شفقنا افغانستان-در حالی که برای سازمان های اعزام کننده جنگجو به سوریه و عراق جهت پیوستن به داعش و سایر گروه های تروریستی، سراسر اروپا به مرکز جذب نیرو تبدیل شده، این مسئله تنها مسلمانان این قاره را در بر نمی گیرد، بلکه شمار قابل توجهی از ساکنان اصلی تازه مسلمان شده نیز برای حضور در این نبرد داوطلب شده اند، بنابراین باید گفت که اروپا عملا به صادر کننده تروریسم تبدیل شده و انتظارات دولتمردان اروپایی برای کاهش شمار عناصر جهادی اعزامی به خاک سوریه نیز نه تنها برآورده نشده بلکه در این اواخر میزان طرفداری از داعش و تلاش ها برای پیوستن به این گروه تروریستی رو به افزایش نهاده، این در حالی است که اروپایی ها به اوضاع سوریه و عراق به عنوان یک خطر پیش رو نگاه کرده و نگران آن هستند که همانند دوره پس از پایان جنگ افغانستان، این بار نیز جنگجویان افراط گرا به صورت گروهی به کشورهای خود بازگشته و دست به عملیات تروریستی در خاک اروپا بزنند.”
به گزارش سرویس ترجمه “شفقنا”، “علاء الفزاع”، تحلیلگر و ستون نویس اردنی مقیم سوئد در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “آیا کشورهای اروپایی به صادر کننده تروریسم تبدیل شده اند؟” روی پایگاه اینترنتی روزنامه فرا منطقه ای “القدس العربی” قرار گرفته، با اشاره به قرار گرفتن نام چندین سازمان اسلامی فعال در کشورهای اروپایی در فهرست جنجالی سازمان های تروریستی امارات، از تبدیل شدن کشورهای سکولاری همچون سوئد، فنلاند، دانمارک، اتریش و بلژیک به مراکز جذب نیرو و جمع آوری پول برای گروه های تروریستی فعال در منطقه “خاور میانه” خبر داده و تاکید کرده که قاره اروپا عملا به صادر کننده تروریسم به سایر مناطق جهان تبدیل شده و بر خلاف امید دولتمردان اروپایی برای کاهش شمار افراط گرایان اعزامی به سوریه و عراق نیز، در این اواخر میزان طرفداری از گروه تروریستی “داعش” در کشورهای این قاره و تلاش ها برای پیوستن به این گروه رو به افزایش نهاده، جایی که در مقاله خود آورده است:
«این یک تناقض به شمار می آید، با این حال برای درک ابعاد آن به موشکافی بیشتری نیاز داریم، کشور امارات متحده عربی در حالی یکی از مهم ترین نهادهای اسلامی در سوئد یعنی “انجمن مسلمانان سوئد” را یک سازمان تروریستی می داند که این انجمن داشتن هر گونه رابطه با گروه های سیاسی را رد می کند.
علاوه بر این، امارات نام “سازمان امدادرسانی اسلامی” را نیز در فهرست سازمان های تروریستی قرار داده، سازمانی که از طریق آژانس توسعه سوئد از مالیات دهندگان این کشور پول دریافت می کند، بر این اساس کشوری که از سکولارترین و غیر مذهبی ترین کشورهای جهان به شمار می آید، امروزه در رابطه با وجود فعالیت های حامی تروریسم در خاک خود در معرض اتهام قرار گرفته است.
هر چند که واکنش های بین المللی نسبت به این مسئله نشان دهنده سردرگمی و عدم درک آن می باشد، اما صرف نظر از موضع گیری در قبال فهرست منتشر شده از سوی امارات، در چارچوبی گسترده تر و در کل قاره اروپا نمی توان این مسئله را نادیده گرفت که برای سازمان های مسئول اعزام جنگجو به خاک سوریه و عراق جهت پیوستن به گروه “داعش” و سایر گروه های مشابه آن، سراسر این قاره عملا به مرکز جذب نیرو تبدیل شده است.
در همین راستا، بر اساس پژوهش های صورت گرفته کشور سوئد یکی از مهم ترین مراکز جمع آوری کمک ها و منابع مالی گروه های تروریستی مرتبط با سازمان “القاعده” به شمار می آید و در اینجا باید به این مسئله نیز اشاره کرد که “فواد محمد خلف”، یکی از رهبران ارشد گروه سومالیایی “الشباب” دارای تابعیت سوئدی بوده و طی سال های طولانی اقامت خود در این کشور نیز توانسته بود کمک های مالی زیادی برای این گروه افراط گرا جمع آوری کند.
با نگاهی گذرا به سراسر قاره اروپا نیز بار دیگر همین صحنه البته با درجه های مختلفی تکرار می شود، جایی که بر اساس آمارهای منتشر شده در این اواخر در رابطه با جذب نیرو برای گروه های در حال جنگ در سوریه، بلژیک بالاترین درصد در مقایسه با تعداد جمعیت را از آن خود کرده و بالاترین درصد جذب نیرو در میان جامعه مسلمانان نیز به کشور فنلاند اختصاص یافت.
علاوه بر این، در حالی که در شهر “کپنهاگ”، پایتخت دانمارک نیروهای پلیس چند هفته پیش افرادی را در حال فروش سوغاتی و مدال های دارای شعار گروه “داعش” دستگیر کردند، برخی گزارش های امنیتی اروپایی نشان دادند که شهر “وین”، پایتخت اتریش نیز به قبله گاه جهادی های این قاره و نقطه تجمع آنها در راه سفر به سوریه از طریق کشورهای “بالکان” و ترکیه تبدیل شده است.
این در حالی است که جذب نیرو برای گروه های افراط گرای در حال نبرد در سوریه تنها جوامع مسلمانان قاره اروپا را در بر نمی گیرد، بلکه شمار قابل توجهی از اروپایی های اصلی تازه مسلمان شده نیز برای حضور در این نبرد داوطلب شده و آن چنان که برخی پژوهشگران می گویند، احتمال دارد آنها به دلیل تمایل برای خلاصه کردن مراحل و ورود سریع به بهشت دست به چنین کاری زده باشند!
بنابراین باید گفت که انتظارات کشورهای اروپایی برای کاهش درصد اعزام عناصر جهادی به خاک سوریه تا پایان سال 2013 میلادی نه تنها برآورده نشد بلکه برخلاف آن روی داد، جایی که به نظر می رسد درصد طرفداری از گروه “داعش” در این کشورها و تلاش ها برای پیوستن به آن در این اواخر بیشتر شده است.
در حالی که دولتمردان اروپایی به دلیل موفقیت های جزئی برنامه های توانبخشی و ادغام مجدد جهادی های بازگشته از جنگ، تا اندازه ای احساس خوش بینی کرده و امیدوار هستند این برنامه ها بتوانند خطر احتمالی افراد بازگشته را از بین برده و افراط گرایی آنها را خنثی کنند، اما در سوی مقابل سرازیر شدن عناصر جهادی از این قاره به خاک سوریه همچنان ادامه دارد.
از سوی دیگر، مشکل اصلی در نگاه اروپایی ها به این مسئله این است که آنها به کلی توانایی درک ذهنیت گروه های تروریستی را ندارند و بیشتر راهبردهای اروپایی همچنان از منظر خطر گروه “داعش” برای کشورهای این قاره، با این گروه برخورد می کنند.
این در حالی است که گروه های سلفی جهادی با وجود نزدیک بودن از نظر تفکر و اندیشه و داشتن توانایی ائتلاف، ادغام و تامین نیازهای یکدیگر، اما در اصل از نظر پیچیدگی لجستیکی، فنی و مالی متفاوت از همدیگر بوده و در چشم انداز عملیاتی نیز دچار تغییر شده اند.
در همین راستا باید به این مسئله اشاره کرد که سازمان “القاعده” آن قدر پسرفت قابل توجهی داشته که می توان گفت “ایمن الظواهری” تنها یک رهبر افتخاری به شمار می آید نه یک رهبر واقعی، چرا که نتوانست جای خالی “اسامه بن لادن”، رهبر پیشین این سازمان را پر کند.
در واقع طبیعت از خلاء متنفر بوده و به همین دلیل نیز رهبران میدانی زیادی بروز پیدا کردند که برخی از آنها همچون “ابوبکر البغدادی”، رهبر گروه “داعش” به اندازه ای قدرت گرفت که اعلام خلافت کرد و برخی دیگر نیز تاکنون همچنان کم قدرت هستند.
با این حال تحول و تغییر مهم در زمینه اهداف مورد نظر گروه های تروریستی این بود که از مورد هدف قرار دادن آمریکا و جهان غرب در دوران قدرت گروه “القاعده” به کنترل سرزمین های مختلف، تحمیل تسلط خود بر ساکنان آن، حکمرانی در چارچوب ایدئولوژی های افراط گرایانه خود و استفاده از منابع نفتی و ثروت های این سرزمین ها انتقال پیدا کردند.
بر این اساس، در حال حاضر گروه “داعش” و سایر گروه های سلفی جهادی به دنبال آسیب رساندن به جهان غرب نیستند هر چند که امکان انجام برخی عملیات پراکنده به عنوان یک نوع انتقام و یا تاکتیک موقت وجود دارد.
در واقع اروپایی ها به بحران های سوریه و عراق به عنوان یک خطر پیش رو نگاه می کنند که همانند آن چیزی است که پس از پایان جنگ افغانستان با آن روبرو شدند، بدین معنی که جنگجویان افراط گرا به صورت گروهی به کشورهای خود بازگشته و برخی از آنها نیز دست به عملیات تروریستی در خاک اروپا خواهند زد.
این در حالی است که اروپایی ها به اندازه لازم به درد و رنج های ساکنان منطقه “خاور میانه” از بلایای “داعش” و سایر گروه های تروریستی توجه نمی کنند و هر چند که به حالت های مشخصی همچون حالت ایزیدیان و مسیحیان شهر “الموصل” در غرب عراق و کردهای شهر “کوبانی” در شمال سوریه توجه زیادی صورت گرفت، اما بیشتر قربانیان “داعش” که همان ساکنان مناطق سنی نشین تحت کنترل این گروه می باشند، چندان مورد توجه قرار نگرفتند.
در همین حال، اروپایی ها همچنان در زمینه برخورد با عوامل موفقیت جذب نیرو برای گروه های تروریستی در کشورهای این قاره ناتوان هستند و توانایی تعامل با روحانیون و مبلغان تشویق کننده جوانان اروپایی برای پیوستن به گروه های در حال جنگ در “خاور میانه” را نیز ندارند.
از سوی دیگر، در کنار عوامل پراکنده زیادی که وجود دارند، دو عامل اصلی موفقیت اعزام جوانان اروپایی به خاک سوریه و عراق همان درد و رنج ملت فلسطین از اشغالگری اسرائیل و مناقشه میان اهل تسنن و اهل تشیع می باشند، در واقع کار به جایی رسیده که در مساجد برخی شهرهای بزرگ و حتى کوچک کشورهای اروپایی شاهد شعارهای مختص اهل تسنن هستیم، مسئله ای که پیش از این هرگز روی نمی داد.
در واقع امروزه شمار جنگجویان اروپایی در سوریه به چندین هزار تن رسیده، برخی روحانیون و مبلغان به صورت مداوم در حال جذب نیرو در سراسر این قاره هستند، شهر “وین” به عنوان پایتخت موسیقی جهان به مرکز تجمع جنگجویان عازم سوریه تبدیل شده، شهر “استکهلم” به عنوان پایتخت افراد بی مذهب، از بزرگ ترین مراکز جمع آوری پول برای گروه های تروریستی به شمار می آید و شهر “بروکسل”، مقر اتحادیه اروپا نیز شاهد بالاترین درصد جذب نیرو در این قاره می باشد.
در پایان و با توجه به آنچه گذشت، می توان با اطمینان کامل گفت که قاره اروپا عملا به صادر کننده تروریسم به سایر مناطق جهان تبدیل شده است.»
ترجمه از “شفقنا”
انتهای پیام
