شفقنا افغانستان-سال 2015تا 2030،تمام کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش نمایند که به اهداف و شاخصهای انکشاف پایدار با همکاری و تعامل یکدیگر در سه سطح ملی، منطقهای و بینالمللی دست یابند.
افغانستان به عنوان کشوری در حال انکشاف پسا جنگ، از 2001 به این سو همگام و همپای با دیگر کشورهای جهان در تلاش است تا خود را به سطح قابل قبولی از انکشاف و رشد برساند. هر چند؛ این مهم در طول یک و نیم دهه گذشته با نوسانات زیادی همراه بوده است و اهداف تعیین شده انکشاف هزاره در افغانستان چندان به دست نیامد، که در چند سال اخیر به ویژه با کاهش رشد اقتصادی نوعی از واپس گرایی نیز به چشم می خورد.
تاسی به اهداف انکشاف پایدار سازمان ملل که به عنوان یک سند چشم انداز تا سال 2030 مطرح شده است، زمینه ساز تغییر در کشورهاست. افغانستان نیز به عنوان یکی از امضا کنندگان این سند ملزم به رعایت اهداف هفده گانه آن است. در افغانستان سکرتریت اهداف انکشاف پایدار بر عهده وزارت اقتصاد است و وزارت اقتصاد مکلف است سند چشم انداز انکشاف افغانستان را تهیه و ارائه کند.
عدم وجود سند چشم انداز انکشاف ملی یکی از چالش های اساسی فرا راه اهداف انکشاف پایدار سازمان ملل است، که متاسفانه انکشاف پایدار کشور را با توجه به سند چشم انداز اهداف انکشاف پایدار با مشکلات عدیده مواجه ساخته است که این مقاله به طور گذرا به آن پرداخته و به مدیریت کلان مملکت و به ویژه سکرتریت اهداف انکشاف پایدار- وزارت اقتصاد را نسبت به سند تحول 2030 در حد توان آگاه می سازد.
کلمات کلیدی:
تحول، مدیریت کلان، اهداف انکشاف پایدار، سند چشم انداز، وزارت اقتصاد، افغانستان، آجندای 2030
1. مقدمه
بر اساس اهداف اعلام شده توسط سازمان ملل، از سال 2015تا 2030، «پیوست 2 و پیوست 3» تمام کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش نمایند که به اهداف و شاخصهای انکشاف پایدار با همکاری و تعامل یکدیگر در سه سطح ملی، منطقهای و بینالمللی دست یابند. این بیانیه با عنوان «دگرگون ساختن جهان ما، آجندای 2030 برای انکشاف پایدار» منتشر گردید و وزارت اقتصاد جمهوری اسلامی افغانستان مسولیت و سکرتریت پیشبرد آن را بر عهده گرفت.
آجندای 2030، همان طور که گفته آمد “سند دگرگون سازی جهان ماست” که این امر در افغانستان بدون نگاه استراتژیک به امر تحول امکان پذیر نیست. استراتژی تحول نیازمند تغییرات در سطوح نرم افزاری و سخت افزاری است که با در نظر داشت سابقه افغانستان به ویژه با توجه به گزارش ” اهداف انکشاف هزاره” که نتوانست نتایج قابل قبولی را علیرغم وجود بودجه به دست بیاورد، آیا این مهم در پانزده سال آینده و بر اساس آجندای 2030 قابل تحقق خواهد بود؟
آیا ایجاد سندهای چشم انداز، پلان سازی و تهیه پالیسی های کلان مملکت بدون حضور مردم و جوانب ذیدخل و پشت درهای بسته می تواند راه گشای حرکت سنگ بقه ای تغییر در افغانستان باشد؟ آیا آجندای 2030 بدون داشتن سند چشم انداز ملی می تواند راه را برای انکشاف پایدار کشور باز کند و افغانستان را همگام با دیگر کشورهای منطقه و جهان به کشوری با حداکثر رفاه اجتماعی در سال 2030 تبدیل نماید؟ شاخص های انکشاف پایدار ، چگونه باید افغانستان را متحول سازد؟
در این مقاله که به سفارش ریاست پلان و پالیسی وزارت اقتصاد جمهوری اسلامی افغانستان به سوالات بالا از دید مدیریت تحول به عنوان یک استراتژی جهت حرکت به سوی انکشاف پایدار و اهداف آن پرداخته می شود و در مورد هر چهار سوال از دید انتقادی بحث شده و نتیجه گیری و پیشنهاداتی در انتها ارائه می گردد.

2.1) بیان مسئله:
آیا افغانستان بر اساس آجندای 2030 به انکشاف پایدار در سال 2030 نظر به مشکلات موجود دست خواهد یافت؟
امنیت به عنوان یک فاکتور مهم در عدم دست یابی به انکشاف همیشه مورد نظر بوده است، که دولت افغانستان به عنوان یک عامل پیشگیرانه تطبیق اهداف انکشافی هزاره از آن یاد کرده بود. این فاکتور در افغانستان به قوت خود باقی است و عدم امنیت، شاخص های عمده رشد اقتصادی را تحت الشعاع قرار داده است. برای اینکه کشور بتواند، بر مرکب انکشاف پایدار بنشیند باید برای ایجاد امنیت در سطح کشور تلاش شود و این ممکن و میسر نیست مگر اینکه در سطح مدیریت کلان تحول ایجاد شود و نگرش عامه مردم تغییر کند. برای ایجاد تغییر، زمان لازم است و برای آوردن تحول تغییر، بنابراین؛ مادامی که امنیت در کشور تامین نشود، رسیدن به انکشاف پایدار ناممکن به نظر می رسد، اما همت جمعی می تواند این مهم را دست یافتنی کند.
آیا کشوری که دارای سند چشم انداز ملی نیست، می تواند به انکشاف پایدار دست یابد؟
افغانستان کشوری است جمیع المشاکل، یکی از مشکلاتی که فرا راه هر حرکت انکشاف محور است، عدم وجود سیاست های مشخص، پلان های جامع و سند چشم انداز است. ویژن و میژن فقط در دستور کار سازمان های غیر انتفاعی است و برای کسب منافع مادی از سرمایه های بادآورده سازمان های مدد رسان، در حالیکه این دو در مدیریت کلان کشور نه تعریف شده است و نه جایی دارد. سند استراتژی انکشاف ملی افغانستان بر اساس اهداف انکشاف هزاره ایجاد شده بود، به این نمی پردازیم که چه قدر به اهداف آن به عنوان یک سند استراتژی انکشاف دست یافتیم اما؛ آن سند بر اساس نسخه خارجی سند اهداف انکشاف هزاره، تهیه شده بود و مقتضیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قومی و … در آن به خوبی در نظر گرفته نشده بود، که سرانجام به نظر می رسید متولیان امور فقط فرمت گزارش را پر کردند و برای سازمان ملل به عنوان گزارش روان نمودند. امید است، بر اساس استراتژی های تحول، سکرتریت اهداف انکشاف پایدار در افغانستان، سند انکشاف پایدار افغانستان را تهیه و در آن رویکرد مشارکتی در نظر گرفته شده باشد، در غیر آن صورت این سند کارایی لازم را برای ایجاد تحول در افغانستان نخواهد داشت و وقتی کاری انجام نشود، ناچار مسولین آن از سیاست گزارش پشت درهای بسته استفاده خواهند کرد که جایگاه افغانستان را به شدت پایین خواهد آورد.
عدم وجود سند چشم انداز انکشاف افغانستان، تهیه سند انکشاف پایدار را با مشکل بزرگی مواجه ساخته است، چرا که درک از منابع کشور، سرعت تحول، فاکتورهای تغییر، عوامل موثر بر فاکتورهای تغییر، تحلیل SWOT و … همگی در هاله ای از ابهام قرار دارند و تهیه سند انکشاف پایدار افغانستان بر اساس آجندای 2030 تیری خواهد بود در تاریکی …!
شاخص های انکشاف پایدار ، چگونه باید افغانستان را متحول سازد؟
نگارنده به شدت به ارزیابی شاخص های انکشاف “میردال” که به آرمان های نوشدن معروفند، در افغانستان معتقد است، بر اساس آن شاخص های ارزیابی:
خردگرایی
- انکشاف دانش و اجرای مؤثر برنامه ریزی انکشاف
- افزایش بهره وری
- ارتقا سطح زندگی
- برابری اقتصادی و اجتماعی
- بهبود نهادها و رفتارها و عادات و رسوم
- استحکام و قوام ملی
- استقلال ملی
- دموکراسی به طور ریشهای وگسترده در جامعه
- انضباط اجتماعی
ملی سازی این شاخص می تواند راهگشای شاخص های انکشاف پایدار در افغانستان باشند، اما؛ به نظر می رسد در افغانستان کمتر به این شاخص های انکشاف توجه شده است، در حالیکه، زیربنای، شاخص های رشد و انکشاف پایدار توجه به این شاخص ها به عنوان یک اصل بر تحول اجتماعی و اقتصادی کشور است.
2. افغانستان ما
2.1) تحول در افغانستان
اندیشه ی مشترک، عزم جمعی، داشتن استراتژی و پلان فاکتورهای مهم و موفقیت آمیز برای دست یابی به اهداف انکشاف پایدار در هر جامعه است. موارد ذکر شده در بردارنده تمامی عوامل موثر بر تحول است که به شکل هفت S مکنزی سالیان سال منشا تحولات اساسی در سازمان های مهم دنیا بوده است. افغانستان به عنوان یک کلان سازمان باید تغییر را در سطح مدیریت کلان ایجاد، رهبری و مدیریت کند تا با ایجاد تحول پایدار به انکشاف پایدار و به تبع اهداف و شاخص های تعیین شده در اهداف انکشاف پایدار در سطح منطقه و جهان دست یابد.
اندیشه مشترک و عزم جمعی ناظر بر تغییرات نرم افزاری از هفت S مکنزی است که ایجاد تحول در آن از چالش های عمده فرا راه انکشاف پایدار است، به طور طبیعی، سبک های زندگی(فرهنگ)، مهارت ها، ارزشها، نیروی انسانی فاکتورهای مهم مقاومت کننده در مقابل تغییر خواهند بود که مقدمه تحول است؛ در حالی که سیستم، ساختار و استراتژی را می توان همیشه تغییر داد، اما تغییر در آن ها نیز مستلزم تحول در فاکتورهای نرم تحول هستند، و تغییر در فاکتورهای نرم در گرو زمان می باشند، بنابراین؛ برای ایجاد تحول به نفع انکشاف پایدار در افغانستان زمان کلیدی ترین عامل می باشد که هرچند سیزده سال برای آن کوتاه است اما “آب دریا گر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید”! بسیج عمومی افکار، برای انکشاف می تواند راه گشای انکشاف پایدار در کشور باشد.
موسسه مطالعات انکشاف پایدار افغانستان امیدوار است، سکرتریت اهداف انکشاف پایدار بتواند منعطف به زمان فعالیت های از پیش تعیین شده اش را رهگیری کرده و عملیاتی سازد، تا به شاخص های تحول در سال 2030 دست یابد.
2.2) تهیه سند چشم انداز ملی
سند چشم انداز ملی سوای سند اهداف انکشاف پایدار در افغانستان می تواند مدیریت کلان را به سوی مسیرهای انکشاف راهنمون شود. این تحول در سطح فاکتورهای سخت قابل تفسیر است، که هر کشوری معمولا با توجه به منابع در دست داشته اش آن را برای دراز مدت تهیه می کند و پس از توشیح توسط مراجع زیربط اجرایی می نمایند. این سند می تواند خود به برنامه های انکشاف کوتاه مدت تری تبدیل شود که در آن حالت SMART شده و شاخص های تغییر در آن قابل اندازه گیر می باشد. متاسفانه در افغانستان این سند وجود ندارد و دولت ها با توجه به سلیقه های خود شاخص های انکشاف را تهیه، تعبیر و تفسیر و برای دست یابی به آن ها اقدام می کنند، که به نظر می رسد، همیشه در یک سر در گمی سر کلاف را از دست داده است. موسسه مطالعات انکشاف پایدار امیدوار است مدیریت کلان کشور در این عرصه وارد عمل شده و با یک رویکرد مشارکتی – ملی آن سند را برای طولانی مدت تهیه و در اختیار سازندگان سیاست های کلان کشور قرار دهند تا از بحران در یافتن اهداف جلوگیری شود.
3.2) شاخص های برتر انکشاف
دست یابی افغانستان به دو شاخص کاهش مرگ و میر مادران و دسترسی مردم به آب آشامیدنی صحی ، شاید از کلان ترین رویداد هایی باشد که برای رسانه ها ومردم عام کشور خوشایند است.[1]این دو شاخص در حقیقت آرمان های پنجم و ششم اهداف انکشاف هزاره سوم بودند. به نظر می رسد در گزارش هایی که در این مورد داده شده است به نحوی اغراق صورت گرفته باشد، زیرا هنوز بیماری هایی که ناشی از آشامیدن آب غیر صحی است ریشه کن نشده است و هنوز مادران زیادی در سراسر افغانستان با خطر مرگ و میر دست و پنجه نرم می کنند، البته؛ تا حدی دست یابی به این شاخص ها صحیح است که در مقابل هزینه های گزافی که مصرف شده است ناچیز می باشد. انتظار می رود برای دست یابی به اهداف آجندای 2030؛ با تغییر در مدیریت، تحول کلانی در دست یابی به شاخص ها به دست آید. انکشاف شاخص های میردال برای رشد و پایداری انکشاف، در افغانستان به نظر موسسه مطالعات انکشاف پایدار افغانستان ضروری به نظر می رسد و باز ضرورت تغییر در مدیریت، تحول در انکشاف را نشان می دهد.
این موسسه امیدوار است، مدیریت کلان افغانستان راهکارهای مناسب برای رشد شاخص های میردال در افغانستان روی دست گیرد تا با دست یابی به شاخص های کشتی پایدار انکشاف کشور را در سال 2030 به سر منزل مقصود برسانیم. البته در این راه نیاز است، با تشریک مساعی جمعی و با استفاده از رویکردها، استراتژی ها و یافته های تحقیق های علمی و اکادمیک، راه برای ایجاد تحول گشوده شود. هر چند، تحول با استفاده از این رویکرد، آهسته، پیوسته و تدریجی است اما دارای ثبات و پایداری می باشد.
3. نتیجه گیری
با توجه به چالش هایی که تشریح شد افغانستان برای هم پا شدن با جامعه جهانی برای رسیدن به اهداف انکشاف پایدار، از پیش باید برنامه های خود را برای مقابله و ریشه کن کردن آسیب های جدی ای که اهداف را تهدید می کند، اعلام نماید. به علاوه از آن جاییکه که کشور به شدت وابسته به منابع مالی خارجی است، باید به نحو احسن سازمانی تحت عنوان مدیریت بهره وری مصرف منابع ایجاد شود، تا از ریخت و پاش بی مورد و فساد آور جلوگیری گردد که این مهم نیازمند عزم راسخ سکرتریت اهداف انکشاف پایدار جهت بازاندیشی در سیستم مدیریتی اهداف می باشد.
نویسنده انور آسایی
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
