شفقنا افغانستان
حجتالاسلام والمسلمین دکتر انصاری پور، عضو هئیت علمی گروه ادیان ابراهیمی دانشگاه ادیان و مذاهب معتقد است که مهمترین عاملی که باعث رفتارهای توهین آمیز نسبت به پیامبر گرامی اسلامی (ص) و مسلمانان شده است هجمه رسانههای غربی بر پایه سیاستگذاری حاکمان غربی است. آنها به واسطه رسانههایی که در اختیار خود دارند توانستهاند، نوعی اسلام هراسی را در دنیا مطرح کنند. همچنین آنها با حمایت از فعالیتهای افراطی گرایانه برخی از مسلمانان که به هیچ وجه نمیتوان اقدامات آنها را مستند به اسلام کرد تلاش میکنند با ایجاد حوادث ساختگی اسلام را به مثابه یک دین خشن، دینی که اهل زندگی مسالمت آمیز نیست، اهل ترور و خونریزی است و به تعبیر کشیشان قدیمی دین شمشیر است معرفی کنند.
گفت و گوی شفقنا با حجتالاسلام والمسلمین دکتر انصاری پور درادامه می آید:
با توجه به اینکه زندگی پیامبر را میتوان به دو قسمت عمده قبل از شکل گیری حکومت و بعد از آن تقسیم بندی کرد به نظر شما رفتار پیامبر در این دو دوره نسبت به یهودیان و مسیحیان چگونه بوده است؟
در زمان حضور پیامبر اکرم (ص) در مکه برخورد چندانی با یهودیان و مسیحیان صورت نگرفته است و مشرکان و رهبران قریش بیش از همه پیامبر و یارانش را به شدت تحت فشار و شکنجه قرار داده بودند. بنابراین چندان مقابلهای یا حضور پررنگی در آن برههی تاریخ از آنها مشاهده نشده است.
اما بعد از شکل گیری حکومت یعنی در دورانی که پیامبر اکرم (ص) در مدینه حضور داشتند، عمده مواجه ی حضرت با یهودیان بوده زیرا قبایل یهودی از جمله بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه در اطراف مدینه ساکن بودند. آنچنان که از آیات قرآن بر میآید، مسلمانان پیش از هجرت بسیار امید داشتند که اهل کتاب به پیامبر اسلام ایمان بیاورند زیرا معتقد بودند که آنان با مفاهیمی چون وحی و نبوت آشنایی دارند. بنابراین پذیرش اسلام از جانب ایشان به راحتی صورت میگیرد و از آن طریق بر قدرت مسلمانان افزوده میشود. خداوند در آیهی ۷۵ سورهی بقره میفرماید: «أَ َتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ فَريقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ؛ آیا انتظار دارید به آیین شما ایمان بیاورند، با اینکه عدهای از آنان، سخنان خدا را میشنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف میکردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟!»
البته این آیات عمدتاً ناظر به یهودیان اطراف مدینه است، کسانی که برای پیامبر ایجاد ممانعت و فتنه گری میکردند و با دشمنان پیامبر مخفیانه معاهده میبستند. بنابراین خداوند از مسلمانان سلب امید کرده که شما به ایمان آوردن اینان امید نداشته باشید. همچنین زمانی که مردم عادی یهودی نزد مسلمانان میآمدند تا خبر از ظهور پیامبری در این منطقه طبق متون خود بدهند، سران یهود آنان را مورد عتاب و سرزنش قرار میدادند. آنان معتقد بودند که مسلمانان به استناد این گفتهها آنان را ملزم خواهند کرد که ایمان بیاورند. در بعضی روایات آمده که آنها ویژگیهای پیامبر اکرم (ص) را آن گونه مینوشتند که بر خلاف ویژگیهای آن حضرت باشد و میگفتند این نوشته از جانب خداست. حب قدرت و ثروت اندوزی باعث شده بود تا سران یهود به سادگی آخرتشان را به مطاع دنیا بفروشند و عمده گلایههای قرآن همان طور که گفته شد متوجه یهودیان اطراف مدینه بود.
شیوهی حکومت پیامبر اکرم (ص) که در آن میتوان رفتار پیامبر را با پیروان دیگر ادیان مخصوصا یهودیان و مسیحیان ملاحظه کرد اولاً بر سخنان حکمت آمیز بود تا سبک زندگی را به آنان آموزش دهد و ثانیاً بر موعظه و پندهای اخلاقی ودر نهایت با استدلال عقلی مباحث اعتقادی را مطرح میکردند. هیچگاه از زور و جبر برای پذیرش اسلام استفاده نکردند، در حالی که در آیهی ۵۱ سورهی نساء آمده: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ أُوتُوا نَصيباً مِنَ الْکِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذينَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذينَ آمَنُوا سَبيلاًسران یهود به بت پرستان مکه میگفتند که شما از کسانی که ایمان آوردهاند، هدایت یافته ترید؟! » در صورتی که در متون مقدس یهود، بت پرستی شدیدترین نوع مقابله با دستور خدا بود و مقابله با اولین و دومین فرمان از ده فرمان محسوب میشد، با این حال پنهانی با بت پرستان مکه در جهت مقابله با پیامبر هم پیمان شدند.
مسیحیان از نگاه قرآن چگونه ترسیم شدهاند؟
مسیحیان به لحاظ سلوک اجتماعی اهل سازش و مدارا بودند، حتی این تعبیر در آیهی ۸٢ سورهی مائده ذکر شده که: «وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ» نزدیکترین دوستان به مومنان را کسانی مییابی که می گویند: ما نصاری هستیم؛ این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند؛ و آنها در برابر حق تکبر نمیورزند.
چه توصیههایی از پیامبراسلام (ص) نسبت به مسیحیان از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است؟
توصیههای نقل شده: پرستش خدای واحد، در باب خداوند جز سخن حق نگفتن، اجتناب از غلو، قائل نشدن الهویت برای حضرت عیسی (ع) و نهی از تثلیث بوده است. به عنوان مثال در مباحثاتی که در جریان مباهله با مسیحیان نجران داشتند گویا گفته شده بود: حلال دانستن گوشت خوک بر خلاف متون وحیانی شماست و نوعی عصیان گری است. شأن هدایتگری پیامبر اکرم (ص) اقتضا میکرد که حق را برای مردم روشن سازد.
آیا به نظر شما جریان مباهله به واسطه دشمنی مسیحیان و مسلمانان بود؟ لطفاً در مورد این جریان و و ارتباط آن با مسیحیان و مسلمانان توضیح بفرمایید؟
نه مسئله دشمنی مطرح نبوده، پیامبر اکرم به اقتضای شأن نبوتشان نامههایی برای بسیاری از سران حکومتهای دنیا و قبایل از جمله نامهای به مسیحیان نجران در جنوب شبه جزیرهی عربستان نوشتند و آنها را به پذیرش حق دعوت کردند. سران مسیحیان نجران با گروهی در حدود ۶۰ نفر وارد مدینه شدند و نزد پیامبر اکرم (ص) رفته، با ایشان به مباحثه و بحث استدلالی پرداختند. بخشی از این بحث در آیه ۵۹ سوره آل عمران ذکر شده: «إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَاللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل خلقت آدم است كه او را از خاك آفريد سپس بدو گفت: باش پس وجود يافت. »
اما مسیحیان نجران حاضر به پذیرش این استدلال نشدند و قرار بر مباهله شد. از آنجا که در مباهله دو طرف یکدیگر را نفرین میکنند تا آن کس که بر باطل است نابود شود، مسیحیان در میان خود گفتند اگر پیامبر از سرمایهی شخصی خود در مباهله استفاده کرد معلوم میگردد که وی بر حق است و این شیوهی انبیاست، اما اگر از مردم استفاده کرد نشان از قدرت طلبی اوست و سخنانی که میگوید فریبکاری میباشد.
زمان مباهله فرا رسید و پیامبر اکرم (ص) با اهل بیت خود آمدند. مسیحیان وقتی دیدند که پیامبر تمام سرمایهی خود را به میدان آورده، با یک مشورت فوری از پیامبر خواستند که مباهله صورت نگیرد. پیامبر درخواستشان را پذیرفت و اجازه داد بر دین خود باقی بمانند و از زور برای مسلمان کردن آنان استفاده نکرد.
همان طور که پیش از این ذکر شد، مشی نبوت ایشان از طریق سخنان حکمت آمیز، موعظه اخلاقی و استدلال بود و با همهی اقوام روابط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داشت. بنابراین با مسیحیان نجران معاهدهای منعقد گردید و بنای زندگی مسالمت آمیز گذاشته شد.
چرا پیامبر (ص) به مسلمانان دستور داد که به حبشه هجرت کنند؟
در زمان حضور پیامبر در مکه مسلمانان به شدت تحت فشار بودند، برای رهایی از آزار و اذیت بت پرستان مکه پیامبر به مسلمانان پیشنهاد هجرت به حبشه را دادند. در آن زمان حبشه منطقهی مسیحی نشینی بود وگفته میشد پادشاه عادلی دارد که اهل ستم نبود، یعنی با کسی که اهل ستمگری نیست و اساس کارش بر عدالت خواهی است میتوان با مسالمت زندگی کرد حتی اگر کافر یا بت پرست باشد، مردم حبشه که اهل کتاب و مخاطب وحی الهی بودند.
رفتار پادشاه حبشه با آنان (مسلمانان) چگونه بود؟
در روایات آمده زمانی که مسلمانان سورهی مریم را بر پادشاه حبشه تلاوت کردند اشک در چشمانش حلقه زد، آنگاه دیدگاه آنان را در مورد انبیاء پیشین، حضرت عیسی (ع) و حضرت مریم جویا شد. ظاهراً آیه ای که در قرآن به آن اشاره شده «میبینی که چشمان آنها از اشک آکنده میشود به دلیل اینکه حق را شناختند.» مصداقش همین نجاشی باشد که در قرآن از وی تمجید شده است. به طور کلی حق جویی از جانب هر کس باشد بسیار مورد استقبال قرآن است طوری که واژهی حق ٢۵۰ بار در قرآن تکرار شده است.در مورد نجاشی معروف است که به مسلمانان پناه داد و حتی نمایندهی بت پرستان مکه را نپذیرفت و هدایای آنان را پس فرستاد، به مسلمانان گفت که به آرامی در سرزمین من زندگی کنید.
رفتار دیگر مسیحیان با مسلمانان در طول مدت اقامت در حبشه چگونه بوده است؟
در رابطه با آزار و اذیت مسلمانان توسط مسیحیان در مدت اقامتشان در حبشه موردی گزارش نشده است و مسلمانان در میان آنان در اقلیت بودند. شواهد نشان میدهد که گاه به تبلیغ مسیحیت در بین مسلمانان تازه رها شده از یوغ بت پرستی میپرداختند.
آیا مستندات تاریخی در این مطلب وجود دارد؟
بنده به منابع تاریخی در این زمینه خیلی واقف نیستم، اما در کتابی که از آقای مهدی پیشوایی تحت عنوان تاریخ اسلام از جاهلیت تا رحلت پیامبر اکرم (ص) در جلد اول ص ۱۶٢-۱۶۱ به چاپ رسیده موردی مبنی بر آزار مسیحیان گزارش نشده است. گفته شده که نجاشی تحت تأثیر اسلام، مسلمان شد و به نظر میرسد که مسلمان شدن خود را پنهان کرد، گویا آرزوی دیدار پیامبر اکرم را نیز داشته که موفق نمیشود و در حبشه فوت میکند. به نظر میآید پیامبر خبر فوت او را به یاران خود میدهد و از مدینه بر او نماز میت میخواند، که این عنایت پیامبر اکرم و تلافی احسان نجاشی را توسط پیامبر نشان میدهد.
به نظر شما دلیل توهین برخی از مسیحیان نسبت به پیامبر اسلام (ص) چیست؟
عامل اساسی، تبلیغ نادرست سیاستمداران غربی از اسلام است. این تبلیغ در گذشته توسط برخی از مبلغان متعصب مسیحی صورت میگرفت تا زمینه برای گرایش به اسلام را در بین مردم مسیحی از بین ببرند. امروزه سیاستمداران غربی با ایجاد حوادث ساختگی اسلام را به مثابه یک دین خشن، دینی که اهل زندگی مسالمت آمیز نیست، اهل ترور و خونریزی است و به تعبیر کشیشان قدیمی دین شمشیر است معرفی میکنند.
چهرهی منفی که آنان از اسلام معرفی میکنند گاهی اوقات باعث ایجاد احساس تنفر در میان مردم عادی نسبت به اسلام میشود، اما اگر حقایق آشکار شود مردم عادی، اهل کینه ورزی بی جهت نیستند. شاهد آن زندگی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان در مناطق مختلف دنیا از جمله ایران، لبنان و سوریه است که قرنها در کنار هم صلح آمیز زندگی میکنند و آنچه از خشنونت نشان داده میشود ساختگی است. اگر هم در طول تاریخ مسلمانان نسبت به مسیحیان خشونت نشان دادهاند به دلیل سوء فهم مسلمانان از اسلام بوده، همین سوء برداشت را هم مسیحیان از دین خود داشتهاند و در تاریخ قتل عامهای فجیعی نسبت به کسانی که مسیحی نبودند صورت گرفته است. به عنوان مثال در جریان مسیحی کردن مردم آمریکای لاتین فجایع بزرگی نسبت به بومیان آمریکای لاتین اعمال شد، ولی ما هیچکدام از این اقدامات را به پای مسیحیت نمیگذاریم که سوء فهم و برداشت غلط از مسیحیت بوده و یا قدرتمندان در جهت کسب منافع خود از دین به عنوان ابزار استفاده کردند.
مقابله دو جبهه اسلام و مسیحیت چه تبعاتی میتواند داشته باشد و چه کسانی از این جنگ دینی بیشترین نفع را میبرند؟
روشن است که اگر مقابله ای بین اسلام و مسیحیت صورت گیرد سود آن را استکبار جهانی و کسانی که در قرون گذشته اهداف استعماری و حضور ناجوانمردانه ای در سایر کشورها داشتهاند خواهند برد. یکی از این رگهای حیاتی استکبار، صهیونیزم است که برای هیچ دینی ارزش قائل نیستند و اعتقاد به نوعی برتری نژادی دارند، که عامل بسیار خطرناک برای امنیت مردم جهان محسوب میشود. خود برتربینی زمینهی التزام به معاهدات و قراردادهای بین المللی را از بین میبرد، که این ویژگی در صهیونیزم وجود دارد و به محض اینکه احساس قدرت میکردند بسیاری از قردادهای صلح را به زیر پا میگذاشتند.
در پایان به نظر شما باید برای برطرف شدن ابهامات و مشکلات پیش آمده چه کاری صورت گیرد؟
روشنگری از طریق سخنرانی، خطابه، نوشتن و هنر. زیرا استکبار جهانی به تبلیغات دامنه دار دست میزند و ما هم باید در طرف مقابل ابزار رسانهای و تبلیغاتی خود را در حد توان تقویت کنیم. برای معرفی حق ناچار به استفاده از تواناییهای بروز تکنولوژی هستیم و نیاز به ماهواره و کانالهای تلویزیونی داریم تا حق را آنچنان که هست به مردم جهان آشکار کنیم.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
