شفقنا افغانستان – در روزهای اخیر یک جریان سیاسی موسوم به «مجمع فدرال خواهان افغانستان» اعلام موجودیت کرده است و راه حل بحران سیاسی طولانی افغانستان را ایجاد نظام فدرال و عبور از نظام متمرکز ریاستی دانسته است.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، این اولین بار است که گروهی از چهره سیاسی افغانستان از اقوام و مناطق مختلف این کشور، گردهم می آیند و مسئله تغییرنظام و فدرالیزم را مطرح می کنند.
اولین جریان سیاسی که در افغانستان بحث فدرالی شدن نظام سیاسی این کشور را به صورت جدی مطرح کرد، حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری عبدالعلی مزاری، رهبر فقید هزاره ها و شیعیان این کشور بود.
این حزب در سال 1372 خورشیدی، پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی فدرالی افغانستان را ارائه کرد و در آن تشکیل پنج ایالت در افغانستان در چارچوب نظام فدرالی، مطرح شده بود.
دومین جریان سیاسی که خواستار ایجاد نظام فدرال در افغانستان است، حزب کنگره ملی افغانستان به رهبری عبداللطیف پدرام است.
آقای پدرام در سال های اخیر یکی از مدافعان اصلی طرح نظام فدرال در افغانستان بوده و اکنون نیز یکی از اعضای رهبری مجمع فدرال خواهان افغانستان است.
اما طرح مسئله تغییر نظام و به ویژه تغییرنظام سیاسی افغانستان از ریاستی متمرکز به فدرالی، همواره حساسیت برانگیز بوده و واکنش های گسترده در پی داشته است. این طرح همانگونه که موافقانی دارد، مخالفان سرسختی نیز دارد که آن را به شدت رد می کنند.
«موافقان نظام فدرالی چه می گویند؟»
موافقان ایجاد نظام فدرالی در افغانستان، ساختار نظام سیاسی کنونی و تمرکز قدرت را یکی از مشکلات اصلی نزاع ها و تنش های طولانی تاریخی در این کشور می دانند.
استدلال موافقان ایجاد نظام فدرالی در افغانستان این است که نظام ریاستی متمرکز کنونی باعث انحصار قدرت عمدتا در دست فردی از یک قوم شده و جلو توزیع عالادلانه قدرت را گرفته است.
سرور دانش، معاون پیشین ریاست جمهوری افغانستان و از اعضای رهبری مجمع فدرال خواهان، در سخنرانی خود در مراسم اعلان موجودیت این مجمع گفت که افغانستان یک کشور چند قومی است و برداشت ما این است که نظام فدرالی، مناسبت ترین نظام برای حل بحران های متداوم این کشوراست.

آقای دانش با اشاره به این مسئله گفت: «متأسفانه در یک سده اخیر که افغانستان دارای قانون اساسی و نظام سیاسی عصری شد، زمامداران وقت و گروههای سیاسی ذینفع نه تنها به تنوع قومی و فرهنگی و توزیع عادلانه افقی و عمودی قدرت توجه نکردند بلکه به منظور بسط و انحصار قدرت سیاسی و حفظ منافع گروهی و قومی خود، نظامهای شدیدا متمرکز را ایجاد کردند و این به تدریج و با رشد آگاهی مردم از یکطرف و تشدید ستمها و تبعیضها و تحمیل محرومیتها و عقب ماندگیها از سوی دیگر باعث گردید که نارضایتیهای مردمی افزایش یابد و شکافهای اجتماعی و قومی روز به روز وسیعتر شود و حتی به درگیریهای خونین و نهایتا فروپاشیها منجر گردد و از تکمیل شدن پروسه ملت- دولت سازی جلوگیری شود.»
عبداللطیف پدرام، رهبر حزب کنگره ملی افغانستان نیز گفت که نظام فدرالی بهترین نظام برای افغانستان است و علاوه بر حل منازعه سیاسی، به هژمونی قومی در این کشور نیز پایان می دهد.
مجمع فدرال خواهان افغانستان نیز در منشور خود تطبیق عدالت و توزیع عادلانه قدرت در دو سطح افقی و عمودی را اولین هدف خود تعریف کرده است. در منشور این مجمع آمده است که در سطح افقی، قدرت سیاسی باید بر مبنای «حاکمیت قانون و اصل تفکیک قوا بر محور قانون و داشتن قوه قضائیه کاملا مستقل» اداره شود و قوای مختلف دولتی بر همدیگر کنترل و نظارت داشته باشند تا از «استبداد و انحصار قدرت در شخص یا نهاد خاص جلوگیری شود.»
این مجمع در منشور خود افزوده است که «در سطع عمودی تنها راه توزیع عادلانه قدرت، عدم تمرکز است که مناسب ترین و عالیترین فرم آن نظام فدرال است» و بایستی به شکل یک حکومت مرکزی فدرال و حکومتهای ایالتی و محلی با «حفظ تنوع منطقهای، قومی، زبانی و مذهبی در تمام مناطق کشور در محور قانون اساسی خاص هر ایالت» باشد.
«مخالفان نظام فدرال در افغانستان چه می گویند؟»
مخالفان نظام فدرال در افغانستان عمدتا دو دسته هستند؛ گروهی که از این طرح را «تجزیه» افغانستان می دانند و گروه دیگری که ریشه مشکل را در ساختار غیردموکراتیک قدرت در این کشور می دانند.
بسیاری از مخالفان فدرالیسم در افغانستان، طرفداران نظام ریاستی و تمرکز قدرت هستند و استدلال می کنند که بدون یک حکومت مرکزی قوی در افغانستان، زمینه مداخله دیگر کشورها در امور این کشور فراهم می شود و به این ترتیب افغانستان با تجزیه مواجه می شود.

این طیف از مخالفان نظام فدرال، عمدتا افراد و چهره های از قوم پشتون هستند و بسیاری از فدرال خواهان آنان را متهم می کنند که به دلیل انحصار قدرت قومی، با نظام فدرال مخالف هستند.
شماری از چهره های مخالف نظام فدرال اما عمدتا مشکل افغانستان را در ساختار غیردموکراتیک نظام سیاسی می دانند و می گویند که عدالت تنها با تغییرنظام ریاستی به فدرالی تأمین نمی شود.
آنان می گویند که صرف حرف زدن از نوع نظام، کارساز نیست و باید جریان های سیاسی طرح خود را به صورت روشن توضیح بدهند که برای تأمین عدالت، جلوگیری از تداوم بی ثباتی و جنگ، چه راهکاری دارند.
با این حال، بحث تغییرنظام سیاسی افغانستان پس از سقوط نظام جمهوری و تسلط دوباره طالبان بر این کشور، اکنون بیش از هر زمانی جدی تر شده است و گروه های سیاسی مختلف با طرح های متفاوت بر آن تأکید می ورزند.
عطا محمد نور، از رهبران حزب جمعیت اسلامی افغانستان در واکنش به اعلام موجودیت مجمع فدرال خواهان افغانستان گفته است که رهبران جهادی افغانستان پس از سقوط حاکمیت دور اول طالبان، در انتخاب نوع نظام دچار اشتباه شدند که پیامد آن وضعیت کنونی است.
او افزوده است که حزب جمعیت اسلامی افغانستان خواستار تمرکز زدایی از قدرت سیاسی در این کشور و نظام فدرال را را نیز یکی از راههای این تمرکز زدایی می داند و تأیید می کند.

با توجه به این سخنان، مسئله تغییر ساختار سیاسی افغانستان اکنون مورد توجه اکثر گروه های سیاسی غیرپشتون هستند؛ اما روشن نیست که آنان تا چه اندازه می توانند بر تصامیمی که در مورد نوع نظام آینده افغانستان گرفته می شود، تأثیر بگذارند و قدرت های جهانی و منطقه ای را قانع بکنند که از یک نظام غیرمتمرکز در افغانستان حمایت کنند.
