شفقنا افغانستان-حقههای سينمايی در فيلمهای داعشی
مازن الخيرات، کارگردان و تهيهکننده فيلمهای مستند
روزنامه النهار، 7 فوريه 2015
هنوز اندکی از پخش فيلم داعش در آتش زدن معاذ الکساسبه، خلبان اردنی، نگذشته است که ترديدهايی در واقعيت اين صحنهها مطرح شده و برخی آن را تنها يک بازی هنرمندانه برای ايجاد وحشت در دل بينندگان شمرده و بر اين باور رفتهاند که پخش اين فيلم بدان معنا نيست که معاذ را سوزانده يا حتی کشته باشند.
من به عنوان يک کارگردان آشنا به هنر فيلمبرداری و مونتاژ با استفاده از تکنيکهای جديد، دوست دارم خوانندگان را در جريان چند نکته قرار دهم:
با پخش فيلم يادشده، اينک ژانر تازهای در صنعت سينما و تلويزيون، با نام «فيلم داعشی» پديد آمده که چيزی بين فيلمهای داستانی و مستند است؛ فيلمی که آن را با حضور گروهی از هنرپيشگان و بدلکاران، به شيوهای داستانی تهيه میکنند و به گونهای به نمايش درمیآورند که بيننده آن را به عنوان يک رخداد واقعی به شمار آورد.
برای روشن شدن مطلب به اين نمونه توجه کنيد: يک سکانس سينمايی برای ترسيم صحنه ترور يک شخصيت اين گونه کارگردانی میشود:
گزينش لوکيشن مناسب برای هدف: مکان عمومی، خيابان، جلو کافه، حضور رهگذران و خودروها و ديگر نشانههای يک زندگی عادی در شهر.
جای قرار گرفتن تکتيرانداز: اتاق يک هتل روبهروی هدف، خاموش کردن يا کاستن از نور چراغهای داخل اتاق، تابش نور طبيعی از پنجرهای که تيرانداز در کنار آن نشسته است، قرار دادن دوربين در زاويهای که وی را فردی باهيبت و درشتاندام نشان دهد، پوشاندن لباس سياه بر تن وی و گذاشتن جعبه مهمات در کنار دستش…پس از آن، دوربين به سوی چشمهای او میچرخد تا ترسناکی و درشتی و تيزبينی آن را به بيننده القا کند.. آنگاه دوربين جزئيات اسلحه را به تصوير میکشد تا بيننده دقيق بودن و مدرن بودن آن را باور کند. دوربين همچنان ميان تيرانداز و چهره شخصی جابهجا میشود که نشسته است و روزنامه میخواند، و اين کار تنها بدان منظور است که آدرنالين بيننده به بالاترين مقدار خود برسد.. سرانجام تيرانداز ماشه را میچکاند و قربانی بر زمين میافتد… چند تکنيک سينمايی مانند جزئيات ورود و خروج گلوله و پاشيده شدن خون از بدن او و چيزهايی از اين قبيل نيز بدان افزوده میشود.
اين نمونه چه ربطی به فيلم داعشی دارد؟
در کارگردانی «فيلم داعشی» همه اين تکنيکها برای توليد يک صحنه تمامعيار سينمايی به کار گرفته شده است… تنها با يک تفاوت بنيادين… و آن اين که اسلحه واقعی است، مهمات واقعی است، و شخص هدف به حضور در صحنههای بازيگری وادار شده است؛ بنابراين، هنگامی که تيرانداز ماشه را میفشارد، بهراستی گلوله بر قلب هدف مینشيند و وی بر زمين میافتد و چنين نيست که او تظاهر به کشته شدن کند… چيزی که در ويدئوی معاذ اتفاق افتاده همين است:
ـ شماری بازيگر و بدلکار (همه از اعضای گروه داعش)
ـ جايی صحنهآرايیشده (قفس، آتش، چندين مشعل روشن…)
ـ فيلمبرداری در صبح زود (به منظور بهرهگيری بهتر از نور طبيعی)
ـ وادار کردن قربانی به قدم زدن و بازيگری طبق خواست کارگردان؛ بنابراين، چه بسا دهها بار حرکت خود را تکرار کرده باشد تا بهترين برداشت انتخاب شود (البته روشن است که منظور صحنههای قدم زدن است، نه آتش گرفتن)
ـ فيگورهای دراماتيک بازيگرانی که برای آتش زدن آموزش ديدهاند.
ـ استفاده از حداقل چهار دوربين
نيروهای داعش آتش را شعلهور میکنند و بازيگر (بخوانيد: قربانی) میسوزد، آنگاه نسخههای فيلمبرداری به تدوين و مونتاژ سپرده میشود تا صحنههايی دراماتيکتر و با احساس وحشت بيشتر ساخته شود.. همين چيزها است که به هنگام راستیآزمايی صحنههای اين فيلم، تحليلگران را به ترديد میاندازد. برای توضيح بيشتر چند مثال میزنم:
ـ گاه در واقعيت چيزهايی رخ میدهد که کارگردان گمان آن را هم نمیکرده است؛ مثل کندی حرکت آتش در مسير مشخص و شعلهور نبودن آن برای ديده شدن در دوربين؛ بنابراين در مونتاژ به اين مسأله کمتر میپردازد و با اضافه کردن چند تکنيک بصری به ترسناکی آن میافزايد.
ـ روشن است که در روبهرو شدن با آتش، قربانی خود را تسليم آتش نمیکند، بلکه به گونهای دفاعی، تلاش دارد که از قفس بگريزد، اما در اين فيلم چنين نيست و او با بیتفاوتی، صحنه را خراب کرده است، برای جبران چنين وضعيتی، چند راه پيش روی کارگردان وجود دارد که ذکر آن به طول میانجامد. شايد برای فرار تلاش کرده و صحنهها حذف شده و حتی شايد چند تن به او نزديک شده باشند که او را آتش بزنند، يا مواد آتشزای بيشتری بريزند… اما اين صحنهها در مونتاژ ديده نمیشود.
کارگردان فيلمهای داعشی با اصول کارگردانی فيلمهای ترسناک آشنا است؛ او میداند که چيزهايی که ديده نمیشود آدم را بيشتر به هراس میاندازد، بدين معنا که تصوير يک شبح داس به دست، وحشتناکتر از به تصوير کشيدن خود آن است؛ يا وقتی که تنها چند ثانيه دندانهای يک سگ به تصوير کشيده میشود که کسی را هدف گرفته است، هراسی بيشتر از آن که تمام بدن سگ به تصوير کشيده شود، پديد میآيد… و اين بدين خاطر است که کارگردان عقل شما را در اختيار خود بگيرد تا خودتان صحنههای هولناک را پردازش کنيد. در صحنههای سر بريدن در فيلمهای داعشی هم قاتل ابتدا سر قربانی را در دست میگيرد و چند لحظه بعد، تنها سر او را میبينيم که پشت وی بر زمين افتاده است… در صحنههای در قفس کردن و آتش زدن معاذ هم تنها صحنههايی گذرا از عمليات آتش زدن به نمايش در آمده است.
ـ بينندگان به تماشای صحنههای دلخراش و ترسناک واقعی عادت کردهاند و پس از پخش گسترده آن در شبکههای اجتماعی در خشکسالهای بهار عربی، چندان در برابر اين فيلمها بیتفاوت شدهاند که همه را مثل هم میپندارند و به چيزی اعتنا نمیکنند؛ بنابراين کارگردانان «فيلمهای داعشی» به فکر توليد کليپهايی دلخراشتر افتادهاند.
اين همه را گفتيم، اما کسی نمیتواند در درستی اين ويدئو ترديد کند، هر چه از حقههای سينمايی اين فيلم گفته شد، باز هم حقيقت آن را زير سؤال نمیبرد.
ترجمه: شفقنا – رضا مروارید
انتهای پیام
