شفقنا افغانستان- فهیمه ابراهیمی: اردوغان با بهره برداری از کودتای نافرجام دست به تسویه گسترده در سطح ارتش و قضاتی زده است که به ادعای حزب عدالت و توسعه در این کودتا دست داشته اند اما کودتا علاوه بر تاثیر داخلی در سطح منطقه ای و از بعد اقتصادی و سیاسی نیز تاثیراتی داشته است که شفقنا در میزگردی با حضور دکتر احمد مرجانی نژاد، رایزن فرهنگی ایران و وابسته فرهنگی ایران در آنکارا و دکتر سید اسدالله اطهری، پژوهشگر ارشد در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه به بررسی تاثیرات اقتصادی و سیاسی کودتا پرداخته است.
* کودتای ناکام ترکیه چقدر می تواند بر اقتصاد این کشور تاثیرگذار باشد در حالیکه تا همین الان هم شاهدیم که صنعت توریست ترکیه که اصلی ترین منبع درآمد این کشور است با مشکل مواجه شده و بسیاری از کشورها مانع از سفر مردم کشورشان به ترکیه می شوند؟
مرجانی نژاد: اهرم پیروزی حزب عدالت و توسعه و آقای اردوغان مسایل اقتصادی بود حزبی که توانست برای اولین بار در تاریخ ترکیه چندبار به تنهایی به قدرت برسد البته به غیر از دوره آتاتورک و حزب جمهوری خواه خلق که چند سال به تنهایی به قدرت رسید که این بالابردن قدرت اقتصادی، افزایش رفاه و افزایش درآمد سرانه مردم ترکیه باعث محبوبیت و پیروزی آقای اردوغان شد. حالا اگر آقای اردوغان این اهرم را از دست دهد مسلماً محبوبیت و قدرت خود را هم از دست خواهد داد لذا برای اینکه قدرت را از دست ندهد وضعیت فوق العاده اعلام کرده است یعنی سه ماه وضعیت فوق العاده به این معنا نیست که همه مسوولین ارتشی مثل قبل که حالت فوق العاده اعلام می شد همه کاره شوند بلکه الان اردوغان در این فرصت سه ماهه به دنبال ایجاد امنیت برای سرمایه گذاری است یعنی سرمایه گذار خارجی امنیت پیدا کند و دولت از جنبه نظامی و سیاسی حاکم بر مملکت باشد، همه احساس امنیت کنند، سرمایه خارجی از کشور خارج نشود و سرمایه داخلی فعالیت کند. چنان که دیروز هم سفیر ترکیه از مسوولین جمهوری اسلامی ایران درخواست کرد که جلوی توریستها را نگیرند و درخواست کرد که پروازها را آزاد کنند. به چند کشور دنیا هم اعلام کردند که وضعیت فرودگاه و کشور ما عادی است و شما گردشگران خود را بفرستید زیرا به دنبال درآمد ارزی هستند. متأسفانه این کودتا مانند هر کودتای دیگری در همه جای دنیا عوارضی دارد هر چند ناکام ماند اما مثل فردی است که سکته میکند و درست است که نمیمیرد اما یک فرد سکتهای است؛ بنابراین کودتا وزن ترکیه را در سطح بین الملل پایین آورد و روی نوسانات ارزی، میزان سرمایه گذاری خارجی و نزول پول ترکیه تاثیر گذار است لذا حکومت اردوغان برای رفع این عوارض به چاره جویی هایی میپردازد و دنبال تغییر سیاست هایی خواهد بود.
*بحث مهم دیگر دستگیری هایی است که بعد از کودتا در سطح سران و قضات ترکیه آغاز شده است آیا این دستگیری های گسترده از قدرت و احترام ارتش نمی کاهد؟ در رابطه با بحران عراق و قدرت گیری داعش این نظریه از سوی برخی از کارشناسان مطرح شد که انحلال ارتش در عراق باعث به وجود آمدن داعش شد که این مساله نشانگر میزان اهمیت ارتش در امنیت یک کشور است و ترکیه هم در نزدیکی مرزهای خود بحران داعش را دارد؟
مرجانی نژاد: در زمینه نظامی باید بگویم آنطور که فروپاشی ارتش رژیم بعث عراق موجب تقویت داعش شد، در ترکیه چنین نیست؛ اصلاً ساختار ارتش ترکیه با ساختار ارتش رژیم بعث متفاوت است. البته ارتش و نیروهای امنیتی ترکیه در سطح داخلی تضعیف می شود اما در سطح ناتو و در سطح بین المللی تاثیر چندان محسوسی نخواهد داشت و در سطح داخلی و در مبارزه با نیروهای مسلح با کردها مسلماً تاثیر نسبی خواهد داشت یعنی روحیه ارتش را در مقابل با پ ک ک تثبیت میکند. به نظر من آن شخصیت و محبوبیتی که ارتش ترکیه نزد مردم داشت از بین رفت مثلا ژنرالی که در خیابان گرفتند و یک رهگذر عادی به صورت او آب دهان انداخت یا سیلی در گوشش میزند به این معناست که شخصیت تاریخی ارتش ترکیه متزلزل شده است و دیگر آن هیبت اولیه را در سطح داخلی نخواهد داشت اما از نظر تعداد و کثرت در ناتو تغییر محسوسی پیش نمیآید و پاکسازی و بازنشست شدن حدود ۱۵- ۱۰ هزار نفر تاثیر زیادی نخواهد داشت و دولت بلافاصله افراد خود را جایگزین این افسران خواهد کرد.
* سوالم را طور دیگری مطرح می کنم به نظر شما این نوع برخورد با ارتش موجب تضعیف این نهاد مهم ترکیه نخواهد شد؟
مرجانی نژاد: مسلماً یک حفره های امنیتی وجود داشت که این کودتا انجام شد. این حفره های امنیتی به اضافه تضعیف ارتش مسلماً وجهه و موقعیت نیروهای مسلح ترکیه را پایین آورده است اما در حدی نیست که بتواند آسیب جدی به ترکیه برساند.
* در واقع می توان این جمع بندی را داشت که کودتای نافرجام ترکیه یک شوک کوتاه مدتی را در عرصهسیاسی، نظامی و اقتصادی به ترکیه وارد کرد و به طور کلی زمینه و فرصتی را فراهم کرد تا ادوغان به پاکسازی بپردازد؟
اطهری: می توانیم جامعه ترکیه را اینطور صورت بندی کنیم که شکاف قومی، شکاف مذهبی، مشکلات اقتصادی، مشکلات ناشی از مخدوش شدن دموکراسی، وضعیت منطقهای و مخدوش شدن چهرهبین المللی وضعیت امروز ترکیه است. وقتی میخواهیم ترکیه را مطالعه کنیم دیگر نمیتوانیم به ترکیه قبل از کودتا بازگردیم، ترکیهای که اعتبار بینالمللی داشت، همه از مدل این کشور صحبت میکردند در واقع از مدل دموکراسی ترکیه صحبت میکردند که در صحنه بین المللی و صحنه داخلی برای عضویت در شورای بین الملل بالاترین رای را آورد اما در حال حاضر همه این اعتبارها مخدودش شده و ترکیه باید کاری کند که فعلا این بحرانها را پاسخ دهد.
* آیا مخدوش شدن چهره ترکیه قبل از این کودتا به دلیل سیاست های غلط. اردوغان استارت نخورده بود؟
اطهری: بله استارت خورده بود اما کودتا به این وضع ضربه زد.
مرجانی نژاد: مثل سکتهای که وارد شد، قبلاً احساس درد میکرد اما الان سکته کرد و تا آثار این سکته از بین رود مدتی طول خواهد کشید.
* یعنی اردوغان توانسته این اوضاع نابسامان را تا حدی مدیریت کند؟
مرجانی نژاد: در چند مرحله تسویه انجام شد؛ الان میبینید بلافاصله بعد از کودتا لیستها را منتشر کردند. پس این تسویه و لیست ها آماده بوده و قبلاً تدارک اینها دیده شده بود. اردوغان بخشی از ضعف ارتش را در سازمان امنیت ترکیه پیشبینی و جایگزین کرده بود و برای همه آنها هم برنامه داشت که به محض بازنشسته شدن و پاکسازی فلان ژنرال فلان ژنرال جایگزین او شود بنابراین به نظر من ارتش ضعیف میشود ولی در حدی نیست که به حیثیت بین المللی و امنیت داخلی ترکیه ضربه آنچنانی بزند.
اطهری: من تعجب می کنم عده ای از خبرنگاران بعد از کودتا درباره فروپاشی مدل توسعه ترکیه صحبت می کنند درحالی که اصلاً چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. الان ترکیه به دنبال این است که چطور اوضاع را مدیریت کند که سرمایه گذار خارجی امنیت پیدا کند، سرمایه گذار داخلی به کارهای خودش بپردازد، کارخانهها راحت بچرخند، توریستها به راحتی وارد ترکیه شوند و خدمات انجام بگیرد. چون میدانید تمام درآمد ترکیه در واقع بر مبنای خدمات و توریسم و بر مبنای صادرات است و دوست ندارند اختلالی در این زمینه ایجاد شود. یک مقدار اختلالی در مساله اقتصاد ترکیه صورت گرفت یا مثلاً ارزش لیر در مقابل دلار پایین آمد، اما واقعیت این است که الان تلاش دولت بر این است که بحران را مدیریت کند و اجازه ندهد که این عناصری که استاد فرمودند مخدوش شود. اما اینکه ارتش ضعیف شود کاملاً درست است. ارتش ترکیه ارتش ملی است شاید شما تعجب کنید که این ارتش با غرب جنگیده، یا اصلاً با غرب مخالفت کرده است حتی آتاتورک در مبارزه با انگلیسیها پیروز شد و ارتش ترکیه در هجوم به قبرس به هشدارهای آمریکا گوش نکرد و قبرس را اشغال کرد. در حمله آمریکا به عراق در زمان تورگوت اوزال ارتش کاملاً مخالفت کرد.
مرجانی نژاد: اجازه ندادند تسلیحات از ترکیه رد شود.
اطهری: در زمان فروپاشی صدام حسین، ارتش کاملاً مخالف استفاده از خاک ترکیه برای حمله به عراق بود اما در حزب عدالت و توسعه اردوغان و عبدالله گل و اعضای حزب و پارلمان کاملاً موافق بودند. حتی یک بار رای گیری هم پس گرفته شد یعنی رای گیری را مخدوش اعلام کردند. البته مواردی از همکاری ارتش با غرب وقتی به نفع منافع ملی ترکیه بود وجود دارد مثل مساله کره و ویتنام، یا مثلاً همین اواخر در مورد لیبی که یک زمانی اردوغان دید که نمیتواند روی قذافی تاثیر داشته باشد، وارد شد. در واقع ارتش یک ارتش ملی هست و به غیر از مساله سرکوب کردها که خیلی خشن برخورد کرد. در کنار نقاط ضعف، ارتش نقاط قوتی هم دارد و برخلاف حرف هایی که گفته میشود اصلاً بزرگترین نیروی زمینی ناتو هم برای ترکیه است.
مرجانی نژاد: بیش از ۵۰۰ هزار نفر نیرو دارد.
اطهری: بیش از ۵۰۰ هزار نیرو دارد که عمدتاً هم عضو نیروی زمینی هستند بنابراین این ارتش ممکن است تضعیف شود و ژنرال ها جایگزین شوند ولی مساله خاصی در امنیت این کشور ایجاد نمی کند اما ممکن هست که کادرهای موازی در ترکیه ایجاد شوند.
مرجانی نژاد: به عنوان مثال وزارت کشور اعلام کرد که از این به بعد ژاندارمری تحت نظارت وزارت کشور خواهد بود.
اطهری: ۱۰ درصد از نیروهای میت را معمولاً نظامیها تشکیل میدهند. خلاصه اسلام گرایان یا حزب عدالت و توسعه می خواهند یک قدرت موازی در رابطه با حاکمیت هم ایجاد کنند.
* چرا ارتش ترکیه در این برهه زمانی که کل منطقه درگیر افراط گرایی و آشوب است، دست به کودتا زد تا حکومت اردوغان را سرکوب کند و تنها بعد از گذشت چند ساعت هم شکست خورد؟
مرجانی نژاد: در قانون اساسی ترکیه ارتش حافظ بقای نظام لائیک ترکیه است. اردوغان از زمانی که حزب عدالت و توسعه به اقتدار رسید شروع به محاسبات آتی قدرت خود کرد. در درجه اول طی همکاری با گولنیست ها (طرفداران جنش محمد فتح الله گولن) پاکسازی نیروهای کمالیست را در ارتش آغاز کرد و بعد با وساطت و همکاری کمالیستها در این یکی دو سال اخیر مبادرت به پاکسازی نیروهای طرفدار گولن در ارتش، پلیس، سازمان امنیت، قوه قضاییه، آموزش عالی، آموزش و پرورش و… کرد. البته اردوغان طی ۱۰-۹ سال همکاری با گولن توانست طی پروژههای ارگنکن یا بالیوز گروهی از کمالیستها را از ارتش جدا کند. این کودتای اخیر هم تشکیل شده بود از گروه ناراضیان نیروهای مسلح، امنیتی و پلیس که در دو پاکسازی کمالیستها و گولنیست ها از ارتش اخراج شده بودند البته حزب عدالت و توسعه قبل از کودتا لیستی برای پاکسازی حدود ۵-۴ هزار نفر دیگر از نیروهای مسلح و امنیتی کمالیستها و گولنیست ها فراهم کرده بود. همانطور که گفتیم ارتش حافظ نظام لائیک در ترکیه است و اردوغان درحال پاکسازی کمالیستها از بدنه ارتش است یعنی زوال لائیست در ترکیه به سوی اسلام گرایی حرکت می کند. از یک طرف تهدیداتی وجود دارد که این پاکسازیها ادامه دارد و مشکلات درگیری با پ ک ک برای ارتش و برای بقای نظام ترکیه هیچ حاصلی نداشت بلکه فقط برای قدرت اردوغان تاثیرگذار بود مشکلات داخلی و اقتصادی، سیاست های خارجی حزب عدالت و توسعه، درگیریها در سوریه، کمک به گروه های تروریستی، درگیری و مداخله در عراق، اینها همه مجموعهای شد و با توجه به این که قرار بود در ماه آگوست محاکمه و پاکسازی گروه دیگری از ارتشیها شروع شود لذا ارتش قبل از اینکه پاکسازی و تسویه آنها شروع شود مبادرت به کودتا کرد بنابراین گروهی از نظامیان ترکیه البته نه در سطح فرماندهان بلکه بیشتر در سطح افسران میانی به ویژه از ژاندارمری و نیروی هوایی مبادرت به این کار کردند ولی گویا نقشه آنها لو رفته بود. قرار بود کودتا بین ساعت ۳ صبح تا ۶ صبح انجام شود تا وقتی که مردم بیدار شدند با کودتا مواجه شوند، اما این نقشه لو رفت، لذا پلانB را در ساعت ۹ شب شروع کردند که با توجه به آمادگی هایی که سازمان امنیت ترکیه و میلیشیاهای حزب به دست آورده بودند و با بهرهمندی هوشیارانه اردوغان و حزب از فضای مجازی این کودتا کشف و به نافرجامی انجامید.
اطهری: من فکر میکنم که دلیل کودتا هم در عرصه داخلی هم در عرصه سیاست خارجی یعنی در بعد منطقهای و بین المللی، یکی همین پاکسازی های گستردهای بود که صورت گرفت و رفرم هایی که در ارتش صورت گرفت و اصلاحات هفتمی هم که در پارلمان از ۲۰۰۰ به بعد آغاز شد از قدرت نظامی ها کاست. یعنی همانطور که آقای دکتر اشاره کرد فقط مساله پاکسازی نبود، مثلا دبیری شورای ملی را از نظامیان گرفتند و به سوی رفرم هایی رفتند که ارتش را تابع نیروهای سیاسی کنند و مساله دیگر تابع قرارداد نظامیان و محاکمه آنها در دادگاه های غیرنظامی است مساله اختلافات داخلی بین خود اعضای توسعه و عدالت را هم باید اضافه کنم که بین این تسویه حسابها که صورت گرفت، بدنه حزب عدالت و توسعه و افرادی که در تاسیس حزب نقش داشتند مثل عبدالله گل یک مقدار احساس طرد داشتند همچنین می توانیم بحران های دیگری مثل بحران اقتصادی، ساقط کردن هواپیمای روسیه، توریسم، مساله بیکاری، درگیری با پ ک ک و پول هایی که به سمت امنیت سازی می رفت را دلیلی بر وقوع کودتا بدانیم.
مرجانی نژاد: این اولین کودتا علیه اردوغان و یک شورش اجتماعی بود.
اطهری: در واقع میتوان گفت یک حرکت مدنی بود بیشتر هم طبقهمتوسط به میدان آمدند مکان های زیادی را آتش زدند، کردها، ترکها و طبقه متوسط به میدان آمدند جامعه مدنی آمد، با گردن کلفتی سعی کردند آنها را سرکوب کنند اینها همه نقش داشتند. آنهایی که از اسلام گرایی میترسیدند و خواستار جدایی دین از دولت بودند به میدان آمده بودند. در مساله منطقهای هم کاملاً موافق آقای مرجانی نژاد هستم مثلا مساله سوریه و عراق نقش بسیار مهمی داشت. ارتش در نیمه های شب به محض این که احساس کرد پیروز شده اعلام کرد نیروهایمان را عقب می کشیم و خواستار عدم مداخله در بحران عراق و سوریه بودند و ارتش ترکیه میخواست که حرف کمال را گوش کند به این معنی که اصلاً با خاورمیانه کاری نداشته باشند و خود را درگیر مسایل منطقه نکنند. در سطح بین المللی هم من فکر میکنم بسیاری از اروپاییان و غربیها مایل بودند که از اردوغان عبور شود البته نه به این معنا که نقشی در کودتا داشته باشند. در سطح بینالمللی به دلیل برخی عوامل اعتمادها به ترکیه تا حدودی ازبین رفته بود. مثل ارتباط با داعش، یا عبور تروریستها از ترکیه به سوریه و عراق باعث بی اعتمادی به ترکیه شده بود و یک مقدار چهره ترکیه را خدشه دار کرد. مجموعه این عوامل باعث شد که ارتش این محاسبه را داشته باشد که بهترین زمان است که دست به کودتا بزند. البته همچنان که ایشان اشاره کردند کودتا زودتر صورت گرفت به خاطر اینکه نمیخواستند شامل آن تسویه شوند و قبل از این که سپتامبر بیاید دست به کودتا زدند گرچه آقای اردوغان با جابجایی آقای داوود اوغلو و آوردن ایلدیریم سعی کرد به این بحران هایی که ما اشاره کردیم پاسخ دهد، مثلا در سطح داخلی گفت که به این سمت می رویم که با پ ک ک وارد گفتگو شویم، خشونتها را کم کنیم، از روسیه عذرخواهی کنیم، با اسراییل روابط را پیوند دادند، در سطح منطقه سعی کردند اوضاع را جمع کنند و در سطح بین المللی هم سعی کردند تعاملات بین المللی خود را گسترش دهند اما فرصت نبود. یعنی ارتش احساس میکرد که الان زمانی است که باید خودشان این کارها را انجام دهند. یعنی همین حرف هایی که من و آقای مرجانی زدیم آقای اردوغان هم میدانست و سعی کرد که با حذف داوود اوغلو و آوردن ایلدیریم به این بحران ها پاسخ دهد اما در عین حال که این کار داشت صورت میگرفت ارتش خواست با کودتا این کارها را انجام دهد.
* در زمینه کودتا نظرات مختلفی مطرح شد از جمله اینکه اول اینکه خود اردوغان در یک سناریویی از پیش تعیین شده دست به کودتا زد تا ارتش را از نیروهای مخالف تسویه کند اما مساله دوم این بود که اردوغان ساعاتی پیش از این کودتا باخبر شد اما آن را هدایت کرد تا از آن بهره برداری کند و در این میان هم دست داشتن فتح الله گولن در کودتا نیز مطرح است. نظر شما در این زمینه چیست؟
مرجانی نژاد: من با نظر آقای دکتر موافق هستم که این کودتا داخلی بود. اما این به این معنا نیست آمریکا که پایگاه هوایی اینرجرلیک را در دست دارد و مقر ناتو است از هواپیمایی که بلند میشود و به هواپیمایی که قصد دارد مجلس را هدف قرار دهد سوخت رسانی میکند، بی اطلاع باشد. آمریکا اطلاع داشت اما حمایت نکرد. در خصوص اینکه این کودتا داخلی بود من به این اصل معتقد هستم اما نقشه A کودتا توسط سازمان امنیت ترکیه کشف شد و پلانB با آگاهی حکومت و ارتش و سازمان امنیت حزب اردوغان هدایت شد. در واقع این کودتا در راستای کارسازی و کسب محبوبیت بیشتر آقای اردوغان هدایت شد.
اطهری: یکی از تحلیل هایی که در مورد کودتا مطرح شد، این بود که کودتا سناریویی بود که توسط خود اردوغان طراحی شده است اما کشور که علیه خود کودتا نمیکند. ارتش ساعت دو شب اعلام کرد که قدرت را در دست گرفته و حکومت را ساقط کرده است اما بعد از آن اردوغان اوضاع را به دست می گیرد و شروع به پاکسازی میکند این مرحله پس از کودتاست؛ یعنی چند ساعت قبل متوجه می شوند و اول سعی میکنند کودتا را خنثی و مدیریت کنند و بعد سعی کردند با توجه به لیستی که از قبل تهیه کرده بودند بهترین استفاده را ببرند و دست به تسویه و پاکسازی بزنند. حزب توسعه و آقای اردوغان عناصری از تشکیلات حاکمیت که کمالیست ها موضع گرفتند را تسویه میکند یعنی در واقع سعی میکند تمام باقیمانده هایی که تحت بقای آقای گولن و کمالیست ها هستند را پاکسازی کنند اما این هم امکان پذیر نیست، یعنی در ارتباط با گولن شاید چنین چیزی وجود داشته باشد اما در ارتباط با کمالیست ها چنین چیزی امکان پذیر نیست. اینگونه تسویه کردن ها کشور را تضعیف می کند باید بگوییم که ۷۰ هزار نفر از افرادی را در ساختار قوه قضاییه، ارتش، بوروکراتیک، آموزش و پرورش و دانشگاه تسویه میکنند. این حرکت های ضدکودتاست و حتی قصد دارند که جلوی راهپیمایی های مدنی را در خیابان بگیرند. یعنی میترسند و حتی ممکن است یک بسیج اجتماعی راه بیاندازند. مساله دیگر اینکه دولت به مردم اعلام کرده که وضعیت اضطراری است و ممکن است عناصری از کودتا باقی مانده باشند و شاید قصد داشته باشند حرکت های دیگری انجام دهند. ولی در مورد آقای گولن باید بگویم که در ایران آقای فتح الله گولن را خیلی نمی شناسند. گولن در واقع یک نوع اسلام دموکراسی، مدنی یا اسلام اجتماعی یا به دنبال اسلام مدرنیته است یا تفکر کانتی دارد اما از این جهت که مخالف ماست باید مورد مطالعه قرار بگیرد. یعنی از یک جهت هم با مدل ایران، یا مدل اسلام سیاسی ایران مخالفت میکند در حالی که خودش از اسلام مدنی دفاع می کند. من فکر میکنم اگر شفقنا زمینه این را داشته باشد که تحقیقات بیشتری انجام دهد مشخص می شود دیگر در سطح خاورمیانه اسلام طالبان، اسلام داعش، اسلام النصره و اسلام رادیکال جواب نمیدهد. و در نهایت سه اسلام می ماند که برای هم شاخ و شانه میکشند، یکی اسلام سیاسی مدل ایران هست، دوم اسلام مدنی گولن و سوم اسلام مدل الازهر و این سه اسلام در آینده با یکدیگر چالش اساسی خواهند داشت. مثلا در مورد گولن چهره سخیفی نشان می دهند که در اسراییل آموزش می دهد درحالی که مثلا نمی گویند که او در ابتدا پیرو امام خمینی(ره) بوده است و ما نتوانستیم جذبشان کنیم. گولن رفت و آمدهایی به تهران داشت و طرفدار اسلام بوده و تنها مفسر قرآن به زبان ترکی فتح الله گولن است، ما اصلاً اسلام ترکی تفسیر قرآن به غیر از ایشان داریم؟
مرجانی نژاد: بله. داریم منتهی ایشان یکی از اولینها در این زمینه بودند.
اطهری: یکی از اولین ها و شاید یکی از برترینهاست به هر حال یک رقیب سرسختی برای ما و حوزه و اندیشهای است که سعی میکند قرائتی از اسلام داشته باشد که میگوید اول مدرسه بعد مسجد. و اصلاً حجاب و اینها یعنی چه! نه این که حجاب نباشد اما میگوید که چه چیزهایی باید مقدم باشد یا مثلاً اول تصدیق جامعه مدنی و بعد به سراغ قدرت سیاسی برویم، از اسلام سیاسی متنفر است و اسلام سیاسی را قبول ندارد. خود گولن به دنبال قدرت نیست اما طرفداران گولن را نمیتوانیم بگوییم دست به کودتا نمی زنند یعنی می گویم که خود طرفداران گولن بدشان نمیآید که قدرت در دست گولنیست ها بیفتد چراکه طرفداران گولن بسیار اذیت شدند. استاد به شما خواهند گفت که گولن مدارسی از جمهوری آذربایجان، آسیای مرکزی، قفقاز تا اندونزی و مالزی و تا آلمان و اروپا دارد و زمانی هم که یونس امره (مراکز فرهنگی ترکیه در سطح جهان) تاسیس شد اکثراً از بچه های گولن برای آنها استفاده میکردند.
*رابطه گولن با اردوغان تحت تاثیر چه مسایلی قرار داشت که این دو نفر بعد از گذشت ۹-۱۰ سال همکاری به اینجا رسیدند؟
مرجانی نژاد: فعالیت های فرهنگی گولن یک نوع اسلام مدنی است اما آقای اردوغان دنبال اسلام سیاسی نوع اخوانی است، گولن یک عالم روحانی است و به این معتقد است که به دور از حرکت های سیاسی، اصلاح باید اول در داخل فرد شروع شود، فرد به خودسازی برسد و بعد خدمت کند یعنی این خودسازی و ثمرهی اسلام بودن خود را با آموزش و ارتقای آگاهی به دیگران اشاعه دهد و سومین آرمانشان هم این است که اخلاص در این کارها داشته باشند و فقط برای خدا این کارها انجام شود، البته همینطور که آقای اطهری گفتند گولن تحت تاثیر افکار کانتی بوده بعد آقای گولن با این سه آرمان در ترکیه شروع به فعالیت کرد و به دور از حمایت دولت و تنها با نهادهای مردمی حتی با مالیات های اولیه زکات اسلامی، شروع به کار کردند و وقف ها و بنیادهای مالی بزرگی تشکیل دادند که بانک آسیا که الان دولت اردوغان روی آن دست گذاشته است سیصد میلیارد دلار سرمایه داشت یعنی در سطح یک مملکت سرمایه داشت لذا دعوای گولن و اردوغان از آن زمان شروع میشود که همکاران و فرزندان آقای اردوغان یک فساد مالی را افشا کردند و فوراً از سوی آقای اردوغان ۳۵۰ پلیس و دادستان در این رابطه از کار برکنار شدند. دعوای اصلی اینها این بود که آقای گولن خود را بالاتر از اردوغان میدانست. تقریباً میخواست مانند ولایت فقیه در ترکیه باشد و آقای اردوغان هم رییس جمهور زیر دستش باشد.اما خوی اردوغان در این چند سال نشان داده که جز خودش کسی را نمیپذیرد؛ لذا دعوای این دو باعث شد که گولنیستها و اردوغانیستها راهشان از یکدیگر جدا شود و به اینجا برسد که الان کمالیستها را رها کردند و دنبال گولنیست ها افتادند.
* از مسایل مهمی که اردوغان در سال های اخیر با آن مواجه بود و مورد مناقشه قرار گرفت بحث دخالت در امور سوریه است؛ به طوری که روی پاسپورت برخی داعشی ها مهر ترکیه خورده است؛ این سیاست های اردوغان را در راستای کودتای ترکیه چطور ارزیابی می کنید؟
مرجانی نژاد: آقای اردوغان از قبل با تعویض و تغییر احمد داوود اوغلو و آوردن بن علی ایلدیریم قصد انجام تغییرات و اصلاحات نسبی در سیاست های خارجی خودشان در منطقه و در سطح بین المللی داشت. اولین آثار این تغییر هم ایجاد روابط با مسکو، نامه عذرخواهی که برای پوتین فرستاد و عادی سازی روابط با تلاویو و ارسال پیام به تهران، اولین بود که کودتا فرصت نداد آنها تکمیل شوند. در همان اثنا و قبل از کودتا، ترکیه توسط آقای بن علی ایلدیریم و وزیر امور خارجه خود اعلام کرد که قصد دارد در سیاست های سوری خود تغییراتی ایجاد کند که وزیر امور خارجه عربستان شدیداً به این امر اعتراض کرد و گفت ترکیه نمیتواند به این زودی از این مسایل دست بکشد، اینها برای ترکیه هزینه بردار خواهد بود! پس این اقدامات قبل از کودتا انجام شد و بعد از کودتا هم دولت بن علی اعلام کرده که در سیاست های منطقهای تغییراتی ایجاد خواهیم کرد و با همه همسایگان دوستی و مراودات خود را ارتقا خواهیم داد و ترکیه در یک پلان عمومی قصد دارد با تهران، مسکو، دمشق و هم با ریاض به ایجاد رابطه صمیمانه بپردازد اما بر حسب منافع ملی خود می خواهد اقداماتی انجام دهد یعنی درست است که اعلام میکند آقای اسد باید برود اما میگوید ما میتوانیم همزمان با سوریه روابط تجاری داشته باشیم، همزمان میتوانیم با تهران و مسکو رابطه تجاری داشته باشیم، چون همانطور که گفتیم اولویت و اهرم آقای اردوغان مسایل اقتصادی است که نمی خواهد آن را از دست دهد و حتی اگر با اسد مخالف باشد باز به دنبال روابط تجاری است و چانه زنی های سیاسی بر حسب منافع ملی خود را قدم به قدم و گام به گام انجام خواهد داد. در یک چارچوب کلی میتوانیم بگوییم که نسبت به دوره آقای داوود اوغلو تغییرات محسوسی در سیاست خاورمیانهای ترکیه مشاهده خواهد شد.
اطهری: سیاست خارجی ترکیه دو پارادایم عمده داشت؛ یک پارادایم در سیاست خارجی ترکیه عنوان شد که به اصطلاح یک نوع امحاء مشکلات با همسایگان بود و این سیاست خارجی بسیار تاثیر گذار بود و در واقع این سیاست ترکیه به دنبال حل مشکلات با همه کشورها بود پس پارادایم سیاست خارجی ترکیه بر اساس تنش صفر با همسایگان بود حتی با ارمنستان هم که مشکل داشت قرارداد امضا کرد در حالیکه پارلمان ارمنستان مقاومت می کرد و برترین موقعیت اقتصادی هم به دست آوردند. حتی با سوریها مانور نظامی برگزار کردند به طوری که خانواده اسد با خانواده اردوغان به پیک نیک میرفتند. حتی اردوغان به دنبال ایجاد ویزای شنگن بود، در سطح اروپا میخواست به اتحادیه اروپا بپیوندد و اعتبار بین المللی خیلی خوبی به دست آورد، وارد شورای امنیت شد، با عراق ۴۲ پروتکل امضاء کرده بود، با ایران و سوریه چندین پروتکل امضا کرد، در کل در حال ایجاد شکل گیری بهترین روابط بود. درآمد سرانه ترکیه به نزدیک ۱۱هزار دلار رسید و وقتی این قدرت اقتصادی عظیم را به دست آورد که در تاریخ ترکیه بی سابقه بود، بهار عربی شروع شد که این پارادایم دچار جابجایی شد. نام این پارادایم را دیپلماسی تهاجمی نگداشتند بلکه در ادبیات سیاسی جهان نام آن را نوعثمانیسم گذاشتند معنی آن این بود که جایی که عثمانی جای پایی داشت ترکیه آنجا هست. یعنی از شمال آفریقا شروع میشد تا خلیج فارس و بالکان آسیای مرکزی و قفقاز و اینجا بود که تمام پول هایی که ما ۴۰-۳۰ سال در جمهوری اسلامی خرج کردیم ترکیه همه را صاحب شد. تا سال ۲۰۰۷ در اثر مشکلات با همسایگان تبدیل به ژئوپلیتیک گروه های نفتی و مرکز انرژی جهان شد و ایران را بیچاره کرد یعنی زمانی که می توانستیم در مورد نفت و انرژی برای دنیا و اروپا پایگاه باشیم با مشکلات و مخالفت هایی که آمریکایی با ما کردند ترکیه تبدیل به مرکز انرژی شد. داوود اوغلو بر خلاف کسانی که در ایران تئوریسین بوده و معتقد هستند باید خاورمیانه را دور زد و با غرب رابطه برقرار کرد، معتقد است که ما در منطقه قدرت پیدا میکنیم و خود غرب به ما احترام میگذارد، چیزی که ما الان داریم تجربه میکنیم. الان کشوری هستیم که وقتی در منطقه قدرت پیدا کردیم غرب با ما پشت میز مذاکره نشست. این عقیده من است که غرب زمانی ما را جدی میگیرد که در منطقه قدرتی داشته باشیم؛ بنابراین این دو پارادایم در سیاست خارجی ترکیه اتفاق افتاد با افول بنیان اقتصادی با ساقط کردن هواپیمای روسیه، توریسم، مشکلات اقتصادی جهانی، مشکلات اقتصادی منطقه ای، بیشترین موقعیت تجاری را در عراق و سوریه داشت حالا دوباره دچار شیفت پارادایمی شده یعنی دوباره برگشته به سیاست اولیه و اعلام کردند که قصد دارند به تنش صفر با همسایگان باز گردند یعنی همان پارادایم اولیه. داوود اوغلو و هر چیز دیگری تحت عنوان نوعثمانی گری و دیپلماسی تهاجمی قربانی شد و دوباره به دیپلماسی صفر با همسایگان بازگشتند و اعلام کردند میخواهند با همسایگان دوست باشند، از تعداد دشمنانمان بکاهیم و بر تعداد دوستانمان بیفزاییم. باید بگویم قانون اساسی کمالیسم، یک دیکتاتوری بود اما وقتی ارتش کودتا کرد لیبرال ترین قانون اساسی را نوشت. این ارتش تنها گروه نوساز بودند و اصلاً جامعه ترکیه را اینها ساختند. تنها گروهی که میتواند جامعه را حل و فصل کند و منافع ملی را طرح کند ارتش است.
انتهای پیام










