شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

استاد برجسته دانشگاه های آمریکا در گفت‌وگو با شفقنا:مسیحیان چشمان خود را باز کنند/تکفیری ها اولاد یزید و محصول غربند

شفقنا افغانستان-دکتر جان اندرو مارو در مونترال، کوبک در کانادا در سال 1971 به دنیا آمد. او در یک خانواده چند زبانه بزرگ شد و تا 10 سالگی در مونترال بود و سپس بیست سال بعد از آن را در تورنتو گذراند. او که تحت تعالیم کاتولیک رشد کرده بود دوران ابتدایی را در یک مدرسه فرانسوی گذارند و دوران دبیرستان را هم در یک مدرسه با زبان انگلیسی به پایان برد. در دوران دانشگاه هم به زبان های فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی مطالعه داشت.

وی در سن 16 سالگی با تعالیم اسلام آشنا شد و به این دین گروید و نام خود را به “الیاس عبدالعالم اسلام” تغییر داد. پس از پایان تحصیلات تا مقطع دکتری، وی در زمینه مطالعاتی اسلامی هم تبحر پیدا کرد. دکتر مارو پس از پایان تحصیلات آکادمیک،  به مراکش و ایالات متحده رفت تا در زمینه اسلام و زبان عربی بیشتر مطالعه کند. وی علاوه بر تحصیلات آکادمیک علوم غربی، در علوم اسلامی هم چه به صورت مستقل و چه زیر نظر عالمان شیعه، سنی و صوفی مطالعات زیادی داشته و کاملا در این زمینه متخصص شده است.

وی نه تنها یک استاد دانشگاه برجسته محسوب می شود بلکه از وی به عنوان عالمی فرهیخته در علوم اسلامی با القابی نظیر استاد، دکتر، حکیم و شیخ یاد می شود. دکتر مارو حدود یک دهه در دانشگاه های مختلف آمریکا از جمله Park University, Northern State University, Eastern New Mexico University, the University of Virginia, and Ivy Tech به پژوهش تدریس پرداخت و استاد تمام دانشگاه آیوی تک هم است. وی سابقه تدریس زبان اسپانیایی پیشرفته، فرهنگ اسلامی، و ادبیات جهان را در دانشگاه های مختلف دارد.

علاوه بر وظایف و مسئولیت های آکادمیک و دانشگاهی، دکتر جان مارو (امام الیاس اسلام) مدیر موسسه میثاق ها هم هست. سازمانی که در تلاش برای حفظ و نشر سنت ها و تمدن اسلامی، افزایش وحدت بین مسلمانان و کمک به مسیحیان نیازمند و بهبود روابط بین مسلمانان و پیروان دیگر ادیان است. دکتر مارو اغلب برای گسترش عدالت و صلح به اقصا نقاط جهان سفر می کند.

دکتر جان مارو اخیرا کتابی به نام ” میثاق های حضرت محمد با دنیای مسیحیت” منتشر کرد. این کتاب مجموعه ای مشتمل بر تعداد متون و مستندات مقدس است که مرتبط با حضرت محمد (ص) هستند. این متون تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفته بودند و حتی در بین عموم مردم کمتر کسی از وجود آنها اطلاع داشت.

در روزگاری که روابط بین ادیان و باورهای مختلف به سستی گراییده و شکننده تر از همیشه به نظر می رسد و فرقه گرایی و افراطی گری مذهبی در هر گوشه جهان گسترده شده، دکتر مارو به یکی از باارزشترین ارزش های اسلامی رجعت کرده و پرتو جدیدی بر آن تابانده است؛ مدارا و بردباری. کتاب ” میثاق های حضرت محمد با دنیای مسیحیت” فراتر از یک کتاب است و در واقع میثاقی از عقلانیت اسلامی و عشقی است که این دین در تلاش برای گسترداندن در جهان بشریت است.

++

شفقنا این فرصت را پیدا کرد تا در گفت وگویی از تیزبینی ها و ایده های باارزش دکتر جان اندرو مارو بهره مند شود.

شفقنا- پیش از اینکه بحث اصلی مان را آغاز کنیم و در مورد کتابتان سوال کنیم، دوست داریم که بیشتر در مورد سفرتان یا رجعتتان به اسلام توضیح دهید.

تا جایی که بخاطر می آورم همواره تحت عشق الهی بوده ام. نه تنها همیشه به خدا باور داشتم بلکه احساس می کردم که خدا در ذره ذره وجودم حضور دارد و همواره خدا را می توانستم در هر جا و هر چیزی ببینم. هرگز شک نداشته ام که الله در همه جا حضور دارد و همه موجودات به اذن او بوجود آمده اند. مادرم که هر شب در کنار تختم دعا می کرد، باعث شد که شکوفه های ایمان کم کم در دلم جوانه بزند. من در کودکی غسل تعمید شدم و به طور منظم به کلیسا می رفتم. البته این مسائل تا پیش از ایمان اوردن من به اسلام در سن 16 سالگی بود. در این سن به طور رسمی از کلیسا به مسجد روی آوردم. برخلاف بسیاری از دوستانم، من خوش شانس بودم که در محیطی مذهبی و با وجود ارزشهای اخلاقی محکمی بزرگ شدم که این مسئله را مرهون خدا، کلیسا و والدینم هستم. البته منظورم این نیست که هرگز در زندگی مرتکب گناهی نشده ام بلکه منظورم این است که امکان تشخیص درست از نادرست را داشتم و در یک خلا اخلاقی بزرگ نشدم. به لطف وجود همین ارزشهای اخلاقی بود که از گناهان دوری می گزیدم.

بسیاری را می شناسم که اذعان می کنند که قبل از گرویدن به اسلام، آدم های بی ایمانی بودند. اما مورد من با آنها فرق می کند. من ابتدا کاتولیک بودم و سپس به اسلام ایمان آوردم و به نظرم این دو ادامه یک مرحله یعنی تکامل ایمان و روحانیت در من بود. ایمان من به اسلام به معنی پشت پا زدن به آموزه های عیسی، موسی و ابراهیم پیامبر نیست بلکه در ادامه همان آموزه ها گام برمی دارم  و اکنون آن آموزه ها و سنت ها در اسلام تکامل پیدا کرده اند. در واقع این تکامل، تغییر از بی دینی به ایمان (مانند لامذهب ها) یا تغییر از چند خدایی به یکتاپرستی نیست بلکه سیر صعودی و رسیدن به مراحل بالاتری از ایمان سابق است. می توانید این مسئله را باز اندیشی یا اصلاح بنامید. در راه این تکامل، الگوها و منابع تاثیر زیادی مانند انجیل و دیگر متون مقدس و همچنین فعالانی مانند مالکوم ایکس به من کمک کردند. یک کتاب لازم است تا به طور کامل سیر آشنایی و گرویدن من به اسلام را بتوانم تشریح کنم. در مقالاتم کمابیش در مورد این مسئله توضیح داده ام و ممکن است در آینده بیشتر به این بحث بپردازم همه اینها بسته به خواست الهی است و باید ببینیم خدا چه می خواهد.

شفقنا- آیا چه از نظر فردی و چه از نظر دینی، به اسلام احساس تعهد می کنید؟

بله به شدت در خودم احساس تعهد می کنم. این احساس است که من انگیزه می دهد و باعث حرکت من می شود. شما می توانید این را یک ندای درونی والاتر، یک تعهد یا یک قرضی بمانید که باید پرداخت شود. مهم نیست که چقدر سخت کار می کنم یا چقدر به پژوهش، تالیف و انتشار اطلاعات می پردازم، هر چقدر هم فعالیت کنم باز هم کم است. هرگز در خودم احساس رضایت نمی کنم و با پایان یافتن یک پروژه، پروژه ای جدید را آغاز می کنم و اغلب در یک زمان یکسان در چندین جا مشغولم. چه می توانم بگویم به جز اینکه زندگی من، مرگ من، عبادات و فداکاری های من همه و همه تنها برای الله، پروردگار مطلق جهان، است.

شفقنا- چه چیز باعث شد که اینگونه به زندگی حضرت محمد(ص) بپردازید؟ به نظر می رسد که می خواهید با شخصیتی که پشت سر نام پیامبر است، ارتباط برقرار کنید؟

من به حضرت محمد(ص) عشق می ورزم و احترام زیادی برای ایشان قائلم. انشالله که ایشان و اولاد ایشان مورد بلطف الهی قرار بگیرند. وقتی به پیامبر توهین می شود گویی که به خود من توهین شده است. البته این احساس به معنای این نیست که بخواهم کسی را به قتل برسانم یا جایی را منفجر کنم. بلکه می خواهم جزء کسانی باشم که خشم خود را فرومی نشانند. یک احساس شخصی عمیق و نوعی ارتباط شخصی با فرستاده الله احساس می کنم. می خواهم نهایت تلاشم را بکنم تا بنا بر موقعیتم آموزه های این فرستاده را به بهترین نحو ممکن عملی کنم.

جواب به سوال شما بسیار شهودی است. برای بسیاری تاریخ محمد با کلمه “بخوان” (اقراء) آغاز می شود و چیزهایی زیادی در مورد قبل از آن وجود ندارد و به آنها اهمیت زیادی داده نمی شود. برای من اما مسئله آشنایی با فردی که پیش از مبعوث شدن به پیامبری وجود داشته، مطرح است و زندگی پیش از بعثت ایشان برای من اهمیت خاصی دارد. شاید برای بعضی مطالعه در این زمینه به عنوان پژوهش هایی حاشیه ای و بی اهمیت تلقی شود اما برای من این مطالعات می تواند پاسخگوی بسیاری از مسائل باشد. ما شاید بسیاری از مواقع از چگونگی و نحوه وقوع بسیاری از مسائل اطلاع داشته باشیم اما از “چرایی” آنها آگاه نیستیم.

کتاب ” میثاق های حضرت محمد با دنیای مسیحیت” تصویر بسیار جامعتری از تولد حضرت محمد(ص)، دوران رشد ایشان از طفولیت  تا بزرگسالی تا مرحله پختگی و معجزه غار حراء را ارائه می دهد. پیش از این هر چه داشتیم، تصویرها و انگاره هایی ناقص بود. البته معنی این حرف این نیست که اطلاعاتی در این زمینه در دسترس نبود بلکه منظورم این است که این اطلاعات توسط مورخین مسلمان به دلیل تعصب و همچنین مسائل سیاسی نادیده گرفته می شدند و به حاشیه می رفتند. این مورخین از معانی این اطلاعات وحشت داشتند و بر این باور بودند که این اطلاعات می تواند که بنیان های اسلام را ضعیف کند. در نتیجه، آنها تلاش کردند تا حضرت محمد را از پیشینه ماقبل بعثتش جدا کنند و ادعا کنند که ایشان هیچ آشنایی به آموزه های یهودیت، مسیحیت و دیگر ادیان نداشته است. وانمود به اینکه ایشان تنها دوبار از عربستان خارج شد و اذعان به اینکه ایشان سواد هم نداشت، تنها برای تاکید بر این مسئله است که هیچ کس هیچ گونه تاثیر ایدئولوژیکی بر حضرت محمد(ص) نداشته است.

اما اگر حضرت محمد (ص) را فردی اهل سفر، باسواد و کاملا مطلع در نظر بگیریم، آیا باعث می شود که مرتبه پیامبری او کاهش یابد؟ نه، حتی یک ذره هم از شان ایشان کاسته نمی شود.

بر خلاف تصویری که امویان از پیامبر رواج دادند، ایشان هرگز فردی کم اطلاع نبوده است. وی مصداق به کمال رسیدن انسانی و نشانه خلقت الهی است. کسانی که تصور می کنند پیامبر تنها یک فرد معمولیِ نه چندان آگاه و و حتی ناقص بود که یک الهام و وحی الهی بر وی نازل شد که می توانست بر هر کس دیگر نازل شود، باید از این تصور خود شرم کنند. برعکس این تصور، ایشان دلیل خلقت، پیامبری پیش از حتی حضرت آدم و انسانی کامل بود که سرتاسر زندگی اش با الله در ارتباط بود و توسط وی حمایت و حفاظت می شد. تلاش محمد برای انتشار دین الهی تنها از غار حرا آغاز نشد و پیش از آن به مدت 40 سال پیامبر برای این ماموریت آماده می شد.

شفقنا- این چنین مطالعه و انتشار چنین کتاب زحمات زیادی می طلبد. در واقع از یک نوع باستان شناسی روشنگر باید سخن بگوییم. امکانش هست که در مورد نحوه پژوهش هایتان بیشتر برای ما توضیح دهید؟ سیر مطالعاتی شما چگونه بوده است و واکنش های دیگر محققین چه تاثیری بر کار شما داشته است؟

باستان شناسی روشنگر در واقع بهترین چیزی است که می توان برای توصیف کار امثال من به کار برد. از طریق آشنایی با متون و ادبیاتی که به عربی برگردانده شده بودند، متوجه شدم که ما مسلمانان چه میراث بزرگی را از دست داده ایم. متوجه شدم که صدها متن اسپانیایی وجود داشت که به الفبای عربی نوشته شده بودند و شامل کارهایی می شدند که در عربی و دیگر زبان ها اثری از آنها نبود. من دهه ها روی این منابع از دست رفته کار کردم و در آینده ای نزدیک یافته هایم را در کتابی تحت عنوان” شیعه گرایی در مغرب و اندلس” منتشر خواهم کرد.  از همان اوان مطالعاتم متوجه شدم که یک شکاف گسترده به درازنای چندین قرن وجود دارد که منابع گم شده آن را ایجاد کرده اند. مطمئن بودم که رونوشت های این کتاب های قدیمی جایی وجود دارد. “علامه مجلسی” اگرچه در قرن شانزدهم میلادی و هزار سال پس از پیامبر، زندگی می کرد اما با عزمی راسخ در آن زمان سعی کرده بود که تمام منابع مرتبط با پیامبر و تمام منبع قدیمی دنیای اسلام را گردآوری کند. مجموع یافته های او در کتابی تحت عنوان “بحار الانوار” گردآوری شده است.

من در تلاش بوده ام که به نوبه خودم، وی را الگو قرار دهم. کشف نامه ها و میثاق های پیامبر و همچنین پیدا کردن کپی های بسیار قدیمی از قرآن، در این زمینه به من انگیزه داد. من به اقصی نقاط جهان سفر کردم و با جست و جو در آرشیوهای مختلف برای چند دهه به دنبال انجام یک ماموریت بودم یعنی بازگرداندن، حفظ و انتشار آن چیزی که به اسلام واقعی تعلق داشت. من در این سفرهایم به منابع غنی دست پیدا کردم که بیشتر از همه طلاهای جهان ارزش دارد و بقیه عمرم را صرف بررسی، پژوهش و به اشتراک گذاری این منابع خواهم کرد. برای رسیدن به این آرمان موسسه میثاق ها به کمک و سرمایه گذاری نیاز دارد. بنابراین از افراد خیرخواه درخواست می کنم که برای کمک به رسیدن به این رویا، دست به کار شوند. من فردی آکادمیک با منابعی محدود هستم.  اگر کتاب ” میثاق های حضرت محمد با دنیای مسیحیت” و دیگر کارهای من نظر شما را جلب کرده، و تمایل دارید که در این زمینه به اطلاعات و اسناد بیشتری دست پیدا کنید، باید از این مسئله هم آگاه باشید که من بدون وجود منابع و سرمایه لازم توان انجام این کار ندارم. من از تمام مومنین تقاضا دارم که از طریق خمس، ذکات و صدقه برای رسیدن به این آرمان الهی کمک کنند.

شفقنا- به زبان خودتان برای ما تشریح کنید که پیامبر اسلام (ص) چگونه شخصیتی است؟

محمد (ص) اولین و آخرین بود. آخرین پیامبری که به بعثت رسید. او مورد مرحمت و لطف الهی و امید بشریت است. امید که در روز قیامت او میانجیگری ما را بکند و امیدوارم که همه مومنین با ایشان محشور شوند. نه تنها میراث ایشان همیشه زنده خواهد بود بلکه خود ایشان هم در پناه پروردگار همیشه زنده است و افعال و عبادت های پیروانش را زیر نظر دارد و به حول و قوه الهی به آنها الهام می بخشد. پیامبر در قرآن و در میثاق هایی که از خودی به جای گذاشته زنده است. هر کار خیری که از امت اسلامی سر می زند در واقع بازتابی از وجود ایشان است.

شفقنا- بزرگترین سوء برداشتی که مسیحیان از اسلام دارند، چیست؟

به عنوان یک شخص دانشگاهی، معمولا از تعمیم اجتناب می کنم . بنابراین نمی توانیم از مسیحیان به عنوان یک کل یکسان سخن بگویم. آنها یک توده مشابه نیستند. کاتولیک ها از پروتستان ها و مسیحیان شرقی از غربی بسیار متفاوتند. فرقه ها و مذاهب مختلف در مسیحیت با هم تفاوت دارند و برای نمونه یک مسیحی آشوری شباهتی به یک مسیحی ارمنی ندارد.

در شرایطی که مسلمانان، غرب را با مسیحیت یکسان می انگارند، باید آشکار شود که قرن هاست که غرب از مسیحیت فاصله گرفته است. اگر 40 درصد آمریکایی ها به طور هفتگی یک بار به کلیسا می روند، این آمار در انگلستان، استرالیا و فرانسه به ترتیب به 10، 7.5 و 5 درصد تقلیل می یابد. اغلب هم این درصد کلیساروندگان از جمعیت این کشورهای مذکور، به مهاجرانی مربوط می شود که از کشورهای سنتی تر که هنوز کاملا با مسیحیت قهر نیستند، به این کشورهای پیشرفته آمده اند.

در آمریکا هم درصد مربوط به کلیسا رفتن در کشورهای مختلف این قاره، متفاوت است. اگر قوانین و حقوق شهروندی را بررسی کنید و یا به 99.9 درصد موسیقی ها و فیلم های غربی نگاه کنید، متوجه خواهید شد که غرب از مسیحی بودن، دست برداشته است. اگرچه در ایالات متحده، نزدیک به نیمی از جمعیت مسیحیانی محافظه کارند اما این محافظه کاری در مسائل سیاسی و اقتصادی خلاصه می شود و در مسائل جنسی یا جلوگیری از خشونت های نظامی، بی تاثیر است. این جمعیت به نوعی مسیحیتِ مشترک مبتنی بر امپریالیسم گرایش دارند که تامین کننده منافع یک درصد جمعیت نخبه مسلط و خودخواه این کشور است. در واقع آنها به نوعی تداعی کننده، قسمت امپریالیستی روم در مقابل با قسمت مسیحی شده آن هستند.

شاهد هستیم که رسانه های جمعی غربی چگونه 1.5 میلیارد مسلمان را بازیچه قرار داده و آنها را مقصر همه مشکلات جلو می دهند. نتیجتا، ما باید از چنین برخوردها و تعمیم هایی نسبت به برادران مسیحی مان دوری بگزینیم. البته به عنوان یک علاقه مند به شیوه کاری شما، به خوبی آگاه هستم که شما با این مسائل رسانه ای کاملا آشنا هستید. با این حال، باز هم یک نکته را می خواهم برای خوانندگان روشن کنم و آن این است که وقتی من به همراه چالز اپتون و هکتور مانزولیلو موسسه میثاق ها را در سال 2013 بنا نهادیم، ما میثاق های حضرت محمد (ص) را با جهان مسیحیت به اشتراک گذاشتیم. اسقف ها، راهبان و دیگر بزرگان مسیحیت اعم از ارتودوکس یونانی، ارتودکس شرقی، ارتودکس سریانی، آشوری و همچنین کلیساهای کاتولیک همه از ما بخاطر تلاش هایمان برای محافظت از مسیحیان گرفتار خاورمیانه و مناطق اطراف آن تشکر کرده اند. اگرچه مسیحیان غربی به این میثاق ها به دیده تردید و تعجب نگاه می کنند اما مسیحیان شرقی به خوبی با این مسائل آشنا هستند. در شرایطی که تقریبا همه مسلمانان این میثاق ها را به فراموشی سپرده اند، مسیحیان شرقی به آنها به عنوان بخشی از وجدان جمعی شان باور دارند. در واقع، مسیحیان از اینکه در زمان حضرت محمد از طرف ایشان مورد حمایت قرار گرفتند، احساس غرور می کنند. زمانی یک کشیش به من گفت که در شرق برخلاف غرب بسیاری از مسیحیان از این مسائل آگاهند. در واقع، در شرق بسیاری از مسیحیان ارداتی حتی بیشتر از تعدادی از مسلمانان به حضرت محمد دارند. این مسیحیان به خوبی آگاه هستند که اسلام چگونه از آنها حمایت می کند اما آنها این موضع را در اعمال تعدادی از مسلمانان گمراه شده، نمی بینند و خلاف آن را شاهد هستند.

در شرق بسیاری از مسیحیان از حقیقت اسلام آگاهند، هر چند تعصب و تفکرات غالبی هم وجود دارد. چگونه ممکن است که آنها از اسلام واقعی آگاه نباشند؟ آنها 1400 سال تحت حاکمیت اسلامی زندگی کرده اند و به جز در مواقعی استثنایی، می دانند که همواره رابطه حسنه قوام بخش حکومت مسلمانان بر مسیحیان بوده است. این واقعیت که هنوز میلیون ها مسیحی در کشورهای اسلامی زندگی می کنند، حکایت از آن دارد که از این مسیحیان حمایت های لازم صورت گرفته است. مسیحیان شرقی به خوبی می دانند که “دولت اسلامی” {داعش} که اکنون قد علم کرده، کاملا دولتی ضد اسلامی است. این مسیحیان به خوبی آگاهند که سلفی ها، وهابیان و تکفیری ها پیروان حضرت محمد نیستند.

مشکل، بدفهمی مسیحیان غربی است.  در جواب به سوال شما باید بگویم که در غرب این باور را شکل داده اند که  نعوذ بالله پیامبر فردی ظالم، کلاهبردار و تروریست بوده است. از اینکه مجبور هستم این تهمت ها و نسبت های ناروا را تکرار کنم احساس بیزاری می کنم و به خدا پناه می برم. بسیاری از مسحیان غربی که از مسیحیت، مذهب عشق، پیروی می کنند در واقع سرشار از احساس نفرت نسبت به دیگرانند که این مسئله کاملا با ذات مسیحیت در تضاد است. در واقع آنها از این مسئله غافلند که تلاش برای نابودی اسلام در واقع به معنای تلاش برای نابودی همه ادیان است.

از چند مسیحی در مورد اسلام سوال کنید تا پاسخ تند و پر از خشونت آنها را بشنوید. آنها تنها چیزهایی که در گوش آنها خوانده شده، را طوطی وار تکرار می کنند. آنها در چنبره ای از دروغ های نفرت انگیز زندگی می کنند. رادیوی دست راستی، تلویزیون دست راستی و مطبوعات دست راستی … در بسیاری از مواقع چپ ها ساکتند و در حال حاضر هم به طور روزافزونی همان رویکرد خصمانه راستی ها را نسبت به مسلمانان ترویج می دهند. جریان خصومت و بدگویی نسبت به اسلام مانند یک سم است و هر کسی که با آن در تماس بوده را آلوده کرده و مانند رادیواکتیو همه اطراف خود را احاطه کرده است.

به مسیحیانی که زیر بار این تبلیغات خصومت آمیز قرار گرفته اند توصیه می کنم که چشمان خود را باز کنند و عقلانی بیاندیشند و قلبشان را پاک کنند. روحشان را شست و شو دهند و به دنبال پیدا کردن سرچشمه های اسلام واقعی باشند. مانند یک میمون تقلید نکنند. بلکه در مورد اسلام، اسلام واقعی اطلاعات کسب کنند. یک زندگی نامه معتبر از حضرت محمد بخوانند و منابع سنتی این مذهب را مطالعه کنند. خواندن یک ترجمه خوب از قرآن بدون غرض ورزی و یا خواندن کتاب میثاق های محمد با جهان مسیحیت می تواند این افراد را با اسلام حقیقی آشنا کند.

البته وقتی از اسلام حقیقی سخن به میان می آورم، منظورم نادیده گرفتن واقعیت های خشن فعلی جهان اسلام در نقاط مختلف نیست. ما می توانیم بحث کنیم که “اسلام واقعی را چگونه می شود در یک کشور در حال توسعه یا یک کشور استعمار شده، گسترش داد” و تا ابد در مورد این مسئله بدون نتیجه به مجادله بپردازیم. سخت است وقتی کسی گرسنه است با او در مورد مذهب سخن بگوییم. ابتدا باید به او غذا داد و کاری کرد که از مشقت هایش کاسته شود آنگاه می توان باورهای مذهبی او را تصحیح کرد. در غیر اینصورت، تمام گفته های ما تنها شعارهای دور از واقعیت خواهد بود. اگر صلح می خواهیم باید ابتدا رفاه را گسترش دهیم.

شفقنا- برخ افراطی ها با آزار اقلیت های دینی در خاورمیانه از حقیقت الهی سخن می گویند. کتاب شما در این زمینه چه موضعی دارد و از کتاب شما خوانندگان می توانند به چه ادراکات جدیدی برسند؟

اول اجازه دهید که اصطلاحات افراطی، رادیکال و یا بنیادگرا را به عنوان اصطلاحاتی مشابه و برای افرادی مشخص بکار نبریم. بگذارید آنها را آن چیزی بنامیم که واقعا هستنند؛ تروریست، قاتل و مزدوران شیطان.

جنایت هایی که توسط تکفیری های تروریست تحت عنوان و به نام الله، محمد و اسلام انجام شده تنها با جنایت های نازی ها در جنگ جهانی دوم قابل مقایسه است. اگرچه نام این تروریست ها از داعش تا النصره و از طالبان تا بوکو حرام متفاوت است اما آنها که با تاریخ اسلام آشنا هستند، به خوبی می دانند که این گروه ها متشکل از چه افرادی است. این گروه ها ترکیبی از خوارج و نواصب هستند. این گروه ها اسلام واقعی حضرت محمد را نمایندگی نمی کنند بلکه نماینده اسلام غیر حقیقی اموی هستند. آنها اولاد نامشروع یزید و حجاج هستند. امیدوارم که خدا در این دنیا و در دنیای آخرت آنها را مورد لعن و نفرین خود قرار دهد. این گروه ها در حال احیای اسلام یا بازگرداندن آن نیستند بلکه در حال احیای الحاد و کفر پیش از ظهور اسلام هستند. پیامبرِ آنها ضد مسیح و خدایشان شیطان است. درخت آنها را باید از میوه اش شناخت. مسلمانان واقعی پاک و درستکارند و میوه ای که به ثمر می رسانند مانند میوه بهشتی است. اما این نامسلمانان مانند درخت زقوم تلخ اند. خیر مایه خیر می شود و از شر به جز شر نشات نمی گیرد. این گروه ها از دولت اسلامی سخن می گویند اما اعمالشان حکایت از یک دولت شیطانی دارد. افراد از خواندن کتاب من چه چیزی می توانند یاد بگیرند؟ آشنایی با اسلام واقعی.

نباید براساس اعمال این تروریست ها قضاوت کرد و هنوز هم مسلمانانی وجود دارند که می توانند خیر و شر را از هم تفکیک کنند. من به عنوان یک فردی با عقل سلیم می توانم متوجه شوم که تروریست هایی که در سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان، نیجریه و… در حال فعالیتند افرادی مزدورند و تنها برای پول کار می کنند. زمانی که سرچشمه پول ها بخشکد آنها هم ناپدید می شوند. کسانی هم هستند که مغزشان شست و شو داده شده و در شرایطی به اشتباه تحت عنوان تلاش برای احیای اسلام می جنگند که تنها آلت دست گروه هایی در این منطقه ژئوپولوتیک شده اند. این جنگجویان که افرادی شکست خورده، جانی، زناکار، معتاد، الکلی و قاتل هستند تنها باعث نابودی تصویر اسلام واقعی می شوند.

از انگلیسی ها، فرانسوی ها و آلمانی ها مستندات بسیاری در دست هست که نشان می دهد آنها همواره برای رسیدن به اهداف استعمارگرایانه خود حاضر بودند که مسلمانان افراطی را بازیچه کنند و اعراب را به جان ترک ها بیاندازند یا بین ترک ها و ارمنی ها، کرد ها و آشوری ها، یهودیان و مسلمانان و حتی مسلمانان با مسلمانان تفرقه بیاندازند و اختلاف افکنی کنند. اکنون هم استعمارگرایان کاپیتالیست فعالانه در تلاش برای نسل کشی شیعیان، مسیحی ها، صوفیان و اندک سنی هایی هستند که هنوز به دام سلفی گری و وهابیت نیافتاده اند. افراطی ها، متعصبان و روانی ها جایی در یک جامعه متمدن ندارند. این تروریست ها با خشونت هایشان در بسیاری از کشورهایی اسلامی مانند مراکش، ایران، سوریه، روسیه، چین و … جایی ندارند.

بسیاری از این هیولاهای متقلب که خود را مسلمان جا می زنند در واقع توسط غرب به وجود آمده اند. آنها محصول فرقه گرایی های اروپایی و بچه های مهاجرانی هستند که از دنیای سرمایه داری اخراج شده اند. بسیاری از این تروریست ها در غرب و زیر نظر سرویس های اطلاعاتی غربی متولد شده، رشد کرده و به این شرایط افراطی رسیده اند. آنها این جانیان بدسگال را علیه مسلمانان و مسیحیان بی گناه برمی انگیزند و اگر زمانی هم این وحشی ها بر علیه خودشان بشورند، مقصر اصلی را همان قربانیان مسلمان یا مسیحی جلوه می دهند. به عنوان مسلمان باید از حملاتی که سگ های وابسته به دشمنانمان انجام داده اند، عذرخواهی کنیم. ما بخاطر قربانیان این حملات اشک می ریزیم اما در عین حال آنانی را سرزنش می کنیم که این سگ های وحشی را پرورش داده اند. ما برای چیزی که نقشی در وجود و شکلگیری آن نداشته ایم، نباید سرزنش شویم.

کتاب من به طور مستقیم با بسیاری از این موضوعات برخورد نمی کند اما خواننده باید این موضوعات را در پس ذهنش داشته باشد. خوانندگان چه اطلاعاتی از کتاب من می توانند به دست بیاورند؟ من می خواهم به آنها ثابت کنم که خدا و پیامبر و اسلام خوب هستند و مسلمانان هم به طور ذاتی خوب هستند. کتاب من حضرت محمد را آنگونه که واقعا بوده، تصویر می کند؛ یعنی بهترین الگوی بشریت و یک موهبت الهی. خوانندگان می توانند در این کتاب در مورد جامعه حضرت محمد و همچنین روش خیرخواهانه و بشردوستانه این حضرت، اطلاعات زیادی به دست آورند. آنها همچنین متوجه می شوند که چطور میثاق های پیامبر، در طول تاریخ به رهبران اصلی مسلمانان رسید. مهمتر از همه اینکه، اطلاعات این کتاب در واقع اسنادی است که براساس آن می توان دولت اسلامی واقعی و در واقع امت اسلامی (کشورهای مشترک المنافع اسلامی) را بنا نهاد.

 

شفقنا- چرا محققان متون شما را نادیده گرفته اند و آیا این یک غلفت است یا یک تحریف دینی؟

صدها سال قبل و با زوال حکومت مسلمانان به عنوان قدرت برتر جهان و با انحطاط تدریجی فرهنگ و تمدن اسلامی در طول قرون، پژوهشگران مسلمان هم به نوعی غفلت جمعی گرایش پیدا کردند و تسلیم گرایش های همان گروه مسلطی شدند که شرایط اضمحلال اسلام را فراهم کرده بودند. زمان هایی بود که محققان کم بودند اما دانش آنها عمیق و زیاد بود. اما این روزها محققان زیاد شده اند اما دانش آنها کم شده است. البته منظورم این نیست که در جهان اسلام هیچ محقق بزرگ و برجسته ای نیست بلکه منظورم این است که مقایسه وضعیت امروز با گذشته مانند مقایسه نور مهتاب با نور یک کرم شبتاب است. دنیای اسلام این روزها با سنت ها مشکل پیدا کرده و هر گونه خلاقیت و پیشرفت در آن باعث اختلاف می شود.

تحقیق و پژوهش هم حالتی بسته به خود گرفته است. محققین مسلمان به تفسیرهایی مربوط به هزار سال قبل پناه می برند و با مقدس جلوه دادن هر منبعی، از پیشرفت ها و واکاوی های آکادمیک جلوگیری می کنند. آنها کتاب “سیبویه” که مربوط به صرف و نحو زبان عربی است را به گونه ای درس می دهند که انگار قرآن یا یک کتاب آسمانی است و انگار که در زمینه زبان شناسی از زمان سیبویه تاکنون هیچ پیشرفتی صورت نگرفته است. آنها با اسلام به گونه ای برخورد می کنند که انگار یک فسیل یا یک شی منجمد شده است. برنامه های آموزشی در بسیاری از مدارس و موسسات مذهبی قرن هاست که تغییری نکرده و هیچ پیشرفتی در آنها صورت نگرفته است. سیستم های آموزشی متحجر شده اند و دانش آموزان به گونه ای تربیت نمی شوند که خلاقانه بیاندیشند و تنها به تقلید از عقاید دیگران می پردازند.

اگر در عصر طلایی مسلمانان، دانش پژوهان مسلمان و محقیق، زیر نظر یک تشکیلات روشنفکری قرار می گرفتند اکنون مسائل و مشکلات به مراتب کمتر بود. در چند دهه گذشته در مدارس علیمه شیعه پیشرفت هایی صورت گرفته است اما مدارس دینی سنی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به عربستان سعودی وابسته اند، تنها به ترویج و تدریس سلفی گری و وهابیت  پرداخته اند. عملکرد این مدارس دینی تلاش برای کاهش گرایی، ضرورت گرایی و بنیاد گرایی است که منجر به نوعی رویکرد افراطی و متعصب شده است. اگر کسی می خواهد بداند که تروریست ها از کجا می آیند کافی است که این مدارس دینی که به تدریس وهابیت می پردازند، را پیدا کند.

اگرچه می شود انحطاط الگوی آموزشی اسلام سنتی را درک کرد اما نمی توان به طور دقیق متوجه شد که چرا محققین مسلمان متون و مستنداتی را که من کشف کرده ام، نادیده می گیرند. در بسیاری از دانشگاه های بزرگ کشورهای غیرمسلمان به منابع و کتاب های عربی و اسلامی بیشتری نسبت به بسیاری از دانشگاه های برجسته کشورهای اسلامی می توان دست یافت. زمانی یکی از محقیقی که سه دهه در یک مرکز مطالعات اسلامی پژوهش می کرد، با تعجب از من سوال کرد: ” چرا معملین من هرگز در مورد میثاق های پیامبر چیزی به من نیاموخته اند؟ “. جواب دادن به این سوال اندکی تلخ و شاید حتی گستاخانه به نظر برسد. دلیل اینکه این معلمان این مباحث را درس نمی دهند این است که خودشان نیز هرگز چیزی در مورد آنها نشنیده اند. البته از زمان پیامبر تا اوایل قرن بیستم اطلاعات و مستندات زیادی در مورد این میثاق ها در دست بود اما بعد از آن به فراموشی سپرده شدند. که دلیل آن هم دخالت غرب در جهان اسلام و از هم گسیختگی امت اسلامی بود.

محققین مسلمان در شرایط فعلی و در این برهه حساس تاریخی باید به یک انتخاب دست بزنند: اتصال دوباره به سنت یا ادامه دادن همان راهی که به شکست منجر شده است. تاکنون میثاق های پیامبر به حدود 100 هزار نفر رسیده است. ده ها هزار نفر آن را خوانده اند و صدها محقق از اطلاعات آن پشتیبانی کرده اند. با این حال، بسیاری از محققین سنی که زیر نظر دولت های مشخص عربی فعالیت می کنند از به رسمیت شناختن این متون، منع شده اند.

نادیده گرفتن کتاب میثاق ها، هم تعمدی و هم غیرتعمدی بوده است. اگر سوال کنید که آیا نادیده گرفتن میثاق ها، تلاشی برای سرکوب انگیزه های سیاسی – اجتماعی و روحیۀ پژوهش است؟ باید بگویم حقایق کاملا روشن و  گویا هستند و احتیاجی به توضیح بیشتر نیست.

برخی ملل مسلمان در رنج، ترس، بی اعتمادی و نفاق به سر می برند و امت اسلامی دچار بلا شده است. آیا ما راه خود را گم کرده ایم؟

در واقع طبق  قرآن انسان همواره در خسران است مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.

ما تنها برای هدایت شدن باید به خدا پناه ببریم و از درگاه الهی طلب رهایی از گمراهی را داشته باشیم چرا که خدا هم در قرآن همین را بیان کرده است. مردم نمی توانند تغییر کنند مگر اینکه ابتدا بپذیرند که مشکل دارند. مسلمانان باید با حقیقت مواجه شوند و به جای ستایش از عظمت اسلام در گذشته، مشکلات فعلی اسلام را تشخیص دهند و آنها را بپذیرند. اسلام آینه تمام نمای مسلمانان است. به عنوان پیروان دین اسلام، هر عمل خوب یا بدی هم که ما انجام دهیم، به عنوان نماینده ای از دین اسلام بازتاب می یابد. فعل و انفعالات ما در واقع بازتابی از پیامبر (ص) خواهد بود. به عنوان باورمندان به ایشان، باید تلاش کنیم که او به وجود ما افتخار کند نه اینکه دچار شرمساری گردد. شک ندارم که پیامبر با همه شفقت و مهربانی اش، باز هم ابایی ندارد که از کسانی که به عنوان مسلمان دامن اسلام را و نام پیامبر را آلوده کرده اند، رویگردان باشد و آنها را از اسلام جدا کند. ریسمان الهی آویزان است اما چه کسی به آن چنگ می زند؟ صراط مستقیم روبروی ماست اما چه کسی حاضر است در آن قدم بگذارد؟

بسیاری از مسلمانان ذاتا به خاطر مسلمان بودنشان در صراط مستقیم و مسیر درست قرار دارند اما مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از آنها دارند در این مسیر رو به عقب گام برمی دارند و عقب گرد می کنند.

مسلمانان یک طیف را تشکیل می دهند که شامل چندین درجه می شود. بعضی درستکار و پاکدامن و بعضی نابکارند. بعضی ها به پیروی از رهبرانی می پردازند که آنان را به بهشت رهنمون می شود و بعضی پیرو رهبرانی هستند که آنها را به جهنم سرازیر می کند. بسیاری از مسلمانان امروز بی تفاوت شده اند. آنها در مسیر اسلام قرار دارند اما غفلت می ورزند. البته منظورم همه مسلمانان نیست و نمی خواهم این مسئله را به همه تعمیم بدهم. خوبی های زیادی هم در بین مسلمین وجود دارد. اسلام یک میراث بزرگ از خود به جا گذاشته است. با این حال، مسائل و تعالیم پیش از اسلام و غیر اسلامی هم در جامعه مسلمانان، تاثیر خود را حفظ کرده اند. ما اکنون به یک اصلاح مذهبی نیازی نداریم و نیازی هم نیست که به تفسیرها و بازخوانی های اشتباه از محققین چند قرن گذشته پناه ببیریم.  ما به خلیفۀ فساد نیازی نداریم بلکه امامِ عدالت می خواهیم.

امت اسلامی به یک خیزش جمعی نیاز دارد. اگر قرار است اسلام بازسازی و احیا شود این مسئله باید از پایین به بالا و از درون و از روحمان نشات بگیرد نه اینکه از بالا به پایین باشد و با زور مسلسل و خمپاره بخواهیم اسلام را احیا کنیم. ما تا خودمان را اسلامی نکنیم نمی توانیم جامعه و دیگران را اسلامی کنیم. شاید ما کامل نباشیم اما می توانیم حداقلی از کار خیر انجام دهیم و در راه خدا  فعالیت کنیم. ایمان، امید و پشتکار می تواند زرادخانه روحیۀ دینی و سیاسی – اجتماعی ما باشد.

برای خواندن متن انگلیسی می توانید به شفقنا انگلیسی مراجعه فرمایید:

Dr. John Andrew Morrow to SHAFAQNA: An insight into Prophet Muhammad’s life  (PBUH)

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط