شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

گزارش “السفیر” از حرم امام رضا (ع)

شفقنا افغانستان-جانی که در آستان رضا جا ماند””

گزارش کوتاه روزنامه السفير از حرم امام هشتم(ع)/علی شقير-روزنامه السفير

آواز دلنشين اذان صبح، در ضاحيه جنوبی بيروت گوش تو را می‌نوازد، می‌پرسی: اين صدا از کجاست؟ می‌گويند که اين اذان داستانی دارد:

يکی از مساجد خراسان را مؤذنی بود، با صدايی دل‌انگيز. روزی که درگذشت، متوليان مسجد تازه فهميدند که چرا به فکر هيچ کدامشان نيفتاده است که آواز اذان او را ضبط کنند و نگه دارند تا پس از مرگ او نيز صدای همان مؤذن از بلندگوهای مسجد پخش شود. روزها سپری شد و آنان همچنان در پی کسی با صدايی همانند او بودند.

يک روز صبح، هنگامی که امام جماعت وارد مسجد می‌شود، نواری را می‌بيند که بر منبر افتاده است، گمشده آنان همان بود، آهنگی روح‌نواز که چون به اذان‌گويی بلند می‌شد، بدن آدمی به رعشه می‌افتاد. شايع شد که اين صدا، آواز امام معصوم علی بن موسی الرضا است.

اين داستان را خيلی‌ها باور می‌کنند… اما هر چه باشد، هم شوق شنيدن آن اذان و هم بن‌مايه‌های اين داستان، اينک تو را در بند خود کشيده‌اند، تا در جست‌جوی روحی برآيی که با شنيدن يک اذان سحری از تن تو به پرواز در آمده است.

از فرودگاه مهرآباد تهران تا مشهد روانه می‌شوی…پروازی به مدت يک ساعت و ده دقيقه. می‌گويند پيمودن اين راه با قطار هم لذت خود را دارد، اما فرصت اندک اجازه نمی‌دهد که از هشت تا دوازده ساعت را در راه بمانی.

پيش از فرود، خلبان پرواز بر اساس سنت آشنای مشهدی‌ها، يک چرخ کامل بر فراز حرم امام رضا می‌زند و سپس در فرودگاه بر زمين می‌نشيند.

درجه حرارت از صفر بالاتر نمی‌آيد؛ ولی شور و گرمای درون، از يادت می‌برد که همه اندام‌هايت از حرکت باز ايستاده است؛ پس به راه می‌افتی.

حرم امام رضا در مرکز شهر مشهد واقع است؛ می‌گويند که ساختمان‌سازی در آن‌جا، در امتداد شعاع دايره‌ای با مرکزيت ضريح مطهر گسترش می‌يابد. مشهد در استان خراسان واقع در شمال شرقی ايران، و در فاصله 920 کيلومتری تهران قرار دارد. پيش از اين “طوس” نام داشته است و اکنون به دليل وجود حرم مطهر امام رضا در آن‌جا “مشهد” خوانده می‌شود و حضرت را “غريب طوس” می‌گويند.

از هتل تا حرم 15 دقيقه پياده راه است. در مسير رفتن به حرم، يکی از کسانی که با تاريخ امام رضا آشنايی دارد، می‌گويد که بيست درصد زمين‌های ايران وقف امام رضا است، و همه درآمدهای حاصل از اجاره و سرمايه‌گذاری، به مصرف دست‌اندرکاران شهر مشهد و خادمان حضرت می‌رسد. وی می‌گويد که فراوانی اين اموال چنان است که حتی گاه به صورت وام در اختيار دولت قرار می‌گيرد.

حرم چهار ورودی دارد؛ از باب‌الجواد وارد می‌شوی تا از صحن جامع رضوی و صحن قدس و صحن گوهرشاد بگذری و به ضريح برسی. در همان نگاه اول، باران و سرمای بيرون را از ياد می‌بری. هنر معماری حرم چندان چشمگير است که ديدگانت به‌راحتی نمی‌تواند از آن بگذرد؛ می‌گويند که از فرط دقت معماری، همه قطعات آينه‌کاری ديوارهای حرم شماره‌گذاری شده است.

با اين که اين روزها هيچ مناسبت دينی نيست، مردم مانند روز محشر گرد هم آمده‌اند و تو به‌دشواری در رواق‌ها قدم برمی‌داری. اين سو و آن سو روانه می‌شوی تا روح گمشده خويش را بيابی، برای يک لحظه، از فرط شکوه، ديدگانت ناخواسته غرق اشک می‌شود. از هر گوشه آواز نيايشی بلند است که با ايمانی استوار در دل، و باوری کامل و ترديدناپذير به اين که “مراد” اين جا است، به امام خويش متوسل شده‌اند.

دوستی می‌گويد: معروف است که امام هيچ خواهنده‌ای را از آستان خويش نمی‌راند و زيارت چنين است که بايد صاحب اين آستان تو را دعوت کند و با برآورده شدن سه حاجت به پايان رسد.

در راه بيرون آمدن، آن بخش گمشده خويش را می‌پايی؛ روحی که در جست‌وجوی آن تا اين جا آمده‌ای و اينک همزمان با اذان مغرب در آن جا به گردش در آمده است. آن را می‌گيری، نگاهی به ضريح می‌اندازی و با امام بدرود می‌کنی. در پايان، روح خويش را دوباره به فراموشی می‌سپاری، بدان اميد که آن را تا ديداری ديگر در آستان رضا به‌وديعت گذاشته باشی.

 

ترجمه: شفقنا – رضا مرواريد

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط