حجت الاسلام والمسلمین بنیهاشمی گفت: واعظ کسی است که میتواند بر اریکه منبر موضوعاتی را برای مردم تبیین نماید که سطح اطلاعاتی مردم را به مراتب متقن اسلام و خاصه تشیع بیفزاید. وی با اشاره به آیین روضه خوانی افزود: از ویژگی انحصاری جهان تشیع، همراه کردن احساسات با باورهاست.
حجت الاسلام والمسلمین سیدمجید بنی هاشمی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) بیان کرد: رسانههای ما گرایش مردم را به سمت واعظ پروری نمیآورند. جوانی که میخواهد واعظ یا مداح شود، وقتی سفره را نگاه می کند می گوید من میخواهم مداح شوم چرا که جمعیت هم دنبال مداح است.
رییس جامعه وعاظ و مبلغین افزود: دستگاههای متولی کام مردم را به سمت هیجانات عادت میدهند. نمیخواهم خدای ناکرده بگویم این هیجانات، هیجانات کاذب هستند اما هیجاناتی اند که اگر آنها را مثبت هم نگاه کنیم و معتقد باشیم که توام با معنویت و احساسات عرفانی هستند نیز نباید حجم آن اینقدر باشد که واعظ در اولویت بعدی برود. این اشکال به سیستم کام دهی رسانههای ما بر میگردد و نه سیستم وعاظ. اگر رسانهها اجازه دهند، این اسمها و شخصیتها را مردم بسازند. رسانههای ما امروز دارند جای مردم حرف میزنند.
این واعظ تهران در پاسخ به انتقادات مبنی بر عدم توفیق وعاظ در انتقال شور همراه با شعور دینی بیان کرد: ما این را قبول نداریم که واعظین ما نتوانستهاند شور و شعور را منتقل کنند. مضافا این که اعتقادمان بر این است که اگر گروههایی در اسلام خواستند کاری انجام دهند، از فرهنگ شیعه الگوبرداری کردند. چون این فرهنگ روضه خوانی که در فرهنگ تشیع هست، در هیچ یک از فرق اسلامی دیگر نیست. از ویژگی انحصاری جهان تشیع، همراه کردن احساسات با باورهاست.
بنیهاشمی به چند منظوره بودن شخصیت روحانی اشاره و اضافه کرد: هر عمامه به سری واعظ نیست. ما امروز مراکز آخوند پروری داریم، اما مراکز واعظ پروری نداریم. واعظ کسی است که میتواند بر اریکه منبر موضوعاتی را برای مردم تبیین نماید که سطح اطلاعاتی مردم را به مراتب متقن اسلام و خاصه تشیع بیفزاید. واعظ یک اطلاع رسانی از حوزه روحانیت در عرصه های مختلفی که در خدمت دین هستند را ارائه میدهد. موعظههای واعظ باید موعظههایی باشد که فرد و اجتماع را دگرگون کند و نگاه فرد و اجتماع را به اسلام و تشیع درست جا بیندازد. لذا ما نمیخواهیم که واعظ در عرصههای سیاسی، منتسب به احزاب و گروهها باشد. واعظ باید دفاع از حاکمیت اسلام و توانمندیهای اسلام کند. ممکن است که یک واعظ خوب در شاکله حکومت هم باشد، اما نباید دفاعش جناحی باشد. دفاع او از عقلانیت، از حاکمیت عدالت و اسلام و تشیع باید باشد.
او افزود: منبر آمیختهای از یک سلسله موضوعاتی است که هیچ گاه در رسانهها دیده نمی شوند. مردم خودجوش میآیند مجلس تشکیل میدهند، خودشان واعظ را انتخاب میکنند، خودشان سهامدار آن جلسه هستند، خودشان اطعام میکنند.
متن کامل گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین سیدمجید بنی هاشمی که در چند قسمت منتشر خواهد شد، به این شرح است:
*اهمیت وعظ در چیست؟
بنی هاشمی: وعظ مساله بسیار مهمی است که نه تنها در دین ما بلکه در همه ادیان دارای اهمیت است. یکی از دست آوردهای دنیای امروز این است که «وعظ» جغرافیا ندارد و همه انسانها با هر گرایش، دین و ملیتی به آن نیاز دارند. اما این که یک سخنران بتواند جذابیتهایی را ایجاد کند که مخاطب از رهگذر آن هم بتواند اطلاعاتی به دست آورد، هم احساساتش تهییج شود و هم علاقه مندیهایش جهت بگیرند، اهمیت فوق العادهای دارد. وعظ به سیره همه انبیاء بر می گردد. نوابغ و دانشمندان علوم انسانی به این بحث پرداخته اند. من از سایت شما تشکر می کنم و خیلی خوشحالم که به این موضوع پرداخته اید.
*وعاظ در جامعه ما چه وضعیتی دارند و به تعبیری اطلس جغرافیایی وعاظ ما چگونه است؟
بنی هاشمی: طبق اعلام مرکز آمار ایران جامعه مبلغین و وعاظ ما از 32هزار مبلغ و واعظ تشکیل می شود که قریب به 20هزار نفر از ایشان، فارغ التحصیل رشته تبلیغ از حوزه و یا دانشگاه هستند. 10 الی 12 هزار نفر به منبر و وعظ اشتغال دارند. یعنی در جواب سوال مامور آمار در مورد شغل گفتهاند روضه خوان یا مبلغ یا واعظ یا سخنران. یا وقتی از ایشان درباره رشته تحصیلی پرسیده شده است، گفتهاند فارغ التحصیل رشته تبلیغ. طبق آمار 32هزار مبلغ رسمی وجود دارد.
قریب 20 مجموعه در کشور هم دستاندرکار امر تبلیغ هستند که از آن جمله است: معاونت تبلیغ حوزه های علمیه، مرکز رسیدگی به امورمساجد، شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، مدرسههای علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت) که مدرک تخصصی تبلیغ صادر میکنند و مبنای تدریسشان روی امر تبلیغ گذاشته شده است.
همچنین مجمع خودجوشی به نام «جامعه مبلغین» وجود دارد که الآن حجتالاسلام شجاعی مدیریت آن را بر عهده دارند. ایشان از پیشکسوتان منبر در تهران و بلکه در کشور هستند و از شاگردان مرحوم فلسفی سخنران شهیر ایران بودهاند.
یکی دیگر از مجامع خودجوش «جامعه وعاظ» است که زیر نظر آیتالله مهدویکنی به عنوان جامعه مبارزین تهران تشکیل شده است که الآن آقای ابوترابی مسوولیتش را بر عهده دارند.
در عرصه سخنوری هم ما شاهد انجمنها، موسسات و مراکز ثبت شده خصوصیای هستیم که روش ایراد سخنرانی را برگزار میکنند.
*پیشتر مجلس بیشتر به وعظ شناخته میشد و همیشه واعظ نقش محوری داشته است ولی وعاظ در حال حاضر پیرو مداحان هستند و نقش واعظ آماده کردن مجلس برای آمدن مداح است. شما این وضع منفعل واعظین نسبت به مداحین را چگونه ارزیابی می کنید؟
بنی هاشمی: من این را غلط میدانم. ما در تاریخ منبر چیزی به عنوان مداح نداشتیم. روضه خوان داشتیم که آنها کتاب روضهالشهداء را میخواندند. مقتلخوانی بوده است و اینها مردم را از نظر احساسات، معنویت ، اشک و گریه و توسل آماده میکردند تا مطالبی که شایسته و بایسته یک انسان متدین است را از لسان یک واعظ بشنوند یعنی روضهخوانها مقدمهای بودند برای یک ذی المقدمه مهم به نام منبر. این گونه که چند سال است باب شده است نبود که واعظ برای مداح مقدمه شود.
*به نظر می آید این وضعیت یکی به خاطر فرهیخته تر بودن جامعه بوده که نگاهش به دین یک نگاه توام با فکر بوده است و علت دیگر هم توانایی علمی بیشتر واعظین در گذشته بوده است…
بنی هاشمی: نه! این طور نیست. اتفاقا وعاظ الآن ما به مراتب با سوادتر از وعاظ نسلهای قبل بودند. با همه احترامی که ما برای وعاظ قبل قائلیم، شرایطی که برای وعاظ الآن هست، قابل مقایسه با شرایط واعظین قبل نیست. الآن رسانه ها، صدا و سیما، روابط عمومی ها، همایش ها همه دارند خوراک مذهبی به مخاطب می دهند. در این شرایط یک واعظ باید چه هنری داشته باشد که از این حجم اطلاعاتی که دارند به مخاطبین میدهند، یک گلی را انتخاب کند که مردم بنشینند و به منبر او توجه نمایند! در صورتی که وعاظ قبل با چنین وضعیتی روبرو نبودند. کِی دستگاههای دولتی خودشان را متولی امر تبلیغ میدانستند؟
*یعنی شما این رسانهها را رقیب واعظین می دانید؟
بنی هاشمی: اصلا من رقیبی برای منبر نمیبینم. منبر جایگاه خاص خودش را دارد. هیچگاه و هیچ رسانهای نمیتواند جای منبر را برای مردم بگیرد.
*چرا؟
بنی هاشمی: منبر آمیختهای از یک سلسله موضوعاتی است که هیچ گاه در رسانهها دیده نمیشوند. مردم خود جوش میآیند مجلس تشکیل میدهند، خودشان واعظ را انتخاب می کنند، خودشان سهامدار آن جلسه هستند، خودشان اطعام میکنند.
*یعنی معتقدید آن حرکت اجتماعی ای که برای منبر هست برای سایر رسانهها نیست؟
بنی هاشمی: احسنت؛ این جوری که منبر هست، مثلا برای سینما نیست. سینما مخاطب خاص خودش را دارد. نمیخواهم خدای ناکرده آن را بکوبم. با همه احترامی که برای آن رسانهها قائلیم، جنس مخاطب منبر از یک جنس دیگر است.
اما مطالبی که این رسانهها به خورد مردم میدهند، کار را برای سخنران سختتر میکند. الآن همه روابط عمومی ها «قال الصادق» و «قال الباقر» میزنند. برنامههای صدا و سیما، موضوعات فیلمهای سینمایی، برگزاری انجمنها و بزرگداشتها، مراسمات مناسبتهای مذهبی، اینها جامعه را تا یک حدی اشباع میکند و کار برای واعظ سختتر میشود.
*مداح هم همین وضعیت را دارد. یعنی رسانهها رقیب هردویشان هستند. اما مداح توانسته است خود را در این میان حفظ کند. مساله این جاست که مجلس سیدالشهداء در حال حاضر به مداحی شناخته میشود. الآن اگر تلویزیون بخواهد از برگزاری مراسم عزاداری چیزی پخش کند، چند تا سینه زنی پخش خواهد کرد و نمیآید یک سخنرانی پخش کند. این به خاطر این است که در جامعه مجلس سیدالشهداء به مداحی شناخته می شود نه این که تلویزیون دارد کار بدی میکند، بلکه واقعیت همان است که تلویزیون دارد نشان میدهد. چرا الآن بر خلاف گذشته مجالس مداح محور است و واعظین نسبت به مداحان منفعلند؟ چرا واعظ اجازه منبرش را از فلان مداح میگیرد؟ چرا نمیآید کار فلان مداح را نقد کند و بر عکس بر کار آن مداح -ولو این که غلط است- صحه می گذارد چرا که میخواهد در آن مجلس منبر برود؟
بنی هاشمی: اگر بخواهیم مصداقی بحث بکنیم که اسم ببریم، آن یک بحث دیگری است. اما من اینجوری قبول ندارم. بلکه من اینجوری قبول دارم که …
*سوال من این است که رسانه هم برای مداح و هم برای واعظ رقیب بوده اند. اما چطور بوده که مداح توانسته خود را حفظ کند و برنده این میدان باشد و واعظ نتوانسته این کار را بکند؟
بنی هاشمی: ما این جا بحث برد و باخت را نداریم. بحث مخاطب را داریم. این به خاطر این است که حجم برنامههایی که ما به مردم میدهیم همه به سمت مداحی است. سمت و سوی رسانههای مکتوب، رسانه های صوت و تصویر و همه مراکزی که دست اندر کار اطلاع رسانی هستند، ذوق مخاطب را روی سینه زنی آورده اند. آنها ذوق مخاطب را روی هیجانات و احساسات پرشور آوردهاند. طبیعی است که وقتی کام مخاطبین به سمت احساسات، سینهزنی، فریاد و هیجانات برده شود، انتخاب مردم هم به همان سمت می رود. ولی اگر همین دستگاهها محتوا و شیوهها را اولویت دهند، اگر کام مردم را به ادبیات، سخنرانیها، نحوه پردازش، نحوه موضوعات، نحوه انتخاب روایات، نحوه تصاویر حماسی عاشورا و ائمه اطهار، مبارزات ائمه، مناظرات ائمه، مباحثات آنها، ادلهای که شاگردان آنها برای اثبات حقانیت ائمه آوردهاند عادت بدهند، طبیعی است که مردم به سمت سخنوران پر احساس و پرهیجان میآیند.
ولی دستگاههای متولی کام مردم را به سمت هیجانات عادت میدهند. نمیخواهم خدای ناکرده بگویم این هیجانات، هیجانات کاذب هستند. اما هیجاناتیاند که اگر آنها را مثبت هم نگاه کنیم و معتقد باشیم که توام با معنویت و احساسات عرفانی هستند، اما نباید حجمش اینقدر باشد که واعظ در اولویت بعدی برود. این اشکال به سیستم کام دهی رسانههای ما بر میگردد و نه سیستم وعاظ.
ادامه دارد…
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
