شفقنا افغانستان-هیچ ورزشی مانند فوتبال ظرفیت متحد کردن مردم را ندارد. از فاویلای برازیل تا استدیومهای اروپا، فوتبال پلی است که سیاست، اقتصاد و فرهنگ را با هم ارتباط میدهد و تقریبا چهار میلیارد انسان، در سراسر جهان زیر پرچم آن گردهم میآیند. برای سرسختترین هواداران، فوتبال زندگی، هویت و دلیل بودنشان است.
در افغانستانِ دوران حاکمیت طالبان، تمام ورزشها ممنوع بودند. مکانهایی که افغانها به آن به دیدهی امید مینگریستند، به نمادهای سرکوب و ترس تبدیل شده بودند. استدیوم غازی در کابل؛ جایی که زمانی جوانان افغانستان در آن فوتبال بازی میکردند، برای اعدام افراد علنی استفاده میشد.
امروز، در افغانستان تغییرات زیادی رونما شدهاند. جادهها، پلها و سدها در سراسر کشور به چشم میخورند. افغانها شاهد نخستین انتقال مسالمتآمیز قدرت در تاریخ کشورشان بودند و در جریان صرف یکدهه، شش سال به میانگین عمر افغانها اضافه شده است.
رسانههای افغانستان نیز رشد فوقالعادهای را تجربه کردهاند. در سال 2001، این کشور صرف یک تلویزیون و یک ایستگاه رادیویی داشت و تقریبا تمام انواع سرگرمی غیرقانونی اعلان شده بودند. امروزه حدود 100 کانال تلویزیونی و ایستگاههای رادیویی که تعداد آن به دوبرابر تعداد تلویزیونها میرسد، تقریبا هفتاد درصد خانهها در سراسر کشور را تحت پوشش قرار میدهند. نمایشهایی که از آوازخوانان زن گرفته تا مناظرههای تلویزیونی [نامزدان انتخابات] ریاست جمهوری را نمایش میدهند، چهرهی افغانستان را تغییر داده است.
موبی گروپ، نخستین شبکهاش (تلویزیون طلوع) را در سال 2003 افتتاح کرد و اکنون با داشتن سه شبکهی تلویزیونی و دو ایستگاه رادیویی و با داشتن 70 درصد سهم مخاطبان، بر بازار [رسانه] تسلط دارد.
دو سال پس از سقوط طالبان، برای اولین بار صدای یک زن روی امواج رادیویی و تلویزیونی قرار گرفت و دو سال پس از آن، ستارهی افغان، پیشآهنگ بهترین استعدادهای آوازخوانی در کشور شد. ما یکبار دیگر با به چالشکشیدن هنجارهای اجتماعی، اجرای برنامه توسط زنان را در تلویزیون ملی نشر میکنیم.
اینها لحظههای عطف بودهاند و برای عبور کشور از برخی از تاریکترین دورهها در طول تاریخ آن نیز حیاتی بودهاند. تلاش موبی گروپ در زمینهی فوتبال، بخشی از این انقلاب فرهنگی است.
یگانگی دور از انتظار
فوتبال محبوبترین ورزش در افغانستان است. اما برای موبی، ایدهی معرفی لیگ برتر افغانستان، به همان اندازهای که به کار و بار آن ارتباط داشت، در صدد تشویق احساسات و ایجاد یک پایه برای تغییر نیز بود. این فرصت دیگری بود تا به جهانیان و خودمان نشان دهیم که چگونه میتوانیم توسط چیزی بیش از سرخط خبرهای رسانههای غربی تعریف شویم.
باوجود تلاشهای فدراسیون فوتبال افغانستان در راستای پیشرفت فوتبال در کشور، فوتبال تامین مالی نشده و به آن توجه نشده است. موبی با این ایده به فدراسیون فوتبال افغانستان نزدیک شد که نه تنها یک لیگ را راه اندازی کند بلکه مطمئین شود که پیشرفت خواهد کرد و پوشش دوامداری که برای ادامهی کار ضرورت دارد، بدست بیاورد. پاسخ، به اتفاق آرا و بدون هیچ مخالفتی، حمایت بود.
ما، با هم دیدگاه و واصول ما در مورد این که لیگ چگونه توسعه خواهد یافت، از جمله پابندی به قوانین فیفا را عملی کردیم. همچنان ما یک تعداد از آرمانهای اجتماعی را که انتظار داشتیم لیگ و شرکتکنندگانش تحقق بخشد، تعریف کردیم. این آرمانها شایستهسالاری، بازی جوانمردانه، صداقت و رفتن به سوی بهبود اجتماعی را شامل بودند. همین که چهارچوب تعیین شد، این لیگ در 2012 متولد شد.
آغاز یک کار نو و مشکل
ترتیبدادن یک مسابقهی فوتبال چیزی است؛ اما معرفی یک لیگ در کشوری که از خشونت آسیب دیده است و در روند بازسازی قرار دارد، کاملا چیزی دیگر. ما نیز به عنوان کارآفرینان، میتوانیم بیتجربه و لجوج باشیم. در آن زمان، ما به اندازهی کافی میدانستیم که باید به جلو حرکت کنیم؛ اما نه به اندازهای که میزان چالشها ما را ناکام کند. این چالشها، بدون در نظرداشت کشاندن هواداران به استادیومی که با آن همه درد و رنج آشنا بود، شامل ایجاد هشت تیم ملی، استخدام بازیکن، مربی و کارمند بودند.
ما بر اساس یک برنامهی تلویزیونی بیسابقه، سراسر کشور را برای بازکنان جستوجو کردیم. با این حال، در افغانستان هیچ کاری آسان نیست. تیم تولید [برنامه] به برخی از ناامنترین مناطق کشور سفر کردند. نگرانیهایی وجود داشت که گروههای مختلف و بزرگان قومی از آنها چگونه استقبال خواهند کرد. اما در برخی از مناطق رهبران محلی طالبان به گروه سفرکننده پیام فرستادند، به آنها اجازهی دسترسی دادند و حمایتشان را [از این برنامه] اعلان کردند و با این کارشان به قدرت ورزش گواهی دادند و نشان دادند که چگونه این ایده میتواند بر تفاوتها برتری یابد.
قبلا، افغانها صدای جمعی قابل توجهی نداشتند. در تشکیل تیمها، از مخاطبان خواسته شده بود تا از طریق پیامک به بازیکنان مورد علاقه یشان رای بدهند. زنان و مردان، جوانان و سالخوردگان، همه، در شکلگیری لیگ حرف خودشان را داشتند. در پایان، پدیدهی لیگ برتر افغانستان در کشور شکل گرفت.
دیدن تاریخ
بهزودی نگرانیها در مورد چگونگی کنترول تعداد [هواداران]، جانشین نگرانی در مورد حمایت افغانها از لیگ شد. مسابقات در کابل محدود اند؛ جایی که در استدیوم ظرفیت 5000 تن را دارد. در بازی افتتاحیه، 10 هزار تن حضور یافته بودند.
پیشبینیها هیجانبرانگیز بودند. احساسات، حتا در در زمختترین چهرهها، لجامگسیخته بودند. با رژهی تیم ملی زنان در کنار زمین فوتبال، حتا اشکها جاری شدند. این مسابقه، نشاندهندهی آغاز یک فصل جدید در کشور و نماد یک پدیدهی بسیار عمیقتر (وحدت ملی) بود.
آغاز لیگ برتر افغانستان شاهد گستردهترین پوشش رسانهای در تاریخ رقابتهای ورزشی در افغانستان بود. در خارج از کشور، نیویارک تایمز، وال استریت ژورنال، گاردین و بیبی سی آن را گزارش دادند.
نیروی تغییر
اکنون لیگ برتر افغانستان وارد چهارمین سالش میشود و بینندگان آن به اوج 13.5 میلیون (حد اقل نیم جمعیت افغانستان) رسیده است. این لیگ به سرعت در حال خودکفا شدن است و حمایت شرکتهای مخابراتی، بانکها و شرکتهای ساختمانی را جلب میکند.
این لیگ 3000 شغل ایجاد کرده است و الهامبخش نشر زندهی اولین تورنمنت فوتبال زنان در تاریخ شده است. لیگ برتر افغانستان، با ترویج بازی از سطح عام گرفته تا سطح لیگ ملی، در بالا بردن استندردها، به شمول [بهبود] عملکرد تیم ملی، کمک کرده است. در سال 2013، تیم ملی افغانستان قهرمان فوتبال جنوب آسیا شد، هند را شکست داد و یک هفته جشن در سراسر کشور را باعث شد. افغانستان به طور بیپیشینهای در رده بندی فیفا، چهل و شش مرحله صعود کرد.
سال گذشته، لیگ برتر افغانستان یک سلسله درمانگاهها را برای فوتبالیستان جوان راهاندازی کرد که بیش از 3000 هزار پسر و دختر از آن بهره مند شدند. بازیکنان و مربیان لیگ برتر افغانستان نه تنها فوتبال و تناسب اندام آموختند/آموزش دادند، بلکه وقتشان را در نظارت از بازیگران در مورد زندگی، اهمیت ماندن در مکتب، دوری از مواد مخدر و رفتار احترامآمیز با مردم بدون توجه به گروه قومی آنها، گذراندند.
بازیکنان لیگ برتر افغانستان، در همکاری با تلاشهای ملی مبارزه با مواد مخدر، از مکتبها و مرکزهای توانبخشی در سراسر کشور دیدار کردند. علاوه برآن، سازمانهای کمکی و توسعهای، به موفقیت لیگ در تقویت دموکراسی، تأمین صلح و توانمندسازی زنان و صحت کمک کردهاند.
لیگ برتر افغانستان در جایی موفق شده است و کشور را دور یک علاقهی و اشتیاق متحد کرده است، که بسیاری از [برنامهها] شکست خوردهاند. لیگ برتر افغانستان در سال 2014، کمپاین «یک صدا، یک افغانستان» را آغاز کرد. هواداران این شعار را در مسابقات سر دادند و در رسانههای اجتماعی نشر کردند. در مسابقهی قهرمانی، نوازندگان از سراسر کشور عملکرد خیره کنندهای ارائه دادند و نقشهی بزرگی از کشور را در زمین فوتبال شکل دادند. این لیگ منتقدانی هم داشته است؛ اما هرچه بدبینی بوده است با گذشت فصل زوال یافته اند و با اشتیاق کشور برای تاج گذاشتن برسر قهرمانان ملی بعدی و تقدیر از قهرمانان شان، نا شنیده ماندهاند. فصل به فصل، لیگ برتر افغانستان هنجارهای اجتماعی را به طور مثبت تغییرداده است، مفکورههای محکم و غیرقابل تغییر را به چالش کشیده است و مفکورههای جدید را ارائه کرده است؛ در حالی که ملت را سرگرم نیز کرده است.
منبع: فوربس
نویسنده: سارا جان کنینگهام
برگردان: حمید مهدوی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
