شفقنا افغانستان- شهریار فرهمند در اطلاعات روز می نویسد:این روزها روند بیثمر مذاکرات صلح در قطر گرم شده و حرفهایی از سهیمساختن گروه طالبان در قدرت نیز شنیده شدهاند. هیأتی از شورای عالی صلح به قطر رفته و قرار است با نمایندگان گروه طالبان در دوحه دیدار کند. همچنان رییس جمهور غنی نیز اخیراً از آمادگی مشروط برای سهیمساختن طالبان در قدرت سخن گفته بود. مذاکرات قطر و گفتوگوهای مستقیم و غیرمستقیم شورای عالی صلح با گروه طالبان، کارهای به ثمر نرسیدهی حکومت قبلی اند. حکومت آقای کرزی بارها هیأتهای شورای عالی صلح را به پاکستان، عربستان و قطر برای مذاکره با نمایندگان گروه طالبان فرستاد؛ اما هیچگاهی این تلاشها نتیجه نداد. طالبان به جنگ و دهشتافگنیشان علیه دولت افغانستان ادامه دادند و هیچگاه دست مصالحهی دولت افغانستان را فشار ندادند.
سهیمساختن طالبان در قدرت در حکومت قبلی به گونهی رسمی مطرح نشد؛ اما ظاهراً آقای غنی این موضوع را با طالبان مطرح کرد. برخی رسانهها گزارشهایی منتشر کردند که گویا دولت افغانستان به طالبان گفته که با سهیمشدن در قدرت، دست از خشونت بردارند.
صرف نظر از تأیید یا عدم تأییدِ بحثِ دادن کرسیهای دولتی به طالبان، این یک واقعیت است که دولت افغانستان تلاش میکند با حفظ قانون اساسی، حضور نیروهای خارجی و سیاستهای کلی دولت، از هر راه ممکن طالبان را به روند مصالحه دعوت کند. دادن کرسیهای دولتی به این گروه به عنوان یکی از این راهها، از زمان رییس جمهور کرزی تا کنون تعقیب شده؛ اما نتیجه نداده است. در بحث مذاکرات صلح با طالبان و تلاش برای آوردن آنها به میز مصالحه، شریکساختن طالبان در قدرت، همواره یکی از گزینهها بوده است. دولت افغانستان به منظور دستیافتن به صلح، حاضر به دادن یکی-دو وزارت به طالبان بوده و در محاسبات سیاسی خویش حلکردن مسئلهی طالبان در بدل یکی-دو وزارت را به صرفه و قابل قبول تشخیص داده است؛ اما طالبان به این پیشنهاد راضی نبودهاند. تغییر قانون اساسی، خروج کامل نیروهای خارجی از کشور و طراحی سیاست خارجی افغانستان بر اساس ترجیحات سیاسی طالبان، از خواستهای اصلی این گروه در روند مصالحه بوده است؛ اموری که برای دولت افغانستان اهمیت حیاتی دارند و غیرقابل سازش اند.
دادن دو یا چند وزارتخانه به طالبان، مسئلهی امنیت افغانستان را حل نمیکند و حکومت وحدت ملی نباید دچار این کوتهنگری شود. حتا اگر این محاسبه را درست بپنداریم، با آنهم نباید از طریق باجدهی و سهیمساختن آنها در قدرت، روند مصالحه را به نتیجه برسانیم. دادن کرسیهای حکومتی به طالبان، به معنای باجدهی به این گروه جانی و تروریست است. طالبان که در کشتن مردم افغانستان و دهشتافگنی به هیچچیزی احترام قایل نیستند و همهروزه با حملات انتحاری دسته دسته مردم بیگناه را میکشند، به هیچ عنوان شایستهی سهیمشدن در قدرت نیستند. حتا اگر کرسیهای حکومتی را در اختیار فرستادگان این گروه قرار دهیم، باز هم دست از دهشتافگنی و جنایت بر نمیدارند. هیچ ضمانتی وجود ندارد که این گروه در صورت سهیمشدن در قدرت، دست از جنگ، ترور و دهشتافگنی بردارد.
گذشته از آن، طالبان ابزار پاکستان در افغانستان است. این گروه توسط آیاسآی و نظامیان پاکستانی به وجود آمد و هم اکنون نیز از سوی آنها تمویل و حمایت میشود. برنامههای نظامی طالبان از سوی افسران آیاسآی تهیه و با کمک آنها در افغانستان اجرا میشوند. به عبارتی، پاکستان بازیگردان اصلی معادلهی جنگ و صلح افغانستان است. از اینرو، این گروه عملاً هیچ صلاحیتی در معادلهی جنگ و صلح ندارد. به همین خاطر است که روند مصالحهی دولت افغانستان با این گروه به نتیجه نمیرسد. رییس جمهور کرزی نیز در آخرین ماههای حکومتش در خصوص روند مصالحه به همین درک رسیده بود؛ اینکه طالبان صلاحیت مذاکره را ندارند و برای پایانیافتن جنگ افغانستان و دستکشیدن طالبان از شورش، باید با پاکستان مذاکره کرد. بنابراین، برای به نتیجهرسیدن صلح، باید افزون بر گروه طالبان، با بازیگران بیرونی، از جمله پاکستان، نیز مذاکره صورت بگیرد.
انتهای پیام
