شفقنا افغانستان-قرقیزستان در حالی بیست و سومین سالگرد استقلال خود را جشن میگیرد که اولویت دادن سیاست به اقتصاد با در نظر داشتن الگوهای غربی، با گذشت بیش از 2 دهه همچنان کانونهای بحران را در این کشور گرم نگه داشته است.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد کشورهای تازه استقلال یافته در آسیای مرکزی، نیروهایی شکل گرفتند که میکوشیدند به جای تشکیل دولت اسلامی و جمهوریهای مستقل مورد خواست اکثریت مسلمان مردم منطقه، راه دموکراسی غربی، توسعه و اقتصاد بازار آزاد را در پیش گیرند و در این راستا، قرقیزستان هدف چنین تغییراتی قرار گرفت.
در آن مقطع و به اذعان کارشناسان، دریافت و اعمال الگوی حکومتداری غربی بدون پرداختن به مسائل اقتصادی که نیاز اول کشورهای تازه استقلال یافته پساشوروی بود، قرقیزستان را وارد بحرانی کرد که تاهنوز به نام جزیره دموکراسی گریبانگیر این کشور است.
سرعت و پیچیدگی تحولات پیاپی و وارد آمدن صدمات جبران ناپذیر در ساختار سیاسی و اقتصادی قرقیزستان با وجود گذشت تنها 20 سال از استقلال این کشور، نشان از شکست طرحهای مورد نظر آمریکا و غرب در ایجاد جزیره ثبات و دموکراسی در کوچکترین کشور آسیای مرکزی دارد.
جمهوری قرقیزستان یکی از کشورهای تازه استقلال یافته با وسعت سرزمینی 198 هزار کیلومتر مربع و جمعیت 5.5 میلیون نفری از ناحیه شمال، شمال غربی و شمال شرقی با قزاقستان، از ناحیه جنوب غربی با ازبکستان، از ناحیه جنوب با تاجیکستان و از ناحیه جنوب شرقی با چین همسایه است.
ترکیب جمعیتی این کشور حدود 57 درصد قرقیز و 35 درصد روس تبار و مابقی را نژادهای آلمانی- ترک- ایغور و کرهای و … تشکیل میدهند.
این کشور با توجه به شرایط نامطلوب در زمان سلطه کمونیسم، مورد بی توجهی قرار گرفت و اکنون نیز به علت رخدادهای عظیم طی یک دهه گذشته به عنوان یکی از فقیرترین کشورهای منطقه مطرح است.
** بحران؛ همزاد همیشگی قرقیزستان
فروپاشی نظام کمونیستی و متعاقب آن تجزیه اتحاد جماهیر شوروی موجب شد تا نظام بینالملل نگاه ویژهای به منطقه آسیای مرکزی داشته باشد.
در این بین جمهوری قرقیزستان که در میان تمام جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز به اتخاذ سیاستهایی دموکرات مشهور است، در آستانه فروپاشی شوروی در 31 آگوست سال 1991 میلادی، استقلال خود را اعلام کرد.
«عسگر آقایف» رئیس آکادمی علوم قرقیزستان تنها کسی که قبلا در مسند پست دبیر اول حزب کمونیست قرقیزستان قرار نداشت در سال 1991 توانست با اکثریت آرا رئیس جمهور شود.
ائتلاف وی با سیاستمداران اصلاح طلب و اقتصاددانان در جهت برپایی رفرمهای اصلاحی در این کشور از همان آغاز کار عاملی شد تا عدهای به بهانه عدم تناسب استقرار ساختار دموکراتیک الگو برداری شده از جامعه غرب با وی از در مخالفت درآیند و فضای سیاسی این کشور را در التهابی همیشگی درآورند.
در همین حال، با توجه به رفراندومهایی که در ازبکستان، قزاقستان و تاجیکستان به منظور تمدید دوره ریاست جمهوری برگزار شده بود و در نتیجه آن روسای جمهور این کشورها توانستند بر مسند قدرت باقی بمانند، آقایف هم در سال 1995 اقدام به برگزاری رفراندوم نمود و موفق شد با کسب 71 درصد آرا مجددا تا سال 2001 رئیس جمهور بماند.
قرقیزستان دوران آقایف که از آن به جزیره دموکراسی غربی یاد میشد، جایی که به اذعان سیاست مداران غربی، جامعه مدنی بهترین فرصت شکل گیری و فعالیت در آن را برخوردار بود و آزادترین و متنوع ترین مطبوعات نیز در آن حضور داشتند، رفته رفته به محلی برای سازمانهای وابسته و قابل اطمینان غرب در منطقه تبدیل شد.
این روند در حالی بود که این کشور علی رغم داشتن اقتصادی ضعیف و با اینکه بیش از 40 درصد مردم کشورش زیر خط فقر زندگی میکنند و بخشی از درآمدهای دولت از طریق کمکهای خارجی تامین میشود، اولین کشور آسیای مرکزی بود که با تشویق سازمانهای وابسته به غرب به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمد. جایی که کشوری مانند روسیه با سابقه دیرینه اقتصادی و سیاسی در روند عضویت و هماهنگی به این سازمان جهانی با مشکلات بسیاری روبرو شده است.
** سپتامبر 2001 و بهانه آمریکا برای حضور در قرقیزستان
با رویدادهای 11 سپتامبر 2001 در آمریکا و به دنبال آن جنگ با افغانستان در مارس 2002، برای نخستین بار آمریکاییان توانستند در جمهوریهای آسیای مرکزی که نزدیک به 2 سده زیر نفوذ و سلطه روسها بودند، بویژه ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان، حضور مستقیم پیدا کنند.
نیاز آمریکا و همپیمانانش به سرزمینهای منطقه برای تدارک جنگ و حمله به افغانستان، ایالات متحده را واداشت تا در برخی از کشورهای آسیای مرکزی، از جمله قرقیزستان حضور مستقیم پیدا کنند.
آقایف و دیگر تصمیم گیرندگان قرقیزستان نیز خیلی زود به درخواست آمریکا برای جنگ با تروریسم پاسخ مثبت دادند و همکاری خود را با جورج بوش اعلام کردند. جایی که دیگر کشورهای منطقه با احتیاط بیشتری در همراهی با سیاستهای آمریکا و جبهه غرب عمل کردند.
رهبران قرقیزستان که بارها تمایلات غربی خود را به انحای مختلف در قالب اجازه فعالیت سازمانهای غیر دولتی در قالب NGO ها، مغایر با خواست اکثریت مسلمان این کشور و همچنین پیوستن به سازمان تجارت جهانی نشان داده بود، امیدوار بودند در سایه پشتیبانی آمریکا از شدت انتقادهای بین المللی درباره وضع حقوق بشر در آن کشور کاسته شود.
این انگیزه باعث شد قرقیزستان هرچه بیشتر به سوی همپیمانی با آمریکا پیش رود و این امر به عاملی برای حضور 15 ساله آمریکا در این کشور انجامید، بطوریکه اکنون آمریکا با همراهی سیاست مداران حال حاضر قرقیزستان، قرارداد حضور نظامی خود را تمدید کرده است.
این در حالی است که آقایف بارها به اهمیت حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی به منظور ایجاد ثبات و امنیت جمهوری های منطقه اشاره کرده بود.
او در مدت دیدارش از واشنگتن در سپتامبر 2002 آمریکا را همپیمان اصلی و مهم و همکار استراتژیک قرقیزستان خواند و امنیت را مهمترین جنبه روابط 2 دولت برشمرد. همچنین به گزارش مطبوعات قرقیزستان، جرج بوش، آقایف را نزدیکترین دوست آمریکا در منطقه معرفی کرد.
اما تحولات روزهای منتهی به سال 2005 میلادی نشان داد که دولت بوش با تغییر دیدگاه نسبت به آقایف، زمینههای وقوع انقلاب تازهای در منطقه را فراهم خواهد آورد.
این موضع در پی تغییر استراتژی قرقیزستان نسبت به ادامه همکاری با پایگاه نظامی آمریکا در کشورش نشات گرفت.
این واقعیت که قرقیزستان تحت اقتدار آقایف در سالهای آخر زمامداریش به یک عضو فعال سازمان همکاری شانگهای تبدیل شده بود، دلیل اصلی تغییر مواضع آمریکا نسبت به آقایف بود.
در همین حال، سازمانهای غیردولتی طرفدار غرب که آقایف خود از طرفداران فعالیت آنها در قرقیزستان بود، توانست با حمایت واشنگتن، روند مخالفت با دولت آقایف را سازماندهی کند و اپوزیسیون این کشور را به سمت خود جلب نماید و زمینههای انقلاب لالهای را پایه ریزی کنند.
در همان حال، سرنگونی نسبتا سریع عسگر آقایف رئیس جمهور قرقیزستان از مسند قدرت که ظاهرا در نتیجه تظاهرات معترضین به نتایج انتخابات پارلمانی در این کشور به وقوع پیوست، در قالب ادامه انقلابات رنگی کشورهای اوکراین و گرجستان در چارچوبی دموکراتیک ارزیابی گردید. این در حالی بود که نقش آمریکا در حمایت از تظاهرات و ناآرامیهای قرقیزستان کاملا آشکار و علنی بود.
پس از این دوره و سقوط آقایف بود که «قربان باقی اف» رئیس جمهوری این کشور یکی از کاندیداهای انتخابات در قرقیزستان، درسال 2005 میلادی پس از یک رشته خشونتهای خیابانی به قدرت رسید.
** میراث آقایف در دامان اتمبایف
کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند ساختارهایی که آقایف از خود در جامعه قرقیزستان مبنی بر استقرار نظامی دموکراتیک بر پایه ساختارهای غیر بومی برجای گذاشته بود، همچنان نیز در دوره 5 ساله حکومت باقی اف نیز پابرجا ماند و همین امر عامل اصلی وقوع انقلابی مجدد و شروع درگیری و ناامنی در قرقیزستان در سال 2010 میلادی شد.
اکنون نیز در دوره «الماسبیک اتمبایف» شاهد وضعیت پیچیدهای هستیم. اعتراضات گاه و بیگاه جامعه مدنی با مدیریت تشکلهای پرتعداد وابسته به غرب، تغییر ساختار سیاسی از ریاستی به پارلمانی و تعدد مراکز تصمیمگیری در کشور نوپای قرقیزستان، بحران اوکراین و احتمال سرایت آن به جامعه قرقیزان، چالشهای اقتصادی در پی نزدیکی و عضویت در اتحادیه گمرکی، جدال سنتی شمال و جنوب برسر معادن طلا، بحرانهای مرزی متعدد و احتمال سرایت جریان افراط و نقشآفرینی آنان در جریان بازی قدرت تنها نمونههایی از چرایی اوضاع نامطلوب در این کشور است.
در نهایت بایستی اذعان داشت، فقدان سنتهای دموکراتیک حاصل از سلطه کمونیسم، جامعه مدنی و هویت ملی و قومی باعث شده تا این کشورها گامهای خود را برای دسترسی به اهداف تبدیل به کشوری مستقل به سختی طی نمایند.
بر این اساس بایستی پذیرفت که مدل تاریخی دموکراسی بر اساس الگوهای غربی در آسیای مرکزی با موفقیت همراه نبوده است. این نظام به جهت همسو نبودن با خواست واقعی مردم قرقیزستان نیز نتوانسته نتایج مثبتی در این کشور فقیر آسیای مرکزی به بار آورد.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
