
شفقنا افغانستان- ممتاز، عضو حزب اسلامی است؛ سازمانی که به قساوت و کشتار بیرحمانه مردم در نیم قرن پسین شهرت دارد. ممتاز، دیشب در برنامه آماج تلویزیون یک، ذوالفقار امید را فحش داد؛ دشنام ناموسی. پرسشی که مطرح میشود این است که فحاشیگری چه جایگاهی در ادبیات حزب اسلامی دارد؟ چرا فحش میدهند؟ و سرانجام اینکه دشنامدادن چه کمکی برای پیشبرد اهداف ترورریستی این سازمان میکند؟
اگر بپذیریم که حزب اسلامی یک سازمان تروریستی است و وظیفه یک سازمان تروریستی نیز ایجاد رعب و وحشت و کشتار بیرحمانه مردم میباشد، باید گفت فحاشی یکی از میکانیسمهای تضعیف واکنشهای انسانی است که زمینه را برای نمایش قساوت و بیرحمی مساعد میسازد. انسانها، کرامت انسانی دارند. باورداشتن به کرامت انسانی آدمیان، یکی از منابع هویت اخلاقی و رفتار انسانی است. تا هنگامی که ما طرف را انسان بدانیم نمیتوانیم شکنجهاش کنیم یا بی رحمانهاش بکشیم. بنابراین، برای آنکه بتوانیم با او رفتار غیرانسانی داشته باشیم، باید از او انسانیتزدایی کنیم. یکی از راههای انسانیتزدایی از قربانیان، برچسپزدن، توهین و تحقیرکردن و فحشدادن است. باید طرف را بیناموس بگویی، وطنفروش بخوانی، مزدور اجنبی خطابش کنی و حتا شوخیهای تحقیرآمیز بکنی، تا بتوانی او را بکشی. تجربه کشتارهای سده بیستم نشان میدهد که هر قتل عام در نخست با توهین و تحقیر قربانی آغاز شده است. شکنجهگران آرژانتینی قربانیان را شان وادار میکردند که بگویند مادرم فاحشه است… یا در آلمان نازی یهودیها را به حشره و سوسک و … تشبیه میکردند.
بنابراین، حزب اسلامی نیز به مثابه یک سازمان تروریستی نیاز به لشکری از فحاشان دارد تا در رسانهها حضور یافته و از قربانیان احتمالیاش، کسانی که قرار است در آینده مورد هدف مسلحانه قرار بگیرند، انسانیتزدایی بکنند. حزب اسلامی، نیازی به کارشناس و نسل تحصیلکرده ندارد. او میداند آنکه میتواند او را کمک کند، فحاشان است.
نویسنده: عبدالشهید ثاقب
انتهای پیام














































