شفقنا افغانستان-بی بی سی نوشت: «دیکسون مکلا» کسی است که تابوت می سازد. یک نوع ساده که از چوب کامبلا از ارزان ترین نوع چوب در کینشازا پایتخت کنیا، تهیه شده است. تابوت با خطوطی سیاه و سفید کنده کاری و تزیین شده است.
به دلیل سروصدای زیاد و شکستن چوب ها در حیات کوچک پشت مغازه اش، به سختی می شود شنید که چه می گوید. او در توضیح کارش می گوید: «اکثر تابوت هایی که می فروشیم از همین نوع چوب است». بعد با دست به جعبه ای ساده و چوبی اشاره کرده و ادامه می دهد: «یک مدل اصلی از ارزان ترین نوع تابوت. قیمتش 400 دلار می شود». این پایین ترین قیمت برای کشوری است که در آن مردم روزی یک دلار پس انداز دارند. دیکسون می گوید او تعداد زیادی از این نوع تابوت ها فروخته است. تقریبا به گفته خودش 120 تابوت درهرماه. او زندگی اش را در کنگوی دموکراتیک از راهی تامین می کند که به مردگان ارتباط پیدا می کند. او درماه تقریبا 500 دلار پس انداز می کند که حدود پنج برابر یک کارگر شهرداری است.
دیکسون می گوید: «در اینجا میزان مرگ و میر بالاست و مردم پس انداز می کنند تا بتوانند در مراسم ختم بستگان شان تابوت های گران قیمت تری تهیه کنند. در واقع آنها می خواهند هرچه بیشتر خرج مراسم شان کنند. کاری که در هیچ مورد دیگری صورت نمی گیرد». به گفته دیکسون: «اینجا وقتی یک نفر می میرد، مردم صدها دلار خرج نوشیدنی، غذا و سایر لوازم مورد احتیاج شان می کنند تا مراسم خوبی برگزار کنند. اما وقتی یک نفر بیمار می شود هیچ کس نیست که حتی پول داروی او را بپردازد تا به این وسیله زنده بماند».
کارگاه تابوت سازی او یکی از چندین کارگاه در خیابان «ونگتا» ست. جایی که جز لوازم مربوط به مراسم سوگواری چیز دیگری فروخته نمی شود. اما در عوض تاچشم کار می کند این لوازم است که عرضه می شود؛ صلیب های بتونی، دسته های گل و تابوت ها و خیلی چیزهای دیگر که در یک مراسم عزاداری به کار می آید. «دنی کاووتا» که گل های پلاستیکی می فروشد می گوید هزینه مراسم عزاداری مادرش به 5000 دلار رسید. او می گوید: «همه فامیل جمع شده بودند و مراسم خوبی برگزار شد. من حدود 1200 دلار پس انداز داشتم. مجبور شدم بقیه اش را قرض کنم. حالا تقریبا هیچ چیزی برایم باقی نمانده است».
مراسم آبرومند
کمپ «مونگانگا» در همسایگی کینشازا قرار دارد. به نظر یک روستای شلوغ می آید. تقریبا 15 دقیقه زمان می برد تا با خودرو بشود از مرکز شهر به آنجا رسید اما جاده آسفالت ندارد و در آنجا خبری از برق و آب لوله کشی نیست. «سلین بیازنگا» به همراه سه دخترش در یک خانه سیمانی کوچک که دو اتاق دارد زندگی می کند. هنگامی که شوهرش شش ماه پیش مرد آنها مجبور شدند هرچه را دارند به حراج بگذارند. از جمله مزرعه ای که داشتند و حتی خانه ای که در آن زندگی می کردند. همه این ها برای آن بود که بتوانند یک مراسم آبرومند برگزار کنند. سلین می گوید: «ما عادت کردیم در شرایط خوبی زندگی کنیم. اما حالا نگاه کنید. من هیچ چیزی دیگر ندارم. سقف اتاق هم سوراخ سوراخ است».
به نظر می رسد هرکسی باور خودش را در این باره داشته باشد که چرا باید برای برگزاری یک مراسم ختم اینقدر خرج کرد. «ماک لینگومبا» که مترجم کلیسای پروتستان در نزدیکی رودخانه کنگوست می گوید: این رسم از نیجریه اقتباس شد، اما بعدها توسط پیروان کلیسای انجیلی توسعه پیدا کرد. زیرا آنها معتقدند گل هایی که نثار یک مرده می شود، به همان میزان در آخرت به او پاداش داده خواهد شد. هرچه بیشتر برای گذشتگان هزینه شود، شخص متوفی جایگاه والاتری خواهد داشت. با بسیارکسانی که در این باره صحبت شده است می گویند دلیل آن تحت تاثیر قرار دادن دیگران است. دلیل دیگر را رقابت با همتایان عنوان می کنند. سلین می گوید: «هیچ کس نمی خواهد مردمی که در مراسم شرکت می کنند بگویند غذا به اندازه نبود یا تابوت ارزانی تهیه شده بود. ما می خواهیم وقتی مردم مراسم را ترک می کنند بگویند مراسم خیلی خوبی را برگزار کرده بودند».
کمدی مرگ
مراسم نمادین برای یک متوفی از سردخانه پزشک قانونی شروع می شود. در آنجا صدها نفر به صف می ایستند تا نسبت به شخص متوفی اعلام وفاداری کنند. بخش شلوغ جمعیت مربوط به زنان است. آنها گریه می کنند و به شکل دلخراشی نعره می زنند. یک زن جوان با لباسی ارغوانی درحالی که غش می کند به التماس خواستار آن است که شخص متوفی به بهشت برود. او فریاد می زند: «آه. تیری! تیری! » خارج از مراسم، یک آمبولانس کوچک به رنگ خاکستری ایستاده و شیشه هایش با عکس های «تیری» پوشانده شده است. به محض اینکه نعش کش آنجا را ترک می کند حدود 20 خودرو دیگر آن را همراهی می کنند که هریک مملو از وابستگان به متوفی است. خودروها در مسیری از میان شهر عبور می کنند و آمبولانس به آرامی آژیر می کشد. یک فیلمبردار که خودرویی را اجاره کرده است، در همان صندلی جلو نشسته و تا نیمه خودش را از شیشه بیرون داده است تا ضبط هیچ لحظه ای را از دست ندهد. اجرت یک روزکاری او در چنین مراسمی دست کم 500 دلار می شود. جسد «تیری» برای دو روز در مرکز «اسانف» نگهداری می شود. جایی که مراسم مخصوص در آنجا برگزار و جسد درمیان اتاقی قرار داده می شود. موزیک پاپ از بلندگوها پخش می شود و میهمانان از روی صندلی های پلاستیکی و قرمز رنگ خود برمی خیزند تا در گروه های پنج یا شش نفره به طرف تابوت حرکت کرده و ادای احترام کنند. خارج از این مکان دو کمدین از میهمانان یک مراسم دیگر پذیرایی می کنند. جوک های آنها در این باره است که برای مرده دیگر چه اهمیتی دارد که از او عکسی گرفته باشند یا خیر. جوک ها گزنده و تاحدودی خطرناک هستند. اما به نظر نمی رسد کسی از بیان آنها دچار شوک شده باشد. یکی از این کمدین ها می گوید: «برای من، این مهم است که چه کنم تا مردمی که گریه می کنند اندکی تسکین پیدا کنند. وقتی پیکر کسی را می برند، آن وقت کار من شروع می شود. برای این کار مقداری پول دریافت می کنم». او می گوید معمولا از ما دعوت می شود تا به مراسمی برویم. بعضی وقت ها هم به طور تصادفی سر می زنیم و برگزار کنندگان پذیرای ما می شوند.
مردم این منطقه به شدت مسیحی هستند. اما در کینشازا، خیلی از تابوهای پیرامون دفن و کفن مردگان شکسته شده است. «پاستور آنتولیو کیلولو» که درحال سخنرانی و موعظه برای شرکت کنندگان در مراسم «تیری» است وقتی به موضوع جوانان می رسد ابرو درهم کشیده و از نحوه حضور آنها در مراسم عزاداری انتقاد می کند. او که خود حدود شصت سال دارد می گوید: «وقتی ما در حال رشد بودیم هرگز به خودمان اجازه نمی دادیم به یک مرده نزدیک شویم، از مراسم عزاداری گریزان بودیم اما حالا می بینیم این جوجه ها در یک مراسم عزاداری مشروب می خورند و حشیش می کشند. من احساس می کنم این نه تنها بی احترامی به شخصی است که فوت کرده، بلکه بی احترامی به همه آنهایی است که در مراسم او حضور پیدا کرده اند».
منبع : بی بی سی
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
