شفقنا افغانستان-گروه تروريستي دولت اسلامي عراق و شام موسوم به داعش، با حمله و تسخير هر منطقه، دست به شيعهكشي ميزند و همين كار باعث آوارگي گسترده شيعيان و حتي بسياري از اهل سنت در مناطق تحت اشغال داعش شده است.
تعداد زيادي خانواده اعم از شيعه و سني و مسيحي از شهرهاي موصل و تكريت آواره شده و در بغداد، حله، بابل و به خصوص كربلا پناه گرفتهاند. اردوگاههاي آوارگان در كربلا به ميزان بيسابقهاي وسعت يافته؛ با اين حال هنوز هم ازدحام جمعيت در اين منطقه موج ميزند و مشكلاتي را آفريده است.
حاج حسين خزعل الزيدان، شيخ بزرگ عشيرهاي است كه در استان صلاحالدين و در روستاهاي اطراف تكريت زندگي ميكردند. او ميگويد علاوه بر عشيره آنان، تعداد زيادي از خانوادههاي عراقي در شهر تكريت نيز شيعه شده بودند و او خوب ميدانست به محض ورود داعش به اين منطقه، انتقام سختي از اين عشيره خواهد گرفت. لذا به محض ورود داعش به شمال استان و منطقه بيجي، به عشيرهاش پيشنهاد داد كه كاشانهشان را رها كرده و در استانهاي جنوبي سكني پناه بگيرند: «با اين حال، خود من و خانوادهام، آخرين افرادي بوديم كه روستا را ترك كرديم. ابتدا اعضاي عشيره را به مناطق جنوبي فرستاديم و سپس خودمان به سمت جنوب حركت كرديم. روزهاي اول مجبور بوديم مانند يك آواره ناشناس در روستاهاي سنينشين اطراف پناه بگيريم.»
از او ميخواهيم موقعيت روستايشان را بيان كند: «روستاي ما در اطراف شهر طوزخورماتو و در بين 47 روستاي سنينشين واقع است. در آن منطقه، تنها دو روستاي شيعهنشين عرب وجود دارد كه هر دو به عشيره ما تعلق داشت. البته در شعاع سي كيلومتري، روستاهاي تركماننشين شيعه وجود دارند؛ اما اعراب منطقه را اهل سنت و جماعت تشكيل ميدهند. ما در ايام مختلف مانند عيد قربان و عيد فطر، براي روستاهاي اطراف هديه ميبريم و از اعراب سني دعوت ميكنيم تا در جشن ضيافت ما شركت كنند. روابطمان با روستاهاي همسايه، مناسب است و همين رويكرد باعث گرايش آنان به مذهب اهل بيت شده است. اما همين شيوع گرايش به تشيع باعث شده وهابيها و به خصوص حاميان داعش، كينه عميقي از ما داشته باشند و هر از گاهي آسيبهاي جدي به روستا و دارايي ما وارد كنند. متقابلاً ما نيز مجبوريم از خود محافظت كرده و حتي براي روستا، نگهبان قرار دهيم.»
او با اين مقدمه به بيان روزهاي اول حمله داعش ميپردازد: «ترديد نداشتيم كه اگر به روستاي ما برسند، احدي را زنده نخواهند گذاشت. بعد از خروج ارتش از منطقه، به عشيره دستور آوارگي و فرار دادم! فرار ساكنان روستا، 10 روز به طول انجاميد و طي اين مدت، به جز اسلحههاي سبك نگهبانان، هيچ ابزاري براي دفاع از خود نداشتيم. روز دهم بود كه حملات خمپارهاي آغاز شد. از ساعت 7 صبح تا 13 به وقت محلي، حدود 130 خمپاره به روستاي ما شليك شد. پس از آن بود كه حملات زميني آغاز شد. خودروهاي زرهي همر و دو تانك با آرم ارتش كه به غنيمت گرفته بودند همراه با وانتهاي تيربار به سمت روستاي ما ميآمدند. ما با اداره پليس و امنيت طوزخورماتو تماس گرفتيم و با رئيس و قائممقام اين شهر صحبت كرديم؛ اما هيچگونه امدادي به ما نرسيد!»
او به تشريح تلفات اين نبرد پرداخت: «25 جوان سلحشور ما در اثر اين حمله شهيد شده و 6 نفر نيز مجروح شدند. پيش از اين تلاش كرده بوديم زنان، كودكان و كهنسالان را به مناطق جنوبي عراق بفرستيم؛ اما هنوز تعدادي زن و پيرمرد 70 ساله در بين ما بودند كه به سرعت در خلال درگيري، آنان را به وسط صحرا فرستاديم. هيچ ابزاري براي يافتن زنان و پيرمرد نداشتيم، مجال هماهنگي هم وجود نداشت؛ با اين حال فرار آنان باعث ميشد احتمال زنده ماندنشان بالا برود. بعدها شنيدم بعد از 13 كيلومتر پيادهروي، به يك گروه امدادي داوطلب برخورده بودند كه آنان را به مناطق امن برده و پناه دادهاند.»
از شيخ زيدان ميخواهيم برخي مشاهدات خود را از آوارگي بازگويي كند: «در روستاي مجاور، پيرمردي 88 ساله بود كه توان راه رفتن نداشت و بينايياش را نيز تا حدي از دست داده بود. به او هم دستور فرار دادم؛ اما ميگفت داعش با يك پيرمرد زمينگير و ناتوان كاري ندارد و ترجيح ميدهد زير سقف خانهاش از گرسنگي بميرد، تا اين كه در وسط بيابان از فرط تشنگي! چند روز بعد، كه خودمان به صورت مخفيانه در روستاهاي سنينشين نزديك پناه گرفته بوديم، از يكي از دوستان اهل سنت شنيدم داعش وي را به خيابان كشيده و بدنش را قطعه قطعه كرده بودند. سپس اجساد قطعهقطعه شده را به چهار قسمت تقسيم و با افتخار در خيابان ورودي به روستا قرار داده بودند!» اشكهاي زيدان در حين نقل اين خاطره جاري شده و بعد از اندكي سكوت ميگويد: «او هيچ گناهي نداشت بجز محبت اهل بيت. باورمان نميشد! فرزندم از دوستي كه ما را پناه داده بود خواست تا با موتور يا هر وسيله ديگري به ديدن اين صحنه برود؛ اما او ابا كرده و تنها عكسهاي منتشره را برايمان آورد. عكسها را كه ديدم، به صحت اين نقل قول اطمينان كردم. حقيقتاً اين پيرمرد، هيچ چيز نداشت بجز محبت اهل بيت. اگر رهايش ميكردند، خودش ميمرد، اما بدنش را قطعه قطعه كردند…»
از او ميخواهيم داستان فرار خودش را شرح دهد: «مدتي در دو روستا مخفي شده بوديم و حتي ساكنان روستا نيز از وجود ما خبر نداشتند. بعد از اندكي، به سمت طوزخورماتو حركت كرده و به ايستگاه بازرسي پيشمرگههاي كرد رسيديم. در آنجا اسلحه ما را توقيف كرده و يك تاكسي برايمان گرفتند. برگهاي را به دستمان دادند كه طبق آن، اين تاكسي موظف بود بدون توقف ما را به شهر مندلي برساند. از مندلي به مناطق عربنشين ديالي آمديم و از آنجا تاكسي گرفته و به كربلا آمديم. تاكسي آخري از مسيري آمد كه خطر حمله نيروهاي كمين گرفته داعش يا عشائر شورشي وجود داشت؛ لذا 200هزار دينار بابت انتقال ما به كربلا گرفت.»
او از كربلا ميگويد: «جمعاً نزديك به 1000 نفر از اعضاي عشيره ما در شهرهاي حله و كربلا، در اردوگاههاي توليت مقدس حرم حضرت اباعبدالله و حضرت قمر بني هاشم پناه گرفتهاند. اينجا سفره احسان و كرم اهل بيت پهن است و بحمدلله همه گونه امكانات به صورت رايگان در اختيار ماست. يك عمر بر سر سفره احسان فرزندان ساقي كوثر بودهايم، اما اين بار حقيقتاً هيچ چيز نداريم و از همه جا دستمان كوتاه است؛ بهجز خانه جود و كرم علمدار علقمه و ارباب مظلومش.»
از شيخ عشيره در مورد وضعيت روستايشان ميپرسيم: «اخبار همچنان به دست ما ميرسد. تروريستهاي داعش، نهتنها به حسينيهها رحم نكردهاند؛ بلكه مساجد ما را نيز تخريب و با خاك يكسان كردهاند. برخي خانهها و مضيف (مهمانخانه سنتي قبائل) را آتش زده و تبعاً اموال زيادي را نيز سرقت كردهاند. 4 تراكتور و 8 قلاده سگ نيز در روستا مانده بودند كه ظاهراً ضمن مصادره آنان، از همين ابزارهاي ما براي تخريب روستا استفاده كردهاند.»
گفتني است توليت آستان مطهر حضرت امام حسين، تا كنون سه اردوگاه براي آوارگان شهرهاي شمالي تأسيس كرده و نه تنها شيعيان كه براي پذيرايي از اهل سنت و مسيحيان را – از هر قوميتي – اعلام آمادگي كرده است. با اين حال، حجم آوارگان به اندازهاي است كه از خيّرين و نيكوكاران مؤمن خواسته در اين مورد مساعدتهاي مالي داشته باشند. همچنين بسياري از روستاها و مساجد شهرهاي شيعهنشين به ويژه كربلا، در حال پذيرايي به پناهجويان آواره شده در اثر حمله داعش هستند.
منبع:پايگاه خبري عراقي «النون»
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
