شفقنا افغانستان-حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر خود بیان کرد: شهادت کسی در محکمه مورد قبول است که در صحنه جرم عاقلانه و عادلانه حضور داشته باشد پس زمانی که خداوند به شهادت اعضا و جوارح انسان در قرآن کریم اشاره میکند یعنی اینکه اعضا و جوارح انسان میفهمند و در صحنههای جرم انسان عاقلانه و عادلانه حضور دارند و هر آنچه را که میبینند تحمل میکنند تا در روز قیامت بر علیه انسان شهادت دهند.
به گزارش خبرنگار شفقنا،حضرت آیتالله جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 17 تا 22 سوره «فصلت» روز شنبه، 22 فروردین، بیان کرد: بیان شد که ثروت و نعمتی که خداوند در دنیا به بنده میدهد نشانه اکرام او نیست و همچنین اگر خداوند کسی را به بلا مبتلا میکند و نعمت و ثروت به او نداد نشانه اهانت و فراموشی خداوند از آن بنده نیست و همه اینها برای امتحان هستند و خداوند اینها را برای امتحان بندگان به آنها عطا میکند. بنابراین اگر خداوند در جایی از ثروت به کرامت تعبیر کرده است این تعبیر کرامت مانند کرامتی که خداوند به انسانهای باتقوا وعده داد و فرموده است «ان اکرمکم ان الله اتقاکم» مطرح نیست بلکه وقتی عنوان اصلی امتحان بود همه تعابیری که تحت این عنوان میآید را باید بر حسب همان عنوان اصلی معنی کرد بنابراین اگر ذیل تعبیر امتحان و ابتلا از کرامت استفاده شده است این کرامت به معنای مادی است، به عبارت دیگر خداوند برخی از مسائل رفاهی و مادی را با قرینه به عنوان کریم یاد میکند مانند سنگ کریم، زوج کریم و نبات کریم و گیاه کریم.
وی ادامه داد: خداوند در ادامه به جریان قوم ثمود اشاره میکند و میفرماید ما هدایت و بینایی را به آنها عطا کردیم و اگر کوری در آنها به وجود آمد و آنها هدایت را ندیدند این کوری آنها بعد از بینایی بود. به عبارت دیگر خداوند شرایط هدایت را برای قوم ثمود هموار کرد و آنها نیز هدایت را دیدند اما چون محبوب آنها کوری بود آنها کوری را انتخاب کردند و آن را بر هدایت ترجیح دادند و چون این چنین کردند آنها را هم به خسارتهای مادی و بدنی مبتلا کردیم و هم آنها را دچار خواری و رسوایی کردیم چرا که آنها مستکبر بودند «وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ»
آیتالله جوادی آملی عنوان کرد: مسئلهای که در خصوص عذاب الهی و دچار عذاب شدن مؤمن و کافر و به عبارتی سوخته شدن خشک و تر وجود دارد به این خاطر است که هر دو دسته گناهکار هستند و در جرم شریک هستند چرا که برخی که کافر و مستکبر بودند و برخی نیز ساکت بودند و امر به معروف و نهی از منکر نمیکردند. اما اگر در قومی مومنان واقعی که آمر به معروف و ناهی از منکر هستند وجود داشته باشند آنچنان که در جریان قوم عاد گذشت و در جریان قوم ثمود هم به این مطلب اشاره شده است از عذاب الهی ایمن هستند و نجات خواهند یافت «وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ» بنابراین اگر مومنان به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خود عمل کنند از عذاب الهی مصون خواهند ماند و اینطور نیست که به طور کلی گناه گناهکار شامل افراد مؤمن و متقی هم بشود.
وی اضافه کرد: اما خداوند در جریان عذاب در دنیای آخرت میفرماید «وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ؛ و ياد كن روزى را كه دشمنان خدا گردآورى شده و به سوى آتش رانده شوند؛ پس در اين كوچ، گروههای اول از حركت باز داشته مىشوند تا گروههای بعدى به آنان برسند و پراكنده نباشند.» این در حقیقت زمانی است که کافران سؤال و جواب شدهاند و از همه مواقف گذشتهاند. به عبارت دیگر زمانی که تکلیف تبهکاران مشخص شده است و از آنها سؤال و جواب شده است آنها را دسته جمعی به سمت دوزخ میبرند و هنگامی که به دوزخ رسیدند با وجود اینکه در آنها دیگر جای سؤال و جواب نیست و زمان اجرای حکم الهی و انداختن آنها به دوزخ است باز به خاطر تحقیر بیشتر گوش و چشم و اعضای بدن آنها به آنچه انجام دادهاند شهادت میدهد «حَتَّى إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ تا چون به آتش رسند، گوش و چشم و پوستشان به آنچه انجام میدادند، بر ضدّشان گواهى میدهند.» آنچنان که روشن است در جریان قضاوت شهادت و اقرار وجود دارد کسی که به گناه خویش اقرار میکند میگویند فلان شخص اقرار کرده است اما اگر کسی بر علیه کس دیگری شهادت دهد میگویند شهادت داده است. بنابراین وقتی خداوند در این آیات سخن از شهادت اعضا و جوارج میکند به این معناست که اینها گناهکار نیستند و در حقیقت آنها گناه نکردند بلکه این انسان بوده است که گناه انجام داده است بر همین اساس آنها بر علیه آن انسان شهادت میدهند و اقرار نمیکنند که گفته شود آنها هم گناهکار هستند. بنابراین در جهنم اعضا و جوارح نمیسوزند بلکه نفس انسان میسوزد و عذاب میکشد چرا که خداوند در این مورد فرموده است «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ؛ هر گاه پوست تنشان بپزد پوستی ديگرشان دهيم، تا عذاب خدا را بچشند» اینکه خداوند در این آیه فرموده است «لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ» اشاره به همین مطلب است که آن چیزی که عذاب میشود پوست و دست و پا و اعضای و جوارح انسان نیست بلکه آن نفس انسان است که قرار است در جهنم عذاب بکشد.
این مفسر قرآن کریم بیان کرد: مطلب دیگری که در خصوص شهادت اعضا و جوارح انسان وجود دارد این است که زمانی شهادت مقبول است که عادل و عاقل شهادت بدهد. عادل کسی است که در آن صحنه جرم حضور داشته است و آن صحنه جرم را دیده است و فهمیده است و آن را تحمل کرده است و در حقیقت زمانی که میخواهد شهادت بدهد دارد آنچه را که تحمل کرده و دیده است را بیان میکند. بنابراین شهات باید مسبوق به حضور و فهم باشد. بنابراین وقتی که در روز قیامت اعضا و جوارح انسان شاهد هستند یعنی اینها قبلاً در صحنه جرم حضور داشتند و آن را دیدهاند و فهمیدهاند و آنچه را که دیده و فهمیدهاند را در صحنه قیامت شهادت میدهند. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که اعضا و جوارح انسان در دنیا میفهمند و فهم دارند و همه چیز را درک میکنند چرا که اگر قرار باشد در این دنیا نفهمد و خداوند در آن دنیا اعضا و جوارج انسان را دارای فهم کند انسان میتواند اعتراض کند و به خداوند بگوید که خدایا تو یادش دادی این که فهم و شعور نداشت که بفهمد این که با خبر نبود. بر این اساس دست و پا و اعضا و جوارح انسان مانند دیگران میفهمند و میتوانند آبروی انسان را ببرند پس همانطور که از دیگران میترسیم و حجاب میکنیم باید از دست و پا و اعضای خود نیز بترسیم و حجاب کنیم. این مساله اختصاصی به قیامت و آخرت ندارد اگر خداوند بخواهد آبروی انسان را در دنیا ببرد همین اعضا و جوارح باعث میشوند که این امر محقق شود، چرا که مثلاً انسان به امر خدا با دست خود جایی را امضا میکند که باعث میشود آبرویش برود با پایش جایی میرود که باعث میشود آبرویش برود.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
