شفقناافغانستان- در آستانه مذاکرات نهایی بر سر مساله هسته ای ایران که در روز 11 حمل اتفاق خواهد افتاد، مجله فوربس با انتشار مقاله ای مفصل بر لزوم دستیابی به توافق هسته ای با ایران تاکید کرده و نوشته است: «آمریکایی ها باید پافشاری کنند تا واشنگتن صلح را بپذیرد.»
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، در این مقاله آمده است: حدودا در مدت چهار دهه ایران یکی از دشمنان اصلی واشنگتن بوده است. اما اکنون قراردادی در پیش روست تا تهران را از گسترش تجهیزات اتمی برحذر بدارد. متاسفانه هرگونه توافقی در این زمینه با مخالفت های مهمی رو به رو می شود. [حتی] برخی از آمریکایی ها، از جمله بسیاری از اعضای جمهوری خواه کنگره، از صلح بیشتر از جنگ می ترسند.
اما هنوز تهران تهدیدی برای آمریکا نیست. آمریکا بزرگترین قدرت نظامی جهان با پیشرفته ترین مهمات جنگی هسته ای و شگرف ترین نیروی جنگ افزاراست. تنها به همین یک دلیل بعید است که تهران بخواهد به آمریکا حمله کند. ایران برای بقا خود چنین کاری انجام نمی دهد.
در سال 1953 واشنگتن به سرنگونی نخست وزیر محمد مصدق، که به صورت دموکراتیک انتخاب شده بود، کمک کرد. آمریکا پس از سرنگونی شاه ایران در سال 1979 به او پناه داد و سپس در جنگ تحمیلی علیه ایران از صدام حسین پشتیبانی و او را تقویت کرد. در جنگ 2003 علیه عراق بسیاری از تحلیلگران آمریکایی آشکارا از حمله به ایران حمایت کردند. رییس جمهوران جورج بوش و باراک اوباما مرتبا اعلام داشتند که گزینه حمله نظامی علیه ایران روی میز است. رهبران اسرائیل نیز درخواست حمله به ایران را داشته اند.
اما سناتور تام کاتن، با نگارش نامه به ایران و ذکر این مطلب که «یک ایران دارای توانایی های هسته ای بزرگترین تهدید پیش روی آمریکا در حال حاضر است» موقعیت را کاملا وارونه جلوه داد.
واشنگتن هنوز دلیل خوبی برای مخالفت با دستیابی ایران به سلاح های هسته ای دارد. با این وجود اهمیت خاورمیانه بیشتر از همیشه شده است. بازار انرژی جهانی است. ناپایداری منطقه ای همیشگی است. یک بمب هسته ای در حال حاضر نیز در پاکستان همیشه خطرناک موجود است. [بنابراین] آغاز یک جنگ بزرگ دیگر در خاورمیانه برای آمریکا خطرناک تر از زندگی با یک کشور هسته ای خواهد بود.
اسرائیل نگران یک اسلحه هسته ای محتمل ایرانی است اما هنگامیکه در سال 2011 از وزیر دفاع وقت این رژیم، ایهود باراک، پرسیده شد که آیا ایران بر اسرائیل بمب هسته ای می اندازد، وی پاسخ داد: «نه بر اسرائیل و نه بر هیچ یک از دیگر همسایگان». در دسامبر 2010 رییس سابق موساد نیز اذعان داشت: «دولت اسلامی تهران معقول است و تمامی جوانب فعالیت های خود را می سنجد.»
هیچ کس نمی داند که فعالیت هسته ای تهران تا چه میزان است. اما شاه که متحد واشنگتن بود برنامه هسته ای ایران را آغاز کرده است… به نظر نمی رسد که ایران در حال حاضر برنامه ی سلاح هسته ای فعالی داشته باشد… در طی سال ها به اشتباه جار زده شد که ایران در حال ساخت سلاح های هسته ای است. اما در مقابل مذاکرات با وضع زمان تعلیق ظرفیت تهران را کاهش می داد، یعنی زمان لازم برای غنی سازی مقدار کافی اورانیوم. قبل از برنامه اقدام مشترک زمان تعلیق یک ماه بود. اکنون دو تا سه ماه است. آمریکا امید دارد که این زمان را به یک سال برساند. [این اقدام موجب می شود که] تهران به عنوان دولتی که در آستانه دستیابی به قدرت هسته ای قرار دارد باقی بماند اما در حال حاضر نیز ایران به طور قانونی تحت معاهده عدم اشاعه هسته ای (NPT) در چنین موقعیتی قرار دارد.
اصلی ترین بحث امروز این است که آیا غرب خواستار پایان کامل فعالیت های هسته ای ایران است یا موافق با محدود شدن آن؟!
این انتخاب نمونه ای کلاسیک از انتخاب بین کامل دست نیافتنی و خوب واقع گرایانه است. بعید است که ایران تسلیم شود و از برنامه هسته ای خود صرفنظر کند. چرا که حمایت بومی زیادی برای برنامه هسته ای ایران وجود دارد و حتی دوستداران غرب از حقارت ملی خوشنود نمی شوند. در مقابل یک معاهده محدودکننده تر می تواند از توسعه فعالیت اتمی جلوگیری نماید چرا که هیچ ملتی نتوانسته است تحت نظر ناظران آژانس بین المللی انرژی اتمی سلاح هسته ای بسازد، از جمله 6 کشوری که در خاک خود غنی سازی اورانیوم انجام می دهند اما سلاح هسته ای ندارند.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، برای مخالفت با مذاکرات حضوری نمایشی در کاپیتول هیل داشت اما هیچ یک از استدلال های او برای مخالفت متقاعد کننده نبود. هیچ گواهی وجود ندارد که ایران به جنگ تن نخواهد داد. “راجر کوهن” روزنامه نگار نیویورک تایمز متذکر شده است که «ارتباط اقتصادی بزرگتر با جهان و حساسیت آینده تدریجی نسل جوان ایرانی ها که به غرب کشیده شده» می تواند سیاست خارجی تهران را میانه رو کند. ممکن است فریبی در کار باشد اما احتمالا تهران از توافقنامه، نسبت به چیزهایی که از دست می دهد، چیزهای کمتری را بدست می آورد. متاسفانه آنگونه که جمهوری خواه جان شاکوسکی استدلال کرده است، سخنرانی نتانیاهو بار دیگر تلاشی برای تحریک ایالات متحده برای شروع یک جنگ دیگر بود (پیش از این نتانیاهو از حمله مصیبت بار آمریکا به عراق نیز دفاع کرده بود).
شاید غنی سازی اورانیوم مهمترین حوزه مذاکرات باشد. باید به تهران اجازه داده شود که با پذیرش حدود مابین برنامه های هسته ای غیرنظامی و نهانی، شامل گام هایی برای به تاخیرانداختن امکان برگشت، غنی سازی اورانیوم انجام دهد و تحقیقات هسته ای خود را هدایت کند. برنامه اجرایی می بایست بر اساس نیازهای فنی باشد اما با ملاحظات سیاسی تعدیل و تنظیم گردد. هم واشنگتن و هم تهران می بایست مزایای کافی دریافت کند تا رسیدن به صلح در این پیکار قدرتمند توجیه پذیر باشد. پیشرفت مستمر و مداوم در سال های آینده ضروری است تا پشتیبانی برای توافقنامه باشد. گروه بحران بیان کرده که ضروری است تا «برخی از امتیازات سختگیرانه به تعویق بیفتد تا زمانی که هر دو طرف به یک رابطه جدید عادت کنند». گروه بحران جدول زمانی پیچیده و چند مرحله ای را برای رسیدن به ملزومات تعیین کرده است. به علاوه تحریم ها می بایست تعلیق گردد و به تدریج در طی زمان مرتفع شود تا به ایران برای پیشرفت پاداش داده شود، هم زمان که انگیزه های آن برای تکمیل پروسه حفظ گردد.
احتمالا این رویکرد بهترین رویکردی است که غرب می تواند داشته باشد. حفظ غنی سازی هسته ای در مقیاس صنعتی برای غرور ملی ایرانیان مساله ای به اهمیت انرژی و اقتصاد است. ایران پس از حل مسائل آژانس بین المللی انرژی اتمی و تحت مانیتورینگ شدید اجازه خواهد یافت که افزایش کنترل شده ای در ظرفیت غنی سازی داشته باشد.
برای تهران نیز توافق بهترین گزینه است. تنها استقرار مجدد در جامعه بین الملل می تواند نیازهای اقتصادی و امنیتی ایران را تامین کند. رد محدودیت ها در فعالیت های هسته ای تداوم بحران اقتصادی و انزوای ژئوپولیتیک و خطر حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را برای ایران در پی خواهد داشت.
اما مسائل دیگری نیز مابین ایران و غرب وجود دارد. واشنگتن پست اعتراض کرده است که دولت «تلاش های سلطه جویانه در حال افزایش ایران را برای توسعه تاثیرگذاری خود در خاورمیانه نادیده گرفته است.» نتانیاهو نیز بر این مساله تاکید کرده است که «جهان باید از ایران بخواهد که درازدستی خود را به همسایگانش در خاورمیانه متوقف کند».
هنوز تهران، در مقابل آمریکا، نه بمباران کرده، نه حمله کرده و نه همسایگان ایران را اشغال نموده است. نیروی نظامی ایران کمتر از اسرائیل، عراق و قطر هزینه می کند و عربستان سعودی بیش از 5 برابر تهران هزینه صرف اقدامات نظامی خود می کند.
موقعیت منطقه ای بسیار برای ایران خصومت آمیز است. در طی دهه های متمادی آمریکا در امور تمامی کشورهای همسایه ایران مداخله کرده است. واشنگتن از صدام حسین در حمله به ایران حمایت کرد. اسرائیل هر زمان که ضروری دیده است همسایگان این کشور را بمباران کرده است. عربستان از طالبان در افغانستان پشتیبانی کرده، گروه های سنی رادیکال در سوریه تشکیل داده و در بحرین که اکثریت شیعه ستمدیده دارد مداخله نظامی کرده است. [حال باید پرسید] چه کسی سلطه جوترین قدرت است؟
خواستن ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای تسلیم، خطری برای مذاکرات هسته ای است. در مقابل حل مساله هسته ای شانس مواجه شدن با دیگر مباحث را افزایش می دهد. یک ایران کامیاب تر به طور طبیعی تاثیر منطقه ای بیشتری خواهد داشت و تفاوت های مهمی باقی خواهد ماند. اما حوزه های مهمی برای همکاری ایران و آمریکا وجود دارد. این دو دولت می بایست در مساله افغانستان و عملیات ضدراهزنی همکاری کنند. در عمل ایران هم پیمانی برای مبارزه با داعش (و نیز القاعده و طالبان) است. پیشرفت های بیشتر در رابطه با واشنگتن می تواند ایران را از برخی از الصاق های رادیکال آن بیرون بکشد. سید علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز گفته است که پس از امضاء توافقنامه هسته ای، دو کشور «به گونه ای رفتار خواهند کرد که از انرژی خود در مقابل یکدیگر استفاده نکنند».
با این وجود منتقدان به مذاکرات از جمله نتانیاهو و جمهوری خواهان وعده توافق بهتری را می دهند اگر دولت آمریکا استوار در مقابل ایران بایستد. سناتور کاتن تاکید کرده است: «ایالات متحده می بایست تمامی دلجویی ها، مصالحه ها و آشتی ها با ایران را که با مذاکرات جعلی هسته ای آغاز شده متوقف کند». جهت گیری این گروه مشخص است: ایران باید تسلیم شود.
اما چنین درخواستی ایران را برای توسعه قابلیت های هسته ای خود تشویق می کند. حتی بسیاری از ایرانیانی که نسبت به آمریکا رویکرد مثبت دارند از برنامه هسته ای کشورشان حمایت می کنند و نمی خواهند که از خارج بر آنها حکومت شود. اگر رییس جمهور روحانی تسلیم چنین پیشنهادی شود با انتقادهای متعددی مواجه خواهد شد. “تریتا پارسی” رییس شورای ایرانیان آمریکا (نایاک) نیز اذعان داشته است که روحانی «دستیابی به یک توافق را می خواهد و به آن نیاز دارد اما نمی تواند به توافقی تن دهد که پایانی بر شخصیت سیاسی او در ایران باشد.»
به علاوه ایران پاسخ فشارهای گذشته را با رفتن به سمت واشنگتن نداده است. تهران سانتریفیوژها را اضافه کرد و قابلیت بازفرآیندها را افزایش داد. تنها برنامه اقدام مشترک 2013 این پروسه را متوقف کرد. تقاضای آمریکا برای تسلیم ایران خطر آغاز دوباره تلاش های هسته ای ایران را در پی دارد و تهران را تشویق می کند که با دنبال کردن راه کره شمالی NPT را به طور کامل ترک کند.
با پیشرفت مذاکرات، برای آمریکا جذب حمایت بین المللی از تحریم ها مشکل تر خواهد شد. چین و روسیه درحال حاضر نیز دلایلی دارند تا رابطه خود را با آمریکا بشکنند. اروپایی ها به دنبال تجارت با ایران هستند و واشنگتن را برای تجدید بحران سرزنش خواهند کرد. ممکن است جنگ تنها گزینه جایگزین واشنگتن در قبال یک ایران هسته ای باشد.
[اما] در صورت وقوع چنین جنگی نیز این اقدام بمباران ملتی خواهد بود که آمریکا را تهدید نکرده است و در حقیقت دلیل خوبی برای تجهیز نظامی ایران برای پاسخ دادن به تهدیدهای واشنگتن خواهد بود. به علاوه حمله نظامی تنها برنامه هسته ای را به تاخیر خواهد انداخت اما آن را متوقف نخواهد کرد. سپس تهران برای اقدام با سرعت هر چه تمام تر دلیل دارد چرا که هیچ چیز دیگری ایران را از حمله بعدی در امان نگاه نمی دارد. واکنش توده در عراق و دیگر مناطق جهان اسلام نیز می تواند فاجعه آمیز باشد.
بنابراین مذاکرات به عنوان تنها گزینه واقع گرایانه باقی می ماند. مزایای رها کردن هرگونه طراحی نظامی نیز به همین اندازه مهم است.
در حدود چهار دهه دشمنی و نزاع بین آمریکا و ایران باعث بدشکل شدن روابط آمریکا با همه کشورهای خاورمیانه شده است. واشنگتن پیوسته خود را در جنگ دیده است، به طور مداوم با رژیم های مستبد هم پیمان شده و به طور مکرر از نتایج اشتباهات قبلی خود متضرر شده است. یک سلاح هسته ای احتمالی ایرانی به خودی خود نتیجه سیاست آمریکاست.
در هر حال، مذاکرات جاری فرصت منحصربه فردی را همزمان برای محدود کردن اشاعه فعالیت های نظامی هسته ای و کاهش تنش ها در خاورمیانه فراهم کرده است. موفقیت تضمینی ندارد اما آمریکایی ها باید فرصت ممکن برای صلح را در آغوش بکشند. دولت اوباما در حال حاضر مسوولیتی خطیرتر از به نتیجه رساندن موفقیت آمیز مذاکرات جاری با ایران ندارد. برای مردم آمریکا و ایران شکست یک گزینه نیست.
ترجمه :شفقنا
منبع: فوربس
انتهای پیام
