شفقناافغانستان زندگی -انسان به دو نوع مرض مبتلا میشود؛ یکی: امراض جسم و بدن و یکی هم: امراض روح و روان. امروزه برای امراض جسمانی که شاید بر هر عضوی از اعضای بدن عارض شود، متخصصی وجود دارد. ازاینرو، انسان دوای بسیاری از بیماریها را یافته و موفق به کارهای خارقالعادهای برای درمان آنها گشته، ولی هر چه بیشتر میکوشد و بر بیماریها، غالب میشود، بیماری تازهای خودنمایی میکند.
اما نوع دوم، امراض روحیاند، که در اخلاق پدیدار میگردند؛ روحیات و اخلاق بدی همچون: حسد، کینه، ترس، ضعفِ نفس، ناامیدی از زندگی، مکر و حیله، تسلط نداشتن بر نفس، اعتماد به نفس نداشتن، بدبینی به دیگران، وسواس، حُسن ظنّ بیجا، غضب، جهل، عُجب و خودپسندی، تکبر، طمع و بسیاری دیگر از صفات ناپسند، که هرگز نباید نادیده گرفته شوند، چرا که ضررشان بیشتر و معالجهشان سختتر است، زیرا نتیجه بیماریهای جسمانی این است که انسان چند روز از درد، ناراحت و درک لذات جسمانی محروم میماند و در سختترین وضعیت و نهایت با یک بیماری میمیرد، ولی به هر حال، باید بداند که زندگی این دنیا و لذات و آلامش، محدود و موقت است؛ اما بیماریهای روح به مراتب آزاردهندهتر است، زیرا باعث هلاکت ابدی و محرومیت از نعمتهای بیپایان الهی میگردد، چون که شقاوت و سعادت اخروی بیپایان است.[۱]گفتارهای اخلاقی و اجتماعی آیت الله ابراهیم امینی
«وسواس» یکی از نکاتی است که مکرّر در کتب آسمانی و به ویژه در قرآن کریم به آن اشاره شده است. وسواس در زبان عربی و فارسی در اصل، بر نوعی اندیشه و محتوای ناخواسته و نامطلوب دلالت می کند.
«وسواس» از ماده «وسوسه» مشتق شده که بیانگر رابطه شیطان با قلب انسان است. بهتر است بگوییم: القائات و تصورات نامقدّس و باطل بر قلب انسان را در مکتب اسلام «وسواس» می گویند. وسواس دو جنبه فکری و عملی دارد و نوعی بیماری روانی است. کسی که به «وسوسه» مبتلا شده است «وسواس» و «موسوس» نام دارد.
در لغت، «وسوسه» و «وسواس» یکی دانسته شده و «وسوسه» کلامی پنهانی است که در آن اختلاط صورت گرفته و در هم و بر هم و بی نظم است. همچنین «وسواس» در جایی گفته می شود که کسی وحشت کرده، کلامش در اثر وحشت، بی نظم شده باشد و همانند دیوانگان عمل کند.
زمخشری گفته است: «الوسواس» اسمی است به معنای «وسوسه» و مراد از آن شیطان است.
در قرآن کریم نیز آمده است که «فوسوَس لهُما الشیطان»؛ (اعراف: ۳۰) پس شیطان آنان را وسوسه کرد. بنابراین، «وسواس» با (فتح واو) هم به معنای شیطان و هم به معنای گفته وسوسه آمیز است.
از سوی دیگر، در علم کلام نیز برای وسواس و وسوسه تعاریفی بیان شده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:
دو دلی، تردید و شکی که در ضمیر انسان پدید می آید؛
شک و شبهه در عبادات و احکام مذهبی، بخصوص در طهارت و نجاست؛
آنچه شیطان در دل انسان افکند و او را به کار بد برانگیزاند؛
ایجاد امری بی نفع یا ضرر در ضمیر کسی توسط نفس شخص یا توسط شیطان که نیروی محرّک انسان به انجام بدی هاست.
نکته قابل ذکر در مورد وسواس این است که طبق متون و منابع اسلامی، وسواس فقط در اعمال انسان تجلّی پیدا نمی کند، بلکه به اندیشه او نیز راه می یابد. مرحوم علّامه مجلسی ضمن شرح یک روایت می گوید: «وسوسه سخن بیهوده و بی سودی است که نفس و شیطان در روح انسان پدید می آورند.»
همچنین از شیخ مفید نیز نقل گردیده که «وسوسه» عبارت است از تحریک افعال و اعمال و نیات باطل انسانی به وسیله عوامل شیطانی.
میر سید شریف جرجانی، مؤلف ترجمان القرآن، «وسوسه» را چنین تعریف کرده است: «اندیشه بد در دل کرده» و در تعریف «وسواس» چنین می گوید: «دیو وسوسه کننده یعنی اندیشه بد در دل افکننده». نسبت دادن این وسوسه ها یا اندیشه های بد به دیو یا شیطان از غایت اجباری بودن افکار وسواسی حکایت می کند.
به طور کلی، از روایات می توان نتیجه گرفت که:
اولاً، وسوسه یا وسواس نوعی اختلال روانی است.
ثانیا، با اضطراب و ترس همراه است.
ثالثا، وسوسه و ذهاب عقل و کثره التخلیط در اختلال روانی باهم مشترکند.
رابعا، مراد از وسوسه، وسوسه فکری است و از این رو، از آن به «شیطان الوسوسه» تعبیر شده است؛ زیرا شیطان کارش این است که افراد را به افکار ناخواسته و مذموم بکشاند تا به وسیله آن، رفتاری ناپسند از آن ها صادر شود.[۲]حوزه
انواع وسواس
وسواس فکری: درباره سلامتی بدن بسیار فکر کردن و ترس از بیماری، به طوری که فرد وسواسی ممکن است بدون هیچ کسالت و دردی، به پزشک مراجعه کند و دارو مصرف نماید.
وسواس اعتقادی: اندیشه های بیهوده درباره مردن، قبر، برزخ، معاد، خیر و شرّ، خوبی و بدی و…
وسواس افراطی: وجود افکاری که به هیچ وجه عاقلانه نیست؛ مثلاً، گاه فرد وسواسی عقیده دارد که داروی بخصوصی طول عمر می آورد و حال آن که ممکن است مضر باشد.
وسواس عملی: فرد وسواسی دست به کارهایی می زند که کاملاً بی مورد و حتی مخالف عرف و خلاف شرع و احکام الهی است و شاید بدعت محسوب گردد. در صورت همراه شدن وسواس عملی و فکری، فرد با مشکلات بیش تری مواجه می شود.
آثار وسواس عملی فراوانند؛ از جمله تکرار شستن، رفتارهای انحرافی (مثل دزدی بدون نیاز مادی)؛ شمارش بی فایده اشیا، به صورت خاصی راه رفتن (مثلاً، با فاصله ۳ سانتی) و ترس از آلودگی و مرگ. به طور کلی، افراد مبتلا به وسواس ممکن است به امراضی مانند افسردگی، کم خونی، بی محبت شدن، احساس های بیجا که جنبه افراط و تفریط دارند و پندارهای موهوم دچار شوند.
استفتائات مربوط به وسواس و روش درمان طبق نظر مراجع
فتاوای حضرت آیت الله العظمی سیستانی
پرسش: آیا قرآن در مورد وسواس آیه ای دارد؟
پاسخ: سوره (ناس) در این مورد است.
۲ پرسش: سفارش شما در مورد شخص وسواس چیست ؟
پاسخ: به شخص وسواس نصیحت می شود که خود را اصلاح کرده تا از این بیماری خلاص شود و این امر طی دو مرحله میسر میگردد:
اول: باید توجه داشته باشد که این حالت از لحاظ عقلی و شرعی مذموم می باشد زیرا شخص از حالت میانه روی و اعتدال خارج می گردد و بدون اینکه هیچ نفعی داشته باشد توانائیها و نیروی انسان را به هدر می دهد.
هرگز وسواس نوعی پرهیزگاری محسوب نمی گردد و در شرع مبین اسلام این امر ستایش نشده، بلکه وسواس نوعی اختلال در درک و فهم فرد می باشد که ناشی از ضعف در نفس و اراده می باشد و همانطور که در احادیث شریفه آمده است ، تسلیم شدن به وسوسه های شیطان خبیث است ، پس اگر انسان این را به خوبی درک کند و حقیقت این امر برایش معلوم شود نوبت به مرحله دوم می رسد.
مرحله دوم: باید انسان تلاش فراوان کند که بتواند بر نفس خود غلبه داشته باشد و قدرت تصمیم گیری را به دست خود بگیرد و نگذارد که شیطان او را بازی داده و فریب دهد ، و عزم راسخ داشته باشد که خداوند متعال اورا بر عدم اعتنا به احتمالات و وسوسه ها سرزنش نخواهد کرد ، و اگر شک کند – مثلا – که آب به جایی از بدن خود رسیده یا نه به شک خود اهمیتی ندهد و بنا را بر آن بگذارد که تطهیر حاصل شده همچونانکه عادتا چنین می گردد ، و هرچه بی اعتنایی او به این شک ها تکرار گردد تسلط تخیل و وسوسه ضعیف تر می شود ، تا اینکه شیطان از او مأیوس گردد و شخصی معتدل در مراعات طهارت و نجاست شود و مطمئن باشد که اگر وارد این مسیر شود و بنا بر را بر مبارزه با این وسواس بگذارد پیروز می گردد و پروردگار متعال او را یاری می نماید و حیله شیطان را ضعیف می نماید. خداوند کریم می فرماید: ( همانا کید و حیله شیطان ضعیف است).
پرسش: من در انجام غسل خیلی وسواس دارم و هر غسلی ۱ یا یک ساعت و نیم طول میکشد به طوری که بعضی اوقات نمازم قضا می شود برای رفع این مشکل لطفاً راهنمائیم کنید؟
پاسخ: کاری که می کنید جایز نیست . بیش از حد متعارف تکلیف دیگری ندارید و برای غسل کردن مانند دیگران غسل کنید چه از نظر وقت وچه از نظر آب و اسراف کردن حرام است.
و از شیطان پرهیز کنید که تارک الصلاه عذابش سخت است.
فتاوای حضرت آیت الله العظمی مکارم
پرسش : مدت چند سال است که دچار افسردگی و افکار وسواسی می باشم می خواستم بدانم از منظر قرآن و احادیث راه علاجی برای این درد آمده است؟
پاسخ : در مورد افسردگی مطالعه و عمل کردن به دستورالعمل های کتاب (راه غلبه بر نگرانیها) را به شما توصیه می کنیم و در مورد وسواس عامل اصلی آن عدم آگاهی به مسائل و احکام شرعی است وظیفه شما آن است که همانند مردم عادی متدین عمل کنید و بیش از آن وظیفه ای ندارید هر چند به نظر خودتان صحیح نباشد.
پرسش : اگر شخصی وسواس در نجاست و پاکی داشته باشد اما در عین حال یقین به نجاست چیزی داشته باشد چه تکلیفی دارد؟
پاسخ : افراد وسواسى نباید به علم و یقین خود در طهارت و نجاست توجّه کنند، بلکه باید ببینند افراد معمولى در چه مورد یقین به طهارت یا نجاست پیدا مىکنند و به همان ترتیب عمل کنند و براى ترک وسواس، بهترینراه، بىاعتنایى است.
فتاوای حضرت آیت العظمی خامنه ای
س:براى کسى که در غسل طول مى دهد اما مىگوید من وسواس نشدهام بلکه براى اطمینان از رسیدن آب به همه جاى بدنم غسلم طول مىکشد چه نظرى دارید؟
ج:اگر از متعارف خارج باشد نباید اعتنا کند.
س:اینکه حکم شده است که فرد وسواس نباید به شک خود اعتنا نماید آیا منظور هر نوع از شک مىباشد؟ آیا مىتوان به هر نوع از شک که براى فرد وسواس پیش مىآید (چه شک در طهارت و نجاست و چه غیر آن)، در حالى که براى افراد عادى و غیر وسواس این نوع از شکها عرفاً وجود ندارد و یا کمتر پیش مى آید اعتنا نکرد؟
ج:بله، هر نوع شکى را شامل مىشود.
