شفقنا افغانستان-
الخلیج نوشت: اواخر سال 2013جهان از شنیدن خبری در تل آویو دچار حیرت شد. زیرا گفته شد یک نماینده یهودی اتیوپی تبار به نام «تامانو شاتو» وقتی رفته بود تا در یکی از دفاتر «ستاره داوود» – یعنی همان صلیب سرخ یهودی- خون بدهد مسوول آن دفتر نپذیرفته و گفته بود دولت دستور داده است از فلاشاها خون گرفته نشود. معلوم شد دفاتر ستاره داوود موظف شده اند از سیاهان مقیم اسراییل خون نگیرند زیرا خون های آنها بدون صلاحیت تشخیص داده شده و دولت نیز برطبق این گزارش ها آن را ممنوع کرده است.
انتشار این خبر موجب محکومیت رژیم صهیونیستی از سوی محافل بین المللی نشد و حتی کسی به آن اشاره ای نکرد. رفتارهای مبتنی برتبعیض نژادی در اسراییل استمرار پیدا کرد به طوری که 8 شهرک اسراییلی اعلام کردند حاضر به پذیرش فلاشاها نیستند. تعدادی از مدارس بیت المقدس و تل آویو نیز از پذیرش دانش آموزان سیاه در کلاس های خود امتناع می کنند.
تبعیض نژادی علیه سیاهان در اسراییل همه جا جریان دارد. در بازار کار نیز معمولا مشاغل دست پایین مانند تمیز کردن خیابان ها و سرویس های بهداشتی به این افراد واگذار می شود. اکثر رنگین پوستان دراسراییل از این تبعیض نژادی رنج می برند. برای مثال یک سیاه قادر به اجاره منزلی در جایی که سفید پوستان ساکن اند نیست. آمارهای رسمی می گوید فلاشاها بیشترین درصد بیکاری را دارند. بیکاری نیز موجب رشد جرایم در بین این گروه می شود و برای همین معمولا فلاشاها به جرم های مرتبط با مواد مخدر و غیره گرفتار می شوند. گفته می شود تعداد زندانیان فلاشا در زندان های اسراییل به 40درصد می رسد حال آنکه در تمام اسراییل حدود 135هزار یهودی اتیوپیایی تبار زندگی می کنند که درمجموع 2 درصد جمعیت اسراییل را تشکیل می دهد.
آن حادثه خون دادن موجب ایجاد حرکتی درخیابان ها نشد. حال آنکه حوادث اخیر یعنی ضرب و شتم یک فلاشا بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد از سوی دو نیروی پلیس، بازتاب و انعکاس وسیعی در فضای مجازی در اسراییل داشت. افراد زیادی با قربانی ابراز همدردی کرده و هزاران اتیوپیایی تبار نیز به خیابان ریختند تا خشم و انزجار خود را از تبعیض نژادی در اسراییل اعلام کنند. تظاهرات آنان منجر به یک سری درگیری هایی شده و افرادی را از هردو طرف تظاهرات کنندگان و نیروهای پلیس زخمی کرد. سرانجام کار به آنجا رسید که نخست وزیر اسراییل وعده بازنگری در قوانین و مقرراتی را داد که حاوی تبعیض نژادی باشد به این شرط که جوانان فلاشا نیز نخواهند از طریق خشونت به حقوق شان دست یابند.
این توافق البته خدعه جدیدی است برای کسانی که صرفا به دلیل رنگ پوست شان از جامعه طرد شده اند و نشان می دهد که مساله برسر قوانین و مقررات اداری نیست بلکه بیشتر به فرهنگ نژاد پرستی برمی گردد. فرهنگی که معتقد است یک یهودی سیاه برای این ساخته شده است تا به یهودیان سفید خدمت کند و این دو حقوقی مساوی ندارند. هیچ کجا یافت نمی شود که یک خدمتکار با صاحب کارش مساوی باشد. خون این دو یکی نیست و نمی توان آن ها را باهم مبادله کرد. درست نیست که مشاغل مهمی که در اختیار سفید پوستان است به این گونه افراد واگذار شود و نمی توان با آنها در آمیخت یا ازدواج کرد. این ها اندیشه و فرهنگ جامعه ای است که اشغال فلسطین را برای خود موجه می داند و می گوید به دلیل فرار از نژادپرستی آلمان ها و آن کوره های آدم سوزی بوده که به این منطقه آمده اند. نازی ها هم یهودیان را موجوداتی پست می دانستند که باید به دیگران خدمت کنند. اما همان فرهنگ امروزه بر اسراییل حاکم شده و به نظر نمی رسد بخصوص در شرایط کنونی که دشمنان اسراییل در کل خاورمیانه مشغول جنگ با همدیگر هستند سردمداران این رژیم ضرورتی برای تغییر چنین قوانینی احساس کنند.
شایان ذکر اینکه رژیم صهیونستی در سال 1984 طی دو کاروان هوایی در عملیاتی به نام «عملیات موسی» ده ها هزار یهودی فلاشا را از آفریقا به سرزمین های اشغالی انتقال داد. در سال 1991 نیز با انجام عملیات «سلیمان» در دو نوبت دیگر آنها را منتقل کرد. صهیونیست ها بهانه شان این بود که با انتقال یهودیان فلاشا خواهند توانست شکاف جمعیتی بین یهودیان اروپایی و اعراب را پرکنند. زیرا جمعیت کل یهودیان جهان فراتر از 15 میلیون نفر نمی رفت حال آنکه در آن زمان جمعیت اعراب به 400 میلیون نفر می رسید که تقریبا 8 میلیون آنها فلسطینی بودند. از آن گذشته نرخ تولد نیز در بین اعراب بالا و در بین اروپایی ها و صهیونیست ها کمتر بود. از این رو فلاشاها به اسراییل آورده شدند تا این توازن را برقرار کرده و در ضمن مهاجرت های معکوسی را که هربار تنشی در خاورمیانه به وجود می آید در اسراییل تشدید می شود جبران کنند.
اما نگاه ملاطفت آمیزی که در سالهای نخست نسبت به فلاشاها وجود داشت به مرور تغییر پیدا کرد. زیرا موج تازه ای از مهاجرت یهودیان سفید پوست از روسیه به اسراییل شکل گرفت که بعد از فروپاشی شوروی بود. تعداد این مهاجران آنچنان زیاد بود که فراتر از یک میلیون نفر رفت و نشان داد اسراییل برای سالهای آینده به لحاظ جمعیت شناسی مشکلی نخواهد داشت. اما این اتفاق موجب به حاشیه راندن فلاشاهایی شد که خیلی ها حتی نسبت به اصالت یهودی بودن آنها نیز تردید روا می داشتند. حتی دراین باره سمینارها و کنفرانس هایی گذاشته وگفتند که آنها بقایای یهودیان فراری از یمن هستند. حال آنکه آنها خود را از نوادگان بلقیس و سلیمان می دانند و طبعا معتقدند از نظر تاریخی بر یهودیان سفید پوست برتری دارند.
در یکی از تفسیرهایی که درباره «فلاشا» داده می شد گفتند به معنای افراد «رانده شده یا غریب» در کشورشان هستند. حال تصورکنید آنها چگونه در جایی می خواهند زندگی کنند که مملو از عصبیت های دینی و قومی بوده و هریک دیگری را رد می کنند. به این ترتیب باید گفت صلح در «اسراییل» هرگز مستقر نخواهد شد. اگر اکنون ما شاهد برخوردهای مبتنی بر تبعیض نژادی نسبت به فلاشاها هستیم بعید نیست که در آینده شاهد همین برخورد ها با سایرینی باشیم که پوست شان نیز سفید است. این برخورد هم اکنون در مورد فلسطینی ها اعمال می شود و بعید نیست که روزی روس تبارها را هم در برگیرد.
منبع : الخلیج
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
