یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

جاسوسی که تلاش کرد جنگ افغانستان را متوقف سازد

شفقناافغانستان-رابرت گرینر، در کتاب جدیدش (88 روز در قندهار)، که یک دفتر ثبت رویدادهای روزمره‌ی سازمان سیا است، به خوانندگانش یادآوری می‌کند که تصامیم پیروزی‌های اجتناب‌ناپذیر ظاهری را در واقع حاشیه‌های کوچک و گاهی خودسرانه می‌گیرند.

 

تاریخ افغانستان، یا حداقل واقعیت معاصر این کشور، احتمالا نتیجه‌ی تصمیم‌های چند تن محدود است. در 5 ماه دسامبر 2001، زمانی که یک بمب 2000 کیلویی هوشمند از آسمان پرتاب شد، حامد کرزی در یک مکتب در افغانستان ایستاده بود. او هنوز رییس جمهور افغانستان نبود، چیزی که باعث حیرت دیپلمات‌های امریکایی شده بود یا قرار گزارش‌ها ده‌ها میلیون دالر از سازمان سیا دریافت کرد. او صرف رهبر یک نیروهای کوچکی که احتمالا تعداد آن‌ها به 120 تن از افغان‌ها می‌رسید، بود که صادقانه تلاش می‌کردند طالبان را شکست بدهند.

 

یک امریکایی که کرزی را همراهی می‌کرد، نوعی از کنترول‌کننده را با خود داشت که بد عمل کرد و حمله‌ای را به موقعیت خودش فراخواند. کرزی خوش‌شانس بود؛ [چون] وقتی بمب اصابت کرد، او صرف به خاطر افتادن یک آیینه از دیوار، زخم کوچکی را متحمل شد. نزدیک به 40 تن زخمی یا کشته شدند و سر یک مرد از تنش جدا شد. اگر کرزی در موقعیت متفاوتی ایستاده بود، نمی‌توانست روز آینده تماس تیلفونی را جواب بدهد که به او خبر دادند، به عنوان رییس حکومت موقت افغانستان تعیین شده است. به زودی، کرزی رییس جمهور شد.

 

این یکی از حکایت‌های متعدد در 88 روز به قندهار است. 88 روز به قندهار، یک دفتر خاطرات سازمان سیا است که رویدادهای دوران رابرت گرینر به عنوان رییس مرکز سازمان سیا در پاکستان، قبل و بعد از حمله‌ی یازدهم سپتامبر، را شرح می‌دهد. این کتاب روی تلاش‌های گرینر در کشاندن القاعده و طالبان به خارج از قندهار در 88 روز، پس از حملات در نیویورک و واشنگتن متمرکز است.

 

آنچه که خاطرات گرینر را منحصر‌به‌فرد می‌سازد، این است که این خاطرات جنگ را در زمان واقعی آن به تصویر می‌کشد. مانند آنچه که برای کرزی واقع شد، موفقیت‌ها اغلب به شانس بر می‌گردد و تراژدی تصادفی است. این کتاب تذکر مفیدی می‌دهد که در واقع تصامیم پیروزی‌های اجتناب‌ناپذیر را حاشیه‌های کوچک و گاهی خودسرانه می‌گیرد.

 

خوانندگان 88 روز به قندهار نمی‌توانند کمکی کنند، مگر این‌که فرض کنند چیزهایی که اتفاق افتاده‌اند، یک یا دو جزئیاتی داشته‌اند که تغییر کرده‌اند. به طور مثال، اگر کرزی در حمله‌ی هوایی کشته می‌شد، چه کسی افغانستان را رهبری می‌کرد؟ متأسفانه، یکی از بزرگ‌ترین «چه می‌شد اگرها» در این کتاب می‌توانست از جنگ به طور کلی جلوگیری کند و جان هزاران تن و صدها میلیون دالر را نجات دهد. چند روز بعد از سقوط برج‌های دوقلو، گرینر به ایالات بلوچستان پاکستان سفر کرد تا با ملا اختر محمد عثمانی، فرمانده طالبان در جنوب افغانستان، دیدار کند. عثمانی فرمانده خودمختار درجه‌ی دوم طالبان بود و گرینر تلاش کرد او را متقاعد سازد که این گروه باید اسامه بن لادن را از افغانستان اخراج کند. عثمانی آماده بود این کار را انجام دهد؛ اما نتوانست رییسش (ملا محمد عمر) را متقاعد سازد. گرینر دنبال ایجاد تفرقه را گرفت و عثمانی را تشویق کرد تا عمر را [از قدرت] خلع کند. به طور شگفت انگیزی، عثمانی موافقت کرد. اما کودتا هرگز اتفاق نیافتاد، عثمانی ذهنیتش را تغییر داد.

 

چه می‌شد اگر عثمانی پیش‌نهاد قدرت را دنبال می‌کرد و بن لادن را از افغانستان اخراج می‌کرد؟ مسلما این کار مسیر جنگ و شاید چهره‌ی کل منطقه را تغییر می‌داد. گرینر یک بار دیگر به خوانندگان خود تذکر می‌دهد که خط [فاصل] میان یک سرنوشت عمیق و دیگری، یک کاغذ نازک است.

 

در برآورد گرینر، بهترین جاسوسان– آن‌هایی که در سایه‌های فعالیت دارند، کسانی‌اند که درک می‌کنند چه چیزی عمل یک فرد را تحریک/هدایت می‌کند. این تحریک‌کننده/هدایت‌کننده برای برخی‌ها، پول است. برای دیگران، احترام است. از این منظر خواسته‌ها و نیازهای انسان است که 88 روز به قندهار به شدت سیاست حکومت ایالات متحده در افغانستان را انتقاد می‌کند. گرینر می‌گوید که ایالات متحده یک کشور بدوی با فرهنگ قبیله‌ای را پایمال کرد. ما آخرین اشغال کننده در کشوری شدیم که بسیاری از آن‌ها [اشغال‌کنندگان] را شاهد بوده است، و جایی در امتداد راه، فراموش کردیم که برای افغان‌ها بهترین چه بود.

 

او در مورد چیز‌هایی که فکر می‌کند انگیزه‌های سیاسی دارد، چیزی را پنهان نمی‌کند و اعلان حکومت باراک اوباما، رییس جمهور امریکا، در سال 2009 بر مبنی بر افزایش نیروها در افغانستان را، در حالی که به طور همزمان اظهار کرد نیروها در هجده ماه بعد [از افغانستان] خارج خواهند شد، «جرم» خواند. وی می‌گوید که در عوض، مانند [تعهد ایالات متحده] در آلمان و کره جنوبی، ایالات متحده باید ماندن تعداد کمی از نیروها در درازمدت در افغانستان را تعهد می‌کرد. این استراتژی از لحاظ سیاسی غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسد – حتا گرینر اشاره می‌کند که امریکایی‌ها صبر جنگ‌های طولانی‌مدت را ندارند.

 

تنش میان سیاست واشنگتن و واقعیت‌های موجود در افغانستان روایتی است که در سراسر این کتاب به آن پرداخته شده است. اما در هفته‌ی جاری، پاره‌ای از افغانستان به واشنگتن آمد. چنانچه اشرف غنی، رییس جمهور جدید افغانستان، از واشنگتن دیدار کرد، به نظر می‌رسد که غنی در مقایسه با کرزی، رییس جمهور پیشین، از لحاظ سیاسی زیرک‌تر و داناتر باشد؛ اما این امر سفر آرام را ضمانت نخواهد کرد.

 

اوباما تعهد کرده است که قبل از ترک قدرت در سال 2016، تقریبا تمام نیروهای ایالات متحده را از افغانستان خارج کند، هرچند در اوایل هفته‌ی گذشته اعلان کرد که تا آن زمان، نیروهای بیش‌تری را در این کشور خواهد گذاشت. از آنجایی که غنی خواهان بررسی دوباره‌ی جدول زمانی [خروج نیروهای امریکایی از افغانستان] شده است، احتمالا این خبر برای او خبر خوش‌آیندی بود؛ اما برخی دیگر با خروج به صورت کلی مخالفت کرده‌اند. در واقع، گرینر استراتژی فعلی را «رهاکردن» می‌نامد.

 

از بسیاری جهات افغان‌ها با رها شدن [به حالت خود] عادت کرده‌اند. به نظر می‌رسد که میان بریتانیایی‌ها، روس‌ها و امریکایی‌ها دوره‌ای از جنگ و خروج وجود داشته باشد. قابل ذکر است که زمانی گرینر تلاش می‌کرد عثمانی را برای تحت کنترول‌ گرفتن طالبان متقاعد سازد، او دقیقا کلمه‌ی «رهاکردن/شدن» را استفاده کرد. او به عثمانی گفت: «ما درک می‌کنیم که با رها کردن افغانستان [به حالت خودش]، پس از خروج شوروی، اشتباه کلانی را مرتکب شدیم. ما این اشتباه را تکرار نخواهیم کرد».

 

آیا رهاکردن چیزی است که افغان‌هایی مانند عثمانی را تحریک و هدایت می‌کند؟ اگر بلی، پس به جاسوسان و سیاست‌مداران آینده توصیه می‌شود 88 روز به قندهار را بخوانند. برخلاف تغییرات در سیاست فعلی، امریکا افغانستان را در سال 2016 ترک خواهد کرد و چرخه‌ی جنگ به خوبی از سر گرفته خواهد شد.

منبع: فارن پالیسی

 

نویسنده: جستین لینچ

 

برگردان: حمید مهدوی

 

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط