شفقناافغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)- این یک کیسه پلاستیکی پر از قطعات کوچک نان است که بر سر یک میله بلند قرار دارد و از داخل خانه ای واقع در منطقه مسکونی یرموک در دمشق بیرون آمده است. یرموک البته هنوز هم در کنترل شورشیان قرار دارد اما ارتش سوریه از ماه ها پیش این منطقه را کاملا در محاصره خود گرفته است. و آن کیسه حاوی نان به گفته نیروهای شورشی احتمالا یک تله است که شبیه به تله موش به نظر می آید با این تفاوت که این تله نه برای به دام انداختن موش ها بلکه برای شکار انسان ها به کار می آید؛ زیرا قحطی وحشتناکی بر یرموک سایه انداخته و به ادعای شورشیان آن کیسه نان در واقع در تیررس تک تیراندازان ارتش سوریه قرار دارد.
صدها نفر در یرموک از مدت ها پیش گرفتار قحطی شده اند و آخرین گربه ها و پرندگان و سگ ها نیز مدت ها پیش خورده شده و البته هنوز برگ های کاکتوس و علف برای غلبه بر گرسنگی پیدا می شود اما نان در حکم طلاست. شاید تله گذاری برای شکار انسان های گرسنه عملی غیرانسانی و وحشتناک به نظر آید اما جنگ در سوریه از مدت ها پیش حالتی از بربریت و توحش به خود گرفت و به ویژه پس از آن که هر دو طرف جنگ احساس کردند که نمی توانند پیروز قطعی و نهایی این میدان باشند. و شاید به همین خاطر است که نمایندگان دولت سوریه و شورشیان حاضر شدند روز چهارشنبه این هفته در ژنو گرد هم آیند و شاید راه حلی سیاسی برای خروج از این بن بست پیدا کنند. البته از مدتی پیش مذاکراتی محرمانه و محتاطانه میان دو طرف و همین طور میان آمریکا و روسیه در جریان بوده است اما در این بین زندگی و سرنوشت مردم غیرنظامی سوریه نه تنها بهتر نشده بلکه به مراتب بدتر نیز شده است. یک دیپلمات غربی در واشنگتن که فعالیت های زیادی در رابطه با مذاکرات قبلی و برگزاری کنفرانس ژنو 2 دارد بر این عقیده است:” این که دو طرف بخواهند قبل از آغاز مذاکرات موقعیت نظامی خود را تقویت کنند امری کاملا عادی است اما موج حملات نیروهای ارتش که به عنوان مثال در ماه دسامبر با فرو ریختن مواد منفجره از هلی کوپترها روی شهر حلب انجام می گرفت به هیچ عنوان انسانی نبود و نوعی عملیات تروریستی محسوب می شود”.
این دیپلمات در ادامه صحبت های خود می گوید: «به ویژه این اسد است که با این گونه اقدامات اپوزیسیون را در موقعیتی قرار می دهد که شرکت در مذاکرات را امری ناممکن بدانند. زیرا آنها احساس می کنند که در صورت گفت وگو با طرف مقابل از سوی مردم مورد انتقاد قرار می گیرند و جایگاه خود در میان مردم را از دست می دهند».
با این حال واشنگتن و لندن اپوزیسیون سوریه را تهدید کردند که در صورت عدم حضور نمایندگانشان در پای میز مذاکرات از آن اندک کمک های غرب نیز محروم خواهند شد. یک دیپلمات آلمانی در این رابطه می گوید:” بسیاری از غربی ها بر این باورند که نفس برگزاری این کنفرانس صرف نظر از نتیجه آن، آن هم پس از سه سال جنگ و خشونت و 130000 کشته و درخواست های بی جواب کمک از غرب می تواند یک پیروزی تلقی شود. بالاخره باید مذاکرات را از یک نقطه ای آغاز کرد و این بهتر از آن است که هیچ اقدامی در این مورد صورت نگیرد”.
اما این که رهبری سوریه با وجود همه سخت گیری های قبلی حاضر به شرکت در این مذاکرات شده است می تواند با شکست تقریبی شاخه القاعده یعنی گروه دولت اسلامی عراق و سوریه بی ارتباط نباشد. زیرا بشار اسد تا مدت ها و البته به درستی به دولت ها و سرویس های اطلاعاتی غربی هشدار می داد که در صورت سرنگونی رژیم وی این القاعده و گروه های وابسته به آن است که بر سوریه تسلط پیدا خواهند کرد و البته این هشدار اسد بی جا هم نبود.
و حتی تا کمی قبل از پایان سال گذشته هم به نظر می رسید که تروریست های گروه دولت اسلامی این توانایی را دارند که بخش های بزرگی از شمال سوریه را به اشغال خود درآورند. اما در آغاز ژانویه بود که نیروهای گروه دولت اسلامی پس از جنگی نفس گیر تقریبا از ادلیب بیرون رانده شده و حال باید در دو جبهه بجنگند، یعنی در برابر نیروهای بشار اسد و همین طور در مقابل رادیکال های سابقا عضو القاعده که هنوز هم شهر مرکزی رقعه را در اختیار و کنترل خود دارند.
اما ناظران غربی ادعا دارند که نیروهای ارتش سوریه بر خلاف آن چه به نظر می آید رفتار نرمی در برابر القاعده نشان داده اند. به عنوان مثال ادعا می شود در همان حال که گروه دولت اسلامی در مناطق جارابلوس و آنادان علیه دیگر نیروهای شورشی می جنگیدند، نیروی هوایی سوریه به بمباران مواضع شورشیان و نه نیروهای وابسته به القاعده مشغول بوده است. نیروهای شورشی ادعا می کنند که جنگنده های ارتش سوریه از هفته ها پیش مناطق مسکونی شهر حلب را بمبارن کرده اما هیچ حمله ای علیه ستاد مرکزی گروه دولت اسلامی و پایگاه های آن که از هوا کاملا در دیدرس است انجام نداده اند.
با این حال تهدیدهای فزاینده از جانب این گروه که شاخه ای از القاعده محسوب می شود منجر به آن شد که بخش های بزرگی از نیروهای شورشی در سوریه علیه آن با یکدیگر دست اتحاد بدهند. بدین ترتیب پس از مدت ها و بعد از برگزاری بی نتیجه دور اول مذاکرات ژنو، گزینه های بیشتری در مقابل دو طرف جنگ در سوریه قرار دارد. چنانچه واشنگتن در موضع خود بماند و بتواند اپوزیسیون سوریه را به عقد تفاهم نامه ای با بشار اسد وادار کند در این صورت البته باز هم جنگ ادامه خواهد یافت. زیرا در این حالت حکومت سوریه به یک پیروزی دست می یابد و زمان کافی می خرد و شورشیان نیز احساس خواهند کرد که قدرتمند شده و به این ترتیب هیچ یک از دو طرف حاضر به تسلیم نخواهد شد.
اما گزینه دوم از مدتی پیش و کاملا محتاطانه در ژنو در حال شکل گرفتن بود. از آغاز ماه اکتبر نمایندگان گروه های بانفوذ شورشی و نمایندگانی از دولت سوریه در کاخ شاتو دو بوسی ژنو نشست هایی برای یافتن راهی برای خروج از این بحران برگزار کردند و متولی اصلی این نشست ها نیز “مرکز گفت وگوهای انسانی” سوییس بود که نهادی غیردولتی محسوب می شود و پیش از این نیز اقدامات مشابه و موفقی در سودان و اندونزی و نپال و چند کشور دیگر داشته است. در این نشست ها “جفری فلتمن” معاون دبیرکل سازمان ملل از آمریکا و نماینده ویژه این سازمان در امور سوریه یعنی اخضر ابراهیمی نیز حضور داشت. و این البته تجربه و آزمونی منحصر به فرد برای نزدیک کردن مواضع دولت و شورشیان سوریه محسوب می شود، تجربه ای که در عرض مدتی کوتاه دو طرف مذاکره را به نوعی تفاهم رساند.
یکی از شرکت کنندگان این نشست ها می گوید:” روز اول خیلی جو سنگین بود اما روز دوم دو طرف با یکدیگر صحبت کردند و روز سوم همگی ما در کنار هم برای خرید به شهر ژنو رفتیم. سپس یکی از مشاوران بلندپایه اسد گفت: بسیار خوب ما تا آخرین نفس در دمشق می جنگیم اما بعد از آن چه خواهد شد؟ این کشور ویران می شود و هیچ یک از دو طرف برنده و بازنده قطعی نمی تواند باشد”. او در ادامه گفته است که می توان انتظار داشت که روسیه و آمریکا در این مورد به توافق برسند و این کار می تواند به جنگ و کشتار پایان دهد. با این حال این مقام سوری تاکید کرده است دولت سوریه به هیچ عنوان اجازه نخواهد داد که این کشور به آوردگاه منافع کشورهای خارجی بدل شود.
یکی از چهره های اپوزیسیون سوریه که در مذاکرات شاتو دو بوسی حضور داشته است می گوید:” عربستان سعودی و قطر از انقلاب ما در جهت جنگی نیابتی علیه ایران سوء استفاده می کنند”. در همین حال یکی از اعضای هیات اعزامی دولت دمشق در آن مذاکرات نیز با گله مندی عنوان کرده است که برخی از دوستان سوریه با این کشور مانند مستعمره خود رفتار می کنند اما به هر حال دمشق به کمک های نظامی و مالی این دوستان خود نیاز دارد و بدون این کمک ها بی تردید بازنده این جنگ خواهد بود.
در همان حال که جلسات شاتو دو بوسی در جریان بود، واشنگتن و مسکو نیز گفت وگوهایی را آغاز کرده بودند و ظاهرا طی دو نشست به مدلی برای برقراری صلح در روسیه رسیده اند. بر اساس این مدل، دولت و ارتش و سازمان اطلاعات و امنیت سوریه می توانند مانند گذشته به فعالیت های خود ادامه دهند. البته فرماندهی نظامی کشور به کمیته ای متشکل از فرماندهان ارتش و فرماندهان نیروهای شورشی واگذار خواهد شد . شخص اسد نیز می تواند به خارج از کشور رفته یا حداقل قدرت مطلق خود را واگذار کرده و در سوریه بماند.
کاملا مشخص است که این مدل در واقع از سوی روس ها تهیه شده است. یکی از ناظران امور سوریه می گوید:” هر دولتی که در آینده در سوریه بر سر کار بیاید باید همکاری های نظامی با روسیه را ادامه داده و پرداخت بدهی های نظامی دمشق به مسکو را تضمین کند. افزون بر آن روس ها در نظر دارند که اجرای قراردادی که در پایان دسامبر با سوریه امضا کردند عملی شود. بر اساس این قرارداد روس ها می توانند در سواحل سوریه به عملیات حفر و اکتشاف چاه های نفت و گاز دست بزنند”.
با این حال بسیار بعید می نماید که همه طرف های مذاکره با این مدل موافقت کنند. یکی از سیاستمداران سابق سوریه که در تبعید به سر می برد می گوید:” امکان ندارد که روسای سرویس های اطلاعاتی به اسد اجازه خروج از کشور بدهند. زیرا آنها هم در این صورت خواهان تضمین هایی برای خروج خود و خانواده هایشان از کشور خواهند بود”.
منبع: اشپیگل
ترجمه:محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
