شفقنا افغانستان-سید حسین موحد بلخی: طلبه و طالبان (علم…) از مظلوم ترین اقشار اجتماعی اند که امروز کمتر در دیدها می آیند و می نمایند؟؛ اما همه جا حضور داشته و خدمت رسانی می کنند. در حقیقت مرگ و زندگی مردم، به دست آن ها اداره می شود. آن ها از مردم، با مردم و از گهواره تا گور، رفیق و راهنمای مردمند…
شقی ترین و نا اهل ترین ها نیز از یک عالم دینی بی نیاز نیستند؟! آنهای که به اصل خدا و دین باور ندارند؛ باز حد اقل در پیوند زندگی مشترک شان، به یک طالب علم دین و عالمان دینی نیازمندند! طوری که در سفر آخرین… خود نیز قطعا خواهان بیچاره و نیازمند بی چون و چرای این قشر عظیم می باشند…
امروز، گرچه شماری از شیادان، ا ز این سمت و سو نیز، نقبی به دنیا و مافیها زده اند؟ و یا این نام و عنوان مقدس، هم ردیف خشونت در کشور ما شده است؟! اما واقعیت امر غیر این است… که مجال ذکرش نیست.
راستی یک طلبه چگونه آغاز و چگونه ادامه می دهد و چکار می کند؟ خواستگاه و دیدگاه و گستره ی پندار و کردار او چیست؟ جایگاه تاریخی و اجتماعی او چگونه تعریف می شود؟ تفصیل این مقال مجال دیگر می طلبد…
اما چکیده ی از فرایند طلبگی و اشاره به شهید مزاری:
1. یک طلبه از صفر شروع می کند و تا دم مرگ ادامه می دهد…
2. تنها توکل او به خدا و توسل به اهل البیت (ع) است.
3. دور نمای زندگی او از جهت مادی کاملا مبهم، اما از حیث معنوی روشن روشن است.
4. هدف او این است که علم دین را بیاموزد و خود روشن و روشنی شود.
5. مردمش را روشن کند.
6. روشنگری از لوازم کار و مسئولیت شرعی و جزء ذات او می باشد، نه از سنخ الزامات و قرار داد های اجتماعی…
7. خواستگاه او بیشتر از روستا ها و کوه ها و محیط های پاک و پیراسته ی طبیعی است، که با انگیزه ی بالا و والای “تقرب به خدا” و خدمت به خلق او، وارد میدان می شود…
8. هیچ تضمین و تامینی، جز همان توکل و توسل…، ندارد. از لحاظ معاش و پاداش، نیز جزء عائله ی مردم خویش می باشد.
9. وضع وجوهات شرعی برای تامین بخور و نمیر طلبه ها و توسعه ای “حوزه های علمیه” انجام گرفته است که آن هم در این فتنه ها، بی سر و سامان می نماید؟!
10. زندگی یک طلبه ی واقعی از یک کار گر، ساده تر و یا برابر با آن است.
11. طلبه ها معمولا در بین خویشاوندان شان بیشتر مورد بی مهری قرار می گیرند.
12. میدان مشق روشنی و روشنگری طلبه ها از گهواره تا گور ادامه می یابد.
13. به رغم همه ی نا مهربانی ها و کم و کاست ها، 99 % هدایت ها و قیادت های مردمی به دوش طالبان و عالمان دینی بوده و خواهد بود.
14. طلاب، چیزی از خود ندارند هرچه را می گویند باید از (قرآن و سنت= عترت) بگیرند و بگویند.
5. جایگاه تاریخی و اجتماعی طلاب، همان مسند پیامبران و معصومان، (محراب و منبر…) می باشد که نبض حیات دینی و دنیایی از آن و با آن می زند و می تپد.
16. یک طلبه نه در زیر سیاست و نه در بر آن، بلکه بر زبر آن حرکت می کند و از آن جا به هدایت گری عام و خاص می پر دازد.
17. او، تنها و تنها هدایت بخش و اصلاح گر است نه سیاست گر و فساد گستر…
18. یک طلبه اگر صالح بود، عالم به صلاح می رسد و اگر فاسد شد، جهان را به تباهی می کشاند.
یک طلبه “واحد کالالف”است. و با هر قشر دیگر از زمین تا آسمان فرق دارد.
یک طلبه “قائد است نه سائق”؛ صادق است نه کاذب…
19. در متن مردم جا دارد، نه در حاشیه ای آن …
20. او مدرک ندارد، اما مدرج تا بخواهی دارد. دانش و علم او نور است نه “بنای آخور…”
21. خدمت به خلق تکلیف اوست نه دست آورد علم اندوزی و قدرت طلبی او؟!
22 . او فدایی است، نه بار دوش جامعه.
23. او مجاهد و مهاجر است، نه تاجر و طلبکار…
24. زندگی تحصیلی او را مقاطع و مدارک نمی سازد، بلکه مدارج فضائل او، مراتب شخصیتی او را می نمایاند.
25. تمام زندگی او یک مقطع دارد: و “من المهد الی اللحد”در حرکت و پویش است.
26. اگر کسی را دیدید که زندگی او با نادار ترین ها و پیشوایان دینی ما فرق دارد؛ بدانید که او طالب عالم دین نیست؛ کاذبی است که نقبی نا روا به این سو زده است. از او بر حذر باشید و نه از دین و طالب علم…، گریزان.
27. شهید استاد “عبد العلی مزاری” یکی از این سالکان بود و از این مسافران است؛ که امروز به ناروایی شخصیت او انکار می شود؟! او طالب علمی بود که از آبشخور دین تغذیه می کرد… او پشت سر انبیا و اولیا قرار داشت نه در صف خاک اندیشان و خون خویشاوندان…؛ او همه چیز خود را به راه خدا و سعادت مظلوم ترین بندگان او فدیه داد. عدالت خواهی، آزادی طلبی… او بر این مبنا استوار بود. درود بر او. والسلام.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
