شفقنا افغانستان-پیامد کودتای هفتم ثور 1358، افتادن حاکمیت افغانستان به دست حزب دموکراتیک خلقِ پیرو ایدیولوژی مارکسیستی-لنینی، بود. به دلیل اینکه حزب دموکراتیک خلق از نظر ایدیولوژی به نظام شوروی وابسته بود، حمایت سیاسی آن را نیز به همراه داشت. زمانی که حفیظالله امین به قدرت رسید، چون تحصیلکردهی امریکا بود و رابطهی نزدیکی با آن کشور داشت و نیز به خاطر جنایتهایی که بعد از به قدرت رسیدنش انجام داد و هزاران مخالف سیاسی نظام را زندانی و به قتل رساند، اتحاد جماهیر شوری برای تقویت نظام وابستهی خویش در افغانستان، اقدام جدیتری انجام دهد. به همین خاطر، ببرک کارمل را پیشقراول تجاوز نظامی خویش به افغانستان انتخاب کرد و در حمایت او و برای سرنگونی حفیظالله امین، نیروهایش را وارد افغانستان کرد و این نیروها تا 26 ششم دلو 1367 برای دفاع از حاکمیت کمونیستی در افغانستان باقی ماندند.
به گزارش اطلاعات روز،تناقض آموزههای کمونیستی با ارزشهای دین اسلام و کشتار بیرحمانهی مردم، تندروی و شیوهای نامعقول برخورد با مخالفان نظام، از جملهی عواملی بودند که مردم افغانستان در برابر حکومت کمونیستی قیام مسلحانه کردند، از اشغال سرزمین خویش توسط نیروهای شوروی دفاع کردند و با مقاومت شایسته، تا پایان خروج نیروهای شوری، این مقاومت را ادامه دادند. ارتش شوروی با تمامی امکاناتش موفق نشد افغانستان را به طور کامل تحت کنترولش درآورد. به همین خاطر، مقاومت مردم برای دفاع از استقلال این سرزمین و خروج ناکام ارتش شوروی، قابل ارجگذاری است.
کسانی که صادقانه برای دفاع از این سرزمین و برای برچیدن جنایتهایی که تحت شعار از بین بردن نابرابری اجتماعی توسط عمال خلق و پرچم صورت میگرفت، پرچم مقاومت را بلند کردند و برای این اهداف بلند انسانی رزمیدند و قربانی دادند، قابل قدر اند و باید از کارنامههای درخشانشان پاسداری و بزرگداشت شود.
نکتهی قابل تأمل در این مورد این است، کسانی که مدعی بودند «انقلاب هفت ثور» را برای پایان بیدادگری و ظلم به پیروزی رساندهاند، در عمل نتوانستند این شعارشان را تحقق بخشند و با انجام کشتار و اعمال ضدبشری، بانی نظام دیکتاتور و سرکوبگر علیه تودهی مردم و اشغال شدن سرزمین توسط بیگانگان شدند.
کسانی که شعار «حاکمیت خدا بر زمین خدا» را سر میدادند و پرچم جهاد فیسبیلالله را بلند کردند و با شعار تأمین عدالت اجتماعی و برقراری اخوت اسلامی علیه نظام کمونیستی جنگیدند و با شعار اخوت اسلامی مردم را به سنگرهای جهاد فراخواندند و با نیروی ایمان مردم به پیروزی رسیدند هم نتوانستند آنچه را که شعار میدادند، تحقق بخشند. در نهایت، برای گرفتن قدرت علیه همدیگر جنگندید و هزاران انسان این سرزمین را با تیغ جنگ مذهبی و قومی از بین بردند و جنایتهای بزرگتر بشری را مرتکب شدند و در نهایت نتوانستند ارمغان مقاومت و آزادیخواهی فرزندان و شهدای صادق این سرزمین را پاسداری کنند.
آنچه از کارنامهی آنها بهجا ماند، این است که نه استقلال سرزمین تحقق یافت و نه اخوت و همدلی اسلامی به وجود آمد و در نهایت پای ائتلاف مبارزه با تروریزم را به این سرزمین کشاندند و با فشار نظامی بزرگترین قدرت امپریالیستی جهان که نه به خدا و نه به بهروزی جامعه میاندیشد، ناگزیر شدند که از جنگ دست بکشند.
آنچه که اکنون به عنوان یک واقعیت در تاریخ این سرزمین بهجا مانده، این است که ما میراثدار درد و رنج و آرمانهای فریبندهای چون تشکیل جامعهی بدون طبقهی کمونیستی و اخوت اسلامی شدهایم و مدعیان این دو روایت نه بر اساس آموزهای مکتبشان عمل توانستند و نه به شعارهایشان صادق ماندند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
