شفقنا افغانستان-آسیای مرکزی در این اواخر بیش از هر زمان دیگر به مثابه یک حوزه تازه برای تخلیه انرژی رادیکالیسم پنداشته میشود.
در دهه 90 جریانهای رادیکال مانند شاخه میانهرو «نهضت اسلامی تاجیکستان» به جریان سیاسی تبدیل شد و گروههای دیگری همچون «جنبش اسلامی ازبکستان» با کشته شدن «جمعه نمنگانی» و دیگر رهبران آنها پراکنده شدند.
براساس علائم و گزارشها، بهنظر میرسد که شاخه رادیکال نهضت اسلامی تاجیکستان و جنگجویان جنبش اسلامی ازبکستان پس از سالها جنگ در کنار طالبان حالا براساس برنامههای تازه داعش به سوی خانههای خویش برمیگردند.
در سوی دیگر حکومتهای کمونیستی در آسیای مرکزی براساس روشهای استبدادی از یکسو قدرت را تحت کنترل دائمی خویش قرار دادهاند و از سوی دیگر مخالفت جدی با مسلمانان و اسلامگرایان در این کشورها کردهاند.
این گروههای ضد ساختار سیاسی تحت فشارهای مستمر حکومت «اسلام کریماف»، در حال همبستگی و پیوستگی با گروههای رادیکال قدیمی که در افغانستان و پاکستان جنگیدهاند، هستند.
سیاستهای پلیسی حکومتهای کمونیستی آسیای مرکزی علیه مسلمانها و ارزشهای آنها بسترهای رادیکال شدن این افراد را بیش از هر زمان دیگر تقویت کرده است.
نقش گروه داعش بر طالبان به علت داشتن اقدامات محلی و سرزمینی باعث شده است که نزدیک به هفت هزار جنگجوی آسیای مرکزی علاقهمند برنامههای داعش شوند و طالبان را در برخی از مناطق رها کنند.
از اینرو براساس برنامههای مالی و فکری داعش آنها میتوانند به سرزمینهای پدریشان باز گردند.
در سوی دیگر اهداف گروههای تروریستی با اهداف استراتژیک کشورهای مهم منطقه و فرامنطقه در یک جهت قرار گرفته است.
آسیای مرکزی، به مثابه یکی از مناطق استراتژیک به علت داشتن مرزهای مشترک با چین و روسیه اهمیت فراوانی برای ترکیه، آمریکا و برخی دیگر از قدرتها دارد.
همچنین این منطقه از لحاظ انرژی پس از خاورمیانه دارای بیشترین منابع زیرزمینی فسیلی میباشد.
کشورهای این منطقه در کنار داشتن رقابتها و اختلافات بر سر مرزها و آب، از گسترش تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی که ریشههای فرهنگی و اجتماعی آن در دره فرغانه است، رنج میبرند.
از اینرو یکی از سناریوهای مطرح شده، گسترش نفوذ داعش به آسیای مرکزی، یکی از برنامههای سازمانهای استخباراتی غرب با همکاری پاکستان و عربستان است.
گسترش ناامنی، آن هم از جنس فروملی و ضد ساختاری تروریستی، از یکسو طرح رقابت روسیه و چین را با آمریکا در این منطقه میکاهد و از سوی دیگر ضرورت حضور آمریکا را بهعنوان همکار برای مبارزه با تروریسم، افزایش میدهد.
افغانستان بهعنوان یک حوزه استراتژیک که در شاهراه و حوزه تعارضات ایدئولوژیها قرار دارد؛ روزگاری جبهه جنگ اسلامگرایان علیه کمونیسم بود.
در فصل تازه شکلگیری این منازعات بهنظر میرسد که حوزه منازعه با نظامهای کمونیستی معطوف به روسیه و چین نیز در حال گسترش است.
در این فصل تعارض میان اسلامگرایان و رژیمهای شبه کمونیستی در آسیای مرکزی در حال شکلگیری است.
بر این اساس سناریو، منازعات در کشورهای آسیای مرکزی در حالی تقویت میگردد که در طول 2 دهه گذشته، افغانستان انرژی جنگجویان رادیکال آسیای مرکزی را در کنار طالبان علیه دولت مصرف کرده و حالا براساس برنامههای داعش، این انرژی در حال انتقال به آسیای مرکزی است.
به عبارت دیگر براساس برنامههای تازه داعش، افغانستان در حال تبدیل شدن از یک کشور مصرفی انرژی رادیکالیسم به کشوری ترانزیتی برای انتقال این انرژی به کشورهای دیگر است.
احتمالا تحول این مفهوم موجب گسترش نگرانی کشورهای منطقه و بهخصوص آسیای مرکزی شده است.
براساس این سناریو افغانستان میتواند برای ممانعت از انتقال این گروهها و سرکوب آنها در افغانستان که دروازه امنیتی آسیای مرکزی است؛ هزینه دریافت کند.
افغانستان بهصورت مستقیم و غیرمستقیم کشورهای آسیای مرکزی را از تهدیدهای گروههای تروریستی مصون نگه میدارد و برای این اقدام بزرگ، باید حمایت شود.
بر این اساس افغانستان در سیاست خارجی خویش براساس دیپلماسی رسمی از مقامات کشورهای آسیای مرکزی و روسیه خواهان اقدامات و حمایتهای روشن برای مقابله با تروریسم باشد.
در پی رزمایشهای نظامی اخیر سازمان امنیت جمعی در میان کشورهای شمال، بهنظر میرسد که افغانستان فصل تازهای روابط خویش را باید با این کشورها آغاز کند بهخصوص روابط با روسیه را در صدر برنامهای امنیتی خویش قرار دهد.
بهنظر میرسد که سیاستهای کشورهای شمال در شانگهای در برابر تروریسم که هدف آن تامین امنیت کشورهای آسیای مرکزی است، میتواند به موازات سیاستهای ضد تروریستی افغانستان قرار گیرد.
براساس این همسویی افغانستان میتواند با بهرهگیری از مفهوم داعش، سناریوی منطقهای مبارزه با تروریسم را تقویت کند.
همچنین براساس این سناریو، لازم است تا هزینه جنگ با نظامیان رادیکال قرقیزی، تاجیک، ازبک و قزاقی را افغانستان دریافت کند.
این حمایت بهصورت مستقیم در تغییر وضعیت جنگ در ولایتهای شمالی ما تأثیر ایجابی به همراه خواهد داشت.
به عبارت دیگر با توجه به پیوندهای انسانی در افغانستان لازم است که امنیت شمال را با حمایت کشورهای شمالی تأمین کرد، امنیت غرب با حمایت کشورهای غربی و امنیت جنوبی و جنوبشرق را با حمایت کشورهای جنوب و شرقی تأمین کرد.
انتهای پیام
