شفقنا افغانستان- بنیانگذار حوزه علمیه دانشگاه علوم دینی نجف اشرف در لبنان درباره تلفیق دین و سیاست تصریح کرد که دین در واقع تدبیر و اداره امور امت در همه مایحتاج آن از قبیل افراد، جامعه و جهان با همه احوال آن است.
آیت الله شیخ مفید الفقیه از علمای لبنان روز یکشنبه در سن ۷۹ سالگی درگذشت شفقنا آخرین مصاحبه این استاد وفقیه وارسته راباز نشر می کند.
شیخ مفید الفقیه که بیش از سی سال به تدریس بحث خارج فقه ادامه داد و بر حوزه علمیه «دانشگاه علوم دینی نجف اشرف» در صور و حاریص برای تدریس علوم اصیل اسلامی، نظارت می کرد در گفت وگو با خبرنگار شفقنا – بخش عربی اظهار کرد: من تنها طلبه سید صدر بودم که اصول لفظی را نوشتم و برادرم شیخ یوسف نیز کتابت اصول کامل عملی را برعهده گرفت. در دوران تنش ها و درگیری هایی که باعث شهادت سید صدر شد، درس ایشان متوقف شد. بنابراین به درس فقه و اصول سید خویی پیوستم. در بحث سید محسن الحکیم نیز شرکت کردم و پس از آن در دروس بحث خارج سید خویی در حدود سی سال بین سال های ۱۹۶۲ تا سال ۱۹۹۱ به طور مستمر شرکت کردم.
شیخ الفقیه درباره فایده خواندن درس بحث خارج حوزه به مدت سی سال گفت: سید خویی، فقه را به طور کامل تدریس می کرد چه مواردی که در رسایل علمی وجود داشت و چه مطالبی که وجود نداشت همگی را تدریس می کرد بنابراین ما مجبور بودیم که سر کلاس ها حاضر شویم.
وی درباره ویژگی بارز سید خویی که او را از دیگر فقها متمایز می کند، افزود: سید خویی به استاد فقها معروف است یعنی فقهای این زمان و کسانی که شاگرد ایشان بودند و مکتب سید خویی همچنان پابرجاست.
موسس حوزه علمیه دانشگاه علوم دینی نجف اشرف در جنوب لبنان در ادامه به برجسته ترین دوستان و یاران دوران تحصیل خود اشاره داشت و ادامه داد: بارزترین دوستان من، «آیت الله سید محمود الشهرودی»، «آیت الله سید کاظم حایری»، «سید علی مکی»، «امام مرحوم شیخ محمد مهدی شمس الدین»، «شیخح حسن العسیلی»، «سید محمد حسین فضل الله» بودند.
شیخ الفقیه در ادامه درباره حوزه علمیه دانشگاه علوم دینی نجف اشرف که آن را تاسیس کرده است، به خبرنگار شفقنا گفت: پس از عزیمت به لبنان، همانند سایر علما نتوانستم رسالت خود را که همان تبلیغ بود، ادامه ندهم. درب منزلم را به روی هر طالب علمی گشودم و شروع به تدریس کردم. طولی نکشید که این خبر در تمام منطقه و نواحی آن منتشر شد و دانشجویان زیادی برای تحصیل علم نزد من می آمدند و روز به روز بر تعدادشان افزوده می شد. من تا آنجا که توانستم از دانش جویان استقبال می کردم تا اینکه تعداد آنها به حدی رسید که دیگر منزل شخصی من گنجایش تعداد زیاد دانشجویان را نداشت. بنابراین در همان نزدیکی ها، آپارتمانی اجاره کردیم و حتی کار به جایی رسید که این آپارتمان هم جوابگوی تعداد زیاد دانشجویان نبود اوضاع به همین منوال پیش می رفت تا اینکه «حاج سعید علی احمد» ساخت حوزه علمیه برای طلاب را برعهده گرفت و ساخت آن را با شتاب آغاز کرد و در ابتدا تا زمان ساخت حوزه علمیه، آپارتمان بزرگتری را برای طلاب خرید و همه طلاب را به آنجا منتقل کرد به همین گونه تحصیل را تا سال ۱۹۹۹ یعنی تا زمان آماده شدن ساختمان حوزه علمیه «حاریص» به طور کامل ادامه دادیم و سپس از ابتدای سال ۱۹۹۹ به حوزه تازه تاسیس نقل مکان کردیم و تدریس را در آنجا آغاز کردیم و این حوزه نیز به دیگر حوزه های علمیه بزرگ لبنان و جهان اسلام پیوست تا موقعیتی پیشگامانه را در زمینه انتشار رسالت اسلامی و تبلیغ احکام آن براساس مذهب اصیل جعفری در دست بگیرد.
وی درباره هدف تاسیس این حوزه علمیه خاطرنشان کرد: هدف از تاسیس این حوزه علمیه، حفظ عقیده و مشارکت در زمینه مراقبت از امور کشور و باز گذاشتن باب اجتهاد است. ویژگی بارز این حوزه که آن را از دیگر حوزه ها متفاوت می کند، این است که زیر سقف آن، همه جناح ها و مناسبت های دینی عام از هر طیف و حزبی گرد هم می آیند.
شیخ الفقیه افزود: تعداد طلاب این حوزه، هفتاد طلبه است و بحث خارج فقه نیز در آن تدریس می شود.
روحانی شیعه لبنان در ادامه از روش تدریس و دروسی که در این حوزه علمیه تدریس می شود سخن گفت و ابراز داشت: روش تدریس در آن، همانند روش متعارف در حوزه های نجف، قم و جبل عامل است .یعنی روش آن، سنتی و قدیمی است چرا که ما معتقدیم این روش عمیق ترین و گسترده ترین روش تاکنون بوده است و همه تلاشهای موجود، برای تجدید برخی کتب و توسعه آنها، بر کتاب های قدیمی که آنها را تدریس می کنیم، متکی است و طبیعتا همان دروسی که در این حوزه ها تدریس می شود، در حوزه علمیه ما نیز تدریس می شوند.
وی در ادامه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برخی می گویند کتب قدیم حاوی مطالبی است که طلاب در شرایط کنونی به آنها نیازی ندارند، در حالی که برخی دیگر می گویند که کتاب های جدید، کتب قدیم را با روشی نوین تکرار می کنند، گفت: کتاب های کنونی، تکراری نیستند بلکه در آنها دیدگاهها و آرای جدیدی وجود دارد که همزمان و همپای پیشرفت های موجود در جوامع هستند.
آیت الله علامه شیخ مفید الفقیه در پاسخ به اینکه آیا روش های تدریس همزمان با توسعه و پیشرفت علوم لغت، علوم اجتماعی و طبیعی، به توسعه و پیشرفت نیاز ندارند، تا علم دینی بتواند تا سطح عصر جدید ارتقا یابد؟ افزود: مقدمات این روشها، نتایجی استدلالی دارند که قابل پیشرفت و توسعه نیستند و به روز کردن و توسعه نتایج فقهی نیز معنایی ندارد. همانگونه که چگونگی استدلالی که بر پایه های منطقی ثابت استوار است، بی معناست و همچنین توسعه دادن خود دلایل نیز معنایی ندارد. علاوه براین علم اصول نیز همین گونه است این علم، عبارت است از قواعدی عقلی و نقلی ثابت که دیدگاهها درباره مستند کردن و نهادینه کردن آنها متفاوت است.
وی درباره استفاده از علوم دیگر برای توسعه علم اصول فقه، علم کلام، فلسفه و دیگر علوم دینی، گفت: اضافه کردن علومی دیگر به مقدمات علم تصوری و تصدیقی، به معنای علم دیگری غیر از علم اصول و فقه است. هرچند که نیاز علم اصول و فقه به علوم دیگر در نظر گرفته شده است. به همین دلیل مسایل علوم دیگر به این علم به عنوان یکی از مقدماتی که پژوهشگر و محقق برای رسیدن به نتیجه قطعی لازم دارد، به مقدار لازم داخل شده است به گونه ای که فقیه واصولی، نیازش را از آن برگیرد و برحسب منبعی که می خواهد به آن استدلال کند، کمک بگیرد. زیرا به نتایج بیشتر این علوم نیاز خواهد داشت چون دین، دربرگیرنده همه موارد هستی است و پس از آن به مسایلی از علم هیات و نجوم، فلسفه، ریاضی، پزشکی و مهندسی نیازمند است. نه به این معنا که پزشک یا فیلسوف باشد بلکه به معنایی که به آن اشاره کردیم. بنابراین عقیده، به علم فلسفه نیاز دارد.
شیخ الفقیه ادامه داد: اما تغییر کتاب یا تغییر روش آن، در باب توسعه و پیشرفت روش تدریس قرار نمی گیرد بلکه در باب توضیح و تحلیل قرار می گیرد که راه گریزی از آن نیست. علمای دانشمند و بزرگ به واسطه همین روش موجود در حوزه های علمیه به بالاترین مراتب در زمینه درک عمیق علم دین رسیده اند.
او درباره استفاده از علوم لغت برای تاویل و خوانش متون دینی اظهار داشت: ما در متون دینی بر قرآن کریم و سنت تکیه می کنیم و قرآن کریم همه افراد بشر در هر عصر و دوره ای را خطاب قرار داده است و سنت نیز به همین شکل است و هرچند که قدیمی است اما ما به گونه ای با آن برخورد می کنیم که گویا الآن موجود است.
این روحانی شیعی لبنان در ادامه در زمینه تلفیق دین و سیاست تصریح کرد: دین در واقع تدبیر و اداره امور امت در همه مایحتاج آن از قبیل افراد، جامعه و جهان با همه احوال آن است.
وی در ادامه به تشریح دیدگاه خود درباره ولایت فقیه در کتابش «ولایت فقیه در مذهب اهل بیت(ع)» پرداخت و افزود: در عصر غیبت امام معصوم(ع) وظایف فقها از دایره افتا و قضا و امور حسبه فراتر رفته و اداره ی امور عمومی جامعه نیز از وظایف آنها است. بنابراین فقها نایبان عام امام معصوم(ع) هستند و همان ولایتی که معصوم در امور سیاسی و حکومتی دارا بوده است فقها نیز برخوردارند. بنابراین هیچ مشکلی در ولایت فقها در فتوا دادن و قضاوت در راستای تشکیل حکومت اسلامی وجود ندارد.
او افزود: در واقع ولایت فقیه به این معناست که در عصر غیبت و به نیابت از امام زمان (عج) ولی فقیه رهبری و زمام امور جامعه را برعهده دارد تا امت اسلامی دچار هرج و مرج نشود و احکام و ارزشهای الهی در جامعه برپا شود.
شیخ فقیه گفت: ولایت عامه فقیه می گوید فقیه در امور حسبیه نیز ولایت دارد. به عبارت دیگر فقیه در زمان غیبت می تواند تشکیل حکمت دهد تا قدرت داشته باشد به آن امور رسیدگی کند. به عبارتی بهتر و روان تر اینکه ولایت عامه فقیه یعنی فقیه حق شرعی تشکیل حکومت هم دارد در صورتی که توانایی انجام آن را داشته باشد و در این زمینه ممنوعیت برای تشکیل حکومت برای او وجود ندارد.
وی درباره تصور خود از عمل تبلیغ در لبنان خاطرنشان کرد: عمل تبلیغ در واقع همان امر به معروف و نهی از منکر با همه مراتب آن، آموختن احکام شرعی به مردم و هرآنچه در زندگی علمی به آن نیاز دارند، است.
آیت الله شیخ فقیه در ادامه سخنان خود با رد برعهده گرفتن مسوولیت مرجعیت دینی و چاپ کردن رساله علمی مخصوص به خود، گفت: من از جمله کسانی هستم که به دیگران اکتفا می کنم و نیازی نیست که خودم مرجع باشم. مرجع ما در ابتدا سید خویی بود و هنگامی که ایشان رحلت کردند به مرجعیت حضرت آیت الله سیستانی بازگشتیم و ایشان را به عنوان مرجع انتخاب کردیم و من از اولین دعوت کنندگان به مرجعیت آیت الله سیستانی، آیت الله سید محمد سعید حکیم و آیت الله شیخ اسحاق فیاض بودم.
او با بیان اینکه مجله رسالت نجف، در سال ۲۰۰۵میلادی و در زمانی تاسیس شد که عقایدی ناهماهنگ با عقیده صحیح شیعه مطرح شد و بسیاری از مراجع مانند حضرت آیت الله سیستانی، سید محمد سعید حکیم و مراجعی در ایران از قبیل شیخ جواد تبریزی بر آنها شرح نوشتند، گفت: نظر شخصی من این بود که اگر قصد بحث و مناقشه با هر فکر و اندیشه ای را داریم، نباید به افراد لطمه وارد کنیم بلکه باید با عقاید و با دلایل منطقی و صحیح به بحث با آنها بپردازیم و ذکر اسم شخص و هرگونه اهانت، توهین، لعن و دشنام به او حرام است. براساس این موضوعات و چنین مواردی، فکر تاسیس مجله ای که مسایل نجف را در بربگیرد مطرح شد.
«آیت الله شیخ مفید الفقیه» بنیانگذار حوزه علمیه دانشگاه علوم دینی نجف اشرف در لبنان در پایان سخنان خود، به ذکر بارزترین تالیفات و دست نوشته هایش پرداخت و گفت: کتاب «عقل در اصول دین» اولین کتابی بود که به چاپ رساندم. کتاب «المواریث» و کتاب «وصایا» دو کتاب در یک جلد هستند. کتاب وصایا را در گزارش پژوهش ها و تحقیقات سید خویی نوشتم. از دیگر کتاب های من، «الطلاق» است که شامل اولین مباحث فقهی است که در لبنان و در حوزه علمیه دانشگاه علوم دینی نجف اشرف تدریس کردم و همینطور کتاب «المکاسب من کتاب التجاره»، «النکاح در عروه الوثقی» در دو جزء، کتاب«الخیارات من کتاب التجاره» و «من مباحث القبله و الستر و الساترعلی متن عروه الوثقی» که گزارشی از تحقیقات سید خویی است، کتاب «قواعد فقهی»، کتاب «ولایت فقیه در مذهب اهل بیت(ع)» که شامل ارایه موضوعات استدلالی درباره مسایل مربوط به ولایت فقیه است. کتاب های دیگری نیزدر دست تالیف دارم که همچنان به صورت دست نوشته هستنداز قبیل «کتاب القضاء و احکام الدعاوی و الشهادات»، کتاب «العقل فی فروع الدین» که درباره ارایه مسایل اصولی و عقلی به شیوه اصولیون است و کتاب های زیاد دیگری در ابواب فقه که هنوز به چاپ نرسیده است.
«آیت الله شیخ مفید الفقیه» از یک خانواده علمی معروف و شناخته شده در شهرستان «حاریص» در جنوب لبنان است. جد بزرگوارش «مرحوم شیخ یوسف الفقیه» و پدرش «حجت الاسلام مرحوم شیخ علی الفقیه» یکی از علمای برجسته «جبل عامل» و عموی ایشان نیز مرحوم آیت الله علامه شیخ محمد تقی الفقیه است. دروس مقدمات، سطوح و بحث خارج را در محضر علما و مراجع عالیقدری از قبیل آیت الله سید محسن حکیم، آیت الله سید ابوالقاسم خویی و آیت الله سید محمد باقر صدر در نجف اشرف خوانده و در سال ۱۹۹۰میلادی به لبنان بازگشته است و تا دوران پس از قیام «شعبانیه» مردم عراق، نتوانست به نجف باز گردد و در آن حوادث، دو فرزندش «شیخ مهدی» و «شیخ هادی» و دامادش «شیخ صادق» را از دست داد. سرنوشت آنها پس از بازداشت توسط نیروهای نظام بعث صدام در حین خروج از نجف در قیام شعبانیه، معلوم نشد.
حوزه علمیه «دانشگاه علوم دینی نجف اشرف» را در منطقه «الحوش» در شهر «صور» در جنوب لبنان و در سال ۱۹۹۰میلادی تاسیس کرد و در سال ۱۹۹۹میلادی کار ساخت ساختمان این حوزه در شهرستان حاریص به پایان رسید و سپس شاخه دیگری برای آن در شهر «صور» راه اندازی کرد.
انتهای پیام
