شفقناافغانستان-مدرس حوزه علمیه با بیان اینکه فقه و سنت نباید مورد سوء استفاده تکفیری ها قرار گیرد، تصریح کرد که بیش از علمای شیعه امامیه، اهل سنت باید در فکر نجات فقه و اصول مذاهب اربعه باشند.
“آیتالله سجادی”، رئیس “حوزه علمیه ثقلین” در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری “شفقنا” اظهار داشت که علمای اهل سنت در موضوع تکفیریها نباید بیتفاوت باشند، افزود: این علما فقه و سنت را نجات دهند که مورد سوء استفاده تکفیری ها قرار نگیرد و بیش از علمای شیعه امامیه اهل سنت در فکر نجات فقه و اصول مذاهب اربعه باشند.
حضرت آیت الله سجادی گفت: مسئله وحدت اسلامی یکی از مسائل اصلی و ضروری دین مبین اسلام به حساب میآید و مستند است به کتاب و سنت و آیه شریفه “واعتصموا به حبل الله جمیعا و لاتفرقوا” که به صورت امر و دستور آمده است، دلالت التزامی بر وجوب حکم و تشخیص موضوع دارد.
وی افزود: بنابراین خداوند در این آیه شریفه همه مسلمین را در درجه اول و حتی انسانیت را در قبال مسائل انسانی ملزم کرده است به حفظ وحدت و چنانچه موضوع هم در آیات الهی روشن است و «انّ هذه امتکم امت واحده»، قهرا اگر امت یک امت واحد است و جهت وحدت از همین آیه شریفه استفاده میشود که وحدانی باید باشند و از طرفی هم آیه شریفه دلالت دارد بر اینکه همه مسلمین به اضافه وحدت در جهت، وحدت در عمل و وحدت در مسائل بزرگ اجتماعی و سیاسی نیز داشته باشند زیرا آیه شریفه، وحدت در جهت مسائل سیاسی و اجتماعی را نیز در بر میگیرد که از مهم ترین مسائل وحدت است.
ایشان تأکید کرد که بالاتر از آن حتی وحدت در فتوا، حکم و تشخیص موضوعات هم باید داشته باشند.
این کارشناس مسائل دینی و مذهبی خاطرنشان کرد: یکی از مسائل مهمی که در قرن اخیر مسلمین با آن مواجه اند، مسئله جریان های افراطی و تفریطی است که با عناوین مختلف از قبیل تکفیریهایی که معتقدند ما سلفی هستیم، این پدیده یک امر بسیار ناگوار و اختلاف آمیز بین مسلمین مطرح شده است.
این مدرس حوزه علمیه افزود: در بررسی این پدیده جهات و ابعاد گسترده ای وجود دارد که باید کسانی که به عنوان مصلح، اندیشمند و فقهای دینی و کسانی که خودشان را در عرصه اندیشه و اندیشه ورزی صاحب نظر میدانند، در بررسی این پدیده جداً بیتوجه نباید باشند.
آیت الله سجادی گفت: این پدیده را باید از جهات مختلف بررسی کرد؛ یک از جهت ایدئولوژیک و اعتقادی؛ دوم از جهت فروع عملی و فقهی.
به باور وی، از جهات اعتقادی، سیر تاریخی تکفیریها یا افراطیونی که خود را منتصب به سلفی گری میدانند، درباره سلفی گری بحث علمی و دقیقی باید صورت بگیرد که اعتقاد سلفی از نظر این آقایان عبارت از چیست؟ آیا سلفیت تابعیت از صالحان و گذشتگان دوره اول از صحابه است، یا مرحله دوم، یا مرحله سوم که قرن جمع آوری حدیث و بحثهای فقهی است و یا این که در مرحله چهارم به وجود آمده که با اجماع حکام و علمای آن زمان، مذاهب را منحصر کردند به چهار مذهب.
وی با طرح این پرسش که مراد از این سلفیت و تبعیت و پیروی از سلف صالح مرتبط به کدام یک از این طبقات است افزود: اگر ما سلف صالح را به عنوان پیام آورندهای از سنت رسول الله، عمل کننده به سنت رسول خدا که سنت شارح قرآن است، در نظر بگیریم، امری است که همه مذاهب و علمای امت این اندیشه را میپذیرند و دلیل این امر روشن است؛ زیرا دستورات رسول خدا، “وما آتاکم الرسول … وجوب اطاعت را دارد.
سجادی اظهار داشت: اگر نظر سلفیها این باشد، اولین سلفی همان دوره اول زمان رسول خدا، همه مجتهدان فن اعم از شیعه و سنی، اتکای اجتهادشان به سنت رسول خداست، قول و تقریر رسول خدا و ضروریات احکامی که در قران کریم و پیامبر خاتم شارح قرآن است. وحی الهی به پیامبر و پیامبر هم بیان کننده وحی الهی بر امت است؛ پس دو آیه شریفه ای که ذکر شد، آیاتی هستند مسلّم و موجب تبعیت و اطاعت است.
وی تصریح کرد : بحث در این است که آیا اجتهادات صحابه اضافه بر آنچه رسول خدا امانت گذاشته و به عنوان حجت در بین امت قرار داده، اجتهادات آنها اگر از سنت سرچشمه گرفته باشد، آیا این اجتهاد نسبت به دیگران حجت هست یا نیست؟ این بحث اساسی و اصولی بین علمای امت اسلامی میباشد.
ایشان خاطرنشان کرد: ابوحنیفه، امام اعظم و اولین فقیه اهل سنت، معتقد است بر این که اجتهادات صحابه دقیقا مثل اجتهادات خودمان هست. اگر بر اساس اجتهادات خودمان بخواهیم درباره یک فرع فقهی بحث بکنیم، چاره ای نداریم جز اینکه این فرع استنادش به قول رسول خدا باید مسلم شود و در عین حال برای موردی خاص نباشد.
وی گفت : عمل خاص در یک مورد مثل این میماند که رسول خدا غسیل الملائکه ذوالشهادتین را، شهادت او را به جای دو شهادت رسول خدا حکم فرمود و قبولی داد که این فقط کار رسول خداست آن هم در مورد خاصی، قهرا ما نمی توانیم نسبت به کسی که مومن به اعلا درجه ایمان باشد، بگوییم که او چون ایمانش بالاتر است پس شهادتش را دو، سه یا چهار شهادت قیاس کنیم؛ زیرا کار رسول خدا تنها متعلق به خود او با پشتوانه وحی در موردی خاص بوده است اما اکنون منقطع از وحی و پیرو هستیم، تنها واسطه قرآن وحی الهی و سنت رسول خدا است، بنابراین مواردی که اعمال خاصه در موارد خاصه هست در باره آنها جای اجتهاد نیست.
ایشان تأکید کرد: حدیثی که مستند بر یک حکم قرار بگیرد باید این حدیث را اولا از حیث سند بررسی کنیم که آیا این حدیث مستندا به رسول خدا است یا خیر، گام دوم بر دلالت این حدیث است؛ که آیا این حدیث در مواردی که ما میخواهیم اجتهاد کنیم دلالت دارد یا ندارد؟ آیا عمومیت دارد و این موارد را شامل می شود یا نمی شود؟ حتی اگر آن مورد شبیه این مورد باشد، اگر دقیقا داخل در آن دلالت روایت نباشد، ما نمی توانیم اینجا قیاس کنیم، چون این مورد با آن مورد موجود در حدیث شباهت دارد پس این مورد هم حکمش همان مورد دلالت این روایت است.
وی با ارائله شواهد تاریخی گفت: اجتهاد صحابه هم باید زیر ذره بین بحث علمی قرار بگیرد؛ مثلا در عهد رسول خدا، خالد بن ولید در یمن کاری را انجام داد، عده ای را اغفال کرد و بعد کشت و سربرید، به مجرد اینکه رسول خدا خبر را شنید، دست ها را بالابرد و عرض کرد: خدایا من از عمل خالد بیزارم. فورا حضرت علی(ع) را با اموال زیاد فرستاد که باید دیه مقتولین داده شود، در اینجا اگر اجتهاد خالد مقرون به صحت بود، چرا رسول خدا ادعای بیزاری کرد؟ از طرفی دیگر چرا دیه آنها را رسول خدا فرستاد؟
وی گفت: اینجا یک بحث فقهی بسیار اساسی هست که تمام علمای اهل فتوا از ابن حجر گرفته تا عمده القاری، ملا علی قاری هروی و همچنین تا جامع السنن، همه این بزرگان این بحث را مطرح کرده و خصوصا ابن حجر وقتی به این موضوع می رسد می گوید که از طرفی چون رسول خدا از این کار بیزاری جسته و از طرفی دیه نیز داده اگر کس دیگری غیر از رسول خدا این کار را به این شکل ختم میداد، ما بحث فقهی میداشتیم اما رسول خدا در همین حد توقف کرده و ما چیزی از لحاظ فقهی بحث نخواهیم داشت. ولی مسئله اگر در غیر از رسول خدا انجام بگیرد، حکم فقهی و شرعی آن کاملا روشن است.
سجادی همچنان اظهار داشت: در جریان اهل رده یا جریان مالک بن نویره که بعد از رسول خدا انجام گرفت، اختلاف شدیدی بین دو خلیفه صورت گرفت ؛ خلیفه اول مالک را شمشیر خدا (سیف الله) دانست، خلیفه دوم گفت که وی باید قصاص شود زیرا دو گناه بزرگ انجام داده است. اولا مالک منکر زکات نبود، میگفت من باید بروم زکات را به مدینه به اهلش برسانم. مرتد کسی ست که منکر ضروریات دین باشد.
به گفته وی، خلیفه دوم اغفال کرد مالک را؛ سوم وقتی مالک را کشت شب آن واقعه با همسر او ازدواج کرد حتی سر مالک را زیر دیگ دان گذاشت و غذای روی آن پخت، خلیفه دوم معتقد بود که مالک را که کشت باید عده وفات بگیرد اما بلافاصله ازدواج کرد بنابراین باید حد بر او جاری شود، طبق احکام اسلامی، طبق ضرورت و نص دینی در قضا و حدود دین .
این عالم دینی افزود: خلیفه اول بر این قضیه سرپوش گذاشت به عنوانی که او سیف الله است و اهل رده، در صورتی که آنها اهل رده نبودند، به اعتراف همه علمای اهل سنت. در تلخیص تاریخ دمشق، ذهبی هم روی این مسئله صحه گذاشته بر اینکه اصحاب رسول خدا و آنهایی که دور رسول خدا بودند خودشان اجتهاد کرده و در اجتهادشان خطا کردند و خطایی به این عظمت و به قول معروف ماست مالی کرده و از آن گذشته است و تفصیل قضیه در تاریخ دمشق و بغداد و تاریخ مدینه آمده است و مفسرین هم بی تفاوت نگذشته اند و همچنان در کتب کلامی نیز مطرح شده است.
به گفته وی، در صحیح مسلم کمی در این مسئله درنگ کرده، قدری تامل میکند و مسئله را از مسائلی میداند که جزو مسائل بزرگی است که بعدا منشا فتنههای بزرگی خواهد شد، واگذار کرده.
سجادی ادامه داد که ابن حجر شارح بخاری، فقیه بزرگ اهل سنت وقتی به این قضیه می رسد نه توان سرپوش گذاری روی آن دارد و نه توان فتوا و این موضوع را جزو خطاهای بزرگ صحابه به حساب آورده است و آخرین توجیهش این است که اینها در اجتهادشان خطا کردند؛ بعد آن روایت را مطرح می کند که هر مجتهدی اگر مصیب بود در اجتهادشان اجرین (دو اجر) و اگر خطا کردند یک اجر دارد.
این مدرس حوزه علمیه تصریح کرد: آن مجتهد با آن فتوا در صورت خطا دارای یک اجر، این همه دماء مسلمین را به زمین ریخته و این همه خسارت به بار آورده است، این چطور است؟ این چه عدل الهی و اسلامی است؟! اگر خداوند به داوود می فرماید “یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالعدل، (بالقسط)” این چطور قسط و عدل است؟ آن خطاب به داوود با آن وضعیت بنی اسرائیل اما این دین خاتم است، دینی است که جامع تمام فروعات و کوچکترین مسائل ضرر و زیان نسبت به انسانیت است چه رسد به مسلمان که همه را مد نظر دارد و تمام احکامشان وجود دارد حال ما با یک روایتی که اگر مصیب بود اجران اگر خطا کرد اجر واحد، سرپوش بر جنایات همه بگذاریم. (و این همه دماء مسلمین و کشتارها را توجیه کنیم).
آیت الله سجادی افزود: امام ابوحنیفه حرفش این است که تمام روایاتی که از طریق حکام بنی امیه در سلسله او باشد از نظر ایشان مردود است، بر همین اساس ابوحنیفه مبغوض دو یا سه تن از آخرین حکام بنی امیه قرار گرفت.
او افزود: ابو حنیفه میگوید که عدل الهی، عدل در دین اسلام چه در مسائل اجتماعی،چه در مسائل سیاسی، چه در اخلاقیات و یا اجتهاد فقها عدل حاکم است؛ انصاف فوق عدل حاکم هست، عدل و انصاف باید در نظر گرفته شود و فقیه نباید در خطای افراط و تفریط قرار بگیرد. آن عدل میزانی است در امور قضایی و اجتهادی و باید در نظر گرفته شود.
سجادی افزود: مطلب دیگری که امام ابوحنیفه دارد و بر آن تاکید میکند این است که سردمداران اسلامی باید فقیه باشند، فرق بین حاکم اسلامی و یک مسلمان وجود ندارد؛ همان احکام دینی که تطبیق میشود بر یک محکوم و محکوم علیه در یک دادگاه قضایی اسلامی، حاکم بر نفس همان سلطان هم میباشد. لذا فقها که امنا الرحمن و امناء الرسول هستند، اینها باید حاکمین مسلمین در جهان انسانیت با اندیشه های اموخته از دین باشند. این نظر دوم ابوحنیفه هست که بر این اساس بنی امیه را رد کرد و همینطور بنی عباس هم از نظر ایشان مردود واقع شد، منصب قضا را نپذیرفت و زندانی شد بر اساس این دو اصل که ذکر شد(البته اصول پنجگانه ای دارد که سه تای دیگر در جلسات بعد شرح داده خواهد شد.) و در نهایت در زندان کشته وشهید شد.
یکی از فرمایشات مهم ایشان در ادامه عدل، گفت که بسیاری از اعمال صحابه را از نظر اجتهادی در محک و میزان قوانین اجتهاد قرار ندهیم، سر منشا فتنههای بزرگی در جهان اسلام قرار میگیرد؛ نمونه شان را ما امروزه می بینیم که به تعبیر یکی از دانشمندان اهل سنت اینهایی که سر می برند، اینهایی که آدم میسوزانند بالاخره یک حدیث و فتوایی از این مجامع روایی از صحاح سته در می آورند در صورتی که این صحاح باید بررسی شود.
وی گفت: یکی از وظایف بزرگ وحدت اسلامی و تقریبی که به وجود آمده و توسعه پیدا خواهد کرد، این است که ما باید فقه دین را نجات بدهیم، علم فقه که علم به احکام اسلامی است، مستند این احکام و مستند فقه بر میگردد به سنت رسول خدا از روایات و عمل و تقریر رسول خدا و از کتاب الهی که سنت رسول خدا شارح کتاب الهی است و باید در این وادی مفصل وارد شد و فقه اسلامی را عموما باید از دست افراط گرایان، تکفیری ها و این داعشی که امروزه ظهور کرده، نجات داد تا مورد سوء استفاده قرار نگیرد.
این مدرس حوزه علمیه افزود: اگر امت اسلامی با فقه دین و احکام آشنا شوند مسلم اینها مطرودند، مردودند و همه اینها برگردند یا توبه کنند یا محکوم قوانین قضا و حدود اسلامی قرار بگیرند و به اجماع امت اسلامی و بیدارگران در برابر اینها باید قیام کنند.
رئیس حوزه علمیه ثقلین خاطرنشان کرد: اگر یک کسی به ظن و گمان مورد اتهام قرار بگیرد اعم از هر نوع اتهامی، مثلا همین حادثه اخیر در کابل؛ خانمی آمده طوماری از دعایی را سوزانده، باید اول بررسی شود که این سوزاندن اولا بر چه استنادی بوده، آیا جاهل بر احکام بوده یا عالم به آنها؛ دوم در صورتی که عالم بوده آیا آیات الهی را سوزانده یا غیر از آیات الهی را؛ بعد بر فرض اینکه اینها را سوزانده یا حتی قرآن را سوزانده باید در قضای اسلامی، در حقوق اسلامی اول باید این آدم توجیه شود که دقیقا عملی که او مرتکب شده است دارای چه پیامدی از لحاظ حقوقی است؟ اگر برگشتی برای او وجود دارد پس توبه کند و اگر برگشت دیگر کسی حق تعرض بر او را ندارد. اما اگر برنگشت و مصر بر سوزاندن قرآن بود باید بر او فرجه و فرصتی داد که ممکن است بر اثر لجبازی با یکسری دلایل واهی و شبهه افگنانه باید شبهه زدایی برای او صورت گیرد. در نهایت درجه نیز حکم او قتل نیست و باید تبعید شود یا زندانی گردد. بعد از آنکه قاضی اسلامی تبعید و زندان را برای او اجرا کرد و باز هم دومرتبه و سه مرتبه چنین عملی را مرتکب شد، در مرحله چهارم تعزیر باید بشود و تازیانه زده شود نه خون او ریخته شده و کشته شود. پس از آن اگر باز هم اصرار بر عملش داشت آن وقت اگر مصلحت ایجاب کرد و هیچ راه عقلایی برای نجات دادن او از شبهه نبود،آن زمان مربوط است به قاضی مجتهد اهل فن با مشورت عقلا تصمیم گرفته شود بر احراق دم او. به طور کلی این همه مراحل قضا دارد و هیچ کس حق ندارد بدون طی مراحل قانونی و قضای اسلامی حکم ریختن خون را بدهد.
سجادی تصریح کرد: اگر قبل از انجام مراحل یاد شده به قتل رسیده و قاتل عمدا این کار را کرده باشد باید قصاص شود، اگر لوث شده باشد دیه اش باید پرداخت شود. لوث به این معنا که دسته جمعی آمدند و کشتند و قاتل واقعی مشخص نیست که چه کسی بوده است لذا توسط آن جمع دیه وی باید داده شود و اگر آنها توان نداشتند حاکم اسلامی از بیت المال باید دیه مقتول را بپردازد؛ این است عدل اسلامی.
این عالم دین افزود: عدل اسلامی و اخلاق رحمانی مرحمت در این دین، و رحمت در این دین هیچ وقت به صورت دگم و بدون دلیل وارد قضیه و سبب قتل و کشتن افراد و خونریزی نخواهد شد، و از نظر کتاب و سنت مردود است.
وی با بیان این که جمله ای از ابوحنیفه وجود دارد که گفت ما ابدا اهل قبله را تکفیر نمیکنیم، اظهار داشت: بنابر این گام اولیه این است که یک بررسی علمی عمیق و دقیق از لحاظ اعتقادی و فکری درباره تمام این جریان های افراطی صورت بگیرد و تمام علمای اسلامی باید در این مسئله وارد شوند.
سجادی خاطر نشان کرد: ابن تیمیه ای آمد و یک چیزی نوشت که تمام صحابه را حتی خلفای اسلامی را زیر سئوال برد حتی ادعا کرد که من اعلم از خلفاء هستم؛ علما و اندیشمندان زمان معاصر خود را نیز زیر سئوال برد هر چند لبه تیز ابن تیمیه که ناصبی است، مکتب اهلبیت و ائمه شیعه بوده و حرف های بسیار نامربوط در شان اصحاب کساء دارد که خداوند آیه تطهیر، آیه مودت و آیه مباهله را در شان آنها نازل کرد، به اجماع همه مفسرین و علمای علم حدیث ولی ابن تیمیه با عناد و تعصبی که نسبت به اهلبیت داشت، حرف های ناروایی درباره آنها دارد.
این آگاه مسائل دینی افزود: این گام نخست بود که مطالبی درباره آنها ذکر شد؛ اما گام دوم در مسئله تقریب است. و آن عبارت است از فتوا در مسائل مستحدثه؛ باید اندیشمندان جهان اسلام مسائل مستحدثه را از مسائل تقریب قرار بدهند هم کتابا و هم سنتا؛ هم عقلا و هم اجماعا. هر چند اجماع یکی از اصول اجتهادی علمای اسلام است اما اجماع هم مستندش باید یا به عقل برگردد یا به سنت منتهی از لحاظ عقلی بحث سنگین دارد و از لحاظ سنت بحث هایی روایی و سندی و جهت روایات نیز باید مشخص شود و تقریب به وجود بیاید.
وی گفت: مثلا پدیده داعش و تکفیری ها که از مسائل روز دنیا هم می باشند، با بررسی مبانی فقهی و اعتقادی آنها مورد دقت قرار گیرند که آیا مبانی آنها استناد به کتاب و سنت دارد؟آیا با روح اسلام سازگار است؟ آیا آن چیزی که پیامبر خاتم به عنوان رحمتاللعالمین برای انسانیت آورده که انسان را به انسانیت برساند آیا با آن سازگار هست یا نیست؟
حضرت آیت الله سجادی گفت: بعد عملکرد آنها که مستند به اعمال سلف صالح که آنها اعتقاد دارند یا به روایات است، از لحاظ علمی، فقهی و فقاهتی مورد بحث قرار بگیرد، اگر اینها در دانشکده های شرعیات و حقوق مورد بحث قرار بگیرد و فقها هم از لحاظ علمی و اجتهادی مورد بررسی قرار بدهند و این بحث ها اطلاع رسانی و رسانه ای شود، من معتقدم که ماهیت تکفیری ها کلا از لحاظ اعتقادی روشن خواهد شد چنانچه که از لحاظ سیاسی روشن شده است که اینها عمال یهود، غربی ها و عمال مستکبران هستند و باید از لحاظ فقهی هم کاملا روشن شود که اینها اصلا اعتقادی به دین اسلام ندارند و تنها از اعتقادات، آیات و سنت اسلامی سوء استفاده میکنند.
سجادی در اخیر تأکید کرد که باید این نهضت علمی صورت گیرد خصوصاً علمای اهل سنت در این موضوع بی تفاوت نباشند ،فقه و سنت را نجات دهند که مورد سوء استفاده تکفیری ها قرار نگیرد و بیش از علمای شیعه امامیه، اهل سنت در فکر نجات فقه و اصول مذاهب اربعه باشند.
انتهای پیام
