شفقنا افغانستان-اشاره: آتشی که فرخنده را خاکستر کرد، تاریخ ودین مداری یک جامعه ضد دینی مبتلا به اوهام را نیز حریق کرد.
جامعه افغانستان، آمادۀ پذیرش واستقبال از حرکت داعش است.
خبرهایی میرسد که فرخندۀ مظلوم عامل آتش زنی به قرآن در زیارت جوار مسجد شاه دو شمشیره نبوده و عکس های منتشره از قرآن نیمه سوخته درشبکه های مجازی جعل شده است.
این که دراحکام دینی وسیرۀ ائمه درین باره چه گفته شده و احکام اسلام یا جاهلیت درین باره چیست، از عمق فاجعه و انفجار فضلیت در وجدان عمومی دریک جامعه مسخ و گمراه چیزی کم نمی کند. این ها چه چیزی را میخواهند اثبات یا وارونه کنند؟ حال چه کسی درپذیرش این حقیقت تردید میکند که مردم یک جامعه سزاوار همان سرنوشتی اند که به آن گرفتار آمده اند. چه کسی میتواند انکار کند که این «ملت شهید پرور!» قریب چهل سال است که برای بنا کردن کاخ های سیاه افراطیت، داوطلبانه خون داده و هنوز گمان میبرد که کلید رستگاری ونجات را دربغل جیبش قید کرده است! به قول سیاف، آزادی خود را یافته است.
داعی الحق عابد معین وزارت حج و اوقات بخشی از نتایج اولیه تحقیقات درمورد حادثه قتل فرخنده را توضیح داده و گفته است که هیچ نشانه یی از آتش زنی قرآن درمیان نیست و برخی اوراق فارسی نیم سوخته در محل پیدا شده است. آقای عابد تصریح کرده که فرخنده با شیوۀ عبادت برخی «مجاوران» زیارت اختلاف داشته است.
درین حال، فردی که نخستین ادعای قرآن سوزی را با صدای بلند به مردم فریاد کرده و آن بانوی بینوا را عامل آن معرفی داشته، همان کسی بوده است که چندی پیش برای دخترجوان تعویظ نوشته بوده است. سرحلقه های فساد جنسی درسیمای تعویض نویس و درنقش برادران شیطان، درتمامی زیارتگاه ها وگذرگاه ها در افغانستان لانه گرفته اند. دربرخی روایت ها آمده است که فرخنده از روی اعتراض و نارضایی، با شمعی که در زیارت بوده تعویظ را حریق کرده و ناگهان تعویظ نویس شیادانه بلند شده و علیه وی شماری از اراذل زن آزار، مادر آزار ومزاحمان خیابانی را شورانده است که های مردم برسید که این زن قرآن را سوختانده است.
در برخی گزارش های تأیید ناشده گفته شده است که تعویظ نویس قبلاً بر فرخنده که از نظر عقل وهوش درسلامتی نبوده، تجاوز کرده و همان روز قرار بود فرخنده دعوا را علنی کند. به هرحال، چهار تن درین رابطه از سوی پلیس دستگیر شده و قوه قضائیه داعشی کابل ( بنا به تجربه یی که از گذشته وجود دارد) ممکن است عاملان جنایت از جمله یک شغال بغلانی را که خودش با افتخار در قتل فرخنده اعتراف نوشته بود؛ به نحوی حمایت کند. جامعه نباید چنین خیره سری قضایی را اجازه بدهد.
آنچه واقع شده یکی دیگر از قتل های بی پایان ناموسی ودینی درسرزمینی است که نه ناموس مسلمان ونه ناموس غیرمسلمان درآن درامان است ونه دین و مذهب توانسته است که آدمیت به وجود بیاورد. فرخنده نام خود را در فهرست یک تحول فکری تاریخی در افغانستان ثبت کرده است. وی از نظر مضمون وماهیت، تمامی قربانیان جنگ وجنایت 37 ساله درافغانستان را یک سروگردن بلند تر، پشت سر گذاشت. مرگ نمادین و انفجاری فرخنده، تاریخی را با خط آتش ترسیم کرد که از تصورات واهی جامعه اسلامی عبور کرده و در ایستگاه آخر حقایق عریان وبسیار بی رحم عینیات، «دُم کنده» شده است.
انتهای پیام
