شفقنا افغانستان-سخیداد هاتف در اطلاعات روز می نویسد:
آن سخن مشهور را شنیدهاید که بزک بزک السلام علیکم، با یک شکم جو لغمان چهطوری؟ چیزی در همین مایهها. در شأن نزول این سخن آوردهاند که سابق بزها انسان نبودند و فرهنگ نداشتند و تمام آلات موسیقیشان همان حنجرهی متپقپقشان بود و بس. به همین خاطر، مردم هم وقتی که میشنیدند بزی پق پق میکند، فورا برایش تصنیف میساختند. از جمله همین شعر سپید معروف بزک بزک که در فوق تحریر گردید. البته این تصنیفها برخلاف آنچه مشهور شده، واجد حکمت چندانی نیستند. همین شعر بزک بیشتر به خاطر زور دادن بز سروده شده تا به نیت تلطیف فضای تعامل برادرانه میان بز و بشریت. دلیلش هم این است که وقتی که بز پق میزند، حتما دردی دارد و احتمالا از شدت گرسنگی، آن دل که با خود داشت، با دلسِتانش میرود. ولی پاسخی که به او میدهند، این است که غم مخور، جو لغمان میرسد. او میپقد که من همین حالا از گشنگی میمیرم و مردم جو لغمان را به یادش میدهند تا بیشتر عذاب بکشد.
این ماجرا خیلی بیشباهت به وضعیت ما نیست. در دوران انتخابات ما تقریبا در همان حدود و ثغور بز ناله میکردیم که بگویید کی تقلب کرده. حالا که یک سال گذشته و اشرف غنی رییس جمهور شده و توازن در محبس بگرام برقرار شده و هر روز توفان برکناری بر اقصی نقاط میهن میوزد و هژده هژده نفر از کار برکنار میشوند، نادر محسنی میگوید که به زودی تقلبکاران معرفی خواهند شد. البته ما با بز رقیب نیستیم و سعادت ایشان را از خداوند متعال تمنا میکنیم؛ اما این قید «به زودی» پق پق ما را هم کشید. آخر، نامردها! شما اگر ما را بز بدانید، چه خواهید کرد؟ حالا که ما را بز نمیدانید، جوتان این قدر دیر میرسد. اگر بزمان میدانستید، لابد میگفتید فاصلهی کابل تا لغمان چهار هزار کیلومتر است. البته این قدر هست که ما هم دیگر آن بز مردنی نیستیم. فعلا هرکدام از ما یازده تا مشاور داریم. راستی، این جو لغمان میرسد یا نمیرسد؟ مهم نیست، فقط از سر کنجکاوی میپرسیم. حالا که در مرکز شما نشستهاید، ما کنجها را میکاویم.
انتهای پیام
