شفقنا افغانستان-دستکم پانزده روز از اسارت سی نفر از شهروندان کشور میگذرد. از استاتوسنویسیهای مفرح سرور دانش در فیسبوک و ابراز نگرانی محقق در هرات که بگذریم، تا هنوز اما هیچ یکی دیگر از پیشقراولان حکومت وحدت ملی در این رابطه سخنی بر زبان نرانده است. آیا کسی میداند گروگانها زندهاند یا مرده؟ معمای زندگی گروگانها و نگرانی مضاعف مردم یکطرف، آنچه اما این موضوع را به یکی از رمزورازهای پیچیده و ناگشودۀ حکومت وحدت ملی تبدیل کرده است، سکوت غیرمسئولانه و شرمآور حکومت است. سرنوشت نامعلوم سی شهروند کشور آنقدر بیاهمیت است که حتا ارزش سخن گفتن را ندارد؟ لابد حکومت فکر میکند این حق مهاجرین راندهشده از ایران و افتاده در دام گروههای مجهولالهویت است. بگذریم. چون احتمال دارد که این پرسشهای فرضی ذهن من اساساً در ذهن حکومتِ دوسر، هیچ خلق نشده باشد.
اشرف غنی در مراسم سالگرد شهید مزاری پیام کوتاهی فرستاد. این پیام که برای مخاطب خاص (هزارهها) فرستاده شده بود، حاوی یک مطلب مهم بود. اشرف غنی بدون آنکه نیّتش را واضح بیان کند و مطابق به انتظار مردم که توقع داشتند رییس جمهور از سرنوشت نامعلوم گروگانها حرف بزند، گفت: «ما در تصامیم خویش سریع و قوی عمل میکنیم. سکوت استراتژیک ما، قوت ما را در عمل نشان میدهد. این حکومت بیپروا نیست و نخواهد بود.»
سکوت استراتژیک! چه یک مفهوم با مسمایی. به میزانی که حکومتها مردمیتر میشوند، حاکمان بر سر قدرت مسئولتر، عملکردهایشان شفافتر و زمینههای پاسخدهی به شهروندان زیادتر میگردد. اینها را در کلاس اول سیاسی زیر عنوان مفاهیم به ما درس دادند. چه میدانم، احتمالا رییس جمهور ماشین حکومت را برعکس میراند. پاسخ هرچه باشد، خلق مفهوم «سکوت استراتژیک» برخواسته از ذهن آشفته و عاجز از درک واقعیتهای جامعه و دگردیسیهای دوران معاصر است.
گمان مردم این بود که سی نفر را گروه طالبان به گروگان گرفته باشد. طالبان این احتمال و شایعه را رد کرد. گفته میشد، این سی نفر مسافر را داعش ربوده است. از آنجایی که حکومت وحدت ملی دل بیدل است و حضور گروه داعش را نه رد میکند و نه تأیید، لازم است در چنین شرایطی حکومت برای مردم وضاحت بدهد.
بعد از گروگانگیری، رییس جمهور در سه نوبت با مردم حرف زد؛ اما در برابر سرنوشت نامعلوم گروگانها مقاومت کرده است. اشرف غنی نه در بیانیهی شامگاهی که به خاطر حوادث طبیعی ولایت پنجشیر ایراد کرد، از گروگانها گفت، نه در پیامی که در مراسم سالگرد مزاری بفرستاد و نه در سخنرانی چند ساعته و سنگین خود در گشایش پارلمان، حرفی زد.
با اینحال، سکوت استراتژیک ارگ را در چند سناریو میتوان طرح کرد:
اول، ممکن است این سکوت استراتژیک به خاطر حساسیت (امنیت) موضوع یا به قول رییس جمهور، به خاطر «حفظ جان» گروگانها طرح شده باشد. مطابق اخبار، حکومت برای نجات گروگانها با نیروی ویژه دست به عملیات زده و اخبار ضدونقیض حاکی اند که چندین تن از مخالفان در این عملیات کشته شدهاند. بنابراین، غیرمحتمل است که ارگ به خاطر حفظ جان گروگانها سکوت استراتژیک پیشه کرده باشد. اگر این مسأله مطرح باشد، دولت عملیات کماندوها را راهاندازی نمیکرد. بنابراین، این سناریو منتفی است و سکوت دولت را توجیه نمیکند.
در سناریوی دوم، احتمال این میرود که حکومت به خاطر روند صلح سکوت استراتژیک را در پیش گرفته باشد. ممکن است حکومت و شخص رییس جمهور خواسته که در این مورد هیچ حرفی نزند تا گروههایی که قرار است رییس جمهور با آنها دست آشتی بدهد، اگر در این قضیه دست داشته باشند، حرفهای رییس جمهور به این روند آسیب بزنند. حتا اگر این سناریو نزدیک به واقعیت باشد، در این صورت نیز، دولت نباید به خاطر مصالحه با کسانی که در اختلاف و ناآرامیها دست دارند، سکوت کند. روند مصالحه باید شفاف باشد، نباید هیچ گروه یا طبقهای قربانی مصالحه شود. اگر مصالحه به قیمت از دستدادن و قربانیکردن جان شهروندان به دست بیاید و حکومت برای رسیدن به هدفش، سکوت استراتژیک پیشه کند و از چنین مسایلی چشمپوشی کند، نه تنها صلح تأمین نمیشود، بلکه زمینه را برای باجگیریها و امتیازطلبیهای گروههای مخالف صلح فراهم میکند.
سومین سناریوی سکوت استراتژیک در زیرمجموعۀ رویکردهای قومی قابل طرح است. احتمال اینکه سکوت رییس جمهور همانند استخدامها، فرمانها و مقرریهایی که تاکنون انجام داده، انگیزهی قومی دارد، این گمان را بیش از دیگر سناریوها تقویت میکند. از این نظر، اظهار نظرهای معاونان دوم (محقق و دانش) به دلیل وابستگیهای قومی، قابل درک و معنادار است. هزارهها برای استحکام و دوام حکومت و صلح، نقش سازندهای را بازی کردهاند. در این صورت، چرا این گروه قومی که حکومت مشروعیتش را بر محور آن تعریف میکند، قربانی سیاستهای منسوخ و از کار افتادۀ آن شود؟
سناریوهای مطرح این بحث یکطرف، چه این سناریوها باشند یا نه، اشرف غنی در سه سخنرانی اخیر خود که بعد از مسألهی گروگانگیری ایراد کرده، از سیر تا پیاز مملکت سخن گفت؛ از شرق میانه و راه ابریشم گرفته تا بندر کراچی و راه لاجورد، داعش، کشورهای منطقه، صلح و اصلاحات اداری. هر یکی از این موضوعات به اندازهی کافی حساسیتبرانگیز بود و میتوانست مثلاً بحثهایی را پیرامون صلح ایجاد کند و به آن آسیب بزند و ممکن بود تنشهایی را در رابطه به روابط تجارتی با دیگر کشورها ایجاد کند. در این موارد، غنی استراتژی فریاد را پیشه کرد؛ اما در مورد هزارههای اسیر، سکوت استراتژیک را ترجیح داد.
منبع:اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
