شفقنا افغانستان- حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی معتقد است: از آنجا که قیام عاشورا با مفاهیمی والا همچون آزادگی…گره خورده است، لذا باید اذعان نمود حقیقت آزادى و حریت همین است، نه آن آزادى غربى از قبیل آزادى جنسى، فحشا، قمار، شرب مسکر، شکستن مرزها و کسب آزادى مطلق و آزادى بى قید و شرط که هیچگاه سعادت انسان ها را تأمین نمى کند و مشتمل بر انواع اسارت ها است.
به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید به بیان عنصر «حریّت و آزادگی» در قیام عاشورا پرداخته و می نویسد: اهمیت مسألۀ آزادى در مکتب آزادی بخش اسلام[۱] و نفرت اسلام از سلب آزادى با مراجعۀ به آموزه های اسلامی غیر قابل انکار است[۲]، بدین نحو که خداوند متعال آزادى تکوینى به ما داد و در راستاى آن با تشریع خود آن آزادى را تداوم بخشید و از ما خواست تا تشریعاً آزادى در مسیر زندگى را تطبیق با آزادى تکوین و ابتداى خلقت کنیم.[۳]
لذا پیامبران و جانشینان آنها چون اسوه آزادى و نمونه اتم(کامل) شهادت در راه خدا بوده اند.[۴] آمدند، تا عوامل حبس و سلب آزادى را از بشر بردارند و با باز کردن غل و زنجیر اسارت ها، نسیم آزادى را بر روان هاى فسرده و فرسوده بدمند، و نغمه حریّت را ساز کنند، زنجیر جهل و نادانى، بتپرستى، تبعیضات و زندگى طبقاتى و غیره را از دست و پا و دوش و گردن این انسان بردارند.[۵]
اینچنین است که آزادگى و شجاعت و دفاع از دین و ارزش هاى اسلامى با نام حسین علیه السلام عجین شده است.[۶] وهدف آن حضرت از این قیام و آن شهادت این است که ما هم از آن سرور آزادگان در مقولۀ حریت الگو بگیریم.[۷] به تعبیر شاعر؛
حسین مظهر آزادگى و آزادى است خوشا کسى که چنینش مرام و آیین است.[۸]
جاودانگی کربلا در پرتو حریت و آزادگی امام حسین علیه السلام
پیکار خونین در جهان بسیار بوده که با گذشت چند ماه و چند سال به دست فراموشى سپرده شده است و با گذشت ماه و سال، گرد و غبار نسیان بر آن پاشیده می شود، [۹] اما به راستی چرا نام و تاریخ امام حسین علیه السلام هرگز فراموش نمى شود.؟[۱۰]
زیرا او در راه حق و عدالت و آزادگى، در راه خدا و اسلام، در راه نجات انسان ها و احیاى ارزش هاى مردمى، شربت شهادت نوشید؛[۱۱] آیا این مفاهیم هیچگاه کهنه و فراموش می گردد؟.[۱۲]
حال آنکه خاطره جانبازى آنان که در راه خدا و آزادى انسانها، در راه شرف و فضیلت همه چیز خود را فدا کردند فراموش نخواهد شد؛ زیرا، خدا، آزادى، شرف و فضیلت کهنه شدنى نیست؛ امام حسین علیه السلام و یارانش سر سلسله این مجاهدان بودند.[۱۳]از این رو آن حضرت متعلق به یک عصر و یک قرن و یک زمان نبوده، بلکه او و هدفش جاودانى است.[۱۴]
به تعبیر زیبای شاعر:
باز در خاطره ها، یاد تو اى رهرو عشق شعله سرکش «آزادگى» افروخته است!.[۱۵]
حریت؛ شاکلۀ کلیدی شعار«مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت»
گفتنی است برخی افراد می خواهند به هر قیمتی زنده بمانند، حتی اگر ذلیل و اسیر و توسری خور و بدبخت باشند، بالاترین ارزش در نظر آنها زنده بودن به هر قیمتی است. اما برخی افراد، ارزش های ما فوق حیات دارند مانند آزادگی، عزت و آبرومندی و تقوا، اینها ارزش هایی است که از زندگی هم بالاتر است. اگر اینها از دست برود زندگی برای انسان باشرف ارزشی نخواهد داشت. اینها ارزش های والایی است که افراد مادی گرا اینها را نمی فهمند. آنها می گویند که انسان باید در هر حالتی زنده باشد اما افراد آزاده اینگونه فکر نمی کنند.[۱۶]لذا مردم غالباً از ترس ذلت ذلیل مى شوند، و از ترس ظلم تن به ظلم و ستم مىدهند و جباران و ظالمان نیز از همین نقطه ضعف استفاده مى کنند.[۱۷]
لیکن از سوی دیگر این شعار امام حسین علیه السلام در کربلا که فرمود: «موت فی عز خیر من حیاه فی ذل؛ مرگ با عزت بهتر از زندگى با ذلت است!»؛[۱۸]،[۱۹]مىتواند سراسر تاریخ بشر را روشن سازد، و به استعمار و استثمار و بردگى انسان ها پایان دهد.[۲۰]
زیرا خدا مى خواست نهال اسلام با این خونهاى پاک آبیارى شود و دشمنان اسلام و منافقان قسم خورده رسوا گردند.[۲۱]و مکتبى ساخته شود که آزادى خواهان جهان در طول تاریخ در آن درس آزادگى و افتخار بیاموزند و بدانند «مرگ با عزت و افتخار، بهتر از زندگى ننگین است».[۲۲]
حماسه کرامت انسانی در نهضت حسینی
نباید فراموش نمود که فریاد اسلام، فریاد کرامت و آزادى است[۲۳] و یکى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حریت از انسان ها و تبدیل آنها به یک متاع است،[۲۴] زیرا اسلام کانون کرامت انسانى است و منادى عدل و مساوات و برابرى انسانها و حریت و آزادگى و تقوا و مکارم اخلاق و آگاهى و آزاد اندیشى است.[۲۵]
اینگونه است که سرور آزادگان حضرت سید الشهداء علیه السلام در زمین کربلا وقتی لشکر عمر سعد به جانب خیمه ها حمله ور شدند و میان آن حضرت و خیامش فاصله انداختند، خطاب به آنها فرمود: «ان لم یکن لکم دین فکونوا احرارا فى دنیاکم»: «اگر دین هم ندارید و اعتقادى به مبدأ و معادى ندارید شما انسانید لااقل در دنیاى خود آزاده باشید!».[۲۶]
به تعبیر شاعر؛ «ابتدا قانون آزادى نویسد در جهان بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند».[۲۷]
بی شک امام علیه السلام با این شعار خود، دشمن را شرمنده کرد؛ زیرا در میدان نبرد، نظامیان در برابر هم قرار دارند و غیر نظامیان مخصوصاً زنان و کودکان طرف نیستند، حمله به آنها نهایت ناجوانمردى و نشانه پستى حمله کننده است.[۲۸]
ولى در واقع، این شعار پیامى فراتر از اینها دارد، این شعار همه جهانیان را مخاطب مى سازد و به آنها مى گوید حتى اگر تابع دین و مذهبى نیستید، اصول انسانیت و شرافت انسانى و اخلاق بشرى را فراموش نکنید، در واقع این همان شعار رعایت «حقوق بشر» است که امروز سخن از آن بسیار مى گویند و کمتر عمل مى کنند.[۲۹]
به تعبیر شاعر« بد تشنه عدالت و آزادى بشر آن العطش که از دل پر سوز مى کشید».[۳۰]
سعادت و پیروزی؛ مرهون حریت و آزادگی
بی تردید جامع همه صفات در حد کمال و سعادت، حریت و آزادگى است،[۳۱]،[۳۲] اینچنین است که پیامبر (صلى الله علیه وآله) به مردم حریت داد و آنها را از گرداب فساد به ساحل فلاح رسانید.[۳۳]
لیکن در دوران بنی امیه و به کارگیری افراد فاسق، این آزادی از مردم سلب گردید؛ حضرت امیرمؤمنان على علیه السلام در یک پیشبینى شگفت آور از این واقعه خبر داد: «من از این اندوهناکم که سرپرستى حکومت این امت به دست این بىخردان و نابکاران (بنى امیه) افتد. بیت المال را به غارت ببرند، آزادى بندگان خدا را سلب کنند وآنها را برده خویش سازند، با صالحان نبرد کنند و فاسقان را همدستان خود قرار دهند».[۳۴]،[۳۵]
اگر چه در واقعۀ کربلا و با شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش و اسارت همسر و خواهر و دخترانش ، پرده از چهره ننگین حاکمان ظالم و بى ایمان بنى امیه برداشته شد و جهان اسلام بر ضد آنها قیام کردند و اینچنین درس آزادگى را از مکتب امام حسین علیه السلام فراگرفتند.[۳۶]
البته ممکن است برخی ایراد کنندگان در حقیقت معنى «پیروزى» تصور کنند امام حسین علیه السلام در کربلا شکست خورد، زیرا خود و یارانش شهید شدند، در حالى که مى دانیم او به هدف نهائیش که رسوایى بنى امیه و بنیان گذاردن مکتب آزادگى، و درس دادن به همه آزادگان جهان بود رسید، و هم اکنون به عنوان سرور شهیدان عالم (سید الشهداء) و سر سلسله[۳۷]آزادگان جهان انسانیت، بر افکار قشر عظیمى از انسانها با پیروزى حکومت مى کند.[۳۸] ،[۳۹]
سخن آخر
در خاتمه باید گفت از آنجا که قیام عاشورا با مفاهیمی والا همچون آزادگی…گره خورده است،[۴۰]لذا باید اذعان نمود حقیقت آزادى و حریت همین است، نه آن آزادى غربى[۴۱] از قبیل آزادى جنسى، فحشا، قمار، شرب مسکر [۴۲]، شکستن مرزها و کسب آزادى مطلق [۴۳]و آزادى بى قید و شرط که هیچگاه سعادت انسان ها را تأمین نمى کند[۴۴]و مشتمل بر انواع اسارت ها است.[۴۵]
بلکه حقیقت حریت همان واقعه ای است که در روز عاشوراى سال ۶۱ هجرى روى داد، شعله اى بر جان ها زد و سوگ و ماتم را قرین خویش ساخت. همراه با درس هاى بزرگ آزادگى و آرمان خواهى و دفاع از شرف و اعتقاد تا پاى جان.[۴۶]
لذا اینان، ستارگان فروزانى هستند که در ظلمت کده حکومت دژخیمان تاریخ مىدرخشند و درس شهامت و آزادگى و ایمان به وعده هاى الهى را به همگان مخصوصا جوانان مى آموزند.[۴۷] هم چنین این خون پاک ومقدس در جوى تاریخ بشر، و در رگهاى انسان هاى آزاده و با ایمان نیز جریان دارد، و با آن، خطوط حریت و آزادگى بر پیشانى رهروان این راه ترسیم مى گردد.[۴۸]
پی نوشت:
[۱] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج۲ ؛ ص۲۷.
[۲] همان ؛ ص۲۸.
[۳] همان ؛ ص۳۴.
[۴] اهداف قیام حسینى ؛ ص۹.
[۵] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج۲ ؛ ص۲۴.
[۶] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۵۶.
[۷] اهداف قیام حسینى، ص: ۱۰.
[۸] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص: ۶۹۹.
[۹] پیام قرآن ؛ ج۱۰ ؛ ص۱۳۳.
[۱۰] فلسفه شهادت، ص: ۱۴.
[۱۱] احکام عزادارى ؛ ص۱۹.
[۱۲] فلسفه شهادت، ص: ۱۴.
[۱۳] یکصد و پنجاه درس زندگى (فارسى) ؛ ص.۲۱
[۱۴] فلسفه شهادت ؛ ص۱۳.
[۱۵] همان ؛ ص۲۲.
[۱۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛ ۱۳۹۴/۰۳/۰۷.
[۱۷] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۵۲۰.
[۱۸] بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۲ و مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۷۵- ۷۶.
[۱۹] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۵۲۰.
[۲۰] همان.
[۲۱] همان؛ ص ۵۲۱.
[۲۲] همان.
[۲۳] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج۲ ؛ ص۳۲.
[۲۴] تفسیر نمونه ؛ ج۲۱ ؛ ص۴۲۲.
[۲۵] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج۶ ؛ ص۵۷.
[۲۶] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج۲، ص: ۳۳.
[۲۷] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۷۰۲.
[۲۸] همان ؛ ص۵۲۲.
[۲۹] همان.
[۳۰] همان؛ ص۷۰۰.
[۳۱] خصال، ج ۱، ص ۲۸۴، ح ۳۳.
[۳۲] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج۹ ؛ ص۶۲۴.
[۳۳] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج۲ ؛ ص۲۸.
[۳۴] نهج البلاغه، نامه ۶۲.
[۳۵] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص: ۱۶۳.
[۳۶] همان ؛ ص۳۵۲.
[۳۷] تفسیر نمونه ؛ ج۲۳ ؛ ص۴۶۶.
[۳۸] ر.ک؛ تفسیر نمونه؛ ج ۱۹؛ ص ۱۸۷ به بعد؛ ذیل آیه ۱۷۱ سورۀ صافات.
[۳۹] تفسیر نمونه، ج۲۳، ص: ۴۶۷.
[۴۰] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ حرم حضرت معصومه(س)؛۱۳۹۳/۰۸/۱۳.
[۴۱] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج۲ ؛ ص۳۱.
[۴۲] مشکات هدایت ؛ ص۲۱۷.
[۴۳] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص۵۶.
[۴۴] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص۴۴۹.
[۴۵] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج۲ ؛ ص۳۱.
[۴۶] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۶۱.
[۴۷] همان ؛ ص۵۸۵.
[۴۸] همان ؛ ص۵۲۵.
انتهای پیام
