شفقناافغانستان-غم و اندوه خانوادههای ۳۱ مسافر ربوده شده هر روز بیشتر اوج میگیرد. مادری که دو فرزندش در چنگ ربایندهگان است، شبها به جادهها میرود و فریاد میزند؛ شاید این تنها کاری است که درد دل او را تسکین میدهد.
۴۰ روز از ربوده شدن ۳۱ مسافری که سفرشان به ناکجا آباد کشید میگذرد؛ اما تاکنون هیچ دست توانایی پیدا نشده تا سرنخی از این مسافران را از میان گرههای پیچیده بیرون بکشد.
خانوادهی سید رضا و علی گوهر سه شبانه روز راه پیموده اند و از “ورس” دوردستترین ولسوالی بامیان به کابل آمدهاند تا شاید چادر غم از زندگیشان دور شود.
سرور کاکای سید رضا و علی گوهر اظهارداشت: “سه شبانه روز منزل کردیم و یک شبانه روز پیاده آمدیم تا در کابل به غم ما رسیدهگی شود و ما از این غم نجات یابیم.”
معصومه مادر سید رضا و علی گوهر که ۴۰ روز میشود دو پسرش در چنگ ربایندهگان است و حالا اشک یار چشماناش شده و خواب و قرار ندارد میگوید: “به نام زنده هستم، نه شب را میفهمم و نه روز را، به جز از فریاد کشیدن چارهی دیگری ندارم.”
سید جواد مامای سید رضا و علی گوهر نیز گفت: “ما در اینجا هیچ جایی برای بودن نداریم، شبها را در دکانها و مسجدها میگذرانیم و پولی هم نداریم که به هوتل برویم.”
درهمین حال حکومت از تلاشهای پیگیر خود برای رهایی این ۳۱ مسافر ربوده شده اطمینان میدهد.
سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور در این باره اظهارداشت: “برای نجات و رهایی هموطنان اختطاف شده خود از هر شیوه و وسیلهی ممکن استفاده خواهیم کرد”.
این تنها زندگی یک خانواده بود، چادر این غم بر زندگی ۳۱ خانوادهی دیگر هم هموار شده است، اما آیا گوشی است تا این همه فغان و ناله را بشنود و آیا برنامهای وجود دارد که بازگشت این ۳۱ مسافر را دوباره به زندهگی پیگیری کند؟
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
