم، این را نیز باید بپذیریم که در افغانستان کارهای ناتمام نیز داریم. ویرانی چهل سال جنگ، راهحل موقتی ندارد و مردم افغانستان هنوز مبارزه میکنند. همزمان با اینکه نیروهای خارجی آماده میشوند تا افغانستان را ترک کنند، سازمان من (Norwegian Refugee Council)، برنامههای بشردوستانهاش برای کمک به تعداد رو به افزایش بیجاشدگان داخلی را توسعه میدهد. صرف در سال 2014، 120 هزار تن از افغانها به دلیل خشونتها از خانهها و اجتماعاتشان فراری شدهاند. این بیجاشدگان افغان، که اغلب به کمکهای فوری نیاز دارند، بیشتر در کابل و دیگر شهرها تجمع میکنند، جاهایی که بیجاشدگان معتقدند کمکها در دسترسشان خواهند بود.
با این وجود، همانطور که من سال گذشته در اطراف خانههای متزلزل و بیش از حد مزدحم بیجاشدگان قدم زدم، واضح است که نیازهای آنها برآورده نشدهاند. برعکس، تعداد آنها رو به افزایش است و زنان تقریبا همیشه بیش از دیگران رنج میبرند.
زنان افغانی که من با آنها دیدار کردم، از اولویتشان مبنی بر یافتن یکجای امن برای زندگی در دیاری که هنوز در محاصرهی خشونت است، سخن گفتند. آنها از چالشهای بیشماری سخن گفتند که هنگام یافتن شغل برای اعضای خانوادهیشان، یا کسب درآمد کافی در کشوری که بیش از یکسوم جمعیت آن زیر خط فقر قرار دارند، با آنها مواجه شدهاند. تعداد زیادی نگرانیهایشان در زمینهی تأمین غذا برای خانوادههایشان را با من در میان گذاشتند، نگرانیای که با در نظرداشت این حقیقت که هم اکنون 1.2 میلیون کودک این کشور از سوء تغذی رنج میبرند، بیش از همه هشداردهنده است. زنانی که حمایت یک عضو مرد خانوادهیشان را با خود ندارند؛ آنهایی که طلاق گرفتهاند، بهحال خودشان رها شدهاند و از سوء استفاده فرار کردهاند، یا آنهایی که از شوهران معیوبشان مراقبت میکنند، بهطور ویژهای آسیبپذیر اند.
همانطوری که جنگ راهحل موقتی و کوتاهمدت ندارد، برای چندین دهه نقض حقوق زنان نیز راهحل آسانی وجود ندارد. احتمال اینکه زنان بیش از شوهران و برادرانشان محروم باشند، بسیار زیاد است و بسیاری از آنها با فقر شدید، خشونتهای فیزیکی و روانی، بیسوادی و تبعیض در تمام جنبههای زندگی مواجه اند. هنوز نسبت به کار و ادامهی تحصیل زنان ننگ اجتماعی عمیق وجود دارد.
بیخبر از حقوق
بسیاری از زنان افغان از حقوقشان آگاه نیستند و صدای آنها بسیار بهندرت شنیده میشود. افتخار میکنم که ادارهی مهاجرت ناروی مستقیما با هزاران زن در سطح عام کار میکند تا حقوق قانونیشان را به آنها بیاموزاند و به آنها کمک کند تا آغازگر سیستمها و روندهایی باشند که هنوز اغلب اوقات علیه آنها تبعیض قایل اند.
با این حال، با وجود این نیازها و با وجود دستآوردهای ضعیف در زمینهی حقوق زنان، کمکهای بشردوستانهی بینالمللی به افغانستان واقعا رو به کاهش اند. در سال 2014، سازمان ملل متحد با تصدیق اینکه کمک کنندهها وجوه کافی برای درخواستهای بزرگتر را در اختیار این سازمان قرار نخواهند داد، درخواست این سازمان برای کمکهای بشردوستانه، 14 درصد کاهش یافت.
ایالات متحده که تاکنون بزرگترین کمک کنندهی افغانستان بوده است، کمکهای انکشافیاش در سال 2014 را به نصف کاهش داد. برنامهی جهانی غذا در ماه آگست اعلام کرد که کسر 40 میلیون دالری وجوه به این معنا است که آنها وادار شدهاند، جیرهی غذایی را کاهش دهند و این بدان معناست که کمبود غذا احتمالا رو به افزایش است. ما اغلب اوقات میشنویم که مکتبهای دخترانه به دلیل قطع کمکها با خطر مسدود شدن مواجه اند. در حالی که شریکان بینالمللی بار دیگر تعهد کردهاند که از افغانستان حمایت کنند، این باید با همکاری درازمدت کمک کنندهها همخوانی داشته باشد.
برای اینکه افغانستان به یک کشور شگوفا، آزاد و امن تبدیل شود، کشورهای جان باید با حمایت کامل از حقوق زنان، یک سلسله وعدههای واقعی بدهند، بهشمول رسیدگی به ضروریترین نیازهای انسانی. افغانهای عادی، بهویژه زنان، باید مطمئن شوند که «تحول»، معادل کاهش علاقهی جهان یا کاهش توجه به زندگی آنان نیست. ما هیچ بهانهای نداریم: ما میدانیم که چه کاری باید انجام شود.
منبع الجزیره/ترجمه از اطلاعات روز
انتهای پیام
